فرض کنید اگر روزی از ما بپرسند بزرگترین هزینه پنهان فقر، جنگ، ضعف مدیریت و «توسعه بیضابطه» در افغانستان چیست، ما پاسخ را نباید تنها در جادههای ویران، ساختمانهای فروریخته و زیرساختهای نابودشده جستوجو کنیم. بخشی از این هزینه، خاموشتر جمع شده است: در شُشهای مردم، در آب آلوده، در خاک، در غذا، در محل کار کارگران و سرانجام در بدن انسان. متاسفانه که کشورما با افزایش انواع مختلف بیماریهای غیرواگیر روبهروست و سرطان یکی از نگرانکنندهترین بخشهای آن است. برآوردهای «گلوباکان» وابسته به آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان برای سال ۲۰۲۲، حدود ۲۴ هزار مورد جدید سرطان و نزدیک به ۱۷ هزار مرگ ناشی از آن را برای کشور تخمین زده است. این ارقام برآورد شده است، نه ثبت کامل. در کشوریکه تشخیص، ثبت بیماری و دسترسی به درمان در بسیاری مناطق محدود است، واقعیت میتواند سنگینتر از اینها باشد.
اما مساله اصلی رقم سرطان نیست؛ مساله این است که چه مقدار از بیماریهایی که امروز بهعنوان سرنوشت فردی دیده میشود، در واقع نتیجه محیطی است که بر مردم تحمیل میشود؟ این پرسش ما را از شفاخانه به کارخانه، از دواخانه به معدن، از اتاق معاینه به تانکتیل و از مطب داکتر به سیاست اقتصادی میبرد. سرطان تنها در بدن آغاز نمیشود. در بسیاری از موارد، زنجیرهای از مواجههها در محیط زندهگی و کار، خطر را بالا میبرد. از اینجاست که پای «اقتصاد آلودهگی» بهمیدان کشیده میشود.
در اقتصاد محیطزیست، آلودهگی نمونه کلاسیک «هزینه خارجی» است که فرد یا شرکتی از فعالیتی سود میبرد، اما تمام هزینه آن را خودش نمیپردازد؛ بخشی از آن بهوسیله پخش آلودهگی به جامعه منتقل میشود. بهگونه نمونه، موتر فرسوده و دودزا برای مالکش سود دارد، اما هزینه دود آن را هزاران نفر دیگر میپردازند. و یا سوخت ارزان بیکیفیت برای مصرفکننده جذاب است، اما هزینه واقعیاش در بیماریهای تنفسی و قلبی، کاهش بهرهوری و مرگ زودرس ظاهر میشود. گرچند که معدن درآمد و شغل ایجاد میکند، اما اگر آبوخاک را آلوده کند، هزینه سالها بعد به خانوادههای روستاهای اطراف میرسد. زبالهسوزی برای کسیکه میخواهد از شر زباله خلاص شود، سادهترین راه است؛ اما شُشهای کودکان همسایه هزینهاش را میپردازد. اینجاست که آلودهگی از مشکل محیطزیستی به مساله اقتصادی و اخلاقی تبدیل میشود.
اصل پرسش ما این نیست که آیا توسعه لازم است یا نه؟ همه میدانیم که کشور ما بهشدت به سرمایهگذاری، انرژی، صنعت و استخراج منابع نیاز دارد. سوال این است: چه نوع توسعهای و هزینهاش را چه کسی میپردازد؟ اگر سود را یک نفر یا یک شرکت ببرد و هزینه بیماری را عموم، ما با توسعه پایدار روبهرو نیستیم؛ چون بخشی از هزینه تولید را از دفترحساب شرکت خارج کرده و به دفترحساب جامعه منتقل کردهایم. این یکی از خطرناکترین اشتباهات اقتصادی در کشوری مانند افغانستان است.
