ازدواجها و خواستگاریهای آنلاین به یکی از مسایل جدی در میان شهروندان افغانستان تبدیل شده است. بسیاری از کاربران از طریق فضای مجازی تلاش میکنند همسفر زندهگی خود را انتخاب کنند که این انتخابها گاهی بهدلیل عدم شناخت واقعی منجر به طلاق و خشونتهای خانوادهگی میشود. در این گزارش با ۱۱ تن از افرادی که از طریق آشنایی آنلاین ازدواج یا رابطه عاشقانه برقرارکردهاند گفتوگو شده است. در این گفتوگوها، چهار تن از کسانی که از این طریق ازدواج کردهاند، سرانجام نتوانستهاند به زندهگی مشترک خود ادامه دهند و از هم جدا شدهاند و پنج تن دیگر از این وصلت رضایت دارند و میگویند که چهره واقعی و مجازی فرد مورد نظرشان یکسان بوده و زندهگی خوبی را سپری میکنند. همچنان یکی دیگر از افراد گفته که فرد مورد علاقهاش در فضای مجازی با آنچه در فضای واقعی دیده یکسان نبوده است و شخصی دیگر نیز تاکید کرده که با وجود ادامه دادن به ازدواجی که از طریق فضای مجازی شکل گرفته، نسبت به همسرش همواره بدگمان و کنجکاو است. یافتههای این گزارش نشان میدهد که برخی از ازدواجهایی که بهصورت آنلاین شکل گرفتهاند، دختران فریب افرادی با پیشزمینه اعتیاد یا قاچاق مواد مخدر را خوردهاند. همچنان کسانی که با چهرهای متفاوت ظاهر شدند و به وعدههایی که در چتها داده بودند، وفادار نماندند. از سوی دیگر، برخی از روانشناسان تاکید دارند که ازدواجهای آنلاین اگر با شناخت سطحی طرف مقابل انجام شوند، در معرض آسیبهای روانی متعددی قرار میگیرند.
انترنت و شبکههای اجتماعی امروز تنها ابزار ارتباط نیستند، بلکه به یکی از عوامل تاثیرگذار در تصمیمهای مهم زندهگی، از جمله ازدواج، تبدیل شدهاند. تجربه گفتوگوکنندهگان این گزارش نشان میدهد که ازدواجهای آنلاین برای شماری سرشار از خوشبختی و تفاهم بودهاند و برای برخی دیگر، قصههایی تلخ از فروپاشی، فریب و خشونت به دنبال داشتهاند.
فرشته (مستعار)، دختر ۲۹ سالهای که بیش از ۱۰ سال در کانادا زندهگی میکند، از تجربه تلخ نامزدی میگوید که نهتنها به ازدواج منجر نشده، بلکه آسیبهای روانی عمیقی در او برجای گذاشته است. فرشته ابتدا از طریق فضای مجازی با آن جوان صحبت کرده بود، بدون اینکه بداند او معتاد به مواد مخدر است.
این دختر که از تجربه ناموفق ازدواج آنلاین صحبت میکند، میگوید: «همسایه قبلی ما در کابل، بهواسطه یکی از آشنایان پیشنهاد دادند که پسرشان با من نامزد شود. بعد از مدتی با آن پسر آنلاین صحبت کردم. ظاهر خوبی داشت، خوشلباس بود و خانوادهاش هم مردم خوب بودند. فکر کردم انتخاب مناسبی است و پذیرفتم. اما پس از نامزدی، رفتارهای نگرانکنندهای از او دیدم؛ همیشه خوابآلود بود، بیتفاوت نسبت به احساساتم و نوعی بیقراری در کلامش دیده میشد.»
فرشته میافزاید: «در دوراهی مانده بودم، تا اینکه روزی یکی از دوستان پدرم که از کابل آمده بود، مهمان ما شد. وقتی از نامزدیام برایش تعریف کردم، براساس شناختی که از خانواده آن پسر داشت، گفت که او دچار مشکلات اخلاقی و رفتاری است و خانوادهاش فقط بهخاطر خلاصی از دستش، این نامزدی را ترتیب دادهاند تا بتوانند پسرشان را به کانادا بفرستند. آن زمان تازه ۳ ماه از نامزدی ما گذشته بود.»
