شماری از زنان و دختران در هرات میگویند که پس از اعمال محدودیتهای اخیر طالبان مبنی بر بازداشت زنان به اتهام نداشتن چادری/برقع، خانوادهها رفتوآمدهای زنان را محدود کرده و آنان نمیتوانند مانند گذشته با خاطر جمعی و راحت از خانه بیرون بروند. به گفته آنان، طرز فکر خانوادهها بهشدت تحت تاثیر محدودیتهای طالبان قرار گرفته و این وضعیت بیشتر ناشی از ترس از بازداشت دختران و زنان توسط طالبان است. این زنان میگویند که با اعمال محدودیتهای طالبان، حتا تفاوت فکری خانوادهها نیز اثرگذار نبوده و تقریباً همه بهصورت یکسان بر زنان در خانههایشان محدودیت وضع کردهاند. به گفته آنان، خانوادههای زیادی به زنان و دخترانشان دستور دادهاند که پیش از آنکه قیمت برقع افزایش یابد، باید چادری خریداری کنند و اگر با «چادرنماز و روبند» اجازه رفتوآمد از سوی طالبان داده نشد، برقع بپوشند. این دختران میگویند که از سوی خانوادهها به آنان گفته میشود که اگر بازداشت شدید، به خانه تماس نگیرید؛ زیرا توان مقابله با طالبان را ندارند و توصیه میکنند برای جلوگیری از این اتفاق، از خانه بیرون نشوند.
زنان و دختران در هرات میگویند که برخی از آنان بهدلیل فشارهای خانواده مجبور شدهاند حتا وظایف خود را ترک کنند، در اجتماع کمتر از گذشته حضور یابند و تا زمانی که نیاز شدید نداشته باشند، از خانه بیرون نشوند. این دختران تاکید میکنند که بازداشتها و رویدادهای اخیر در هرات باعث شده است تعداد زیادی دچار افسردهگی شوند، امید خود به داشتن آیندهای بهتر را از دست بدهند، خانهنشین شوند و در مواردی حتا به خودکشی و این فکر که مرگ راه نجات از زندان طالبان است، بیندیشند.
شهرزاد (مستعار)، یکی از دختران در هرات، میگوید که افزون بر فشارها و اعمال محدودیتهای طالبان، رفتار خانوادهها نیز در پی دستور بازداشت زنان توسط طالبان تغییر کرده و اکثریت آنان اجازه بیرون شدن از خانه، حضور در اجتماع و سهمگیری در فعالیتهای اجتماعی، حتا در فضای مجازی را نیز نمیدهند.
این بانوی هراتی میگوید: «در سطح شهر و بازارها، خانمها کمتر دیده میشوند و در هر قدم، ترس از آمدن امر به معروف و نهی از منکر طالبان و بازداشت شدن را دارند. در پنج سال گذشته، حداقل امیدی که بعد از آمدن طالبان در میان دختران باقی مانده بود، آن هم از بین رفت. مکتب، دانشگاه، مراکز تفریحی، سفر، ورزش، طرز پوشش، کار، درس و آرایشگاه که از قبل برای دختران ممنوع شده بود، اکنون بهدلیل بیرون رفتن برای نیازهای زندهگیشان نیز بازداشت میشوند و غیر از دیدن دیوارهای خانه که تبدیل به زندان شده، هیچ دلیلی برای امید داشتن برایشان باقی نمانده است.»
غزل (مستعار)، یکی از دانشآموزان که در یکی از مدرسههای دینی شهر هرات درس میخواند، میگوید که با وجود تحمل و پذیرش سختگیریهای طالبان، حاضر شده است روبند بزند تا بتواند به مدرسه برود. او میگوید: «درس خواندن را دوست دارم، اما این روزها هر صبح با نگرانی وارد مکتب میشوم. مدتی است هنگام ورود ما، زنی که مسوول نظارت بر حجاب دختران است، با تلفن همراه از صف دانشآموزان ویدیو میگیرد و پوشش همه را با دقت بررسی میکند. اگر روبند یا حجاب دختری مطابق خواست آنان نباشد، او را متوقف میکنند و اجازه ورود به صنف را نمیدهند.»
