اکثریت پناهجویان افغانستان در ایران میگویند که مورد خشونت و شکنجه پولیس ایران و رفتار تبعیضآمیز شهروندان این کشور قرار دارند. آنان رفتار مردم ایران و پولیس این کشور را با خود در تضاد با مشترکات فرهنگی- تاریخی، حقوق بشری و همسایهداری میدانند و تاکید میورزند که مورد سوءاستفاده و شکنجه مضاعف قرار دارند. هفته گذشته، نیروهای انتظامی ایران دستوپای یک نوجوان شهروند افغانستان را که مشکل شنوایی داشته گرفتند و مامور دیگری زانویش را روی گردن او گذاشت و در مقابل چشمان مادرش گردن این جوان را شکستاند. شهروندان افغانستان در داخل و خارج این برخورد را با رفتار پولیس امریکا با یک مرد سیاهپوست بهنام جرج فلوید مقایسه کردهاند. سرپرست نمایندهگی افغانستان در سازمان ملل، این رفتار را مغایر اصول پذیرفتهشده جهانی و قوانین مهاجرت خوانده است. برخی از حقوقدانان افغانستان، مهاجرستیزی و رفتار غیرانسانی پولیس ایران را نتیجه فاجعهبار فقدان حاکمیت قانون و التزام قانونی به حقوق بشر میدانند.
هفته گذشته، ویدیویی در شبکههای اجتماعی و رسانهها منتشر شد که نشان میداد نیروهای انتظامی ایران، یک نوجوان مهاجر را در مقابل چشمان مادرش شکنجه میکنند. در این ویدیو دیده میشود که یک مامور امنیتی ایران زانوی خود را برگردن این نوجوان گذاشته و چند تن دیگر دستها و پاهایش را محکم گرفتهاند و به فریادها و تقلاهای مادر این نوجوان هیچ نوع تمکین نمیکنند.
یک روز بعد ویدیویی از خانواده سید مهدی موسوی که با خشونت شدید از سوی نیروی انتظامی ایران بازداشت شده بود، در رسانهها و شبکههای اجتماعی بهصورت گسترده دستبهدست شد. در این ویدیو برادر و مادر این نوجوان از شرایط جسمی و بازداشت او سخن میگویند.
برادر مهدی موسوی در این نوار توضیح میدهد که او ناشنوا و کمتوان ذهنی است. او میگوید که برادرش را میخواستند سوار موتر کنند و هیچ نوع مدرکی نخواستند. به گفته او، برادرش به دلیل سنگین بودن گوشهایش متوجه نشده و پولیس فکر کرده با آنها لج کرده است. به گفته او، یکی از آلههای شنوایی مهدی که با دشواری تهیه شده بود زیر پای پولیس له شده و از بین رفته است.
او میگوید: «تب دارد و در شوک است… در حال خودش نیست. داکتر سیروم به او وصل کرده و مقداری دارو داده تا حالش بهتر شود.»
مادر مهدی موسوی هم میگوید: «پسر من مظلوم است. مشکلات جسمی دارد… کافر، کاری که در حق پسر من کردند را نمیکند.»
این در حالی است که اکثریت پناهجویان افغانستان در ایران، از بدترشدن وضعیت زندهگی خود در این کشور ابراز نگرانی میکنند. آنان میگویند که از ترس انتقامجویی طالبان، تداوم بیکاری و فقر روزافزون به ایران پناه بردهاند، اما در این کشور علاوه بر اینکه با رفتار غیرانسانی پولیس روبهرویند، شهروندان عادی ایران نیز با آنان بهگونه تبعیضآمیز و حقارتبار برخورد میکنند.
پناهجویان افغانستان در ایران میگویند که از رفتن به بیرون و خیابان میترسند و نیز برای خرید اشیای ضروری و نان از کارفرمایان ایرانی خود مدد میجویند. به گفته آنان، پولیس ایران «بامدرک و بدون مدرک» را بازداشت و به شکل اجباری اخراج میکند و مهاجران از سوی برخی مردم ایران نیز مورد تحقیر و لتوکوب قرار میگیرند.
نجیبالله شجاع، یکی از کارکنان رسانهای که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، به ایران رفته وضعیت مهاجران را رقتبار توصیف میکند. او میگوید که نان گرفته نمیتواند و نیز از ترس پولیس ایران از جای بودوباش خود بیرون نمیشود.