این دختر جوان با کولهباری از حسرت و ناامیدی میگوید: «ای کاش در ابتدا متوجه میشدم، شاید به این حد دلم نمیشکست. اینکه میخواست به کانادا بیاید یا از افغانستان فرار کند، ناراحتم نکرد. بیشترین چیزی که مرا ویران کرد، استفاده ابزاری خانوادهاش از من برای رهایی از این مرد، انحرافات اخلاقی و اعتیادش بود.»
رحیمه (مستعار)، پزشک ۳۴ سالهای است که پس از آشنایی آنلاین با یک داکتر شهروند افغانستان مقیم آلمان، وارد رابطهای شد که به ازدواج انجامید. او میگوید: «در آغاز، ارتباط ما بیشتر جنبه علمی و کاری داشت، اما بهمرور صمیمیت شکل گرفت و تصمیم به ازدواج گرفتیم. بعد از ازدواج به آلمان رفتم، اما خیلی زود متوجه شدم که شبها تا دیروقت بیرون میماند، مشروب مینوشد و دوستانش را به خانه میآورد. متوجه شدم از خوشگذرانی برمیگردد. وقتی اعتراض کردم، با لحن سردی گفت که اینجا افغانستان نیست؛ تو هم میتوانی مثل من خوش بگذرانی.»
این پزشک میافزاید: «من که در محیطی فرهنگی و با اصول خانوادهگی بزرگ شده بودم دیگر نتوانستم این وضعیت را تحمل کنم. سرانجام با کمک برادرم از او جدا شدم.»
ظریفه (مستعار) یکی از زنانی است که تجربه تلخ ازدواج در بستر فضای مجازی را پشت سر گذاشته و اکنون با افسردهگی شدید و آسیبهای روانی دستوپنجه نرم میکند. او میگوید که از طریق یک گروه تلگرامی با همسرش آشنا شد. چند ماه نخست ازدواجشان خوب پیش رفت و تصمیم گرفتند ابتدا به ایران و سپس به ترکیه مهاجرت کنند. اما بهتدریج روابطشان خراب شد.
این بانو میگوید: «در ابتدا فکر میکردم خوشبخت شدهایم. به ایران رفتیم تا از آنجا به ترکیه برویم، اما خیلی زود متوجه شدم که او آن کسی نیست که وانمود میکرد. شبها دیر به خانه میآمد، گاهی مست بود یا اصلاً بازنمیگشت. بهانه میآورد، دروغ میگفت، تلفنش همیشه قفل بود. کمکم متوجه شدم شبها به خوشگذرانی و رفتارهای ناسالم مشغول است. نه احترامی بود، نه تعهدی. هرگاه از او توضیح میخواستم، با پرخاش پاسخ میداد.»
زهره (مستعار)، یکی دیگر از قربانیان آشناییهای مجازی است که تجربه تلخ خود را چنین بیان میکند: «نامزد قبلیام یکی از پایوازهای مریضهایم بود. شمارهام را از طریق واتساپ گرفت، به بهانه مشورت درباره دوای پدرش. کمکم رابطهمان بیشتر شد و پس از یک شناخت ابتدایی، تصمیم به نامزدی گرفتیم. خانوادهام را هم در جریان گذاشتم. اما حدود یکونیمماه بعد، پافشاری عجیب او برای سریعتر شدن ازدواج، مرا دچار شک و تردید کرد.»
زهره (مستعار) میافزاید: «رفتارهایش برایم عجیب شده بود؛ با چیزی که در ابتدا نشان میداد، فرق زیادی داشت. ادعا میکرد در کار خرید و فروش داروست، اما از طریق همسر یکی از همکارانش فهمیدم که او از قاچاقبران مواد مخدر است و پس از سلطه طالبان در نتیجه باز شدن زندانها او هم آزاد شده است. با گذشت زمان، بیشتر متوجه شدم که شخصیت واقعیاش هیچ شباهتی به چیزی که نشان میداد ندارد؛ بیثبات، مرموز و بیاخلاق بود. خانوادهام را آگاه کردم و آنها مانع ادامه این رابطه شدند.»