افغانستان سرمایهای دارد که در هیچ معدن ثبت نشده است: نیروی انسانی. کارگریکه بهدلیل بیماری زودهنگام از اثر آلودهگیها از بازار کار خارج میشود، فقط یک بیمار نیست؛ یک واحد تولید، درآمد و مهارت از اقتصاد کم شده است. مادریکه ماهها برای درمان فرزندش کار نمیکند، بهرهوری خانواده را پایین میآورد. خانوادهای که پسانداز اندک خود را برای درمان خرج میکند، ممکن است سالها در فقر عمیقتر گیر بماند. بیماری خودش یک شوک اقتصادی است. وقتی بیماری حاصل آلودهگی قابل پیشگیری باشد، پرسش اقتصادی جدیتر میشود: چرا جامعه باید هزینه
چیزی را بپردازد که میتوانست از ابتدا جلو تولیدش گرفته شود؟
در اینجا آلودهگی هوا جایگاه ویژهای دارد. سازمان جهانی بهداشت ذرات بسیار ریز معلق در هوا (ذرات کوچکتر از ۲.۵ میکرون) و سایر آلایندهها را با بیماریهای قلبی، سکته، بیماری مزمن ریه و سرطان ریه مرتبط میداند. این ذرات ریز به عمق ریه نفوذ و برخی هم وارد جریان خون میشوند. در افغانستان آلودهگی فقط از یک منبع نمیآید: سوختهای جامد و آلاینده در خانه، وسایل نقلیه فرسوده، گردوغبار، فعالیتهای ساختمانی، سوزاندن زباله و فعالیتهای صنعتی همزمان نقش دارند.
مطالعات براساس دادههای بار جهانی بیماری برای سال ۲۰۱۹، حدود ۳۷ هزار مرگ منتسب به آلودهگی هوا را برآورد کردهاند. بیماریهای قلبی، سکته، بیماریهای مزمن تنفسی و سرطان ریه در میان پیامدهای مهم آن قرار دارند. اگر آلودهگی هوا را فقط از زاویه سرطان ببینیم، بخش بزرگی از فاجعه را ندیدهایم. آلودهگی ممکن است سالها قبل از تشخیص سرطان، سلامت را فرسوده کند. نباید همه موارد سرطان را به یک آلاینده نسبت داد؛ چونکه انسان در طول زندهگی خود با مجموعهای از عوامل روبهرو میشود: هوای آلوده، دود داخل خانه، دخانیات و نسوار، غذای نامناسب، مواد شیمیایی، آب ناسالم، عفونتها، استرس، شرایط کاری نامناسب و عوامل ژنتیکی. این عوامل میتوانند با هم عمل کنند. ادعای اینکه هر مورد سرطان ناشی از آلودهگی است، علمی نیست. اما نادیدهگرفتن آلودهگی هم علمی نیست. وقتی عامل خطر در مقیاس جمعیت گسترده باشد، حتا افزایش نسبتاً کوچک در خطر فردی میتواند به بار بزرگی از بیماری در سطح جامعه تبدیل شود.
آب هم داستان دیگری از همین بحران است. آلودهگی با فاضلاب، مواد شیمیایی، پسماند، فلزات سنگین و فعالیتهای معدنی سلامت جوامع را تهدید میکند. مشکل افغانستان فقط آلودهگی نیست؛ کمبود نظارت پیگیر و داده قابل اتکاست. وقتی آب یک منطقه بهطور مرتب آزمایش نشود، نمیتوان با اطمینان گفت خطر وجود ندارد. نبود داده، نبود آلودهگی نیست. این جمله باید در مرکز سیاست محیطزیستی کشور ما قرار گیرد.
مواد شیمیایی نیز نیازمند توجه جدی است. ظرفیت مدیریت خطرات شیمیایی و حوادث مرتبط با آنها همچنان محدود است. در کشاورزی، استفاده نادرست یا بیش از حد از آفتکشها و کودهای شیمیایی میتواند خاک و آب را تحت فشار قرار دهد و باقیماندهها وارد زنجیره غذایی شود. اگر خاک تخریب شود، آب آلوده شود و سلامت کارگران بهخطر بیفتد، هزینه در آینده در کاهش بهرهوری زمین، افزایش هزینه درمان و کاهش امنیت غذایی ظاهر میشود.
