با وجود حذف رسمی روز معلم از تقویم معارف افغانستان و صدور فرامینی مبنی بر ممنوعیت برگزاری هرگونه محفل به این مناسبت، بررسیهای میدانی نشان میدهد که نحوه گرامیداشت از این روز بهصورت پنهانی در ساختمان مکاتب و یا هم در مکاتب آنلاین با استفاده از پلتفرمهای دیجیتال تغییر شکل یافته است. ناظران امور آموزشی معتقدند که پافشاری دانشآموزان بر ادامه این سنت، نشاندهنده یک واکنش اجتماعی در برابر تلاشها برای تغییر ساختار سنتی معارف است.
براساس مکتوبهای ارسالی از سوی وزارت معارف طالبان و اداره امر به معروف این گروه به مکاتب دولتی و خصوصی، تجلیل از روز معلم بهعنوان یک عمل غیررسمی ممنوع اعلام شده و برای مدیران متخلف مجازاتهای اداری در نظر گرفته شده است؛ امری که باعث شده مکاتب فیزیکی، بهویژه در بخش خصوصی، برنامههای خود را با تغییر زمان به چند روز قبل یا بعد از ۱۳ میزان و در قالب وقفههای کوتاه درسی به دور از چشم ماموران نظارتی برگزار کنند.
احمد، دانشآموز صنف دوازدهم در یکی از مکاتب خصوصی کابل، میگوید: «بهدلیل هشدارهای مدیریت مبنی بر تفتیش صنفها ما تزیینات صنف را بهصورت محدود انجام داده و هدایای خود را یک روز پیش به دور از تالارهای عمومی و در جریان ساعتهای تفریح به معلمان خود تحویل دادهایم.»
از سوی دیگر، با مسدود ماندن دروازه مکاتب متوسطه و لیسه بهروی دختران، بخش عمدهای از این تبریکات به پلتفرمهای آنلاین، مانند زوم و گوگلمیت، منتقل شده است که کنترل کمتری بر آنها اعمال میشود. در این فضای مجازی، دانشآموزان با فرستادن کارتهای تبریک دیجیتال، ویدیوهای ترکیبی و تحفههای الکترونیکی مانند نسخههای PDF کتاب یا کارتهای شارژ انترنت، شیوههای جدیدی از قدردانی را جایگزین روشهای سنتی کردهاند.
یکی از آموزگاران که از داخل خانه در هرات به دخترانی در بخشهای مختلف افغانستان بهصورت آنلاین درس میدهد، میگوید: «روز معلم امسال، شاگردانم روی صفحه زوم برایم نقاشیهای دیجیتالی فرستادند و دستهجمعی مایکهای خود را روشن کردند و روز معلم را تبریک گفتند. گرچه صنف ما فیزیکی نبود و دستم به گلهایشان نرسید، اما این یکی از صمیمیترین تجلیلهایی بود که در زندهگیام دیدم. همینکه شاگردانم هنوز یاد استاد و روز معلم هستند، برای من ارزش زیادی دارد.»
بااینحال، واقعیتهای عینی نشان میدهد که این برنامههای محدود پنهانی یا مجازی نتوانسته چالشهای عمیق ساختاری و اقتصادی معلمان افغانستان را پنهان کند. پس از تحولات سیاسی اخیر، کاهش شدید معاشات در کنار تورم اقتصادی، قدرت خرید معلمان را بهشدت کاهش داده است؛ بهطوری که حقوق ماهانه یک آموزگار مکتب دولتی در حال حاضر حتا مصارف اولیه زندهگی مانند کرایه خانه و رفتوآمد را پوشش نمیدهد. این بحران مالی سبب شده که بخش بزرگی از کادرهای مسلکی و باسابقه آموزشوپرورش به کارهای غیرتخصصی و شاقه رو آورند. افزون بر فقر اقتصادی، معلمان زن با انزوای ناشی از خانهنشینی اجباری مواجهند و معلمان مرد نیز تحت فشارهای روانی ناشی از تغییرات مداوم نصاب آموزشی و نبود مصونیت شغلی فعالیت میکنند.
در نهایت، تغییر شیوه تجلیل از روز معلم از محافل رسمی گذشته به ساختارهای پنهانی و مجازی، نمایانگر تلاش جامعه آموزشی برای حفظ ارزشهای معارف در میان یکی از پیچیدهترین دورههای بحران اقتصادی و انسداد آموزشی در تاریخ معاصر این کشور است.