اورانوس (مستعار) یکی از زنانی است که به گفته خود، سالهاست بهای یک تصمیم اشتباه را میپردازد. او میگوید: «با همسرم که برادر یکی از همصنفیهایم بود، از طریق یک گروه برای حل فرمهای آمادهگی کانکور آشنا شدم. ارتباط ما به نامزدی و سپس ازدواج انجامید. اما خیلی زود، چهره واقعیاش را دیدم. از همان ابتدا مرا از رفتن به دانشگاه منع کرد. در دوران نامزدی هم اخلاقش کمکم تغییر کرد، ولی امیدوار بودم که شاید بعد از ازدواج بهتر شود.»
اورانوس ادامه میدهد: «اخلاقش هیچ ثبات ندارد؛ پرخاشگر، بیثبات و برخلاف تصویری که از خودش نشان میداد. حالا سه فرزند دارم؛ دو پسر و یک دختر. اما زندهگیام به جهنم تبدیل شده. شوهرم بیشتر ساعات روز را زیر تاثیر قرصهای آرامبخش و مواد نشهآور است. وقتی از او میخواهم که بهخاطر فرزندانم ترک کند، با خشونت واکنش نشان میدهد، مرا و فرزندانم را لتوکوب میکند و هیچ احترامی برایم قایل نیست. خودش هم میفهمد که کارش درست نیست؛ چندین بار تصمیم به ترک آن نیز گرفته اما موفق نشده است.»
با این حال، یکی از افراد مورد مطالعه این گزارش میگوید که رابطه عاشقانه آنلاین او منجر به ازدواج نشده است. به گفته او، چهره واقعی و مجازی فرد مورد علاقهاش متفاوت بوده و حتا زمانی که از دور متوجه شده که فردی که ماهها با او رابطه داشته، سن و سالش بیشتر است، از دیدار حضوریاش نیز صرفنظر کرده است.
سرافراز (مستعار)، ۲۹ ساله، میگوید که در خانوادهای ۱۷نفره بزرگ شده و همواره از عدم محبت رنج برده است. او میگوید: «روزی تصمیم گرفتم از طریق فیسبوک کسی را پیدا کنم تا با او درد دل کنم و حرفهایم شنیده شود. در خانه روغن مو نداشتم؛ واسلین چرب کردم، موهایم را شانه کردم و به پارک حصه اول خیرخانه رفتم. از دوستم خواستم که از من عکس بگیرد تا در فیسبوک به اشتراک بگذارم. وقتی به خانه برگشتم، با برخورد فزیکی برادرم هم مواجه شدم، اما همان شب یک نفر پیدا کردم و خوشحال بودم.»
این مرد میافزاید که تماسهای آنلاینش با فرد مورد علاقهاش شش ماه طول کشید و روزی هر دویشان تصمیم گرفتند که یکدیگر را از نزدیک ببینند. او میگوید: «فکر میکردم عشق را در فیسبوک یافتم، اما نفهمیدم پشت آن واژههای شاعرانه، زنی به سن مادرم نشسته بود؛ نه برای عشق، بلکه برای سوءاستفاده و دلم همانجا شکست؛ نه از فریب، بلکه از اینکه باور کرده بودم دوستداشتنیام.»
با وجود آمار بالای نارضایتی و شکست در ازدواجهای آنلاین، نمیتوان از موارد موفق هم چشمپوشی کرد. برخی از زوجها با گفتوگو، شناخت عمیق و تصمیمگیری مشترک، توانستهاند زندهگی مشترک خوبی بنا کنند.
