معادن طلا در بدخشان در سالهای اخیر به یکی از مهمترین منابع تأمین مالی طالبان تبدیل شده است؛ منابعی که بهجای کمک به توسعه اقتصادی، به تقویت ماشین جنگی، سرکوب اجتماعی و تخریب محیط زیست انجامیده است. استخراج این معادن که عمدتاً در ولسوالیهای یفتل، راغستان، کران و منجان جریان دارد، بدون رعایت معیارهای ایمنی، زیستمحیطی و شفافیت اقتصادی صورت میگیرد.
بر اساس برآورد نهادهای بینالمللی، ارزش مجموعی منابع معدنی افغانستان بیش از سه تریلیون دالر تخمین زده میشود و بخش معدن میتوانست تا سال ۲۰۲۵ حدود ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل دهد. اما پس از تسلط طالبان در سال ۲۰۲۱، این ظرفیت بالقوه به منبع درآمد یک اقتصاد جنگی تبدیل شد. طالبان تاکنون دستکم هفت قرارداد بزرگ معدنی امضا کردهاند که بخش قابل توجهی از آنها به معادن طلا در بدخشان مربوط است. تخمینها نشان میدهد که درآمد سالانه طالبان از معادن طلا به حدود نیم میلیارد دالر میرسد.
در بدخشان و تخار، طالبان حداقل ۲۵ درصد عواید معادن طلا را مستقیماً دریافت میکنند. این پول نه به خدمات عمومی اختصاص مییابد و نه به توسعه محلی، بلکه صرف خرید سلاح، مهمات و پرداخت معاش نیروهای این گروه میشود. گزارشهای تحلیلی همچنین نشان میدهد که بخشی از این عواید به شبکههای تروریستی فراملی، از جمله القاعده، منتقل میشود؛ موضوعی که معادن طلا را به یک تهدید امنیتی منطقهای تبدیل کرده است.
قراردادهای معدنی با شرکتهای خارجی، بهویژه شرکتهای چینی، فاقد شفافیت هستند. جزئیات مالی این قراردادها منتشر نشده و هیچ ارزیابی مستقل زیستمحیطی و اجتماعی برای آنها انجام نشده است. این وضعیت باعث شده استخراج معادن به حوزهای خارج از نظارت عمومی تبدیل شود.
طالبان ادعا میکنند که فعالیتهای معدنی حدود ۲۰ هزار شغل ایجاد کرده است. اما بررسیهای میدانی نشان میدهد که بیشتر این مشاغل کوتاهمدت، پرخطر و فاقد تجهیزات ایمنی هستند. کارگران محلی بدون بیمه و امکانات صحی در تونلهایی کار میکنند که هر لحظه خطر ریزش دارند. در عمل، سود اصلی به طالبان و شرکایشان میرسد و سهم مردم محلی، بیماری و ناامنی است.
این نابرابری در سال ۲۰۲۵ به اعتراضات گسترده در بدخشان و تخار انجامید. باشندهگان محلی گفتند که زمینهای کشاورزیشان نابود شده، آب آشامیدنی آلوده گردیده و هیچ سهمی از ثروت معادن ندارند. طالبان در واکنش، اعتراضات را سرکوب کردند. در دلو ۱۴۰۳ شماری از رهبران محلی پس از اعتراض به یک معدن طلا اعدام شدند و در سرطان ۱۴۰۴، تیراندازی به معترضان دستکم هشت کشته بر جای گذاشت.
در رأس شبکه استخراج معادن بدخشان، نام حاجی بشیر نورزی مطرح است؛ فردی که پیشتر بهعنوان قاچاقچی مواد مخدر شناخته میشد و سالها در زندان ایالات متحده بود. او در سال ۲۰۲۲ در یک مبادله زندانی آزاد شد و طالبان از تجربهاش در شبکههای غیرقانونی برای سازماندهی استخراج معادن استفاده کردند.
پیامدهای زیستمحیطی استخراج طلا در بدخشان گسترده و نگرانکننده است. بیشتر معادن با روشهای کوچکمقیاس اداره میشوند و در آنها از مواد سمی مانند جیوه و سیانید استفاده میشود. جیوه پس از ورود به آب و خاک به متیلجیوه تبدیل میشود که از طریق زنجیره غذایی به انسان منتقل میگردد. آسیب به سیستم عصبی، کلیهها، اختلال حافظه و در موارد شدید، مرگ، از پیامدهای آن است. کودکان و زنان باردار بیشترین آسیب را میبینند.
آلودهگی رودخانههای کوکچه و شیوا نمونهای از این فاجعه خاموش است. این آلودهگی کشاورزی و معیشت هزاران خانواده را تهدید میکند. افزون بر آن، وجود فلزات سنگین مانند سرب، مس، نقره و بهویژه اورانیوم، خطرات را دوچندان کرده است.
اورانیوم؛ انگیزه پنهان چین در پس قراردادهای طلا
تمرکز چین بر معادن طلا در بدخشان بدون توجه به مساله اورانیوم، تحلیلی ناقص ارائه میدهد. تجربه جهانی نشان میدهد که در بسیاری از کمربندهای زمینشناختی، طلا و اورانیوم بهطور همزمان وجود دارند. بدخشان نیز بخشی از کمربند شمالشرق افغانستان است که ظرفیت بالقوه ذخایر اورانیوم را دارد.
چین ذخایر داخلی محدودی از اورانیوم دارد و برای تأمین سوخت نیروگاههای هستهای خود به واردات وابسته است. در قزاقستان، افریقا جنوبی، استرالیا و کانادا، چین از طریق سرمایهگذاری در معادن طلا به اورانیوم دسترسی یافته است. در افغانستان نیز قراردادهای به ظاهر طلایی میتوانند پوششی برای دسترسی تدریجی به اورانیوم باشند.
در نبود شفافیت و نظارت، افغانستان به یکی از آسیبپذیرترین کشورها برای استخراج منابع استراتژیک تبدیل شده است. همکاری چین با طالبان بخشی از راهبرد بلندمدت بیجینگ برای امنیت منابع است، در حالیکه طالبان این همکاری را منبع درآمد و مشروعیت میدانند.
رانش زمین و فروپاشی معادن نیز تلفات انسانی داشته است. در سالهای اخیر، دهها نفر در اثر ریزش تونلها جان باختهاند؛ از جمله حادثه سال ۲۰۱۹ که دستکم ۳۰ کشته بر جای گذاشت. این وضعیت مساله عدالت بیننسلی را برجسته میکند.
در مجموع، معادن طلا در بدخشان بهجای توسعه، به نماد غارت سازمانیافته، تخریب محیط زیست و تقویت خشونت سیاسی تبدیل شدهاند؛ وضعیتی که آینده افغانستان را تهدید میکند.
منابع
- World Nuclear Association – Geology of Uranium Deposits
- Wilson Center – Mining for Influence: China’s Resource Ambitions in Taliban-led Afghanistan
- UNAMA Reports on Afghanistan 2024–2025
- Visual Capitalist – Global Uranium Production by Country
- Trends Research – China’s Strategy for Critical Minerals
- Geopolitical Monitor – Taliban’s Shadow Mineral Diplomacy






