پس از تسلط طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱، زنان بهطور گسترده از حقوق اساسی خود محروم شدهاند. محدودیتهای اعمالشده توسط طالبان وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان را بحرانی کرده است. یکی از گروههای آسیبدیدهتر که حقوقشان نقض شده و صدایشان شنیده نمیشود، زنان سرپرست خانواده هستند که با مشکلات زیادی روبهرو شدهاند. وضعیت این زنان به یک بحران انسانی جدی و خاموش تبدیل شده است. این زنان با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی فراوانی مواجهاند و رنجهایی را بر دوش میکشند که به گفته خودشان، آنان را به سوی نابودی میکشاند. زنان سرپرست خانواده در کنار مشکلات اقتصادی، با چالشهای اجتماعی و امنیتی نیز دست و پنجه نرم میکنند. آنان با سلب حق کار، به هیچ منبع درآمدی دسترسی ندارند. بسیاری از این زنان شوهرانشان را در جریان ۲۰ سال گذشته در جنگ با طالبان و حملات انتحاری این گروه از دست دادهاند و اکنون هیچ نانآوری ندارند و حیران ماندهاند که برای جلوگیری از گرسنهگی چه کنند. برخی از زنان سرپرست خانواده که پیش از این بازنشسته شده و حقوق تقاعدی دریافت میکردند، اکنون هیچ منبع درآمدی ندارند.
زنان سرپرست خانواده در افغانستان با مشکلات اقتصادی، چالشهای اجتماعی و امنیتی فراوانی دستوپنجه نرم میکنند. زنانی که مسوول تامین مخارج روزمره خود و اعضای خانوادهشان هستند، محدودیتهای شغلی اعمالشده بر آنها راه را برای تامین هزینههای زندهگیشان مسدود کرده و فشارهای اجتماعی نیز بر این بحران افزوده است. این زنان به دلیل ممنوعیتهای طالبان، نمیتوانند به هیچ منبع درآمدی دسترسی پیدا کنند و قادر به تامین نیازهای مالی خود نیستند.
سرشار، یکی از زنان سرپرست خانواده که به دلیل نگرانیهای امنیتی تنها تخلصش ذکر شده، میگوید که نانآور پنج عضو خانوادهاش است. او میگوید که پیش از ممنوعیت کاری زنان، در یکی از موسسات داخلی کار میکرد و حالا یک ماه میشود که خانهنشین شده است. به گفته او، شوهرش پس از تسلط طالبان بیکار شده بود و او تنها نانآور پنج عضو خانوادهاش بوده است.
سرشار میافزاید: «چهار روپیه معاش میگرفتم که برای روزگار و مصارف خانوادهام میشد. اما عالیجنابها [طالبان] آن را از ما گرفتند و ما را خانهنشین کردند. در این روزها به ۱۰ روپیه محتاجم. خداوند جوری را بیاورد و ناجوری را نیاورد. اگر خدای نخواسته مشکلی پیش بیاید و یکی از اعضای خانواده مریض شود به دلیل بیپولی، بیکاری و فقر، برای تداوی پول ندارم.»
زنان سرپرست خانواده میگویند که یکی از بزرگترین نگرانیهای آنان، تامین یک وعده غذایی برای فرزندانشان است. هزاران زن که خود سرپرست خانواده هستند، نمیدانند چگونه باید نیازهای اولیه خود را برآورده کنند. آنان میگویند که این مشکل در فصل سرد سال و بهویژه در مناطق دورافتاده، شدت بیشتری پیدا کرده است.
زرمینه (نام مستعار)، زنی که شوهرش را در جنگ با طالبان از دست داده، میگوید که علاوه بر رنج نبود همسرش، از غم و اندوه عدم تامین یک لقمه نان برای فرزندانش زمینگیر شده است. این زن روستایی میافزاید که مانند او، زنان زیادی شوهرانشان را در جنگ با طالبان از دست دادهاند و اکنون همه آنها در وضعیت دشوار زندهگی میکنند. به گفته او، علاوه بر غم نان، خشونتهای خانوادهگی و زخم زبانهای مردم هر لحظه زندهگی آنان را میآزارد.
زنان سرپرست خانواده میگویند که بهطور جدی فراموش شدهاند. این زنان میافزایند که با وجود بار سنگین تامین معیشت خانوادههای خود، هیچگونه حمایت قانونی یا اجتماعی دریافت نمیکنند و هیچ نهادی وجود ندارد که صدای آنان را بشنود. آنان میگویند که نمیتوانند از حقوق خود برای حفظ خانواده یا دستیابی به برابری اجتماعی دفاع کنند. به گفته آنها، با سیطره فکری طالبان در جامعه، حمایت اجتماعی از دست رفته و نگاه جامعه به آنان تحقیرآمیز شده است.
شرمیلا (نام مستعار)، کارمند پیشین وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی، میگوید که شوهرش را از دست داده و اکنون تنها نانآور خانوادهاش است. او میافزاید که شش فرزند کوچک دارد و پس از تسلط طالبان با مشکلات فراوان روبهرو شده است. به گفته او، تمام مصارف خانواده بر دوش خودش است و نمیداند چگونه باید کرایه خانه و سایر مخارج روزمره را تامین کند. او میگوید: «از زمانی که شوهرم را از دست دادم، خودم سرپرست خانواده هستم. قبلاً معاشی که میگرفتم خرج زندهگی و مصارف فرزندانم میشد، اما اکنون حیران ماندهام که چگونه زندهگی را سپری کنیم. مشکلات زندهگی بر دوش ما سنگینی میکند.»
این زن سرپرست خانواده از نهادهای کمککننده و سازمانهای بینالمللی میخواهد که به وضعیت زنان سرپرست خانواده رسیدهگی کنند. به گفته او، در کنار اینکه حق این زنان تلف شده، صدای آنان نیز شنیده نشده و فراموش شدهاند. او تصریح میکند که در این زمستان سرد «در آسمان ستاره و در زمین بوریا» ندارد و به شدت نگران وضعیت کودکانش است.
این زنان میگویند که اقدامات فوری و موثر از سوی نهادهای مدافع حقوق زنان و سازمان ملل متحد برای حمایت از آنان باید صورت گیرد. به گفته آنان، سازمانهای غیردولتی و سازمان ملل متحد میتوانند در این راستا به زنان سرپرست خانواده کمک کرده و فرصتهای شغلی ایجاد کنند تا این زنان بتوانند بهطور مستقل امرار معیشت نمایند.
این زنان در حالی از وضعیت دشوار و بیصدایی خود شکایت دارند که طالبان در بیش از سه سال گذشته دهها فرمان منعکننده علیه زنان و آزادیهای اساسی آنان صادر کردهاند که بهطور کامل زنان را از جامعه حذف کرده است.
چندی پیش، کشورهای شیلی، فرانسه، مکزیک، اسپانیا، کاستاریکا و لوکزامبورگ موارد نقض حقوق زنان توسط طالبان را به دادگاه کیفری بینالمللی در لاهه ارجاع دادند. این کشورها از دادستان دیوان کیفری بینالمللی خواستهاند تا در مورد ستم مداوم و سیستماتیک طالبان علیه زنان و دختران در افغانستان تحقیق کند. پیش از این، حدود ۲۴ کشور دیگر به گروه طالبان هشدار داده بودند که اگر در سیاستهای سرکوبگرانه خود در قبال زنان افغانستان تجدید نظر نکند، آنها رسماً موضوع را در دادگاه کیفری بینالمللی پیگیری خواهند کرد.