یکی از نمونههای موفق ازدواجهای مجازی، داستان یوسف (مستعار) و نامزدش است که آشناییشان از طریق یک گروه درسی و پیامرسان آغاز شد. با آنکه بعدها یکی در کابل ماند و دیگری به لندن مهاجرت کرد، اما وفادارانه کنار هم ماندند و امسال نامزد شدند. حالا با رضایت خانوادهها و شناخت کامل، زندهگی مشترکشان را آغاز کردهاند.
یوسف میگوید: «با همسرم از طریق مسنجر آشنا شدم و کمکم صمیمی شدیم. پس از سلطه طالبان من و خانوادهام به لندن مهاجر شدیم؛ اما من پس از مهاجرتم، باز هم به قولی که داده بودم وفادار ماندم. حالا بعد از سالها، بالاخره نامزد شدیم و خیلی خوشحال هستیم.»
فیروزه، نمونه دیگری از ازدواج موفق در بستر فضای مجازی است؛ بانویی که از دل یک گروه ادبی در دوران قرنطینه کرونا، توانست همفکر و همراه زندهگیاش را پیدا کند. او میگوید که در روزهای تعطیلی کرونا، از طریق یک گروه شعر و داستاننویسی با همسرش آشنا شد. پس از تسلط طالبان، فیروزه همراه خانوادهاش به ایتالیا پناهنده شد، در حالیکه همسر آیندهاش هنوز در افغانستان بود و آنها حتا نامزد هم نشده بودند.
فیروزه میگوید: «او به خانه خواهرم در افغانستان خواستگاری رفت و خواهرم به نمایندهگی از خانواده ما، پاسخ مثبت داد. ابتدا به صورت آنلاین نکاح کردیم. بعد از سه سال، بالاخره کارهای قانونی همسرم هم تکمیل شد و با وجود همه سختیها، به هم رسیدیم. خیلی خوشحالم که توانستم انسانی همفکر و همنظر خودم را پیدا کنم.»
با این حال، برخی ها نیز معتقدند که هرگاه ازدواجهای که فضای مجازی شکل میگیرد، اگر با درک، گفتوگو و شناخت کافی شکل بگیرند، میتوانند راهی برای انتخاب آگاهانهتر و منطقیتر شریک زندهگی باشند.
زبیر نیز یکی از جوانانی است که با تاکید بر تابو شکنیهای سنتهای نادرست از ازدواجهای که در بستر فضای مجازی شکل میگیرد پشتیبانی میکند. او میافزاید: «اگر ازدواج آگاهانه با درک متقابل و شناخت واقعی صورت بگیرد خیلی خوب است تا این که دختران یا پسران مجبور شوند تا به دلخواه والدین یا به تهدید آنان مبنی بر حلال نکردن حق یا نبخشیدن آنان به ازداوج مجبور شوند. خانوادهها بپذیرند که فرزندانشان بزرگ شدهاند و حق دارند در این تصمیم مهم، نقش اصلی را داشته باشند. نه اینکه کسی را برایشان انتخاب کنند که هیچ شناختی از او ندارند.»
زبیر تاکید میکند: «باور دارم که این نوع آشنایی اگر با احترام و بلوغ فکری همراه باشد، میتواند شروع خوبی برای یک زندهگی مشترک موفق باشد.»
زیبا (مستعار) یکی از جوانانی است که به گفته خودش، با خلأ عاطفی بزرگ شده و به دنیای مجازی پناه برده است و در این فضا طعم خوشبختی را چشیده و مسیر زندهگیاش تغییر یافته است. او میگوید در نوجوانی با پسرخالهاش نامزد شد، اما طولی نکشید که رفتارهای تحقیرآمیز و بیمهری خانواده نامزد، او را از ادامه این رابطه دلسرد کرد.
زیبا از طریق فیسبوک با جوانی در هرات آشنا شد. گفتوگوهای اولیهاش ساده بود، اما بهتدریج به اعتماد و دلبستهگی انجامید. او تصمیم گرفت نامزدی قبلیاش را فسخ کند. پسر هراتی به کابل آمد، دیدار حضوری داشتند و همان دیدار کافی بود تا تصمیمشان برای ادامه به ازدواج قطعی شود. او میگوید: «حالا سه سال از ازدواج ما میگذرد. یک دختر داریم و زندهگیمان شاید ساده باشد، اما پر از محبت است، چیزی که همیشه دنبالش بودم.»
