هفته گذشته، در اروپا دو انتخابات مهم برگزار شد که هر کدام تاثیرات جدیای بر وضعیت بسیاری از شهروندان افغانستان نیز دارد: انتخابات مجلس عوام بریتانیا که روز جمعه، چهارم جولای برگزار شد و دور دوم انتخابات پارلمانی فرانسه که روز یکشنبه، ششم جولای برگزار شد. این دو انتخابات در دو کشور مهم اروپا، نهتنها برای شهروندان بریتانیا و فرانسه، بلکه برای کل اروپا و همچنان کشورهای خارج از اروپا نیز پراهمیت بود و مردمان زیادی آن را دنبال کردند. انتخابات در یک کشور، حالا که جهان به دهکدهای مبدل شده، تنها یک مساله داخلی نیست، بلکه به دلیل تغییر و تبدیلهایی که در راس قدرت اتفاق میافتد، کشورهای دیگر و مردم آنها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و بنابراین یک مساله برونکشوری نیز میتواند باشد. انتخابات پارلمانی در بریتانیا و فرانسه نیز از جمع همین رویدادهای سیاسی بزرگ در سطح جهان بود که نگاههای زیادی را از سراسر جهان به سمت خود جلب کرده بود.
اهمیت این دو انتخابات، در نبرد سنگین با راستهای افراطی بود. هر چند دولت محافظهکار بریتانیا به رهبری ریشی سوناک راست افراطی به حساب نمیآمد، اما آن را چیزی بین راست میانه و راست میدانند. محافظهکاران در بریتانیا ۱۴ سال حکومت کردند و سرانجام سه روز پیش با اعلام شکست توسط آقای ریشی سوناک پس از اعلام نتیجه انتخابات مجلس عوام، جایش را به حزب کارگر به رهبری کییر استارمر داد. در فرانسه اما حزب «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن، یک حزب راست افراطی است که مواضع جنجالی آن از آغاز تاسیس تا کنون حاشیهساز بوده است. این حزب هر چند در قدرت نبود، اما در دور اول انتخابات پارلمانی فرانسه که روز یکشنبه، ۳۰ جون ۲۰۲۴ برگزار شد، به پیروزی رسید و بیش از ۳۳ درصد کرسیها را به دست آورد و از ایتلافهای «باهم» و «جبهه مردمی جدید» پیشی گرفت. با این حال، براساس قانون انتخابات فرانسه در هر حوزه رایدهی که هیچ نامزدی نتواند بیش از ۵۰ درصد آرا را به دست آورد، انتخابات به دور دوم میرود و نامزدانی که بیش از ۱۲.۵ درصد آرای کل واجدان شرایط رایدهی را کسب کرده باشند، در مرحله دوم باهم رقابت میکنند. امسال سرنوشت ۸۵ درصد کرسیها در مرحله دوم انتخابات مشخص شد که اهمیت این مرحله را بسیار بالا برد.
یکی از مسایل قابل توجه در انتخابات فرانسه، نبرد بین راست افراطی و باقی احزاب و ایتلافهای سیاسی بود. حزب راست افراطی به رهبری مارین لوپن، که مخالف مهاجران، اسلام، حجاب در امکان عمومی، تهیه غذا بدون گوشت خوک برای کودکان مسلمان در مکاتب، عضویت فرانسه در اتحادیه اروپا و… است، در دور اول این انتخابات از ایتلاف میانهرو «باهم» به رهبری امانویل مکرون، رییس جمهور فرانسه و ایتلاف «جبهه مردمی جدید» که نماینده احزاب چپ فرانسه است، پیشی گرفت و نگرانیها در مورد تشکیل دولت توسط یک حزب افراطی را در سراسر اروپا برانگیخت. در داخل فرانسه نیز چهرههای سرشناس از جمله ورزشکاران به میدان سیاست وارد شدند و برای شکست دادن این حزب تلاش کردند. کلیان امباپه، فوق ستاره تیم ملی فوتبال فرانسه، پیش از انتخابات از مردم کشورش خواست که در انتخابات شرکت کنند و به احزاب مخالف «اجتماع ملی» مارین لوپن رای دهند تا فرانسه به دست افراطیها نیفتد. ایتلافهای «جبهه مردمی جدید» و «باهم» نیز در حوزههایی که حریف حزب افراطی «اجتماع ملی» نمیشدند، باهم کنار آمدند تا یکی از آنها به نبرد با نامزد حزب اجتماع ملی برود و به این طریق چانس شکست این حزب راستگرا را افزایش دهند. با این روش، احزاب چپ و میانهرو، در دور دوم انتخابات خلاف همه پیشبینیها بهصورت غافلگیرانه پیروزی به دست آوردند و حزب راست افراطی را شکست دادند. این در حالی بود که رسانهها در مورد تشکیل اولین دولت به رهبری حزب راست افراطی در فرانسه بحث میکردند و نظرسنجیها هم پیروزی این حزب را پیشبینی کرده بود.
