شماری از خبرنگاران زن در کابل میگویند که محدودیتهای فزاینده طالبان، فعالیت حرفهای آنها را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است. آنان میافزایند که در شرایط کنونی با سانسور شدید، محدودیت در پوشش رویدادها و مداخله در محتوای گزارشها مواجهاند؛ مسایلی که استقلال حرفهای و آزادی بیان را بهشدت تضعیف کرده است. به گفته این خبرنگاران، اجازه پوشش آزادانه رویدادها، گفتوگو با مقامهای طالبان و حتا انتخاب سوژههای انتقادی را ندارند و ناچارند تنها برای گذراندن روزگار خود به کار ادامه دهند. از دید آنان، ادامه این وضعیت نهتنها آینده شغلی زنان خبرنگار را با خطر مواجه کرده، بلکه دسترسی جامعه به اطلاعات متوازن و چندجانبه را نیز بهشدت آسیبپذیر ساخته است. این خبرنگاران تأکید میکنند که حضور و مشارکت زنان در رسانهها برای بازتاب واقعیتهای اجتماعی و دفاع از حقوق شهروندان اهمیت اساسی دارد.
این خبرنگاران که اکثریتشان بهدلیل محدودیتهای گسترده طالبان از گفتوگو با روزنامه ۸صبح هراس داشتند، به این روزنامه میگویند که از نشستهای خبری کنار گذاشته میشوند، اجازه ورود به ادارههای طالبان را ندارند و گاه با توهین و تهدید مستقیم مواجه میشوند. به گفته آنان، محدودیتهای تازه هر روز گستردهتر میشود و حتا برخی مدیران رسانهها نیز ناچار به همراهی با این فشارها شدهاند. با این حال، بسیاری از این خبرنگاران تأکید میکنند که با وجود چشمانداز مبهم، کار اطلاعرسانی را ترک نخواهند کرد.
طالبان پس از تسلط بر افغانستان، رسانهها را بهشدت سرکوب کرده، آزادی بیان را محدود ساخته و دسترسی به اطلاعات را عمدتاً به بازتاب فعالیتهای خود منحصر کردهاند. در این میان، زنان خبرنگار بهدلیل جنسیتشان، افزون بر محدودیتهای حرفهای، با محدودیتهای گستردهتری که بر زنان اعمال میشود نیز روبهرو هستند. دامنه این محدودیتها چنان وسیع است که حتا برخی خبرنگاران زن نمیتوانند با نام مستعار نیز درباره فشارها و محدودیتهایی که هر روز بر زندهگی و کارشان تأثیر میگذارد، سخن بگویند.
خالده (مستعار)، یکی از خبرنگاران زن در کابل، میگوید که پس از تسلط طالبان بر این شهر، کار اطلاعرسانی با چالشهای متعددی برای او همراه شده است. او میافزاید که سانسور، رفتارهای تبعیضآمیز و فشارهای بیشمار دیگر به بخشی از زندهگی روزمرهاش تبدیل شده است. به گفته خالده، حضور طالبان در اتاقهای خبر و همراهی برخی مدیران رسانهها با فرمانهای این گروه، فضای کاری را برای خبرنگاران زن تنگتر از هر زمان دیگری کرده است.
این خبرنگار میگوید: «من در سال ۲۰۱۹ فعالیت خود را با یکی از رسانههای خصوصی آغاز کردم. اگر از آن زمان تا حالا مقایسه کنم، تغییرات بسیار زیادی آمده است. ما زیر فشار شدید کنترل و سانسور قرار داریم. برخی محدودیتها بر همه اعمال میشود، اما بار بسیاری از این فشارها را ما بهخاطر جنسیتمان تحمل میکنیم. با شوق و انگیزه زیاد وارد این حرفه شدم، اما امروز فقط بهدلیل مشکلات اقتصادی ادامه میدهم و از کاری که مجبور به انجامش هستم، هیچ لذتی نمیبرم. واقعیتها پشت پرده میماند و چارهای جز سکوت نیست.»
خالده اضافه میکند که رسانههای زیر کنترل طالبان ناچارند سوژههای تحمیلی، عمدتاً در بخش امنیت و موضوعاتی که به نفع طالبان است، پوشش دهند. او همچنین میگوید نهادهای حامی خبرنگاران آنان را فراموش کردهاند و در رسانههایی که مشغول کار هستند، نگاه تبعیضآمیز نسبت به زنان افزایش یافته و اعتمادبهنفس آنان بهشدت تضعیف شده است.
