سوریه یکی از مراکز تجمع افراد و گروههای جهادی افراطی اسلامی است که طی دستکم یک دهه گذشته در مقابل هم به حمایت یا مخالفت دولت تحت رهبری بشار اسد میجنگیدند. این گروهها در ظهور و سرکوب داعش و همچنان در جنگهای داخلی سوریه و تمامی پیامدهای آن نقش قابل توجهی داشتند.
سقوط دولت خانوادهگی اسد که تبدیل به یک دیکتاتور تمامقد شده بود و رفتارش با برخی از مخالفان وی نهایت مایوسکننده و دور از ارزشهای انسانی بود، تا کنون لبخند را بر لبان تعداد زیادی از شهروندان سوریه و امیدواری برای تغییر را در میان برخی از محافل سیاسی در جهان ایجاد کرده است. اما آیا مخالفان اسد که توسط هیات تحریر شام رهبری میشود، میتوانند کشتی شکسته این کشور را به ساحل امن که در آن آرامش در سایه ارزشهای دموکراتیک باشد برساند؟ این سوالی است که زمان به آن پاسخ خواهد داد.
براساس ارزیابیهای مستقل و دیدگاه برخی کارشناسان مسایل امنیتی، گروههای نیابتی و مزدور خارجی در حمایت و مخالفت با دولت اسد نقش همپای ارتش و نیروهای مخالف داخلی در این کشور را داشتند. در این نوشتار، سعی میشود بهطور مختصر به بررسی آینده گروههای جهادگرا نیابتی و مزدور در دو طرف طرف جبهه پرداخته و اینکه در آینده سوریه این گروهها چه نقشی خواهند داشت و تا چه حد بر امنیت منطقه خاورمیانه و بینالملل تاثیر خواهند گذاشت، پرداخته شود.
نیروهای خارجی جهادگرا چه کسانیاند؟
الف: حامیان اسد
دولت تحت رهبری بشار اسد که در روز هشتم دسامبر ۲۰۲۴ عملاً ساقط شد، حامیان مختلفی داشت که شامل دولتها (روسیه و جمهوری اسلامی ایران) و گروههای مزدور نیابتی بودند. در این نوشتار، به چگونهگی حمایت دولتها از کانالهای رسمی پرداخته نخواهد شد، بلکه بر گروههای نیابتی تأکید خواهد شد.
گروههای شبهنظامی متشکل از شهروندان خارجی عمدتاً تحت رهبری شاخه قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران ایجاد، تجهیز و حمایت میشدند. چهار گروه مهم که بهطور جدی در جنگ داخلی و مبارزه با داعش از دولت اسد حمایت کردند، شامل لشکر فاطمیون، لشکر زینبیون، لشکر حسینیون و حزبالله میباشند.
لشکر فاطمیون
لشکر فاطمیون، براساس اطلاعات منتشرشده از سوی فرماندهان و خود این گروه، متشکل از شهروندان مهاجر افغانستانی بودند که قبل از پیوستن به این گروه در ایران به دنبال پیدا کردن شغل در بخشهای مختلف مانند ساختمانی، سنگبری و… بودند. وضعیت زندهگی برای مهاجران افغانستانی در ایران به دلایل مختلف، از جمله فشارهای اقتصادی بر دولت و جامعه ایران و سیاست مهاجرستیزی غیررسمی دولت و شهروندان ایران، روزبهروز بدتر میشد.
گرچه برخی از رسانههای ایرانی نزدیک به دولت ایران، حضور این افراد را خودجوش از میان اعضای سپاه محمد (که برای مبارزه با نیروهای اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان ایجاد شده بود) عنوان کرده و مدعیاند که این گروه برای دفاع از حرم حضرت زینب تشکیل شد، گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد با وخامت وضعیت در خاورمیانه، بهویژه ظهور داعش در عراق و سوریه، ایران با استفاده از مجبوریتهای اقتصادی و بهطور گاهبهگاه استفاده از انگیزههای مذهبی، اقدام به جذب افراد از میان مهاجران افغانستانی کرده و لشکر فاطمیون را به منظور مبارزه با داعش و حمایت از دولت اسد در سوریه اعزام کرد. این گروه در مبارزه با داعش نقش سرنوشتساز داشته، اما گزارشهایی نیز وجود دارد که نشان میدهد از سوی دولت اسد علیه مردم سوریه مورد استفاده قرار گرفته است.