در بریتانیا نیز مساله مهاجرت یکی از مسایل بسیار جنجالبرانگیز در دوران کمپینهای انتخاباتی بود. مهاجرت در دهههای اخیر، از مسایل مهم در سیاست کشورهای مهاجرپذیر است. در کشورهای اروپایی، استرالیا، امریکا و حتا کشورهای همسایه افغانستان مانند ایران و پاکستان، وقتی دولتی بر سر کار میآید، موضع ویژه خود را در قبال مهاجران میگیرد. مثلا استرالیا که سالها تبلیغ «استرالیا وطن شما نخواهد شد» را نشر میکرد، وقتی حزب کارگر به قدرت رسید، سیاست پذیرش مهاجران را از سر گرفت که تا کنون ادامه دارد. در زمان نخستوزیری عمران خان، رهبر حزب تحریک انصاف پاکستان، در پاکستان نیز مهاجران افغانستان کمتر مورد اذیتوآزار قرار میگرفتند، ولی وقتی دولت موقت شهباز شریف بر سر قدرت آمد، وضعیت آهستهآهسته خلاف مهاجران شد. زمانی هم که انوارالحق کاکر نخستوزیر موقت شد، رسما روند اخراج ۱.۷ میلیون مهاجر افغانستان از پاکستان را شروع کرد که پیشینه نداشت. حالا با برگشت شهباز شریف به قدرت، اوضاع نسبت به زمان کاکر آرامتر شده است، هر چند دولت او وعده داده که سیاست دولت کاکر را دنبال میکند و بهزودی مرحله سوم اخراج مهاجران را عملیاتی میسازد. در انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران که روز جمعه هفته گذشته برگزار شد، نیز مساله مهاجرت بخشی از کمپینها و مناظرههای نامزدان را به خود اختصاص داده بود. نامزدان ریاست جمهوری ایران، از دیوارکشی در مرز افغانستان سخن میگفتند تا از این طریق جلو ورود مهاجران غیرقانونی به ایران گرفته شود. این مساله در فرانسه و بریتانیا با شدتوحدت بیشتری مطرح بود.
حزب راست افراطی «اجتماع ملی» در فرانسه، با پذیرش مهاجر مخالف است و «اولویت با فرانسویهاست» را شعار میدهد. در بریتانیا نیز بخشی از مناظره تلویزیونی ریشی سوناک، نخستوزیر پیشین و رهبر حزب محافظهکار بریتانیا با نخستوزیر کنونی و رهبر حزب کارگر را مساله مهاجرت به خود اختصاص داد. در آن مناظره که آخرین مناظره دو نامزد هم بود، آقای استارمر، نخستوزیر فعلی بریتانیا از طرح دولت محافظهکار به رهبری سوناک برای اخراج مهاجران به رواندا انتقاد شدید کرد. او وعده داد که اگر حزبش برنده انتخابات شود، این طرح را لغو میکند و مهاجران غیرقانونی افغانستان را نیز به زیر سلطه طالبان اخراج نخواهد کرد. در بدل، آقای سوناک او را متهم کرد که میخواهد با آیتاللههای ایران و طالبان افغانستان بر سر مساله مهاجران مذاکره کند. در نهایت حزب کارگر پیروز انتخابات بریتانیا شد و آقای استارمر مطابق وعده خود طرح اخراج مهاجران به رواندا را لغو کرد.
شکست راستها در این دو انتخابات، برای بسیاری از سیاستمداران نیز مهم بود. هر چند معدود سیاستمداران راست بر سر قدرت در اروپا از پیروزی حزب راست افراطی فرانسه در دور اول انتخابات پارلمانی اظهار خوشی کرده بودند، اما اکثر مقامهای سیاسی و رهبران احزاب در اروپا نسبت به پیروزی راستها در فرانسه هشدار داده بودند. مثلا دونالد توسک، نخستوزیر پولند، در واکنش به پیروزی حزب «اجتماع ملی» لوپن در دور اول انتخابات فرانسه، آن را «چرخشی» خطرناک خواند. وقتی سرانجام دولتهای راست تشکیل نشد، پدرو سانچز، نخستوزیر دولت سوسیالیست اسپانیا، پیروزی حزب کارگر در بریتانیا و ایتلاف چپ در فرانسه را نشان از این دانست که «مردم به ترقی و جلو رفتن جامعه آری گفتهاند و به عقبگرد در حقوق و آزادیها نه گفتهاند.»
در حالی که پس از تشکیل دولت توسط راستهای افراطی در مجارستان، هالند و ایتالیا برخی از احتمال قدرتگیری راستها در کشورهای دیگر اروپایی سخن میگفتند، اما وقتی مردم اروپا خطر افراطیت را درک کردند، علیه آن ایستادند. این مقاومت علیه افراطیت را در همین هفته گذشته در بریتانیا و فرانسه مشاهده کردیم. مردمی که نسبت به آینده خود و جامعه خود حساسیت دارند، علیه تفکر افراطی میایستند و با آن مقابله میکنند. ایستادن یکپارچه جامعه علیه افراطیت، تفکر افراطی را شکست میدهد. چنین اتفاقی میتواند در جوامع دیگر، از جمله در افغانستان نیز بیفتد. افراطیت طالبانی در افغانستان، میتواند با ایستادن یکپارچه مردم علیه آن، متوقف شود.







