شماری از حکاکان زن در کابل از نبود بازار کار در این شهر شکایت دارند. آنان میگویند که در گذشته تقاضا و فروش ساختههای دستیشان بیشتر بود، اما اکنون به ندرت کسی برای خرید آثارشان مراجعه میکند. آنان میافزایند که این کاهش باعث شده بسیاری از حکاکان کارگاههای خود را ببندند و حکاکان زن نیز بیکار شوند. به گفته آنان، مشکلات اقتصادی، ناآگاهی مردم و نبود حمایت کافی، هنر حکاکی را در معرض فراموشی قرار داده است.
برخی از این حکاکان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح برای از سرگیری کارهای شان خواهان حمایت از هنر حکاکی و سرمایهگذاری روی این هنر هستند. آنان تاکید دارند که اگر از این هنر پشتیبانی نشود، یکی از کهنترین هنرهای دستی افغانستان از میان خواهد رفت.
کارگاه حکاکی ظرافت در قلب بازار پر سر و صدای پل سرخ کابل، روزگاری میزبان دهها دختر بازمانده از آموزش بود؛ اما اکنون بهدلیل نبود بازار فروش و بیتوجهی به صنایع دستی، درهای آن بسته شده است.
خاتمه حسینی، مسوول این کارگاه، که پنج سال پیش با سختیهای تمام حکاکی نورستانی را آموخته بود اکنون سوهان و چکش را کنار گذاشته و به شغل دیگری روی آورده است. او میگوید که با وجود چالشهای اقتصادی، نبود حمایت و کمبود بازار فروش، توانسته بود بیش از چهار سال کارگاه خود را فعال نگه دارد.
بانو حسینی میافزاید: «بازار حکاکی نورستانی در شرایط کنونی رو به سقوط است. مردم از نظر اقتصادی ضعیف شدهاند و توان خرید ندارند. بهترین بازار برای محصولات حکاکی نورستانی، بازارهای خارجی است؛ چون مردم آنجا به کارهای دستی علاقهمندند و برای صنایع دستی ارزش قایلاند.»
خاتمه حسینی میگوید که هرچند کارآموزان کارگاهش علاقهمندی ویژهای به هنر حکاکی داشتند، اما نبود حمایت، سرمایهگذاری، بازار فروش و مواد اولیه، آنان را ناچار کرده است تا فعالیت کارگاه را متوقف کنند.
بانو حسینی توضیح میدهد: «علاقهمندی میان جوانان زیاد است. کسانی که پیش من میآمدند، یک هنر را میآموختند. بسیاری از کسانی که از کارهای ما دیدن میکردند، حکاکی را که هنری بسیار جالب است، دوست داشتند یاد بگیرند. اما شرایط سخت است، جایی مناسب برای تدریس این هنر نیز وجود ندارد سابق چوب ارچه و چهارمغز به سادهگی پیدا میشد ولی پس از بند شدنش به سختی میتوانستیم پیدا کنیم و بهای آن نیز بلند بود.»
در کار گاه کوچک خاتمه حسینی پتنوس، میوهدانی،چراغ خواب، قاب عکس، ساعت، قلمدانی و سایر اشیای تزینی ساخته میشدند که اکنون بهدلیل نبود بازار در کنج خانه این هنرمند جا ماندهاند. اثرهای که خاتمه ساعتهای طولانی روی آن زحمت کشیده و گاگاهی با چکش نیز دستهایش آسیب دیدهاند.
اصیلا از آخرین کارآموزان این کارگاه است که پس از بستهشدن آن به هنر نقاشی روی آورده است. به گفته اسیلا، کارگاه کوچک خاتمه در زمانی که دختران و زنان از بسیاری فعالیتها محروم شدهاند، به پناهگاهی برای یادگیری، خلاقیت و احیای امید تبدیل شده بود.
اصیلا میگوید: «حدود شش ماه در بخش حکاکی کار میکردم. حکاکی را بهعنوان منبع درآمد در نظر گرفته بودم، اما حالا که کارگاه بسته شده، خیلی مایوس شدم؛ چون نه از این راه و نه از راه دیگری میتوانم درآمدی داشته باشم. از بستهشدن کارگاه و توقف کار حکاکی واقعاً ناراحت هستم.