فاطمیون که تعداد آنها بهطور دقیق مشخص نیست، همچنان در خاورمیانه حضور دارد و بهعنوان یک ظرفیت مهم نظامی نیابتی ایران شناخته میشود. با این حال، همانطور که در درگیریهای اخیر و هجوم هیات تحریر شام مشاهده شد، هیچ جبههای از این گروه گزارش نشده است. برخی ویدیوها از حضور افراد این گروه در سوریه در شبکههای اجتماعی منتشر شد، اما هیچ نوع مقاومت یا حمایت از دولت اسد توسط فاطمیون گزارش نشده است. گزارشها حاکی از این است که جمهوری اسلامی ایران تمامی اعضای این گروه را به عراق منتقل کرده است. قابل توجه است که در تمام دوره فعالیت این گروه، هیچ گزارش رسمی و تاییدشدهای از حضور آنها در افغانستان وجود نداشت و نیروهای امنیتی دولت پیشین افغانستان هیچ فعالیت ضد دولتی و امنیتی از جانب اعضای این گروه در داخل افغانستان ثبت نکردند.
لشکر زینبیون
لشکر زینبیون متشکل از شهروندان پاکستان است که تحت رهبری سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران برای مبارزه با داعش و حمایت از دولت اسد تشکیل شد. استخدام اعضای این گروه متفاوت از اعضای فاطمیون بود. خلاف فاطمیون که اعضای آن از میان مهاجران افغانستانی مقیم ایران استخدام شدند، اعضای لشکر زینبیون عمدتاً از میان شهروندان پاکستانی، بهویژه از مناطق خیبرپختونخواه، کراچی و لاهور استخدام شدند.
دولت پاکستان این گروه را بهعنوان گروه تروریستی ممنوعه اعلام کرده و چندین عضو مهم آن را در دو سال اخیر بازداشت کرده است. اطلاعات منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد افرادی که متقاضی عضویت در لشکر زینبیون هستند، باید سن آنها بین ۱۵ تا ۳۵ سال باشد و قرار است ماهانه ۱۲۰ هزار روپیه پاکستانی به آنها پرداخت شود که در سال ۲۰۱۵ معادل ۱۲۰۰ دالر امریکا بود. این گروه نیز در جنگ علیه داعش در سوریه و عراق در کنار نیروهای دولتی و نیابتی نقش پررنگی داشت، اما مانند فاطمیون، در درگیریهای اخیر سوریه هیچگونه مقاومت یا حمایتی از دولت اسد گزارش نشد. به دلیل اینکه اعضای این گروه بهعنوان گروه تروریستی شناخته شدهاند، دیگر قادر به بازگشت به کشور خود نخواهند بود.
لشکر حسینیون
گروه حسینیون، متشکل از شهروندان جمهوری آذربایجان، تحت رهبری توحید ابراهیمی (ابراهیم بیلی)، روحانی شیعه و آموزشدیده در حوزه علمیه مشهد، در کنار دیگر گروههای نیابتی ایران در سوریه فعال بود. این گروه نیز در جنگ علیه داعش در کنار نیروهای دیگر دولتی و نیابتی در سوریه و عراق نقش جدی داشت. مشابه دیگر گروهها، همواره به منظور تأمین منافع جمهوری اسلامی ایران و دولت سوریه مورد استفاده قرار گرفته است.
دولت جمهوری آذربایجان به دلیل روابطش با جمهوری اسلامی ایران، فعالیت این گروه را در داخل کشورش بهعنوان یک گروه مسلح غیرقانونی تحت نظر داشته و تعدادی از اعضای آن را نیز بازداشت کرده است. گزارشهایی در دست است که نشان میدهد در درگیریهای اخیر سوریه، هیچ واکنش یا مقاومت از سوی این گروه مشاهده نشد و رهبر این گروه براساس گزارشهای رسانههای ایران، در حال حاضر در داخل ایران حضور دارد.