حساسترین بخش داستان معادن است. افغانستان میخواهد از منابع معدنی برای ایجاد درآمد و توسعه استفاده کند. این حق کشور است. اما معدنکاری بدون استانداردهای محیطزیستی میتواند ثروت زیرزمینی را به بدهی زیستمحیطی روی زمین تبدیل کند. هر معدن باید با حساب واقعی سنجیده شود: درآمد چقدر است؟ چقدر شغل ایجاد میکند؟ چه مقدار مالیات تولید میکند؟ در مقابل، چقدر آب مصرف میکند؟ چه مقدار پسماند تولید میکند؟ چه مواد شیمیایی وارد محیط میشود؟ خطر برای کارگران و جوامع اطراف چقدر است؟ هزینه احیای منطقه پس از پایان استخراج چقدر خواهد بود؟ اگر کارگر یا عضو جامعه محلی بیمار شود، چه کسی هزینه را میپردازد؟
اگر این هزینههای پنهانی در محاسبه اقتصادی وارد نشود، رقم سود مصنوعی است. بخشی از هزینه واقعی در حساب شرکت نیست؛ در بدن مردم و محیطزیست ذخیره میشود. ارزیابی اثرات محیطزیستی نباید تشریفات اداری برای گرفتن مجوز باشد. باید بخشی از حسابداری اقتصادی پروژه باشد. معدنی که سود خصوصی دارد ولی هزینه آلودهگی عمومی ایجاد میکند، باید مالیات و تضمین محیطزیستی متناسب بپردازد. معدنکار باید بداند آلودهگی رایگان نیست. صنعت باید بداند دود رایگان نیست. سوخت آلوده نباید فقط به این دلیل ارزانتر باشد که هزینه سلامت در قیمت محاسبه نشده است. «ارزان» همیشه ارزان نیست. گاهی چیزی که امروز ارزان میخریم، فردا با سلامت خود میپردازیم.
دخانیات و نسوار از عوامل قابلپیشگیری سرطانند و باید با جدیت با آنها مقابله شود. تغذیه نامناسب، کمتحرکی، چاقی، برخی عفونتها و عوامل ژنتیکی نیز سهم خود را دارند. اما تمرکز بر رفتار فردی نباید مسوولیت سیاستگذار را پنهان کند. نمیتوان به مردم گفت هوای پاک تنفس کنید، وقتی هوای شهرتان آلوده است. نمیتوان گفت آب سالم بنوشید، وقتی نظارت کیفیت آب پیگیری نمیشود. نمیتوان به کارگر گفت از مواد شیمیایی دوری کنید، وقتی محل کار فاقد تجهیزات حفاظتی است. سلامت فقط انتخاب فرد نیست؛ محصول محیطی است که سیاستگذار ساخته است. و اینجا به عدالت میرسیم. آلودهگی بهطور مساوی توزیع نمیشود. کسیکه توان مالی دارد، ممکن است خانه مناسبتر، سوخت بهتر، غذای سالمتر و دسترسی به درمان داشته باشد. اما کارگر معدن، خانواده کمدرآمد، کودک محله فقیر، زن خانهای که با سوخت کثیف آشپزی میکند یا سگرتفروشی که ساعتها کنار جاده در معرض دود است، سهم بسیار بزرگتری از آلودهگی را دریافت میکند. آلودهگی میتواند انواع مختلف نابرابری را بهوجود آورد: فقر انسان را بیشتر در معرض آلودهگی قرار میدهد و آن آلودهگی بیماری تولید میکند و آن بیماری درآمد را کاهش میدهد و کاهش درآمد فقر را عمیقتر میکند. این «حلقه شیطانی» اگر شکسته نشود، نسل بعد هم به ارث میبرد.