با آن که برخی از ازدواجهای آنلاین به نتیجه مثبت ختم شدهاند، اما حتا در موارد موفق نیز گاه آثار روانی و فشارهای عاطفی عمیقی برجای گذاشته است.
شریف (مستعار) یکی از افرادی است که پس از سالها ارتباط آنلاین، سرانجام ازدواج کرده است. او میگوید که اکنون استرس و اضطراب به بخشی همیشهگی از زندهگیاش تبدیل شده و احساس بدگمانی و بیاعتمادی رهایش نمیکند. همچنین از عذاب وجدانی رنج میبرد که ناشی از فرصتهای ازدسترفتهای است که میتوانست آن زمان صرف پیشرفت تحصیلی و افزایش دانش خود کند.
شریف میگوید: «در طول این مدت، روز و شب با استرس و اضطراب همراه بود. آرامش نداشتم، حتا تمرکزم برای درسخواندن را از دست دادم. با وجودیکه تمام امکانات برای تحصیل فراهم بود، اما نگران رابطهام بودم و همین باعث شد فرصتهای زیادی را از دست بدهم.»
با این حال، برخی روانشناسان با اشاره به پیامدهای دوگانه ازدواجهای آنلاین تاکید میکنند که این نوع ازدواجها میتوانند هم فرصتی برای یافتن همفکری مناسب و شریک زندهگی آگاهانه باشند و هم زمینهساز آسیبهای عاطفی و فروپاشی روانی.
رضوانه رحیمی، روانشناس، میگوید که ازدواجهای که از طریق فضای مجازی شکل میگیرند، اگر با شناخت سطحی و بدون بررسی عمیق شخصیت و شرایط طرف مقابل انجام شوند، در معرض آسیبهای روانی متعددی قرار میگیرند.
این روانشناس تاکید میکند: «در فضای مجازی، افراد معمولاً نسخهای آرمانی از خود ارایه میکنند. این شناخت سطحی و غیرواقعی، وقتی به زندهگی مشترک واقعی میرسد، میتواند منجر به شکست عاطفی، کاهش اعتماد به نفس، افسردهگی و حتا بحران هویت شود.» به گفته او، یکی از نگرانیهای عمده در این نوع روابط، وابستهگی عاطفی بدون شناخت واقعی است که با سرعت بالا شکل میگیرد و پس از ازدواج، در مواجهه با تفاوتهای رفتاری و فرهنگی، به شکست یا آسیب روانی ختم میشود.
رحیمی میافزاید: «فریب عاطفی، دروغ در هویت یا نداشتن قصد واقعی برای ازدواج، از آسیبهایی است که بیشتر قربانی آن، دختران جوان هستند. در بسیاری موارد، زنان دچار حس بیارزشی، بیاعتمادی و سرخوردهگی شدید میشوند که تا مدتها بر روانشان تاثیر میگذارد.»
در همین حال، مطالعهای منتشرشده در مجله روانشناسی سایبری، رفتار و شبکههای اجتماعی نشان میدهد که زوجهایی که از طریق فضای مجازی با یکدیگر آشنا شدهاند، احتمال کمتری برای ازدواج رسمی دارند و در صورت ازدواج، احتمال بیشتری برای جدایی یا طلاق را تجربه میکنند.
این تحقیق که بهروی بیش از ۴۰ هزار تن در ایالات متحده انجام شده، نشان میدهد که تنها ۳۲ درصد از زوجها آنلاین ازدواج میکنند، در حالی که این رقم برای زوجهایی که بهصورت آفلاین با یکدیگر آشنا شدهاند، ۶۷ درصد است. همچنین، ۸ درصد از زوجهای آنلاین از یکدیگر جدا میشوند یا طلاق میگیرند، در حالی که این نرخ در زوجهای آفلاین تنها ۲ درصد است.
