انستیتوت صلح ایالات متحده امریکا گفته که طالبان بهجای وضع ممنوعیت کامل بر رسانههای مستقل، محدودیتهای نظارتی و اقدامات تنبیهی را برای محدود کردن آزادی بیان و کنترل رسانهها، اعمال کردهاند. به گفته این نهاد، رویکرد متناقض این گروه در قبال رسانهها فرصتی را برای گسترش آزادی بیان و فضای مدنی فراهم آورده است. این نهاد تأکید کرده که باید از رسانههای این کشور حمایت شود. از نظر این سازمان، فعالیت قدرتمند رسانههای تبعیدی و افزایش حضور رسانههای آنلاین، سبب شده تا طالبان ادامه حضور رسانههای داخل کشور را که تحت نفوذ این گروه فعالیت میکنند، کماکان بربتابند. به گفته این نهاد، آزارواذیت منظم و غیرقابل انکار طالبان به افزایش خودسانسوری منجر شده و رسانهها نمیتوانند احکام محدودکننده این گروه را نادیده بگیرند؛ اما با این وجود، روزنامهنگاران در موارد فراوان مرزهای محدودیت را شکسته و عملکرد طالبان را به نقد کشیدهاند. این نهاد پیشنهاد کرده که باید خبرنگاران با ابزارهای رمزگذاری و VPN مجهز شوند تا از موانعی که دسترسی به اطلاعات را محدود میکنند، عبور کنند.
انستیتوت صلح ایالات متحده در یک مطلب تحلیلی گفته است که تصمیم استراتژیک طالبان مبنی بر حفظ کار رسانههای غیردولتی، ریشه در نگاه سودجویانه و ابزاری این گروه دارد. باری سلام، تحلیلگر این انستیتوت، در مطلب تحلیلی نوشته است که طالبان بهجای منع کامل فعالیت رسانههای مستقل، محدودیتهای نظارتی و اقدامات تنبیهی را وضع کردهاند تا از این طریق رسانهها را کنترل کرده و تحت نفوذ خویش درآورند.
تحلیلگر این انستیتوت خاطرنشان ساخته که نگاه ابزاری طالبان نسبت به رسانهها سبب شده است تا این گروه پس از دستیابی دوباره به قدرت، رسانهها را بهگونه کلی از فعالیت باز ندارد، بلکه با وضع محدودیت و کنترل بیشتر، تلاش کند از حضور رسانهها به نفع گسترش مشروعیت و تقویت روایت خود سود ببرد.
این انستیتوت افزوده است که تصمیم طالبان برای اجازه دادن به فعالیتهای رسانهای در ازای افزایش کنترل و کسب منفعت تبلیغاتی، بهشدت با رفتار دهه ۱۹۹۰ این گروه در تضاد قرار دارد. به گفته انستیتوت صلح امریکا، این تغییر موضع، «فرصت نادر» را برای رسانهها و جامعه بینالمللی فراهم میکند تا برای گسترش آزادی بیان و ایجاد فضای مدنی تلاش بیشتر کنند.
انستیتوت صلح امریکا نخست تحلیلی از راهبرد رسانهای و تبلیغاتی طالبان در زمان شورشگری ارایه میدهد و سپس به برخورد طالبان با رسانهها پس از رسیدن به قدرت میپردازد. در این تحلیل، چنین وانمود شده است که سیاست کنونی طالبان در قبال رسانهها با راهبرد تبلیغاتی بیست سال گذشته طالبان پیوند داشته و در ادامه آن شکل یافته است.
تحلیلگر انستیتوت صلح ایالات متحده گفته که طالبان پس از سال ۲۰۰۱ چشمانداز رسانهای خود را تغییر دادهاند. به گفته او، طالبان از اوایل سال ۲۰۰۵ به بعد استراتژی اطلاعاتیشان را با ابزارهای رسانهای مدرن آراسته و با فضای رسانهای جدید خود را همگام کردهاند.
