«افغانستان به روایت دیگر» کمپاینی است که به وسیله آرمان شهر/ OPEN ASIA و فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر (FIDH) به مدت ۱۰۰ روز تا انتخابات ریاستجمهوری در افغانستان جریان دارد. در این کمپاین شخصیتهای برجسته اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با گفتگو در مورد جامعهای که در برگیرنده حقوق زنان و حقوق انسان باشد، صدای مترقی افغانستان را به گوش میرسانند. حامیان رسانهای این کمپاین روزنامه 8صبح و در سطح بینالمللی روزنامه انگلیسی زبان هافینگتن پست هستند.
چه چیزی در دوران جدید اعتماد شما را جلب کرده و شما آن را بهعنوان یک نوآوری و ابتکار مثبت ارزیابی میکنید؟
در این چند دهه شاهد بروز چندین تحول سیاسی یکی پس از دیگری و نیز تبلور دهه دموکراسی در کشور بودهام. شاهد جنگهای داخلی در دوران مجاهدین بودهام. دوران سیاه استبداد طالبی را هم از سر گذراندهام. اما بهنظر من دوره جدید، یعنی تحولات و تغییرات بعد از کنفرانس بن، کاملا بدیع، جذاب و سازنده بود. افغانستان به نحوی وارد دنیای مدرن و فضای دموکراتیک شد. خود پدیده انتخابات بزرگترین دستآورد کل تاریخ این کشور محسوب میشود. انتخابات گرچه بهصورت متزلزل در همین دوره برگزار شد؛ اما من واقعا از این مساله خرسندم. اینکه نتوانستیم از این فرصت درست استفاده کنیم و یا به اصطلاح، دموکراسی ما با حاکمیت باندهای مافیای همراه شد؛ یا یک عده افراد سودجو ملت و مردم
را گروگان گرفتهاند؛ بعُد دیگر قضیه است. ولی در هر حال حفظ و نهادینه ساختن همین دموکراسی نیم بند، یگانه راه نجات افغانستان است. دموکراسی با شهروند سر و کار دارد نه با قوم؛ ما باید تفکر شهروندی را در افغانستان تقویت کنیم. آزادی بیان و بهطور مشخص آزادی رسانهها یکی دیگر از دستآوردهای چشمگیر این دهه محسوب میشود. ما شبکههای تلویزیونی و نشریههای خوبی داریم. البته هیچکدام این ها تحفه دولت نیست. این مزایا را در قبال خون تعداد زیاد قربانیان بهدست آوردهایم. خبرنگاران ما را سر بریدند، زندانی و تبعید کردند تا به آزادی رسانهای دست یافتیم.
مهمترین ترس امروز شما چیست؟
ترس از ناکامی در گذار به دموکراسی و ناکامی در برگزاری انتخابات. همین حالا عده ای مردم را تحریک میکنند تا در انتخابات شرکت نکنند. میگویند ما به انتخابات نیازی نداریم. اگر در انتخابات پیش رو، تقلبی صورت گیرد، مشروعیت هر دولتی که از درون آن بیرون آید زیر سوال میرود.
بزرگترین چالش پیش روی افغانستان چیست؟
بزرگترین چالش در افغانستان، سطح پایین آگاهی مردم از تفکر شهروندی و نبود شعور سیاسی است. مثلا فردی که حاضر میشود با رای دادن به نمایندگان و سران اقوام، اراده ، شان و وجدان شهروندی خود را به فروش بگذارد. نبود امنیت، کمبود احزاب سیاسی فعال و نهادهای مدنی تاثیرگذار از دیگر چالشهای پیش روی نظام افغانستان است.
آیا جامعه افغانستان امروز اجازه خواهد داد دوباره سناریوی بسته شدن مکاتب به روی دختران و عدم حضور اجتماعی زنان تکرار شود؟
جامعه افغانستان آن قدر از درون ضعیف و شکننده است که اگر عاملی بیرونی قصد چنین کاری را داشته باشد، احتمال بروز این تراژدی زیاد است. اما من به سرمایههای نوظهور این کشور یعنی جوانان آگاه بهعنوان عوامل بازدارنده این تراژدی بسیار باورمندم.