آقای شجاع میافزاید: «در یک شرکت ایرانی مشغول کار هستم. این ایرانی برایم نان میآورد. وضعیت به حدی خراب است که نانواییها به اتباع [پناهجویان افغانستان] نان نمیدهند و بهانه کارت بانکی میکنند. ایرانی برایم توصیه کرد که بیرون نروم تا وضعیت آرام شود. گفت که منطقه خاور شهر خاتون آبان، اتباع را مردم لتوکوب کردند با هرچه دستشان بود. همین که بفهمند اتباع است حمله میکنند.»
این پناهجو که تجربه توهین و تحقیر شدن از سوی فروشندهگان ایرانی را نیز دارد، از تجربه تلخ تحقیر خود سخن میزند. او میگوید: «چند روز قبل تعمیرگاه رفتم تا گوشی همراه خود را تعمیر کنم، گفتم اپلآیدی گوشی من مشکل دارد، دکاندار گوشی را از دستم گرفت و گفت: افغانی هستی؟، گفتم: افغانستانی! گفت: چقدر پررو هستین شما! مگر افغانی آیفون دارد؟»
آقای شجاع میافزاید که حدود ۱۰ ایرانی دیگر حضور داشتند و آنان نیز حرفهای ناپسند زدند. او میگوید که برایشان تفهیم کرده که قانونی آمده و ویزه دارد، اما همه آنان با برخورد «نژادپرستانه» از نگهبان خواستند که او را از فروشگاه بیرون کند.
این پناهجو تصریح میکند که یکی از این افراد به دنبالش آمد و گفت: «اگر میخواهی گوشی، پول و هر چیزی که داری ازت نگیریم همین الان گم شو از این دور ورا! بغض گلویم را سخت گرفته بود، گفت: فهمیدی؟ نمیتوانستم صحبت کنم و بازهم حرفهای زشتش را تکرار کرد و منم با سنگینی بغض در گلو گفتم: باشه…!»
همزمان پنج منبع دیگر نیز تایید کردهاند که در وضعیت بسیار دشوار در ایران بهسر میبرند و نمیتوانند از خانههای خود بیرون شوند. آنان میگویند که مهاجرستیزی در ایران شدت گرفته و پولیس این کشور هیچ تمکینی به ویزهدار و بدون ویزه نمیکند و با دشنامهای رکیک پناهجویان را توهین و رد مرز میکند.
به گفته این پناهجویان، تنها مکانی که قبلاً در تهران مهاجران مورد آزارواذیت قرار نمیگرفت شهرک غرب منطقه هفت بود که در این روزها در مرکز تجارتی گلستان، واقع شهرک غرب، تمام کارگران را جبراً اخراج کردهاند که این نشان میدهد خشونت و مهاجرستیزی شدت گرفته است.
واکنشها به شکستاندن گردن سید مهدی موسوی توسط پولیس ایران
شکستن گردن سید مهدی موسوی توسط پولیس ایران، با موج گسترده واکنشهای شهروندان افغانستان، فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی روبهرو شده است. شماری از شهروندان افغانستان در آلمان با تجمع در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در برلین، نسبت به شکنجه این نوجوان اعتراض کردند.
اعتراضکنندهگان با حمل پلاکاردهایی، علیه سیاستهای مهاجرستیزی جمهوری اسلامی شعار دادند و خواستار توقف اخراج دستهجمعی مهاجران شدند و از جامعه جهانی خواستند به وضعیت پناهجویان در ایران توجه کند.
نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندهگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد، نیز گفته است که رفتار پولیس ایران با مهاجران افغانستان مغایر با اصول و معیارهای پذیرفته شده جهانی و قوانین مهاجرت است. او شکنجه سید مهدی موسوی توسط پولیس ایران را غیرانسانی و غیراسلامی خوانده است.
همچنان سید طیب جواد، سفیر پیشین افغانستان در روسیه، با اشتراک گذاشتن ویدیویی که پولیس ایران سید مهدی را زیر زانوهایش در برابر چشمان خانوادهاش شکنجه میکند، این رویداد را وحشیانه توصیف کرده و آن را شبیه برخورد پولیس امریکا با «جورج فلوید» دانسته است. به گفته او، پولیس ایران در یک اقدام وحشیانه، گردن سید مهدی، معلول شنوایی، را شکستانده و این تراژدی مداوم «افغانهای فراموش شده» را نشان میدهد.