باری سلام افزوده که استفاده از ابزارهای دیداری در کمپاینهای تبلیغاتی، از جمله تصاویر، نقاشیها، ویدیوها و پلتفرمهای آنلاین که در حاکمیت نخست این گروه، ممنوع بود، نخستین گام طالبان برای عیارسازی خود با فضای جدید رسانهای و تبلیغاتی بود.
انستیتوت صلح ایالات متحده توضیح داده که طالبان برای برآوردن اهداف استراتژیک، از جمله تقویت روایت یکدست در میان پیروان خود، بیشترین بهره لازم را از رسانهها و ابزارهای مدرن تبلیغاتی بردهاند. نویسنده با اشاره به سیاستهای تبلیغاتی موثر طالبان در زمان شورشگری افزوده است که این گروه، پیامهای خود را آگاهانه با کدها و چارچوبهای فرهنگی، دینی و ملی عیار میساخت و با کاربرد کلمات آشنا از قبیل استعمار، اشغال، کفار، تکلیف دینی، شهادت و حاکمیت، تلاش میکرد پذیرش و همنوایی بیشتر مخاطبان را در روستاها جلب کند.
افزون بر این، به گفته نگارنده، طالبان پیامرسانی و تبلیغات را بهصورت سازمانیافته در راستای برآوردن اهداف خاص بهکار میبستند. بهگونه مثال، از نشر فلمهای هیجانانگیز حملات نظامی برای ترغیب جوانان به جهاد و سربازگیری کار میگرفتند و یا با نشر شبنامههای تهدیدآمیز، مردم را عملاً از همکاری با دولت و نیروهای خارجی باز میداشتند.
رویکرد دیگر تبلیغاتی طالبان در زمان شورشگری، که تحلیل به آن اشاره دارد، تلاش طالبان برای ایجاد فاصله میان دولت و مردم است. در این راستا، طالبان در محتوای نشراتیشان پیوسته از ضعفهای نیروهای خارجی و دولت از جمله حملات شبانه، تلفات غیرنظامیان، بازرسی خانهها و فساد و ناکارایی حکومت سود میجستند.
تحلیلگر انستیتوت صلح امریکا میگوید که طالبان تا سال ۲۰۰۸ توانستند یک دستگاه پیچیده تبلیغاتی را بهکار انداخته و نهتنها از وسایل سنتی مانند شبنامهها، خطبههای مذهبی، اشعار و نشریات چاپی سود میبردند، بل به روشهای مدرن از جمله نشر و پخش دیویدی، ایجاد وبسایتهای چندزبانه و استفاده موثر از تلفونهای همراه نیز روی آوردند.
انستیتوت صلح امریکا تصریح میکند که با افزایش محبوبیت رسانههای دیجیتالی پس از سال ۲۰۰۹، رویکرد طالبان برای استفاده از پلتفرمهایی مانند یوتیوب، فیسبوک، توییتر، تلگرام و واتساپ برای اطلاعرسانی گستردهتر شد و زمینه خبررسانی و تعامل این گروه را با رسانههای داخلی و خارجی افزایش داد. به باور تحلیلگر، طالبان با ایجاد صدها حساب تهاجمی در شبکههای اجتماعی، پیوسته پیامهای ناتو را به چالش میکشیدند، مخالفان خود را زشت جلوه میدادند، منتقدان خود را عملاً تهدید میکردند و رسیدن به قدرت را برای همباوران خود نوید میدادند.
باری سلام تاکید میکند که طالبان با استفاده از شیوهها و ابزارهای موثر تبلیغاتی، توانستند حضور روانی محسوسی از خود در فضای مجازی بهجا بگذارند.
نگارنده همچنان تصریح میکند که با افتتاح دفتر طالبان در قطر و آغاز مذاکرات رسمی ایالات متحده با این گروه، «شورشیان» هوشمندانه وارد رسانههای همگانی افغانستان شدند و فعالیتهای بینالمللی خود را گسترش دادند.
به گفته نویسنده، در نهایت، توافقنامه دوحه بر روایت ضد اشغالگری طالبان مهر صحه گذاشت و این گروه را در جنگ اطلاعاتی برنده میدان ساخت.