این خبرنگار میافزاید: «کنترل طالبان بر رسانهها بسیار شدید است. نمیتوانی روی هیچ سوژه انتقادی کار کنی. در خیابان یا هر جایی که دوربین و مایکروفون ببینند، ممکن است بازجویی کنند و حتا تا یک ساعت بازجویی شوند. حتا اگر حجاب کامل هم داشته باشی، باز هم با آزار و تحقیر مواجه میشوی. این رفتارها اعتمادبهنفس انسان را از بین میبرد؛ حتا بر همکاران مرد نیز تأثیر گذاشته و باعث شده نوعی نگاه تبعیضآمیز در محیط کار شکل بگیرد.»
اسما (مستعار)، خبرنگار زن دیگری در کابل، میگوید که پس از تسلط طالبان بر کابل، احترام به خبرنگاران زن بهشدت کاهش یافته و میزان تنخواه آنان در مقایسه با خبرنگاران مرد تفاوت چشمگیری دارد. او میافزاید که شرایط کاری برای خبرنگاران بهشدت محدود شده و چه آنان که با رسانههای داخلی کار میکنند و چه کسانی که با رسانههای تبعیدی همکاری دارند، زیر فشار مضاعف قرار گرفتهاند و از امنیت شغلی برخوردار نیستند.
اسما میگوید: «زنان خبرنگار، چه در رسانههای داخلی و چه در رسانههای تبعیدی، از امنیت و مصونیت شغلی برخوردار نیستند. از یکسو با محدودیتهای طالبان روبهرو هستیم و از سوی دیگر، در رسانههای تبعیدی با وجود آنکه خبرنگاران با دشواری و خطر زیاد کار میکنند، حقوق ماهانهشان در مقایسه با خطری که متحمل میشوند بسیار اندک است. بسیاری از ما قرارداد رسمی، کارت شناسایی یا تضمین کاری نداریم. کارها بیشتر پروژهای است و به محض پایان پروژه، همکاری نیز قطع میشود. در رسانههای داخلی نیز هرگاه بودجه کاهش یابد یا به پایان برسد، نخستین کسانی که از کار برکنار میشوند، اغلب خبرنگاران زن هستند.»
سیما (مستعار)، خبرنگار زن دیگری در کابل، میگوید که در رسانهای که او در آن کار میکند، بهدلیل محدودیتهای طالبان شمار کمی از دختران حضور دارند. او از نهادهای حامی خبرنگاران میخواهد که به وضعیت خبرنگاران زن توجه جدی داشته باشند و آنان را فراموش نکنند.
سیما میگوید: «رسانهها با مشکلات اقتصادی شدیدی مواجه هستند و بسیاری از خبرنگاران از شرایط مالی بسیار ضعیفی برخوردارند. شمار زیادی از همکاران ما کار خود را از دست داده و خانهنشین شدهاند و با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند. امنیت شغلی خبرنگاران تنها در صورتی تضمین میشود که طبق دستورهای طالبان عمل کنند؛ در غیر این صورت، سرنوشت خبرنگاران ممکن است با شکنجه و زندان رقم بخورد. به طور کلی، محدودیتهای فعلی دامنگیر تمام رسانههای افغانستان شده و آزادی بیان میان رسانهها بهشدت سرکوب شده است.»
چهار سال و شش ماه از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان میگذرد و رسانههای کشور روزهای بسیار دشواری را پشت سر میگذارند. فشارها و محدودیتها امروز تنها موارد پراکنده نیست؛ بلکه یک سرکوب منظم و پیوسته را شاهد هستیم که از تعطیلی اجباری دهها رسانه آغاز شده و اکنون به ممنوعیت نشر تصاویر موجودات زنده، بازداشت و شکنجه خبرنگاران، سانسور گسترده، حذف تدریجی زنان از فضای رسانهای و حتا لغو مجوز نهادهایی که از رسانهها حمایت میکردند، رسیده است.
گزارشهای مرکز خبرنگاران افغانستان و سازمانهای بینالمللی نشان میدهند که آزادی رسانهها در افغانستان به پایینترین نقطه تاریخ معاصر کشور سقوط کرده است. مرکز خبرنگاران افغانستان تأکید کرده که فشار بر زنان فعال در رسانهها بهطور چشمگیری افزایش یافته و رسانههای کمی که توسط زنان اداره میشوند، یا با تهدید تعطیلی روبهرو هستند یا در تمدید مجوز خود با موانع جدی مواجهاند.
براساس شاخص آزادی مطبوعات جهانی ۲۰۲۵، افغانستان در رتبه ۱۷۵ از میان ۱۸۰ کشور قرار دارد. بیش از نیمی از رسانههای کشور تعطیل شدهاند و شمار زیادی از خبرنگاران ناچار به فرار، مخفی شدن یا ترک حرفهشان شدهاند.