بعد از آن به هنر نقاشی روی آوردم. هرچند در عرصه هنر، پیشرفت مالی چندانی وجود ندارد، اما توانستم از تجربه حکاکی برای تکمیل کارهای نقاشیام استفاده کنم و از این بابت خوشحالم.
آرزوی من این بود که در هنر حکاکی پیشرفت کرده و نوآوری بیاورم، اما حالا که چنین فرصتی ندارم، احساس ناراحتی و دلسردی میکنم.»
نسیمه، یکی دیگر از زنان حکاک، که از دو سال به اینسو سرگرم هنر حکاکی نورستانی است، میگوید ساختههای دستیاش ماهها بدون فروش میمانند. او میافزاید که این هنر را با وجود چالشهای فراوان چه در خود کار و چه در جامعه افغانستان آموخته است و اگر حمایت نشود، بهزودی از میان خواهد رفت.
این بانو میگوید: «اولین بار تابلویی برای روز زن کار میکردم که حس خیلی خوبی به من داد. از همانجا تصمیم گرفتم این هنر را ادامه دهم. اما این کار آسان نیست، بازار خوبی ندارد، حکاکی درآمد چندانی ندارد و در جریان کار هم دست آدم با ابزار زخم میشود. با این همه، دوست ندارم هنری را که با سختی زیاد یاد گرفتهام فراموش کنم، ولی وقتی بازار کار نباشد، چه میتوانم بکنم؟»
این حکاک خواهان حمایت از هنر حکاکی در افغانستان است و آن را بهدلیل ظرافت و دقتی که نیاز دارد، هنری مناسب برای زنان میداند.
در همین حال، شماری از آگاهان فرهنگی خواهان ایجاد دیپارتمنتهای حکاکی در دانشکدههای هنرهای زیبای تمام ولایت و مرکز به هدف پشتیبانی از این هنر در کشور هستند. آنان میگویند که اگر از هنرمندان و تولیدات دستی آنان حمایت نشود، این هنر بومی در خطر فراموشی قرار خواهد گرفت. به گفته آنان، حکاکی نهتنها بخشی از میراث فرهنگی کشور است، بلکه میتواند زمینهساز اشتغال برای زنان و جوانان نیز باشد.
کتابخان فیضی، آگاه فرهنگی، میگوید: «حکاکی نورستانی پیشینهای بسیار طولانی در کشور ما دارد. اگر به دورههای سنگ جدید در مناطق واخان، بدخشان و نقوش بز کوهی و آهو نگاه کنیم، میتوانیم آغاز این هنر را از همانجا بدانیم. در دورههای تاریخی بعدی، بهویژه زمان کوشانیها، کتیبههای بسیاری در مناطق مختلف افغانستان کشف شده است؛ برای نمونه میتوان از کتیبه سرخکوتل، هده، درونته و قندهار نام برد که در آنها احکام و فرامین روی سنگ حک شدهاند.»
به گفته او، حکاکی هنوز هم در بخشهایی از شرق افغانستان، مانند نورستان و هرات، رواج دارد، اما در سالهای اخیر رونق خود را از دست داده است؛ زیرا شیوههای مؤثر بازاریابی برای آن وجود ندارد.
فیضی میافزاید: «با این حال، موسسه فیروزکوه با آموزش شمار زیادی از شاگردان، نقش مهمی در زنده نگهداشتن این هنر داشته است باید برای زنده نگهداشتن این هنر حتا کورسهای آموزشی ایجاد شود تا جوانان کشور با یادگیری آن از فراموش شدنش جلوگیری کنند.»
شبکه کاری، مجسمه سازی، پیکرتراشی، حکاکی ظروف، سنگهای تزیینی، حک روی چوبهای درخت چهارمغز، اناب، چنار و حکاکی انگشتر که در زیبا سازی برخی موارد متذکره و کاربردی نقش برجسته دارد، از بخشهای عمده هنر حکاکی است.