این کودک میافزاید: «برای اینکه بتوانم درس بخوانم، با وجود گرمای شدید هرات روبند هم گرفتهام، اما هر روز محدودیتهای تازهای وضع میشود و فشارها بیشتر از قبل است. من هنوز هم عاشق درس خواندن هستم، اما حالا با تمام علاقهای که به آموزش دارم، تصمیم گرفتهام فعلاً دیگر به مدرسه نروم. دردناک است که آرزوهایم نه بهخاطر بیعلاقگی، بلکه زیر سایه این سختگیریها از من دور میشوند.»
نسرین، دختر جوانی در هرات، میگوید پیش از این سختگیریها، گاهی همراه دوستانش به بازار میرفت و همان لحظههای کوتاه باعث میشد بخشی از اندوه محرومیت از تحصیل را فراموش کند. اما به گفته او، این روزها با تشدید محدودیتها بر پوشش و رفتوآمد زنان و دختران، زندهگیاش زیر فشار بیشتری قرار گرفته است.
این بانو میافزاید که این محدودیتها تنها در بیرون از خانه باقی نمانده و به فضای خانواده نیز کشیده شده است. به گفته نسرین، برادرانش نسبت به رفتوآمد او سختگیرتر شدهاند و اکنون اجازه ندارد آزادانه از خانه بیرون شود.
نسرین میگوید: «بیشتر روزها در خانه میمانم و تنها گاهی برای فاصله گرفتن از تنشها و فشارهای خانوادهگی، به خانه مادربزرگم پناه میبرم؛ جایی که کمی آرامتر است. اما هیچچیز بدتر از زندان خانگی نیست.»
سارینا (مستعار)، دختری دیگر در هرات، معتقد است که شرایط برای همه دخترها یکسان نیست. به گفته او، طالبان تمام دروازهها را به روی زنان بستهاند و آنان را وادار کردهاند که برای کوچکترین نیازهای خود به دیگران وابسته شوند.
این بانو میافزاید: «تمام وجودم را ترس گرفته است. از بیرون رفتن و حتا از حرف زدن میترسم. از اینکه درباره یک موضوع نظری ارایه کنم میترسم، از اینکه در شبکههای اجتماعی متنی بنویسم میترسم، از اینکه در یک جمع ظاهر شوم میترسم. این ترس باعث میشود کمکم آدم خودش را سانسور کند. از اینکه در خانه بمانم نگران آیندهام هستم و نگران سلامت روانم هستم.»
سارینا تایید میکند که بیشتر روزها در خانه است، ارتباطش با دوستانش را کاهش داده و احساس میکند بر زندهگی خود کنترلی ندارد و دچار احساس تنهایی و ناامیدی میشود. او میافزاید: «با وجود این همه ترسها و نگرانیها، تنها چیزی که طالبان نتوانستهاند از من بگیرند امید است. امید دارم که یک روز همه چیز خوب شود و بتوانم آزاد زندهگی کنم.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که طالبان در ۱۴ جوزای سال جاری دستور بازداشت و زندانی کردن زنان و دختران در هرات را به اتهام نپوشیدن چادری/برقع صادر کرده بودند. پس از این دستور طالبان، شماری از زنان و مردان در منطقه جبرییل هرات در ۱۹ جوزا دست به تظاهرات زده و علیه این اقدام طالبان اعتراض کردهاند، اما طالبان این اعتراض مردمی را سرکوب کردند. شماری از معترضان در نتیجه تیراندازی طالبان زخمی شده و دو تن دیگر در این رویداد کشته شدهاند.
شهروندان افغانستان در اکثریت شهرهای مهم جهان در واکنش به این اقدام طالبان دست به تظاهرات گسترده زده و در کشورهای مختلف برنامههای اعتراضی برگزار کردهاند. آنان با صدور قطعنامههای جداگانه خواهان پایان دادن به حاکمیت طالبان و به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی شدهاند.