حزبالله سوریه
اگرچه برخی تحلیلگران مدعیاند که اعضای این گروه از شهروندان سوریه هستند، اطلاعات موجود نشان میدهد که بخش زیادی از اعضای این گروه از شهروندان لبنان بودهاند. این گروه، مانند دیگر گروههای نیابتی، در دفاع از دولت اسد در جریان جنگ داخلی و جنگ با داعش نقش مهمی ایفا کرد، اما در درگیریهای اخیر که منجر به سقوط دولت اسد شد، هیچ واکنشی از آن گزارش نشده است.
ب: مخالفان اسد
جبهه مخالف اسد نیز از تجمع بزرگی از اسلامگرایان افراطی اهل سنت تشکیل شده است. در کنار گروههایی مانند هیات تحریر الشام، جیش الوطنی و دیگران، تعداد قابل توجهی از شهروندان افغانستان، تاجیکستان، اوزبیکستان، قرغیزستان، اویغورها از چین و پاکستان حضور فعال دارند. اگر چه این گروهها بهطور مستقل همانند حامیان اسد و گروههای نیابتی ایران، تشکیلات و جبهه جداگانهای از تحریر الشام نداشتند، اما اطلاعات گستردهای در رسانههای جمعی نشان میدهد که شهروندان خارجی نقش قابل توجهی در قدرتگیری تحریر الشام و سقوط دولت اسد داشتهاند.
این گروهها عمدتاً شامل گروههای ذیل میشود:
شهروندان افغانستان
همزمان با پیشروی گروه تحریر الشام در سوریه، ویدیوها و اطلاعات تصویری و متنی زیادی در مورد حضور شهروندان افغانستان در کنار اعضای تحریر الشام منتشر شد. این شهروندان که عمدتاً به زبان پشتو صحبت میکردند، پیامیهای تبریک و خوشحالی از پیشروی هموطنانشان در مقابل دولت اسد منتشر میکردند که در موارد زیادی از آن دولت بهعنوان «مرتد» و «رافضی» یاد میکردند. این ویدیوها و تصاویر بهطور گسترده از سوی اعضا و هواداران طالبان در شبکههای اجتماعی تکثیر میشد.
شهروندان پاکستان:
شهروندان پاکستانی، بهویژه باشندهگان ایالت خیبرپختونخوا، نیز در حمایت از مخالفان اسد حضور گستردهای داشتند. ویدیوها و تصاویر زیادی از حضور این افراد در شبکههای اجتماعی منتشر میشد. آنها به زبان پشتو، پیروزیهای پیدرپی همقطاران خود را «جهاد علیه رافضیها» عنوان میکردند و حتا با لحن شدید در یکی از ویدیوها میگفتند: «هر شیعهای را که گیر آوردم، میکشم.» دقیقاً از تعداد افراد شهروند پاکستان که در کنار هیات تحریر الشام حضور داشتند، اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما فعالیت و نشر اطلاعات لحظهبهلحظه در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که حضور این افراد قابل توجه بوده است.
کتیبه التوحید و الجهاد
این گروه متشکل از شهروندان اوزبیکستان و قرغیزستان است که از چند سال قبل در شمال سوریه در کنار جبهه النصره و تحریر الشام و حتا برخی اعضای آن در کنار داعش حضور داشتهاند. اعضای این گروه نیز برای نمایش حضور و قدرتشان، لحظهبهلحظه از پیشرویهایشان در حالی که لباسهای منظم نظامی بر تن داشتند، اطلاعرسانی میکردند. این گروه به دلیل فعالیتهای خرابکارانه و ارتباط با سازمانهای تروریستی مانند هیات تحریر الشام، دو سال پیش از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا در فهرست سازمانهای تروریستی قرار گرفت.
کتیبه امام بخاری – جمعیت امام بخاری
اگرچه اکثر فعالیتهای اعضای کتیبه امام بخاری در افغانستان گزارش شده و این گروه یکی از همپیمانان طالبان محسوب میشود، اما برخی گزارشها حضور اعضای این گروه، که عمدتاً شهروندان اوزبیکستان، قرغیزستان و روسیه هستند، را در کنار تحریر الشام گزارش کردهاند. وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا در توضیحاتی که در مورد این گروه منتشر کرده، آن را یکی از گروههای بزرگ متشکل از شهروندان اوزبیکستان در سوریه معرفی کرده که در همکاری نزدیک با جبهه النصره و القاعده فعالیت میکنند. این گروه نیز از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا بهعنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است.