انستیتوت صلح امریکا گفته است که طالبان از زمانی که کنترل قدرت در افغانستان را دوباره بهدست گرفتهاند، به نوعی رویکرد سودجویانه در قبال رسانهها روی آوردهاند. به گفته تحلیلگر، این رویکرد ریشه در همان راهبرد تبلیغاتی دارد که در بازگشت طالبان به قدرت نقش مهم داشت. در همین خصوص، نویسنده با استناد به پیامهای طالبان در زمان شورشگری که میگفتند «در نبردهای امروزی، نمیتوان بدون رسانهها پیروز شد» اضافه میکند که این گروه ظاهراً در صدد است تا از رسانهها بهعنوان ابزار استراتژیک و سلاحی برای ترویج روایت و مشروعیت خود کار بگیرد.
اما در عین حال، آقای سلام خاطرنشان ساخته است که کنترل طالبان بر رسانههای مستقل، مطلق نیست؛ زیرا به باور وی، فشار برای کنترل کامل، ممکن است منجر به بستن یا تبعیدشدن رسانههای بیشتر شود و این به سود طالبان تمام نخواهد شد؛ زیرا رسانههای تبعیدشده، غالباً با صداهای رساتر و قاطعتر در برابر روایت طالبانی، در بیرون از کشور دوباره ظهور کردهاند. این در حالی است که رسانههای داخل کشور ناگزیرند تعادل لازم را میان بیطرفی و برخورد مناسب با طالبان رعایت کنند که این کار کماکان به نفع طالبان است.
این انستیتوت به نقل از نهادهای مدافع رسانهها گفته است که از زمان سلطه طالبان بر افغانستان، بیش از سهصد حادثه خشونت، زندانی کردن، یورش بر دفترهای رسانهای، احضار و دستگیری و اقدامهای تنبیهی گزارش شده است. طبق اظهارات این نهاد، هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در فرمانی در جولای ۲۰۲۲، نسبت به برخورد انتقادی علیه طالبان هشدار داده است. افزون بر این، سرپرست وزارت تحصیلات عالی این گروه هم تهدید کرده که هر کسی با قلم یا عمل برای تضعیف نظام طالبان اقدام کند، «واجبالقتل» است.
انستیتوت صلح امریکا گفته که در حال حاضر هیچ قانونی بر رسانههای مستقل حاکم نیست که سبب ایجاد خلای قانونی و حقوقی شده است. به باور این نهاد، طالبان در سراسر افغانستان مختارند مطابق میل خود با رسانهها برخورد کنند و حتا شماری از مقامهای محلی این گروه خواستار بررسی و تأیید مطالب قبل از نشر آن هستند.
تحلیلگر انستیتوت صلح امریکا تأکید کرده که طالبان برای کنترل جریان اطلاعرسانی، محتوای رسانهها را بهشدت نقد و بررسی مینمایند، هشدار صادر میکنند و اقدامات اصلاحی را به اجرا میگذارند. به گفته نویسنده، هر نوع اطلاعاتی که برای رژیم طالبان یا شهرت مقامهای این گروه، مضر تلقی شود، مردود و غیرقابل نشر دانسته میشود. آقای سلام افزوده که طالبان فعالیت چند رسانه مشهور ملی و بینالمللی از جمله روزنامه هشت صبح، بیبیسی، دویچه وله و شمار دیگر را ممنوع کردهاند.
طبق تحلیل انستیتوت صلح ایالات متحده، آزارواذیت منظم و غیرقابل انکار طالبان به افزایش خودسانسوری منجر شده است و رسانهها نمیتوانند احکام محدودکننده این گروه را رد کنند. اما به اعتقاد نویسنده، رسانهها بارها اقدامات طالبان را نادیده گرفتهاند و انتقاد و اعتراضهای شهروندان را بازتاب دادهاند و به زیر سوالبردن فرمانهای منع آموزش و کار زنان مبادرت ورزیدهاند.
