دیدار اخیر رباب فاطمه، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان و رییس یوناما، با ویکرام میسری، معاون وزارت خارجه هند، در حاشیه هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویارک، در نگاه نخست یک دیدار دیپلماتیک معمولی به نظر میرسد؛ اما در شرایط کنونی افغانستان، این دیدار میتواند نشانهای از تداوم رویکرد هند در قبال افغانستان باشد: حمایت از مردم افغانستان، حفظ ارتباط با جامعه بینالمللی و استفاده از ظرفیتهای چندجانبه، بدون آنکه این حمایت الزاماً به معنای ورود مستقیم به منازعات سیاسی و امنیتی افغانستان باشد. وزارت خارجه هند اعلام کرده است که میسری در این دیدار بر ضرورت تداوم توجه جامعه جهانی به نیازهای بشردوستانه مردم افغانستان تأکید کرده و از نقش یوناما حمایت کرده است. رباب فاطمه نیز از حمایت هند از دفتر نماینده عالی سازمان ملل برای کشورهای کمترتوسعهیافته، کشورهای محصور در خشکه و کشورهای کوچک جزیرهای قدردانی کرده است.
اهمیت این دیدار زمانی بیشتر میشود که افغانستان در یکی از دشوارترین دورههای انسانی و منطقهای خود قرار دارد. از یکسو محدودیتهای اقتصادی، کاهش کمکهای خارجی و بازگشت گسترده مهاجران فشار بر جامعه افغانستان را افزایش داده و از سوی دیگر، روابط رژیم طالبان و پاکستان در ماههای اخیر با درگیریهای مرزی، بستهشدن گذرگاهها و اختلال در تجارت همراه بوده است. سازمان ملل در گزارش خود تأکید کرده که درگیریهای طالبان و پاکستان پیامدهای انسانی، اقتصادی و امنیتی داشته و بستهشدن مرزها موجب اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینههای حملونقل و دشوارترشدن دسترسی به کمکهای بشردوستانه شده است.
در چنین شرایطی، نقش هند را نمیتوان صرفاً در چارچوب رقابت این کشور با پاکستان یا اختلافات دهلی نو با رژیم طالبان تحلیل کرد. هند طی پنج سال گذشته کوشیده است بخش مهمی از ارتباط خود با افغانستان را بر محور مردم افغانستان، کمکهای بشردوستانه، آموزش، درمان و ظرفیتسازی حفظ کند. گزارش رسمی وزارت خارجه هند نشان میدهد که دهلی نو پس از آگست ۲۰۲۱ نیز سیاست خود در قبال افغانستان را بر روابط تاریخی، ارتباطات مردمی و قطعنامه ۲۵۹۳ شورای امنیت سازمان ملل استوار کرده است. در بخش آموزشی، هند از سال ۲۰۲۳ برای حدود دو هزار دانشجوی افغان، از جمله ۵۸۰ دختر، بورسیههای آنلاین فراهم کرده و برنامههای آموزشی در بخش کشاورزی را نیز ادامه داده است.
کمکهای بشردوستانه هند نیز یکی از مهمترین ابزارهای این رویکرد بوده است. هند در سالهای پس از سقوط جمهوری افغانستان، محمولههای گندم، دارو و دیگر کمکهای اضطراری را به افغانستان ارسال کرده است. بر اساس آمار رسمی دولت هند، این کشور متعهد به ارسال ۵۰ هزار تُن گندم به افغانستان شد و تا آگست ۲۰۲۲، ۴۰ هزار تُن آن تحویل شده بود؛ کمکهای دارویی و تجهیزات بهداشتی نیز در کنار آن ارائه شد. در دسامبر ۲۰۲۵ نیز مقامهای هندی بر ادامه همکاریهای صحی و ارسال تجهیزات و دارو برای افغانستان تأکید کردند.
این سیاست یک وجه مهم دیگر نیز دارد: هند تلاش کرده است ارتباط خود با افغانستان را از مسیرهای چندجانبه حفظ کند. حمایت از یوناما، همکاری با سازمان ملل و مشارکت در سازوکارهای مربوط به کشورهای محصور در خشکه، به دهلی نو امکان میدهد مساله افغانستان را تنها از زاویه رقابت دوجانبه با پاکستان دنبال نکند. هند یکی از روسای مشترک «گروه دوستان کشورهای محصور در خشکه» در سازمان ملل است؛ گروهی که هدف آن تقویت همکاری بینالمللی برای کاهش موانع ترانزیتی، توسعه زیرساختها و بهبود دسترسی کشورهای محصور در خشکه به بازارهای جهانی است. در نشستهای این گروه در سال ۲۰۲۶، نماینده هند در کنار اتریش بهعنوان رییس مشترک حضور داشته است.
