در سرزمینی که هزاران سال مهد تمدن و فرهنگ بوده، در این سرزمین پرافتخار، زخمهای عمیقتر از کربلا بر پیکر مردمش نقش بسته است. نینوای کابل، حکایتی دردناک از ظلم و ستم، از خاموشی چراغ دانایی و از پرپر شدن گلهای سرخ دانش در دستان جاهلان گرفته تا بریدن گلوی ششساله سکینهها را در دل دارد.
آیا دشت کربلا بدتر از دشت نینوای کابل است که امروز ما اینقدر برای حسین و عباس سر میدهیم و از حسین، اصغرها و سکینههای خود درگذریم؟ دشت نینوای کابل، با وقوع حادثهای تلخ، مانند جنبش روشنایی و دانایی در کربلای کابل، به یادگار مانده است. در آنجا، در دهمزنگ و مکانهای دیگر، زندهگیهای بسیاری در راه روشنایی و به دلیل جهل جامعه، از دست رفتند. این حوادث، همچون یک کربلا، شاهد فداکاری و شجاعت بینظیر پیروان دین و دانایی بود که برای آموزش و روشنایی، از جان خود گذشتند. ما باید امروز برای کربلای کابل بگرییم، با ابراز همدردی و شناخت به دردمندیهای آنان، این تاریخ سیاه را به یاد بیاوریم و از تلاشهای بیوقفه برای روشنایی و انسانیت حمایت کنیم. کجایند آن عده از افرادی که امروز خود را پیشرو دین یک جامعه میدانند؟ کجاست معلومات آنچنانی که از امام حسین و یارانش بگوید تا افراد آنها را قضاوت کنند و درسی از آنها بیاموزند، نه اینکه خودشان از مظلومیت و بیچارهگی آنها بگویند و مردم را به گریه بیندازد؟
آیا کسی در این ماه محرم از نوشیدن مسکرات و کشیدن مواد مخدر چیزی گفته است؟ چرا در این ماه بیشترین نوشیدنی و کشیدنی وارد این جامعه میشود؟ کدام ملا در این مورد لب به سخن زده است؟ چرا در این ماه آزارواذیت بیشتر از ماههای دیگر است؟ آیا عالمان دین امروز در این مورد چیزی میگویند؟ چرا امروز بیشتر از جهنم یاد میشود؟ چرا امروز راه و روش به ما درس داده نمیشود؟
دهمزنگ؛ نمادی از مظلومیت مضاعف
در دهمزنگ نه یک حسین، بلکه دهها گل سرخ پرپر شدند. نه به جرم شمشیرزنی، بلکه به جرم علم و دانش، به جرم فریاد آزادی و عدالت، به جرم خواستن روشنایی برای خانههایشان. دهمزنگ یادآور مظلومیتی بس سنگینتر از کربلاست. در آنجا نه فقط جانها گرفته شدند، بلکه آینده روشن نیز به تاراج رفت.
قربانیان راه دانایی؛ اسطورههای صبر و استقامت
دهمزنگ، کاج، کوثر دانش، دشت برچی، سیدالشهدا، مساجد و… هر کدام یادآور مظلومیتی بیمانند است. در این اماکن مقدس، نه سربازان جنگی، بلکه جوانانی که در میدان نبرد عاشق علم و دانش بودند، در سنگر علم و دانش جان خود را نثار آرمانهایشان کردند و به اسطورههای صبر و استقامت تبدیل گشتند. قربانیان راه دانایی امروز بینامونشان هستند، اما ما بر سر و صورتمان میکوبیم که ای وای دشت کربلا…
مادران و پدران؛ حاملان پرچم صبر
هر کدام از این مادران و پدران، زینبی است که داغدار عزیزش است. آنها امروز قامت برافراشته در برابر ظلم ایستادهاند و با صبر و استقامت خود، پرچم عزت و شرف را برافراشتهاند. هر کدام از این کودکان، علیاصغری است که از ظلم و ستم بیرحمانه، گلبرگهای زندهگیاش پرپر شده و مظلومیتش قلب هر انسان آزادیخواه را به درد میآورد. مادران و پدران، زینبهای نینوای کابل هستند که هر روز خون به جای آب مینوشند.
گواهان بزرگترین کربلای معاصر
ما در این سرزمین، شاهد بزرگترین کربلا در عصر حاضر بودهایم. مظلومیتی که نه در یک روز، بلکه در طول سالهای متمادی، بر مردم این دیار بهخصوص مردم رنجدیده هزاره تحمیل شده، قلب هر انسان منصفی را جریحهدار کرده است.
ما تماشاگران بزرگترین کربلا در سرزمینی سوخته به نام افغانستان هستیم.
زخمهای التیامناپذیر نینوای کابل
زخمهای نینوای کابل، عمیقتر از آن است که بهسادهگی التیام یابد. این زخمها، یادآور ظلمی است که در حق بشریت روا داشته شده و فریادی است برای عدالت و آزادی. التیام این زخمها، همت و تلاش جهانی را میطلبد، نه مردم این سرزمین که تنها چسبیده به یک ماه مخصوص.
مسوولیت خطیر برعهده مردم
سکوت در برابر این ظلم، نهتنها خیانت به خون قربانیان راه دانایی، بلکه خیانت به انسانیت و به تمام ارزشهای والای بشری است. جامعه وظیفه خطیر برعهده دارد تا با اتخاذ تدابیر لازم، مانع تکرار چنین فجایعی در هر نقطه شود. هر سال در ماه محرم از آنها همانند حادثه کربلا باید بهخوبی یاد شود.
نینوای کابل فقط یک تراژدی تاریخی نیست، بلکه پژواکی از مظلومیتی است که در طول تاریخ بشریت بارها تکرار شده است. از کربلای امام حسین تا نسلکشیهای وحشتناک در نینوای کابل و در گوشه و کنار جهان، بشریت همواره شاهد جنایات هولناکی بوده است، بهخصوص در قبال مردم هزاره. نینوای کابل، آیینهای است که مظلومیت انسان در برابر ظلم و ستم را به تصویر میکشد و فریادی است برای رهایی از قید جهل و تاریکی.
نینوای کابل، فقط یک مکان نیست، بلکه نمادی از مظلومیت و ستم در برابر حق و حقیقت است که هر روز ما در این نبرد خون صدها علیاصغر و عباس و حسین را میدهیم. قربانیان راه دانایی، نه فقط متعلق به افغانستان، بلکه متعلق به تمام بشریت هستند و یادشان تا ابد گرامی خواهد ماند. اما چرا در مساجد از آنها یاد نمیشود؟ آیا اینها آنقدر بیارزش هستند که در طول یک ماه در سراسر جهان از آنها یاد نمیشود؟
فریاد عدالتخواهی مردم افغانستان، فریاد همه انسانهای آزادیخواه است و باید به گوش جهانیان رسانده شود. ما نباید اجازه دهیم که این نغمه حزنانگیز به خاموشی بگراید. بیایید با هم، برای التیام زخمهای نینوای کابل و برای ساختن جهانی عاری از ظلم و ستم تلاش کنیم.