سه عامل بازدارنده که مانع مشارکت زنان در عرصههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است؛ کدامند؟
بزرگترین عاملی که هم اکنون دموکراسی افغانستان را با مشکل روبهرو کرده، حاکمیت تفکر قبیلهای است که در مقابل تفکر دموکراتیک قرار دارد. در تفکر دموکراتیک شما شهروند هستید و در سرنوشت سرزمین و حکومتی که بهوجود میآید؛ نقش دارید. این تفکر قبیلهای به این یا آن قوم مربوط نمیشود بلکه به همگان ارتباط دارد. هنوز برای یک مرد شرمآور است که اجازه دهد دختر جوانش به حوزه رایگیری برود. مساله امنیت خود یکی از عوامل مهم بازدارنده در مقابل مشارکت زنان است. البته باید به سطح آگاهی خود زنان نیز توجه کرد. زنان هنوز به اهمیت حقوق شهروندی خود پی نبردهاند.
سه مطالبه عمده زنان چیست؟
بزرگترین مطالبه زنان، حق دسترسی به آموزش و پرورش مدرن است. همیشه به دلایل مختلف سهم زنان برای دست یافتن به آموزش و پرورش نسبت به مردان بسیار کمتر بوده است. هنوز زنان به اندازه مردها به مکتب و دانشگاه دسترسی ندارند. بسیاری از آنان حتی از سواد حیاتی نیز محروم اند. حق تحصیل از حقوق پایهای هر انسان است. البته در کنار این، زنان از دیگر حقوق خود نیز محروماند. مانند حق انتخاب همسر، حق انتخاب مسکن، حق آزادی رفتار و کردار و… هنوز اکثر زنان تحصیلکرده کشور از حق انتخاب همسر محروماند. فروش زنان در بعضی از مناطق افغانستان به شدت رواج دارد. خیلی از این زنان بهصورت قانونی و با سرپوشی از عرف و سنت فروخته میشوند. هنوز زن افغانستان بر سرنوشت خود حاکم نیست. حق کار و کسب درآمد یکی دیگر از حقوق پایهای زنان است که متاسفانه این حق نیز از زنان افغانستان گرفته شده است. زنان تقریبا هیچ نقشی در سیستم تولید ندارند و بهصورت سیستماتیک در زیر چرخه قدرت مالی مردان له میشوند.
منابع و مراکز قابل اتکا در داخل افغانستان برای پیشبرد حقوق و مطالبات زنان کدامند؟
نهادهای مدنی ای که برای حقوق زنان کار میکنند، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، رسانههایی که در راستای آگاهیرسانی کار میکنند، همه این مراکز نقش پررنگی در پیشبرد مطالبات بر حق زنان ایفا میکنند. ولی آرزو میکنم این مراکز از شکل کلیشهای و نمایشی دربیایند و به حرکت بزرگ ملی تبدیل شوند.
شهروندان افغانستان (اعم از زن و مرد) باید از چه حقوقی بهطور کامل بهرهمند باشند تا افغانستان را بهسوی تعالی و پیشرفت سوق بدهند؟
بزرگترین مساله حقوق شهروندی است. یعنی هر شهروند افغانستان باید همانگونه که در قوانین تصریح شده است از حقوق اولیه، اساسی و مساوی برخوردار باشد. در افغانستان متاسفانه انسانها براساس قوم، مذهب، زبان، منطقه و روابط مافیایی تعریف شده و هویت خود را میسازند. تا زمانیکه شهروندان یک کشور به هویت شهروندی خود دست پیدا نکنند، آن جامعه هیچ وقت جامعه شهروندمحور نخواهد شد.
روزی یک مصاحبه از کمپاین افغانستان به روایت دیگر را در روزنامه 8صبح بخوانید.
برای خواندن متن کامل این مصاحبه لطفا به وبسایت آرمان شهر مراجعه کنید و آن را به انگلیسی در وبسایت روزنامه هافینگتون پست (Huffington Post) بخوانید. همچنین این مصاحبهها در وبسایت فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر (FIDH) نیز قابل دسترس است.
وبسایت آرمان شهر: http://openasia.org
وبسایت فدراسیون بینالمللی حقوق بشر: www.fidh.org