آمار گردآوریشده توسط دانشگاه ایالتی میشیگان در ایالات متحده نشان میدهد زوجهایی که از طریق پلتفرمهای دوستیابی آنلاین با هم آشنا شدهاند، ۲۸ درصد بیشتر احتمال دارد که در ۱۲ ماه اول رابطهشان از هم جدا شوند.
این مطالعه نشان داد زوجهایی که از طریق روشهای سنتی مانند کار، معاشرت و دوستان با هم آشنا شدهاند، روابط پایدارتر و طولانیتری دارند. در مقابل، کسانی که از طریق انترنت با هم آشنا شدهاند، روابط ضعیفتری دارند که احتمالاً به سرعت به شکست منجر شود.
تحقیقات جدید دانشگاه میشیگان همچنین نشان میدهد که ۸۶ درصد از شرکتکنندهگانی که از سایتهای دوستیابی آنلاین استفاده میکردند، نگرانند که پروفایلهای افراد آشنا نادرست و حاوی اطلاعات گمراهکننده باشد. در نتیجه، اعتماد به یکدیگر ممکن است در مراحل اولیه رابطه به خطر افتاده باشد.
طبق آمار این تحقیق، در بریتانیا حدود ۲۰ درصد از زوجهای دگرجنسگرا به صورت آنلاین با هم آشنا میشوند، در حالی که ۷۰ درصد از زوجهای همجنسگرا از طریق انترنت با هم آشنا میشوند.
همچنان مطالعات نشان میدهند که آشناییهای آنلاین میتوانند به آسیبهای روانی منجر شوند. برای مثال، در تحقیقی که در بریتانیا انجام شد، نشان داده شد که زنان مسلمان که در سایتهای دوستیابی با مردانی آشنا شده بودند که خود را پزشک معرفی کرده بودند، پس از فریب و تهدیدهای مالی، دچار اضطراب و افسردهگی شدند.
مزایا و معایب دوستیابی آنلاین از زمانی که یافتن ازدواج آنلاین رواج پیدا کرد، مورد بحث مردم بوده است. همزمان، نگرانیها در مورد پروفایلهای نادرست و زوجهایی که از طریق شبکههای اجتماعی قرار ملاقات میگذارند مطرح شده است، زیرا این روابط بهدلیل عدم ایجاد اعتماد کافی ممکن است منجر به شکست شوند. در عین حال، زوجهای زیادی وجود دارند که بهصورت آنلاین با هم آشنا شدهاند و سالها بعد با خوشحالی ازدواج کردهاند یا هنوز در رابطه هستند.
ازدواجهای آنلاین که معمولاً از چتها یا پیامهای ساده آغاز میشوند، اغلب به وابستهگیهای عاطفی ناپایدار، آسیبهای روانی و حتا سوءاستفادههای عاطفی و ذهنی منجر میشوند. براساس یافتههای این تحقیق، اگرچه برخی از این ازدواجها بهظاهر موفق بودهاند، اما بسیاری از افراد، حتا پس از ازدواج، آسیبهای روانی دوران رابطه مانند استرس، بیاعتمادی، اضطراب، احساس ناامنی و پشیمانی از فرصتهای ازدست رفته تحصیلی و شغلی را تا مدتها با خود حمل میکنند.
همچنان برخی دختران و خانوادهها در افغانستان بهدلیل نگرانی از آینده آموزشی و تحصیلی دخترانشان ترجیح میدهند افراد آشناشده از طریق فضای مجازی، بهویژه کسانی که در خارج از افغانستان هستند، را برای ازدواج انتخاب کنند تا از خواستگاری طالبان رهایی یابند و آینده دخترانشان را تضمین کنند.
با این حال، گزارشها نشان میدهد که این ازدواجها نیز موفق نبودهاند و گاهی مردان مسن، دختران نوجوان و جوان را خواستگاری میکنند که تفاوتهای سنتی و باورهای فکری میان آنها باعث جدایی میشود.