تحلیلگر این انستیتوت معتقد است که ظهور رسانههای آنلاین، عامل دیگری است که در چگونهگی برخورد طالبان با رسانههای داخلی از جمله تعطیل آنها، میتواند نقش بازدارنده داشته باشد. او گفته است: «روند جالب دیگری که انتظار میرود طالبان را از سرکوب یا تعطیل رسانههای بیشتر باز دارد، ظهور رسانههای دیجیتال و سازمانهای مدافع در تبعید است. بسیاری از خبرگزاریها یا خبرنگارانی که توسط طالبان مجبور به تبعید شدهاند، با صداهای رساتر و انتقادیتر دوباره ظهور کردهاند.»
انستیتوت صلح ایالات متحده افزوده که رسانههای در تبعید، نقش مهمی در مقابله با کارزار دروغپراکنی طالبان بازی میکنند و پرداختن به مسایل حساس از سوی رسانههای بیرونی بهطور موثر راه را برای پوششهای بعدی از سوی رسانههای داخلی هموار میکند. این انستیتوت خاطرنشان ساخته که تشریک مساعی و اطلاعات میان رسانههای تبعیدی و داخلی، منجر به شکلگیری همکاری دوجانبه نیز شده است.
انستیتوت صلح امریکا تحلیل خود از سیاستهای تبلیغاتی طالبان را در زمان شورشگری و پس از رسیدن به قدرت با چند سفارش برای کمک به نهادهای رسانهای افغانستان به پایان میبرد.
این انستیتوت خاطرنشان ساخته است که به توانمندسازی و حفاظت از روزنامهنگاران زن باید توجه خاص صورت گیرد. در این خصوص روی برنامههای آموزشی، مشورههای روانی، پرداخت معاش و ایجاد همکاری حرفهای میان زنان روزنامهنگار تأکید شده است. همچنان تجویز شده است که رسانههای محلی در استخدام زنان روزنامهنگار و تهیه محتوای مربوط به حقوق زنان پشتیبانی شوند.
افزون بر این، انستیتوت از سازمانهای حقوق بشری خواسته است تا بر حوادث نظارت کرده و از حقوق خبرنگارانی که مورد بدرفتاری قرار گرفته و یا زندانی میشوند، دفاع کنند.
انستیتوت افزوده است که اتحادیهها و انجمنهای حرفهای محلی برای دفاع از آزادی بیان و دفاع از حقوق خبرنگاران در داخل کشور باید بهگونه پایدار تقویت شوند.
به گفته این نهاد، حفاظت از خبرنگاران در برابر فشارهای مضاعف طالبان، نیاز به پشتیبانی فنی برای محافظت از اطلاعات حساس و منابع محرمانه دارد. این نهاد تاکید کرده که خبرنگاران باید با ابزارهای رمزگذاری و VPN مجهز شوند تا از موانعی که دسترسی به اطلاعات را محدود میکنند، عبور کنند.
تحلیلگر انستیتوت صلح ایالات متحده پیشنهاد میکند که یک مکانیسم اضطراری عملی برای شناسایی، تخلیه و اسکان مصون خبرنگارانی که با تهدیدهای جدی مواجه میشوند، باید روی دست گرفته شود. او افزوده که باید آینده را پیشبین بود و باید از همین حالا با شرکتهای فناوری کار صورت بگیرد تا در صورت اعمال محدودیتهای احتمالی بر کاربرد انترنت، راههای دسترسی پایدار و مداوم مردم به انترنت مد نظر گرفته شود.
تحلیل انستیتوت صلح ایالات متحده در حالی نشر شده است که طالبان در دو سال گذشته بهصورت متداوم به بازداشت و سرکوب خبرنگاران و جامعه رسانهای دست زدهاند. بهتازهگی فدراسیون بینالمللی خبرنگاران گفته که طالبان رسانهها را به گروگان گرفتهاند. همچنان سازمان گزارشگران بدون مرز با نشر گزارشی گفته است که رسانهها در افغانستان با خطر نابودی روبهرو شدهاند. این نهاد تاکید کرده که مسوولان رسانهها و خبرنگاران برای زنده ماندن، مجبورند از دستورهای طالبان پیروی کنند.






