در چند روز گذشته خبرهایی از هشدار طالبان به هزارههای ساکن ولسوالی گیزاب ولایت ارزگان نشر شد که اگر آنها تا دو ماه دیگر ۱۵ میلیون افغانی به پشتونها نپردازند، باید خانهها و زمینهای خود را رها کنند و کوچانده شوند. این در حالی است که آنها قبلا در دهم اسد امسال ۱۵ میلیون افغانی پرداخت کردهاند و طالبان حالا دستور دادهاند که ۱۵ میلیون دیگر را تا دو ماه آینده بپردازند. براساس گزارش رسانهها، ماجرا بر سر مالکیت ۷۰۰ جریب زمین زراعتی است که کوچیها با حمایت طالبان ادعای مالکیت آن را دارند، در حالی که هیچ گونه سند و مدرکی در دست ندارند؛ اما هزارههای ساکن آن منطقه که دههها مالک آن زمین بودهاند، میگویند که توسط طالبان مجبور شدهاند زمین خود را دوباره بخرند. این نمونهای از وضعیتی است که طالبان بهعنوان یک استراتژی علیه بخشی از مردم افغانستان اعمال میکنند تا در نقاط مشخص کشور بافت جمعیتی را به نفع یک قوم خاص تغییر دهند.
مثالهای روشنی از تعمیل این استراتژی توسط طالبان وجود دارد. این گروه به محض اینکه به قدرت برگشتانده شد، در یکی از اولین اقدامات خود، ساکنان برخی مناطق خاص را از خانههایشان کوچ اجباری داد. نمونههای آن در غزنی، دایکندی، پنجشیر و تخار رسانهای شد. آنچه در دایکندی اتفاق افتاد، وحشیانهتر به نظر میرسید. زنان و کودکان مردم را از خانههایشان به اجبار کوچاندند و آواره کوهها ساختند. گزارشها از اینکه آن زنان و کودکان در سرمای جانسوز زمستان نیز در کوهها به سر میبردند، نشر شد. به نظر نمیرسد نمونه چنین برخوردهای غیرانسانی با شهروندان یک کشور در دیگر نقاط جهان هم اتفاق بیفتد. هیچ حاکمیتی در هیچ گوشه زمین به این اندازه رفتار غیرانسانی از خود به نمایش نمیگذارد. این کوچها دستهجمعی بوده و با زور اسلحه انجام شده است.
در کنار آن، دعواهای صوری و غیرواقعی با حمایت طالبان اقامه میشود که معمولا مدعی از دوستان و اقوام طالبان است و مدعیعلیه مشخصا از هزارههای افغانستان؛ و بلااستثنا در هر دعوایی هزارهها چوب و چماق زده میشوند و در نهایت باجهای دهها میلیونی میپردازند تا چند روزی بتوانند نفس آرامتر بگیرند. در این دعواهای ساختهگی، قضیهای از چند دهه پیش مطرح میشود و محاکم طالبان هزارهها را مقصر میدانند و آنها را مجبور میسازند که بابت آن قضیه پول بدهند. مثلا در نخستین سال حاکمیت طالبان، مردی ادعا کرد که ۳۱ سال پیش بخشی از رمه او توسط چند تن از ساکنان ولسوالی مالستان ولایت غزنی دزدیده شده بوده است. طالبان بلافاصله اعلام کردند که هزارههای ساکن ولسوالی مالستان، همه و بدون تفکیک، مقصرند و باید نزدیک به هفت میلیون افغانی به مدعی بپردازند. مردم در آن زمان اعتراض کردند، ولی با تفنگ طالبان مواجه شدند و در نهایت آن پول را پرداخت کردند. پس از آن، موارد مشابه در ولسوالیهای هزارهنشین غزنی و دیگر ولایتها بارها اتفاق افتاده است. ضمن اینکه همواره مدعی از اقوام طالبان و مدعیعلیه هزاره هستند و بلااستثنا هزارهها مقصر شناخته میشوند و باید پول بپردازند، نشان میدهد که این دعواها نوعی از سیاست اعمال فشار از سوی طالبان بر بخشی از مردم کشور است. این اعمال فشار به این هدف صورت میگیرد که آن مردم مجبور شوند مناطق خود را ترک کنند تا بافت جمعیتی کشور در نهایت تغییر کند.
