آکی ساگاوا
مترجم: سمیه رامش
در نوامبر سال ۲۰۲۴، مجموعهای از شعرهای سمیه رامش بههمراه زندهگینامه، مقالات و گفتوگوی مفصلی از او درباره وضعیت شعر و ادبیات در افغانستان، به زبان جاپانی و در کشور جاپان به چاپ رسید. این اشعار مورد استقبال جامعه ادبی و فرهنگی و استادان دانشگاه در جاپان قرار گرفت. در دانشگاهها، تلویزیون و محافل ادبی، درباره نشر این مجموعه شعر از یک شاعر فارسیزبان از کشور افغانستان، توجه و تمجید بسیاری به عمل آمد. میتوان گفت که نشر این مجموعه شعر، که از فارسی به انگلیسی و جاپانی ترجمه شده، کار ارزشمندی است که در شعر معاصر افغانستان کمتر اتفاق افتاده است.
در این نوشته، خانم آکی ساگاوا، شاعر و استاد دانشگاه در جاپان، به مجموعه شعر سمیه رامش با عنوان «جنون جغرافیا در رگهایم» نگاهی داشته است که در مجله ادبی شکننده (Fragile) در جاپان منتشر شده است.
**********
«شعر من نه کشف است،
نه استعاره،
نه خیال.
فقط میگویم: من اهل افغانستانم،
و تو گریه میکنی.
این دیوان من است!»
(شعر شماره ۱۴ از «جنون جغرافیا در رگهایم»، مجموعه شعر سمیه رامش)
مجموعه شعرهای سمیه رامش، شامل شعر «ساعت به وقت همه جهانْ شب است»، که تاثیر عمیقی بر ما داشت، در تاریخ ۳ نوامبر ۲۰۲۴ در جاپان ترجمه و منتشر شد. پس از آنکه سمیه رامش از شاعران سراسر جهان دعوت کرد تا علیه ممنوعیت شعر توسط حکومت طالبان در افغانستان اعتراض کنند، مجموعهای تحت عنوان «هیچ زندانی نمیتواند شعر را محصور کند» در جاپان، فرانسه و هالند منتشر شد. این آنتولوژی، شعر شاعران جهان علیه سرکوب شعر و هنر در افغانستان را در بر میگیرد و با فراخوان سمیه رامش منتشر شده است.
اکنون، مجموعه شعرهای سمیه رامش، با ترجمهای به زبان جاپانی، در جاپان منتشر شده است. این اثر توسط نوزومو شیباتا ویرایش شده، آکیرا اوکاوادا آن را از انگلیسی به جاپانی ترجمه کرده و ناهو ناکامورا آن را از فارسی به جاپانی برگردانده است. در این پروژه جون کوگوره، جوایچی نوگوچی، آکیرا کانکو و سنکا نیجو همکاری داشتهاند و طرح جلد آن با تصویرسازی تازهای از آکانه هینو انجام شده است.
شعرهای سمیه رامش نقدهای تند و احساس عمیقی را برمبنای تجربیات زیسته ارایه میکند و شرایط بحرانی زنان و هنرمندان افغانستان را به تصویر میکشد. او در «پسنوشت» این کتاب میگوید: «این کتاب نه تنها بازتاب تاریخ شخصی من بهعنوان نویسنده شعر و نثر است، بلکه صدای بسیاری از هنرمندانی را در بر میگیرد که در وطنم افغانستان، در سکوت زیر سانسور قرار دارند.»
یکی از شعرهای این مجموعه به نادیا انجمن، یکی از شاعران مطرح افغانستان، تقدیم شده است. شعر نوزدهم، «آسمان مرده است»، به نادیا انجمن نوشته شده که شعر برجستهای است. نادیا انجمن که پس از فروپاشی حاکمیت اول طالبان توانست به تحصیلات دانشگاهی ادامه دهد، در نتیجه خشونت خانوادهگی به قتل رسید. میتوان گفت که جنسیتزدهگی و زنستیزی، تمام حوزههای عمومی و خصوصی افغانستان را در بر گرفته است.
شخصیت زن دیگری که در این مجموعه ذکر شده، فرخنده است که نام او در شعر دوازدهم، با عنوان «صفحهای از دفتر خاطرات دریای کابل»، آمده است. فرخنده زنی بود که در کابل به اتهام دروغین سوزاندن قرآن، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و جان خود را از دست داد. مراسم تشییع جنازه او تنها با حضور زنان برگزار شد که الهامبخش شعر اعتراضی سمیه رامش شد. او مینویسد: «از جاریشدن بیزارم، وقتی افغانستان دیگر فرخنده نیست»، که بیانگر خشم اوست. او نمیخواهد حقیقت پنهان بماند یا فراموش شود.
سبک خاص شعرهای سمیه رامش، یادآور «سرزمین هرز» از تی. اس. الیوت است. این سبک، راه اجتنابناپذیر برای احیای حماسه در دنیای مدرن، حسیات فردی و صدای متفاوت زنان است. افزون بر این، استعارههایی همچون «پرندهای که در شب فرو میرود» و «آسمان مرده است» بهشکل تاثیرگذار بیان شدهاند.
چندگانهگی خطاب «تو» نیز در این شعرها قابل تامل است. این «تو» میتواند زنان افغانستان، طالبان، حاکمان جهان و حتا خود ما را بهعنوان مخاطب شعر در بر گیرد. در دنیای امروز، که شکافها و جداییها برجستهتر شده است، چندگانهگی در ادبیات اغلب نادیده گرفته میشود.
تتسویا موری، کارگردان فلم «روستای فوکودا – مورا»، در کتاب خود با عنوان «سپتامبر بیرحمترین ماه است» (انتشارات میتسویی، ۲۰۲۴) نوشته است: «مردم جاپان به طرز نومیدانهای شناخت کافی از تنوع انسانی ندارند. بنابراین، برای انکار حقایق تاریخی تلاش میکنند و مدعی میشوند که آنها با “وحشیها” تفاوت دارند.»
جاپان همواره خارجیها را از خود دور نگه داشته و درک محدودی از تنوع انسانی داشته است. بنابراین، کلمات سمیه رامش همچون گلولهای در اسلحه، به قلب مشکلات جهان نشانه میروند، تخیلات متنوع را بیدار میکنند و تاثیر گسترده در سطح جهانی دارند.
در یکی از شعرهای او جنگ همچون سرطانی است که به همه جای جهان سرایت میکند:
«میدانم این زخم سرایت میکند،
چنگ میزند به تمام سلولها،
به خیابانهایی میرسد که از رگهای ما آسودهترند.
جنگ این روزها در جایی شروع میشود،
در جایی سرباز میگیرد،
و
در جایی سر باز میکند.»
این چنین شعری که در سراسر جاپان طنینانداز شده، مرا به یاد رمان «پسری میآید»، اثر هان کان، برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۴، میاندازد که درباره قیام گوانگجو در سال ۱۹۸۲ است. این رمان بیان میکند که زخم ناشی از قتل عام، با زخمهای ناشی از بمب اتمی یکسان است.
در پایان این کتاب، گفتوگوی سمیه رامش در «نشست ادبی» که در ۱۹ دسامبر ۲۰۲۳ در یوکوهامای جاپان برگزار شد، منتشر شده است. این گفتوگو درباره «آزادی بیان، وضعیت زنان و ادبیات» است که اهمیت ویژهای دارد. این کتاب دعوتی از شاعر است که مینویسد: «شعرهایت را با باروت پر کن»، و بیتردید واژهگان او، مخاطبان بیشتری را در جاپان و فراتر از آن تحت تاثیر قرار خواهد داد.






