در دور اول گفتوگوهای پاکستان و طالبان در دوحه، پایتخت قطر، حقانیها غایب صحنه بودند. در آن دور، محمدیعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، در محور قرار داشت؛ کسی که ظاهراً جنگ مختصر علیه پاکستان را رهبری کرد و مهمتر از آن، رخ به جانب هند دارد و تمایلش به این کشور را انکار هم نمیکند. برای نمونه، در صحبتی هم که در دوحه با رسانه جهانی الجزیره داشت، بهروشنی اعتراف کرد که رابطه طالبان با هند محفوظ میماند و این بهزعم او، بهمعنای قرارگرفتن در برابر اسلامآباد نیست.
حقانیها که جناحی بهظاهر نیرومند و پرزور در درون طالبان ارزیابی میشوند، تا این لحظه در قبال جنگ با پاکستان سکوت معناداری اختیار کردهاند. بقیه مقامهای ملکی و نظامی طالبان که دل در گرو قندهار دارند، در این چند هفته اخیر، بارها پاکستان را با هشدارهای تند نواختهاند، ولی حقانیها نه. حتا محمدنبی عمری، معین وزارت داخله طالبان، به نشانی پاکستان زیاد بدورد گفت، ولی سراجالدین حقانی، وزیر داخله، نه. حقانی که در میانه جنگ طالبان و پاکستان به ولایت خوست رفت، با حضور در مناسبتی، بهجای پرداختن به این درگیری شدید چند روزه، حرفهای کنایهآمیزی بر زبان راند که تعبیر به نکوهش رفتار اطرافیان رهبر طالبان شد. سکوت یک جناح معروف و بهظاهر تجدیدنظرطلب در درون طالبان، آن هم در بزنگاه مهم، حاوی معنا و دلالت خاصی است؛ بهویژه وقتی در دور اول گفتوگوها نادیده گرفته میشود، خاموشیاش بیشتر پررمزوراز جلوه میکند.
اما برخلاف گذشته، این بار حقانیها در ترکیب هیات اعزامی طالبان به استانبول دیده میشوند. نه فقط غایب نیستند که ظاهراً رهبری هیات را هم در اختیار دارند. ریاست هیات با رحمتالله نجیب، معاون سراجالدین حقانی، است؛ اما معلوم نیست که او پای در زنجیر رهبر طالبان دارد یا هم حقانیها. همینکه معاون حقانی در یک تشکیلات است، بهناچار از وی اطاعتپذیری هم دارد. مهمتر از آن، انس حقانی، عضو خانواده حقانیها، نیز شامل در هیات است؛ کسیکه بهرغم نداشتن منصب رسمی در اداره طالبان، نفوذ زیادی در رژیم این گروه دارد. حضور سهیل شاهین، نماینده طالبان در قطر، و عبدالقهار بلخی، سخنگوی وزارت خارجه این گروه، در ترکیب هیات فعلی، سمبولیک و بهخاطر آشناییشان با زبان انگلیسی است تا بهحیث دیپلماتها با طرف پاکستانی و میانجیها، راحت گفتوگو کنند. ظاهراً تصمیمگیرندهگان اصلی دور دوم، آقایان نجیب و حقانی هستند؛ البته فقط در استانبول و مشخص نیست که حاکمان کابل و قندهار، حاصل رایزنیهای این دو را بیدرنگ میپذیرند یا نه.
چیدمان ترکیب هیات دومی آگاهانه و حسابشده است؛ به این معنا که گفتوگوهای دوحه را وزارت دفاع طالبان رهبری میکرد و اکنون مذاکرات استانبول بر عهده وزارت داخله به رهبری حقانیها گذاشته شده است. با این حساب، میشود گفت که حقانیها از غیبتشان در دور اول ناراض بودهاند و در واکنش به آن، کاری کردهاند که این بار ملاحظاتشان در دستور کار قرار گیرد. بلی، وقتی طالبان با یک کشور خارجی در جنگ باشند، طبیعی است که برای حفظ اتحاد درونی به هر بهایی هم که شده، سعی به خرج میدهند؛ ورنه نفاق درونی بیش از عامل خارجی، بلای جانشان خواهد شد. ازآنجاییکه طالبان برای فعلاً در لبه لرزان و لغزانی قرار گرفتهاند و هرلحظه بیم آن میرود که در گرداب جنگ تمامعیار با پاکستان سقوط کنند، رهبر این گروه سعی میکند برای چندصباحی هم که شده بر نزاکتها و رنجشهای میانگروهی غلبه کند.
از ترکیب هیات فعلی برمیآید که طالبان بنا را بر «مدیریت تنش» با پاکستان گذاشتهاند. ازاین حیث، حقانیها که دوستی با پاکستان را بر دوستی با هند ترجیح میدهند، خوبتر میتوانند گفتوگوهای استانبول را مدیریت کنند و طرفین را از وضعیت پرتنش فعلی عبور دهند. تا این جای کار، بهدرستی روشن شده که دوستی با هند برای جناح قندهار، در اولویت است و اتفاقاً همین گرایش به دهلی نو بود که پاکستان را به حمله بر خاک افغانستان بیشتر تشحیذ کرد. برعکس، حقانیها تا این دم به دهلی نو ابراز ارادت نکردهاند و مقامهای هندی هم با دارودسته این شبکه، دیدار و گفتوگو نداشتهاند. وقتی حقانیها به حضور هند در افغانستان بها ندهند و درگیرشدن با پاکستان را به سود ندانند، به احتمال زیاد که گفتوگوهای استانبول میتواند به نتایجی منجر شود؛ اگر هم معضلی به بزرگیِ تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) را برای دایم برطرف نکند.
مزید بر آن، حقانیها در عین حال که دوستدار پاکستان هستند، تیتیپی هم از آنها تا جایی حرفشنوی دارد. در ولایتهایی که ادعا میشود جنگجویان تیتیپی حضور دارند، ظاهراً حوزه نفوذ حقانیهاست. به نظر میرسد که تیتیپی در جنگ علیه پاکستان از جای دیگر دستور میگیرد؛ ورنه حقانیهای هوادار پاکستان، نمیخواهند از مناطق حوزه نفوذشان علیه این کشور اقدام شود. پاکستان و تیتیپی هم که نزدیک به چهار سال پیش، در یک نوبت به آتشبس یکماهه توافق کرده بودند، حاصل پادرمیانی حقانیها بود. با این حساب، حقانیها اگر در پی حمایت از تیتیپی نباشند، حداقل خواهان آتشبس میان پاکستان و طالبان پاکستان هستند؛ یا هم مهار تیتیپی را میخواهند، البته بهطریقی که باعث وصل این گروه به داعش و سایر گروههای تروریستی نشود.