تغییر بافت جمعیتی، یکی از سیاستهای نژادگرایانه و غیرانسانی است که در افغانستان معاصر چندین حاکم آن را دنبال کردهاند. طالبان اما آن را با نامهای دیگر مثلا دعوای زمین اعمال میکنند، اما از ابزار تفنگ و چوب و چماق استفاده میکنند. اما این مساله مهم است که چرا طالبان به تغییر بافت جمعیت علاقه دارند؟ طالبان بدون شک قوم ندارند و نماینده هیچ قومی نیستند، اما تلاش میکنند تعاملات در کشور را بیشتر قومی بسازند تا از حمایت برخی اقوام برخوردار شوند. در راستای این هدف، اقوام مشخصی را تحت ظلم و اجحاف قرار میدهند تا به زعم خود دل اقوام دیگر را به دست آورند. این هدف، نژادپرستانه و غیرانسانی است که در صورت تحقق، یک ورق سیاه دیگر در تاریخ معاصر افغانستان و جهان ثبت خواهد شد.
دلیل دیگر علاقه طالبان به تغییر بافت جمعیتی، احساس خطر از جانب برخی اقوام است. طالبان به دلیل اینکه قومی رفتار میکنند و اقوام مشخصی را مورد ظلم بیشتر قرار میدهند، از تجمع آن اقوام در نقاط حساس و استراتژیک میترسند. به همین دلیل، راههای مختلفی را در پیش روی گرفتهاند تا از به عمل پیوستن آن ترس جلوگیری کنند. بخشی از این استراتژی، با غصب زمینهای مردم و شهرکسازی در آنها به پیش برده میشود. مثلا در ولایت غزنی، طالبان در مناطق هزارهنشین زمینهای مردم را غصب کرده و تا کنون دو شهرک زیر نام مهاجرین و خانوادههای کشتههای این گروه ساختهاند که بدون شک حتا یک هزاره هم در آنها ساکن شده نمیتواند. براساس گزارش روزنامه 8صبح، این شهرکها در حقیقت با حمایت شبکه حقانی برای اسکان اعضای شبکه القاعده و تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) ساخته شدهاند. بدون شک، با اسکان آنها تغییری در بافت اجتماعی آن مناطق رخ میدهد.
دعواهای صوری که اکثرا با ادعای کوچیان و حمایت طالبان صورت میگیرد، نیز همین هدف را دنبال میکند. اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر مردم به هدف اجبار آنها به ترک خانههایشان صورت میگیرد. مستندی که سال گذشته از منطقه ششپر ولسوالی ارزگان خاص ولایت ارزگان نشر شد، نشان داد که آدمهای ناشناس درختان مردم را اره میکنند، خانهها، موترها و خرمنهای آنان را به آتش میکشند و دکانها و خانههای آنها را غارت میکنند، اما در هیچ موردی کسی بازداشت نشده و حتا قضیه از سوی سارنوالیها و محاکم طالبان دنبال نشده است. علاوه بر آن، در ارزگان سلسلهکشتارها نیز جریان دارد که فقط از یک منطقه از آغاز حاکمیت طالبان تا کنون ۲۱ تن کشته شدهاند. قتل رستم رحیمی، ملاامام مسجد ششپر در ارزگان خاص، تازهترین مورد آن است. طالبان اگر به دنبال اعمال فشار بر یک قوم خاص نمیبودند، حداقل در یکی از این ۲۱ قتل، قاتل را شناسایی و بازداشت میکردند، اما چنین اتفاقی نیفتاده است. در بدل، آنها هشت تن از کسانی را گرفتار کرده و به زندان انداختهاند که ادعا میکنند آنها واقعه قتل رستم رحیمی را به رسانهها گزارش دادهاند. طالبان انتظار دارند مردم در سکوت کامل بمیرند، باج بدهند و خانههای خود را ترک کنند.







