شماری از خانوادههای جوگی در ولایت بدخشان میگویند که با مشکلات اقتصادی مواجهاند و به خدمات صحی و آموزشی دسترسی ندارند. آنان همچنان از برخورد تبعیضآمیز مردم در برابر خود ابراز نگرانی میکنند. جوگیها بیشتر خیمهنشین هستند و بهدلیل نداشتن هویت ثابت و زندهگی کوچنشینی، هر از گاهی از شهری به شهر دیگر و از ولایتی به ولایت دیگر مهاجرت میکنند.
صاحب جان، یکی از بزرگان جوگی در ولایت بدخشان، میگوید: «ما هم میخواهیم مانند دیگران زندهگی کنیم؛ کار داشته باشیم و فرزندان ما به مکتب بروند.»
گلمحمد (مستعار)، یکی از جوگیهایی است که با خانوادهاش در نزدیکی شهر فیضآباد زندهگی میکند. او میگوید نداشتن شناسنامه باعث شده است نتواند شغل با درآمد منظم پیدا کند. به گفته او، نداشتن اسناد هویتی همچنین امکان انجام معامله رسمی برای خرید زمین را از او گرفته است.

شیرمحمد (مستعار) میگوید: «دو فرزندم را خواستم در مکتب شامل کنم، اما بهدلیل نداشتن تذکره نتوانستم آنان را شامل کنم.» او همچنین میگوید که آرزوی بزرگش این بوده است که فرزندانش به مکتب بروند تا مجبور نباشند مانند خودش زندهگی کنند.
شیرمحمد میافزاید: «ما خودمان را از افغانستان میدانیم، اما بسیاری از مردم به ما به چشم بیگانه نگاه میکنند. خون ناف ما در همینجا ریخته شده و ما از آب، هوا و خاک اینجا تغذیه کردهایم؛ ما خود را متعلق به همین سرزمین میدانیم.»
این مرد از برخورد برخی از مردم با جوگیها شکایت دارد و میگوید که آنان در شهر و مکانهای عمومی، گاهی متلکها و سخنان توهینآمیز میشنوند. او میگوید: «ما مفتخوری و تکدیگری را خوش نداریم، اما زمین کشاورزی، شغل منظم و مکان مشخصی برای زندهگی نداریم. به همین دلیل، از یک منطقه به منطقه دیگر کوچ میکنیم و برای تامین معیشت، به خیراتطلبی و تکدیگری روی میآوریم.»
معیشت جوگیها
شیرآقا (مستعار)، جوان ۲۰ ساله جوگی، دو سال پیش ازدواج کرده و اکنون یک فرزند دارد. او درباره کار و منبع درآمدش میگوید: «امسال به ولسوالی راغستان رفتم و در یک معدن طلا، روزانه در بدل ۳۰۰ افغانی کار میکردم، اما کارها تعطیل شد و دوباره به خانه برگشتم. حالا نه کار دارم و نه پولی که مواد خوراکی به خانه ببرم. در شهر هم کار نیست و اگر کاری پیدا شود، به ما نمیدهند؛ فکر میکنند کارگر خودی بهتر از کارگر جوگی است.»

بیبیگل (مستعار)، از جمله زنان این گروه است که از راه تکدیگری و فالبینی امرار معاش میکند. او میگوید که از ۱۵ سالهگی تا کنون از همین راه زندهگی کرده است.
این زن میگوید: «شوهرم وفات کرده است و پنج اولاد دارم. روزانه از خانههای مردم برنج، آرد و دیگر مواد خوراکی جمع میکنم و به خانه میآورم. گاهگاهی فال بعضی از خانمها را میبینم و آنان برایم ۵۰ یا ۱۰۰ افغانی میدهند و با آن، گذران زندهگی میکنیم.»
یکی دیگر از زنان جوگی میگوید که در جادهها و خانهها برای مردم کفخوانی و فالبینی میکند و در بدل آن، معمولاً ۲۰ تا ۱۰۰ افغانی دریافت میکند. او میگوید که پس از سلطه دوباره طالبان، نیروهای این گروه با فالبینی و کفخوانی مخالفت کردهاند و این شغل نیز رو به افول است.
جوگیها و محدودیت روابط اجتماعی
جوگیها میگویند که با وجود زندهگی چندین نسل در افغانستان، روابط اجتماعی آنان با دیگر گروههای قومی و اجتماعی در بسیاری موارد محدود است. به گفته آنان، ازدواجهای عمدتاً درونگروهی، شیوه متفاوت زندهگی و محدود بودن برخی از روابط خانوادهگی با بیرون از جوگیها، از جمله عواملی دانسته میشوند که در محدود ماندن روابط اجتماعی آنان نقش دارند. با این حال، شماری از خانوادهها میگویند که تبعیض و پذیرفته نشدن از سوی بخشی از جامعه نیز در محدود ماندن این روابط تاثیر داشته است.

فرخنده (مستعار)، از جمله دختران نوجوان جوگی، میگوید که ازدواج میان جوگیها و افراد بیرون از این خویشاوندانش نادر است. او میگوید: «هیچکس از غیرخودیها با ما ازدواج نمیکند، چون نه نام داریم، نه ثروت و نه مکتب خواندهایم.»
آغاشیرین، ۵۴ ساله و از بزرگان جوگیها در شهر فیضآباد است. او میگوید که در چندین ولایت افغانستان زندهگی کرده و محدود بودن روابط اجتماعی جوگیها با دیگران را از نزدیک تجربه کرده است. او میگوید: «ما میخواهیم با مردم دیگر روابط نزدیک داشته باشیم، اما نگاه آنان نسبت به ما هیچ تغییر نکرده است. از غذای ما استفاده نمیکنند و با ما روابط خویشاوندی ایجاد نمیکنند.» به گفته آغاشیرین، تمایل به برقراری روابط نزدیک با دیگران در میان جوگیها وجود دارد، اما برخوردها و نگاههای تبعیضآمیز مانعی در برابر شکلگیری این روابط میشود.

جوگیها در روستایی به نام «کری» در نزدیکی شهر فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان، زندهگی میکنند. گفته میشود چندین خانواده در یک قطعه زمین خالی که متعلق به فرد دیگری است، زیر خیمهها زندهگی میکنند. آنان میگویند که فصل تابستان، بهدلیل گرم بودن هوا و نبود سرمای شدید، نسبت به زمستان برای آنان آسانتر است؛ اما با آغاز زمستان، بارندهگی، برف و سرما، زندهگی زیر خیمهها را دشوارتر میکند.
پیش از این، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندهگان (UNHCR) در راهبرد حفاظت و راهحلهای خود برای افغانستان در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۷، جوگیها را در میان گروههایی قرار داده است که در معرض خطر بیتابعیتی و مشکلات مربوط به دسترسی به شناسنامه قرار دارند. این سازمان گفته است که نبود شناسنامه در میان نسلهای مختلف و شیوه کوچنشینی، از عوامل ایجادکنندهٔ موانع در دسترسی این گروهها به اسناد هویتی و تایید تابعیت آنان است.