این موضوع برای افغانستان اهمیت ویژه دارد. افغانستان یک کشور محصور در خشکه است و وابستگی آن به کشورهای همسایه برای تجارت، ترانزیت و دسترسی به بازارهای جهانی، همواره یکی از آسیبپذیریهای ساختاری اقتصاد این کشور بوده است. در واقع، مساله افغانستان فقط دسترسی به کمکهای بشردوستانه نیست؛ مساله اصلی، ایجاد مسیرهای پایدار و متنوع برای تجارت و ترانزیت است. از این منظر، نقش هند در گروه دوستان کشورهای محصور در خشکه میتواند فراتر از کمک مستقیم باشد و در سطح سیاستگذاری بینالمللی، از اصل دسترسی آزاد، قابل پیشبینی و غیرسیاسی کشورهای محصور در خشکه به مسیرهای ترانزیتی حمایت کند. سازمان ملل نیز در سال ۲۰۲۶ بر ایجاد سازوکارهای مالی و زیرساختی جدید برای کشورهای محصور در خشکه و رفع موانع آزادی ترانزیت تأکید کرده است.
اما پرسش مهمتر این است که آیا چنین نقشی میتواند فشار بینالمللی بر پاکستان را افزایش دهد؟ پاسخ را باید با احتیاط داد. هند بهتنهایی نمیتواند و احتمالاً نیز نمیتواند جایگزین سازوکارهای سازمان ملل یا کشورهای منطقه در مدیریت روابط طالبان و پاکستان شود. همچنین افزایش فشار دیپلماتیک بر اسلامآباد یک نتیجه خودکار از همکاری هند با یوناما یا گروه دوستان کشورهای محصور در خشکه نیست. با این حال، فعالیت هند در این چارچوبها میتواند به تقویت یک اصل مهم کمک کند: اختلال در مسیرهای تجاری و ترانزیتی نباید به ابزار فشار بر مردم افغانستان تبدیل شود.
این مساله در شرایط کنونی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. درگیریهای اخیر میان طالبان و پاکستان و بستهشدن مرزها نشان داده است که وابستهگی افغانستان به یک یا چند مسیر محدود، میتواند پیامدهای اقتصادی و انسانی جدی داشته باشد. سازمان ملل نیز از افزایش هزینههای حملونقل و اختلال در تجارت و کمکرسانی در نتیجه تنشهای میان دو طرف گزارش داده است. در چنین وضعیتی، هرچه افغانستان مسیرهای بیشتری برای تجارت و ترانزیت در اختیار داشته باشد، آسیبپذیری آن در برابر اختلال در یک مسیر خاص کاهش مییابد.
اینجاست که چابهار و نقش هند در اتصال افغانستان و آسیای مرکزی نیز اهمیت پیدا میکند. هند سالهاست از توسعه بندر چابهار در ایران بهعنوان یکی از مسیرهای جایگزین برای دسترسی افغانستان به بازارهای منطقه حمایت کرده است. در توافق سهجانبه هند، ایران و افغانستان نیز چابهار بهعنوان مسیری برای فراهمکردن دسترسی جایگزین افغانستان به بازارهای منطقه مطرح شده بود. این مسیر الزاماً نباید در برابر مسیر پاکستان تعریف شود؛ بلکه از دید اقتصادی، وجود چند مسیر میتواند به افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی امکان انتخاب و تنوع بیشتر بدهد.
در همین چارچوب، سیاست هند را میتوان نوعی دیپلماسی چندلایه دانست: از یک طرف کمکهای بشردوستانه و آموزشی، از طرف دیگر حمایت از یوناما و سازوکارهای سازمان ملل، و در سطح اقتصادی نیز تلاش برای تقویت مسیرهای ارتباطی مانند چابهار. این رویکرد به هند امکان میدهد بدون ورود مستقیم به درگیری طالبان و پاکستان، در شکلگیری محیط منطقهای پیرامون افغانستان نقش داشته باشد.
با این حال، محدودیتهای این سیاست نیز روشن است. هند با چالشهای مربوط به تحولات امنیتی افغانستان، روابط خود با رژیم طالبان، محدودیتهای مالی و ظرفیت محدود برخی مسیرهای ترانزیتی روبهرو است. چابهار نیز نمیتواند در کوتاهمدت تمام ظرفیت مسیرهای پاکستان را جایگزین کند. از سوی دیگر، فشار بیش از حد برای تبدیل مساله افغانستان به عرصه رقابت هند و پاکستان میتواند خود به پیچیدهترشدن فضای منطقهای منجر شود.
بنابراین، اهمیت دیدار رباب فاطمه و ویکرام میسری بیش از آنکه در یک توافق سیاسی جدید نهفته باشد، در تداوم یک پیام دیپلماتیک است: افغانستان نباید در میان رقابتهای منطقهای فراموش شود و نیازهای انسانی و اقتصادی مردم این کشور باید در مرکز توجه جامعه جهانی باقی بماند. هند از طریق کمکهای بشردوستانه، آموزش، حمایت از یوناما، مشارکت در گروه دوستان کشورهای محصور در خشکه و توسعه مسیرهای جایگزین ترانزیتی، میتواند در این روند نقش داشته باشد. این نقش ممکن است بهطور غیرمستقیم محاسبات پاکستان را نیز تحت تأثیر قرار دهد، زیرا هرچه افغانستان گزینههای بیشتری برای تجارت و ترانزیت داشته باشد، وابستهگی آن به یک مسیر خاص کمتر خواهد شد. اما تبدیل این ظرفیت به فشار مؤثر دیپلماتیک بر پاکستان، در نهایت به همکاری سازمان ملل، کشورهای منطقه و سایر قدرتهای بینالمللی و نیز تحولات واقعی در روابط طالبان و اسلامآباد وابسته خواهد بود.






