پس از آنکه طالبان درهای آموزش بالاتر از صنف ششم را به روی دختران بستند، آموزش آنلاین به یکی از معدود راههای ادامه تحصیل برای آنان تبدیل شد. با این حال، شماری از دختران بازمانده از آموزش میگویند که بهدلیل مشکلات اقتصادی نتوانستهاند از این فرصت استفاده کنند. آنان میافزایند که خانوادههایشان توانایی فراهم کردن امکانات مورد نیاز برای آموزش آنلاین، از جمله تلفن هوشمند، بستههای انترنتی و برق پایدار را ندارند. به گفته این دختران، آنان در خانوادههای پرجمعیت زندهگی میکنند و در بسیاری از موارد تنها یک تلفن ساده در خانه وجود دارد که آن هم در اختیار سرپرست خانواده است. آنان همچنین میگویند که ظرفیت پذیرش بسیاری از مکتبها و کورسهای آنلاین محدود است و بخش بزرگی از این برنامهها به زبان انگلیسی برگزار میشود؛ موضوعی که بهدلیل ناآشنایی بسیاری از دختران با این زبان، استفاده از این فرصتها را دشوارتر کرده است.
این دختران تاکید میکنند که بسیاری از آنان حتا با شیوه استفاده از برنامههای آموزشی آنلاین آشنایی ندارند و کسی نیز برای راهنمایی و آموزش آنان وجود ندارد.
همزمان، خانوادههای این دختران در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که از وجود بسیاری از مکتبها و کورسهای آنلاین و شیوه ثبتنام در آنها آگاهی کافی ندارند. به گفته آنان، حتا در صورت آگاهی نیز مشکلات اقتصادی مانع استفاده از این فرصتها میشود و توانایی تهیه امکانات لازم برای آموزش آنلاین دخترانشان را ندارند. آنان تاکید میکنند که در شرایط کنونی، فراهم کردن امکانات آموزشی مناسب حتا برای پسران خانواده نیز برای بسیاری از خانوادهها ممکن نیست.
سلما، یکی از دختران بازمانده از آموزش در ولایت بغلان، که پیش از محدود شدن آموزش دختران بالاتر از صنف ششم از سوی طالبان، شبها در روشنایی چراغ و در دل تاریکی برای آیندهاش درس میخواند، اکنون بیشتر روزهایش را در چهار دیواری خانه سپری میکند. او میگوید با آنکه درسهای آنلاین در شرایط کنونی تنها گزینه باقیمانده برای ادامه آموزش اوست، اما وضعیت اقتصادی خانوادهاش مانع اشتراک در این برنامهها شده است.
این دختر میگوید: «پدرم توان پرداخت هزینههای آموزش آنلاین را ندارد و به سختی میتواند هزینه زندهگی ما را از طریق کشاورزی فراهم کند. او یک تلفن ساده دارد و باقی اعضای خانواده نیز تلفن ندارند. من با امید زیاد درس میخواندم، اما سرنوشت ما ناخواسته تغییر کرد و تنها امید ما که مکتب بود، از ما گرفته شد. در قریه ما دختران زیادی با همین سرنوشت روبهرو هستند؛ بیشترشان به خیاطی و گلدوزی مشغولند، اما این کارها نمیتواند جای آموزش را بگیرد.»
اما سلما تنها دختری نیست که مسیر زندهگیاش ناخواسته تغییر کرده است. سمیه (مستعار)، یکی دیگر از دختران بازمانده از آموزش در کابل، میگوید با بسته شدن دروازههای مکتب، نه تنها روند تحصیلش متوقف شد، بلکه نظم عادی زندهگیاش نیز از هم پاشیده است. او میافزاید که در پنج سال گذشته خانوادهاش نتوانستهاند زمینه آموزش آنلاین را برایش فراهم کنند. به گفته او، مشکلات اقتصادی و محدودیتهای آموزشی سبب شده مسیر زندهگیاش تغییر کند و بسیاری از آرزوهایش برای آینده از بین برود.