جنبش اسلامی ترکستان شرقی
اگرچه براساس گزارشهای معتبر از جمله گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد، پایگاه رهبری این گروه در افغانستان است، اما برخی از تحلیلگران حضور گسترده این گروه در سوریه را نیز تایید میکنند. این گروه متشکل از اویغورهاست که به باور خود برای استقلال سینکیانگ چین که به آن ترکستان شرقی نیز اطلاق میشود، مبارزه میکنند. اما فعالیتهای این گروه نشان میدهد که این موضوع صرفاً یک شعار بوده و در حقیقت کمترین فعالیت را در داخل یا علیه منافع چین انجام داده و اکثریت فعالیتهایش در افغانستان، پاکستان و سوریه در همراهی با سایر گروههای تروریستی مانند طالبان، القاعده، جبهه النصره و اخیراً در کنار تحریر الشام گزارش شده است. اعضای این گروه بهطور گسترده در کنار گروه تحریر الشام برای سرنگونی دولت اسد فعال بودند. این گروه نیز در فهرست سازمانهای تروریستی شورای امنیت سازمان ملل متحد و وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا قرار دارد.
جیش الجهاد امام ابوحنیفه
این گروه متشکل از شهروندان تاجیکستان است که در کنار گروههای اسلامگرای افراطی مثل تحریر الشام در سوریه فعالیت میکند. برخی تحلیلگران که فعالیتهای این گروه را پیگیری کردهاند، میگویند اعضای این گروه بیشتر در شبکههای اجتماعی برای جلب و جذب افراد از میان شهروندان تاجیکستان تبلیغ میکنند و در جنگ اخیر تحریر الشام با دولت بشار اسد، بیشتر فعال شدهاند. اطلاعات زیادی در مورد فعالیت این گروه در افغانستان یا تاجیکستان در دست نیست، اما تا کنون مشهورترین گروه جهادگرا از میان شهروندان تاجیکستان جنبش انصارالله است که بهعنوان یکی از حامیان طالبان در افغانستان فعالیت میکند.
سرنوشت گروههای جهادگرا خارجی چه خواهد شد؟
با سقوط دولت اسد و حضور گروههای اسلامگرای افراطی به رهبری هیات تحریر الشام، انتظار کشورهای منطقه و جهان از دولت جدید سوریه این است که دولتی مبتنی بر رای مردم تشکیل دهد و هر گونه تهدید علیه کشورهای منطقه و جهان را برطرف سازد. اما بررسی سوابق فعالیت گروههای همسو با تحریر الشام و خود این گروه نشان میدهد که اصول دموکراتیک و تشکیل دولت براساس آرا مردم با دیدگاههای این گروهها بیگانه است. در حال حاضر، قدرت در دست ایتلافی از گروههای افراطی اسلامگرا قرار دارد که عمدتاً به دلیل فعالیتهای خرابکارانهشان در فهرست سازمانهای تروریستی سازمان ملل و بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایالات متحده قرار دارند.
این واضح است که هیات تحریر الشام، خلاف ادعای خود، به تنهایی و تنها با اتکا بر منابع انسانی و مالی خود قادر به این موفقیت شگفتانگیز نبوده و اکنون نیز قادر به حفظ آن نیست. این گروه مدیون همکاری و مساعدت گروههای متحد خود است که عمدتاً متشکل از شهروندان خارجی و اعضای گروههای رادیکال اسلامی هستند، همانطور که طالبان افغانستان مدیون همکاری گروههای تروریستی منطقهای و بینالمللی مانند تیتیپی، القاعده، انصارالله، جیشالعدل، لشکر طیبه، جنبش اسلامی اوزبیکستان و… میباشند.
با توجه به وابستهگی و نیاز هیات تحریر الشام به حمایت این گروهها برای دستیابی به پیروزی، این گروه برای بقای خود نیز نیازمند همین گروهها بوده و قادر نخواهد بود آنها را از کنار خود طرد کند. هیات تحریر الشام به خوبی از توانایی و قساوت قلب تکتک اعضای این گروهها آگاه است و درک میکند که تسلیم شدن به هر نوع ارزش دموکراتیکی که توسط اسلامگرایان کفرآمیز تلقی میشود، پایههای اصلی خود را از دست خواهد داد و باید پس از آن در مقابل متحدان امروز خود سلاح به دست گیرد. از سوی دیگر، این گروه به درستی میداند که برپایی حکومت طالبانی در سوریه نهتنها برای شهروندان این کشور که سالها در سایه آزادی با طعم دیکتاتوری زندهگی کردهاند قابل قبول نیست، بلکه کشورهای همسایهاش مانند اردن، لبنان و اسراییل نیز نمیتوانند چنین نظامی را در کنار خود تحمل کنند.