مبارزه با سرطان نباید فقط با ساخت چند بیمارستان و خرید دارو تعریف شود. تشخیص زودهنگام، درمان، رادیوتراپی، دارو و نیروی متخصص ضروریاند. اما اگر سرچشمه خطر همچنان فعال باشد و ریشههای آن خشکانیده نشود درمان بهتنهایی کافی نیست و حتا هزینه را بلند میبرد. اگر کشور میلیاردها افغانی برای درمان هزینه کند ولی همان زمان اجازه دهد آلودهگی بدون کنترل ادامه پیدا کند، با یک دست خود بیماری را درمان و با دست دیگر خود بیماری جدید تولید میکند. پیشگیری محیطی بخشی از سیاست سلامت و سیاست اقتصادی پایدار است.
جمعبندی
افغانستان به یک نظام ملی پایش محیطزیست نیاز دارد؛ نظامیکه کیفیت هوا و آبوخاک را بهطور منظم اندازهگیری کند و دادهها را در دسترس مردم قرار دهد. برای شهرهای بزرگ، ایستگاههای واقعی پایش ذرات بسیار ریز معلق و سایر آلایندههای مهم ایجاد شود. کیفیت سوخت آزمایش شود. زبالهسوزی در فضای باز متوقف شود و مدیریت پسماند از حالت رهاسازی و سوزاندن به یک سیستم واقعی تبدیل شود. مواد شیمیایی کشاورزی ثبت و کنترل شوند. کارگران معادن تجهیزات حفاظتی، آموزش و نظارت داشته باشند. پروژههای بزرگ معدنی ارزیابی واقعی اثرات محیطزیستی و اجتماعی داشته باشند.
مهمتر از همه، هزینه آلودهگی باید وارد محاسبات اقتصادی شود. باید بدانیم آلودهگی هوا هرسال چه مقدار هزینه درمان ایجاد میکند، چند روز کاری از دست میرود، چند سال عمر سالم از بین میرود، چقدر بهرهوری نیروی کار کاهش مییابد و چقدر خانوادهها بهدلیل بیماری به زیر خط فقر سقوط میکنند و چه مقدار از این هزینه را میتوان با سیاستهای پیشگیرانه کاهش داد. این را میتوان «حساب ملی هزینه آلودهگی» نامید.
تا وقتی آلودهگی در حسابهای اقتصادی صفر یا نزدیک به صفر نشان داده شود، تصمیمگیرنده ممکن است تصور کند فعالیت آلاینده سودآور است. اما اگر هزینه واقعی سلامت و محیطزیست محاسبه شود، ممکن است معلوم شود بعضی پروژههایی که روی کاغذ سودآور بهنظر میرسند، در واقع برای جامعه هزینهزا و در ضمن مشکلزا هستند. محیطزیست هزینه توسعه نیست؛ بخشی از سرمایه ملی است. آب سالم سرمایه است. هوای سالم سرمایه است. خاک سالم سرمایه است. نیروی کار سالم سرمایه است. و کودکی که امروز در هوای آلوده رشد میکند، سرمایه انسانی فردای کشور است. اگر این سرمایهها تخریب شوند، کشور فقیرتر میشود؛ حتا اگر در همان زمان تولید معدن، صادرات یا درآمد دولت افزایش یافته باشد.
اصطلاح «کشور سرطانی» بیش از آنکه علمی باشد، باید زنگ هشدار باشد. ما نمیتوانیم بدون داده کافی ادعا کنیم افغانستان در حال تبدیلشدن به «کشور سرطانی» است؛ اما میتوانیم با اطمینان بیشتری بگوییم کشور با بار سنگین خطرات محیطی و بیماریهای غیرواگیر مواجه است و آلودهگی هوا یکی از عوامل مهم این بیماری است. هشدار ما این نیست که فردا افغانستان کشور سرطانی میشود؛ هشدار واقعی این است: اگر امروز آلودهگی را ارزان، استخراج را بیهزینه، سوخت آلوده را عادی و تخریب محیطزیست را بدون حساب اقتصادی رها کنیم، فردا هزینهاش را با بیماری و مرگ پرداخت خواهیم کرد.