این دختر بازمانده از آموزش میگوید: «زمانی که طالبان وارد کابل شدند، من در صنف هشتم بودم. بهدلیل فوت پدرم، تنها برادرم کار میکرد و ما با مشکلات اقتصادی روبهرو بودیم. به همین دلیل نه تنها نتوانستم در صنفهای آنلاین ادامه تحصیل بدهم، بلکه خانوادهام مرا نامزد کردند. اکنون یک سال از عروسیام میگذرد. فقر و محدودیتها مسیر زندهگی مرا تعیین کرد.»
ناهید سادات، یکی دیگر از دختران بازمانده از آموزش، میگوید با آنکه در یکی از مکتبهای آنلاین پذیرفته شده بود، اما بهدلیل هزینههای بلند نتوانست به ادامه آموزش بپردازد. او میافزاید که دو خواهر دیگرش نیز از مکتب بازماندهاند و هر سه در بیسرنوشتی بهسر میبرند.
این دختر که از سر ناچاری به هنر رسامی روی آورده و زمانی آرزو داشت خبرنگار شود، میگوید: «صنف دهم مکتب را تازه تمام کرده بودم. با چند تن از دوستانم که در مکتبهای آنلاین درس میخوانند در ارتباط هستم. برای من هم پیشنهاد صنف آنلاین شده بود و در مکتب هم قبول شدم، اما به دلیل هزینه انترنت نتوانستم ادامه بدهم. دو خواهر دیگرم نیز از مکتب بازماندند. یکی از آنها قرار بود به پوهنتون برود، اما با بسته شدن دانشگاهها نتوانستند ادامه تحصیل بدهند.»
در همین حال، شماری از خانوادههایی که دخترانشان از آموزش بالاتر از صنف ششم بازماندهاند، میگویند که از وجود چنین برنامههایی آگاهی ندارند و حتا در صورت آگاهی نیز توان فراهم کردن آموزش آنلاین برای فرزندانشان را ندارند.
اسد، یکی از پدران دختر بازمانده از آموزش، میگوید که نتوانسته برای دخترش زمینه آموزش آنلاین را فراهم کند و آگاهی کافی نیز در این زمینه ندارد. به گفته او، به همین دلیل تنها توانسته دخترش را در یک کورس آموزشی ثبتنام کند.
او میگوید: «دختر من از آموزش بازمانده و امکان استفاده از مکتب آنلاین را ندارد. تنها در یک کورس شاملش کردیم، اما بسیار دشوار است و هزینه میخواهد. آموزش آنلاین در افغانستان بیشتر برای خانوادههایی ممکن است که پول دارند و حدود ۹۰ درصد دختران دیگر در خانه مانده و از این فرصت محروم هستند.»
حسن، یکی دیگر از پدران دختران بازمانده از آموزش در پنجشیر، میگوید که در این ولایت آموزش آنلاین برای دختران تنها در خانوادههای دارای توانایی مالی امکانپذیر است. او میافزاید که فقر و نبود آگاهی از سیستم آموزش آنلاین، از مهمترین موانع دسترسی دختران به این نوع آموزش است. به گفته او، در بسیاری از خانوادهها امکانات آموزشی بیشتر برای پسران فراهم میشود و دختران از این فرصت محروم میمانند.
حسن میگوید: «در اینجا دو مشکل اساسی وجود دارد؛ یکی فقر و دیگری نبود آگاهی درباره سیستم آموزش آنلاین. خانوادهها نه توان مالی دارند و نه امکانات لازم مانند تلفن هوشمند و کمپیوتر. در نتیجه، بیشتر دختران یا در خانه میمانند یا نهایتاً به مدارس دینی دسترسی پیدا میکنند.»
پس از سلطه طالبان، دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش محروم شدند. سپس در دسامبر ۲۰۲۲، تحصیل دختران در دانشگاهها نیز ممنوع شد و در دسامبر ۲۰۲۴، آنان از تحصیل در انستیتوتهای طبی نیز منع گردیدند.
براساس آمار نهادهای مختلف، بیش از ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار دختر در افغانستان در نتیجه این تصمیمها از آموزش بازماندهاند. افغانستان در حال حاضر تنها کشوری در جهان است که در آن دختران بهدلیل سیاستهای محدودکننده طالبان، از حق آموزش و کار محروم هستند؛ موضوعی که از سوی بسیاری از نهادها و سازمانهای بینالمللی بهعنوان آپارتاید جنسیتی توصیف میشود.