الجولانی، همانند تمامی رهبران جهادگرای رادیکال، از امروز در دوراهی مهمی قرار گرفته و انتخاب هرکدام از این راهها برای او، حامیان و مخالفان جدیدی به وجود خواهد آورد.
از سوی دیگر، الجولانی به درستی میداند که متحدان خارجیاش، جای پایی در کشورهای خود جز افغانستان ندارند. شهروندان کشورهای آسیای میانه و چین که نقش مهمی در پیروزی وی داشتند، حتا قادر نیستند وارد خاک کشور خود شوند. شهروندان افغانستان و پاکستان تنها کسانی خواهند بود که اگر پاسخ رد دریافت کنند، میتوانند با توجه به فضای موجود در کشورشان به خانه برگشته یا با داعش و القاعده در خاورمیانه متحد شوند.
در سوی دیگر ماجرا، گروههای نیابتی ایران قرار دارند که با سقوط دولت اسد به تاریخ انقضای خود نزدیک میشوند. این گروهها به بهانه دفاع از حرم جذب شده بودند، اما اکنون حرم تحت کنترل آنها نیست. از سوی دیگر، عدم رسیدهگی صحیح به معلولان و خانوادههای این گروهها در داخل ایران (هرچند در سطح رسانهای برخی امتیازات به آنها داده شده) امکان جابهجایی آنها در داخل ایران و حفظشان بهعنوان نیروی ذخیره بسیار کم است؛ چرا که برخورد دولت ایران با این نیروها در داخل بدون استفاده از آنها، بهمثابه یک کارگر است که باید در کارهای شاقه مصروف شود. شکستن هلال شیعی در سوریه با قدرت گرفتن تحریر الشام بهعنوان یکی از مخالفان جدی حضور نیروهای ایرانی در منطقه و مخالف شیعه، زمینه انتقال زمینی این نیروها به لبنان را از بین برده است، مگر اینکه ایران از طریق هوا این نیروها را به لبنان منتقل کرده و خالیگاه موجود در صفوف حزبالله را با انفجار پیجرها و حملات هوایی اسراییل پر کند و همچنان آنها را بهعنوان یک تهدید برای اسراییل نگه دارد.
امکان دوم، اعزام این نیروها به یمن برای تقویت حوثیها و استفاده از آنها در معادلات بعدی در دریای سرخ و بابالمندب است. اما این گزینه احتمال کمی دارد، چون منافع ایران با توجه به تواناییهای رزمی این افراد در اراضی خشکه بیشتر در لبنان تأمین میشود تا یمن و منطقه دریایی.
فرجام کلام
حضور افراد و گروههای جهادگرای رادیکال در سوریه، چه در مخالفت و چه در حمایت از تحریر الشام، میتواند تهدیدی بالفعل و مداوم برای امنیت سوریه و در مجموع خاورمیانه تلقی شود. به نظر میرسد که پیروزی این گروهها فردا طعمی چندان شیرین برای مردم سوریه و کشورهای همسایه، از جمله اسراییل، نخواهد داشت. از جانب دیگر ترکیه میتواند از این فرصت برای بازگشت هزاران سوری که طی چندین سال به دلیل رفتار نادرست دولت اسد، حضور گروههای تروریستی و جنگهای داخلی از کشورشان پناه بردهاند، استفاده کند. این اقدام ترکیه ممکن است هم در کاهش فشار مهاجران بر جامعهاش کمک کند و هم بهعنوان حمایتی برای پایههای اجتماعی هیات تحریر الشام باشد تا از این نیروها در ساختار دولت جدید سوریه، بهویژه در نیروهای امنیتی و دفاعی، استفاده کند. در هر صورت، حضور مداوم گروههای حامی هیات تحریر الشام در خاک سوریه میتواند دردسر جدیای برای امنیت منطقه و فرصتی برای حماس نیز تلقی شود.