راهحلهایی مطابق با شرایط فعلی افغانستان
ممنوعیت فوری زبالهسوزی در فضای باز در شهرها و حومهها با حکم محلی و نظارت مردمی؛ الزام ساده و قابلاجرا برای معادن کوچک و متوسط (تهیه ماسک و دستکش حفاظتی برای کارگران و ثبت اولیه محل تخلیه پسماند)؛ ایجاد چند ایستگاه نظارتی هوا در کابل، هرات، مزار و جلالآباد با همکاری نهادهای موجود و انتشار نتایج برای مردم؛ آزمایش نمونه کیفیت سوخت در تانکتیلهای اصلی و اعلام نتایج عمومی؛ ادغام ارزیابی اثرات محیطزیستی واقعی در روند صدور مجوز معادن بزرگ با مشارکت نمایندهگان جوامع محلی؛ آموزش کوتاهمدت کارگران معدن و کشاورزان درباره خطرات مواد شیمیایی و راههای ساده حفاظت شخصی. این اقدامات هزینه سنگینی نمیخواهد، اراده و اولویت میخواهد.
افغانستان اکنون در برابر یک انتخاب قرار دارد: اقتصادیکه آلودهگی تولید میکند و هزینهاش را به مردم میدهد؛ یا
اقتصادیکه از منابع خود استفاده میکند، اما هزینه واقعی توسعه را محاسبه کرده و از محیطزیست و سلامت مردم بهعنوان سرمایه ملی حفاظت میکند. انتخاب نخست ممکن است امروز ارزانتر بهنظر رسد؛ اما تاریخ، صورتحساب آن را به نسل بعد خواهد فرستاد. و شاید تکاندهندهترین سوال همین باشد: اگر آلودهگی امروز سود ماست، چه کسی هزینه بیماری فردا را خواهد پرداخت؟
در کشور ما معمولاً ریزگردها را فقط براساس حجم و غلظت ذرات اندازهگیری میکنند و به ترکیب شیمیایی و سمّی آنها توجه کافی نمیشود. این موضوع بسیار مهم است. افغانستان از بادهای موسمی که از کشورهای عراق، ایران و مناطق اطراف میوزند، متاثر میشود. این بادها میتوانند آلایندههای ناشناختهای را با خود بیاورند که متخصصین ما هنوز توانایی تشخیص کامل آنها را ندارند. در ترکیب این ذرات ممکن است مواد شیمیایی خطرناک و حتا مواد پرتوزا (رادیواکتیو) وجود داشته باشد. اندازهگیری صرف حجم ذرات، بدون تحلیل ترکیب شیمیایی، تصویر ناقصی از خطر واقعی به ما میدهد و میتواند سیاستگذاری را گمراه کند. پایش ترکیب شیمیایی ریزگردها باید بخشی از نظام ملی پایش محیطزیست شود.
منابع
- گلوباکان ۲۰۲۲ (آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان): برآورد حدود ۲۴٬۲۷۵ مورد جدید سرطان و ۱۶٬۹۲۳ مرگ درافغانستان.
- مطالعه بار جهانی بیماری ۲۰۱۹: حدود ۳۷٬۰۳۳ مرگ منتسب به آلودهگی هوا در افغانستان.
- سازمان جهانی بهداشت: آلودهگی هوا بهعنوان خطر عمده برای سلامت؛ ارتباط ذرات بسیار ریز
معلق با بیماریهای قلبی، سکته، بیماری مزمن ریه و سرطان ریه؛ پروفایل سلامت و محیطزیست
افغانستان درباره ظرفیت محدود مدیریت خطرات شیمیایی. - دفتر منطقهای سازمان جهانی بهداشت برای شرق مدیترانه: بار بیماریهای غیرواگیر درافغانستان و سهم سرطان، بیماری قلبی و بیماریهای مزمن ریوی.