آقای جواد افزوده است: «طالبان معیشت، وطن و حقوق تحصیلی آنها [شهروندان افغانستان] را برهم میزند و جمهوری اسلامی روح آنها را در هم میزند و زانو برگردن شکننده آنها میگذارد. هردو رژیم، شهروندان و انسانیت را ناکام میگذارند، اما شهروندان دلسوز در هر دو طرف متحد میشوند تا بربریت را محکوم کنند.»
از سوی دیگر، دکتر محمد امین احمدی، عضو کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی پیشین، شکنجه سید مهدی موسوی توسط نظامیان ایرانی را از «نتایج فاجعهبار فقدان حاکمیت قانون و التزام قانونی به حقوق بشر در نهادهای مجری قانون در ایران و افغانستان» خوانده است.
آقای احمدی نوشته است: «پولیس و حکومت ایران در برخورد با مظنونین، افراد متخلف از جمله مهاجران غیرقانونی هیچ توجهی به وظایف قانونی خود در مورد حقوق بشری این گونه افراد ندارند، چون در این زمینه آموزش ندیدهاند، مقررات و آییننامههای مشخص برای آنها تدوین نشده است تا از حقوق مظنونین و مهاجران غیرقانونی محافظت کنند.»
این عضو کمیسیون نظارت بر تطبیق قانونی اساسی پیشین افزوده حکومتهایی که آموزش حقوق بشر را در نهادهای مجری قانون خود جدی نمیگیرند و سازوکار قانونی مناسب را برای رعایت و تطبیق آنها به وجود نمیآورند، موفق به برقراری حاکمیت قانون نمیشوند و همیشه برای خود و دیگران فاجعه خلق میکنند.
همزمان دو کارزار حمایت در شبکههای اجتماعی زیر نام «پایت را از گلویم بردار» و «حق مهاجر» راهاندازی شده است. کاربران شبکههای اجتماعی این اقدام پولیس ایران و سکوت شهروندان این کشور را مایه شرمساری در برابر انسانیت توصیف کردهاند. این کاربران مطالبات حقوقی مهاجران در ایران را مطرح کردهاند.
حسینعلی عدالت، یک کاربر، شکنجه سید مهدی موسوی را غمانگیز و دردآور خوانده و نوشته است: «شکنجه و شکستاندن گردن مهدی در پیش چشمان مادرش توسط پولیس ایران هیچگونه توجیه انسانی ندارد و فقط توجیه آن بیوطنی، بیپناهی و درماندهگی است و این میتواند سرنوشت دیگر مهاجرین باشد.»
برخی از ایرانیان نیز به این اقدام واکنش نشان داده و آن را نژادپرستانه توصیف کردهاند. ژیلا بنییعقوب، روزنامهنگار ایرانی، در توییتی نوشته است: «پایی که برگردن یک کودک معلول گذاشته شده، پایی روی تمام ارزشهای انسانی است. این کودک که چند درد جسمی را تحمل میکند نیازمند حمایت است نه خشونت.»
خانم یعقوب از متولیان امور در ایران پرسیده است: «آیا با انسانیت اینقدر بیگانه شدهایم که حتا یک کودک معلول هم از آن بینصیب میماند! …کلاهت را بالاتر بگذار نژادپرست! وقتی که خشونت نسبت به یک کودک معلول هم وجدان را در تو بیدار نمیکند. نه به نژادپرستی.»
همچنان صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران، میزان دسترسی پناهندهگان به حقوق بشریشان در ایران و کشورهای غربی را مقایسه کرده است. او گفته که پناهندهگان در کشورهای غربی از حقوقی برخوردارند، اما در ایران بعد از سالها پناهندهگان حقوقی ندارند.
آقای زیباکلام در توییتی نوشته است: «یکبار دیگر موج بگیر بگیر و اخراج افغانستانیهای نگونبخت که از بد حادثه به ما پناه آوردهاند توسط نیروی انتظامی به راه افتاده است.»
گفتنی است که حفاظت از مهاجران در کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندهگان، پروتکل ۱۹۶۷ آن و همچنین در تعهداتی تحت سازمانهایی مانند کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندهگان (UNHCR) و سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) تاکید شده است. ایران عضویت این کنوانسیونها و سازمانها را دارد و باید به تعهدات آنها عمل کند.





