زبان اوزبیکی در افغانستان امروز در چه نقطهای ایستاده است؟ اگر زبان اوزبیکی را با زبان فارسی و پشتو در این کشور مقایسه کنید، چه تفاوتی میبینید؟ و در این میان، سانسور، محدودیت و تبعیض چقدر توانسته است این زبان را به حاشیه براند؟ در سوی دیگر، واکنش شاعران اوزبیکزبان به محدودیتها چه بوده، چه نوشتهاند و چه کاری برای زبان خود انجام دادهاند؟ دکتر شفیقه یارقین دیباج، شاعر و مترجم اشعار مولانا جلالالدین محمد بلخی و فروغ فرخزاد به زبان اوزبیکی، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح به این موارد پرداخته است.
دیباج کیست؟
شفیقه یارقین دیباج دانشآموخته رشته ژورنالیسم در دانشگاه کابل است و سند دکترای خود را نیز از انستیتوت زبان و ادبیات امیر علی شیر نوایی، اکادمی علوم جمهوری اوزبیکستان، به دست آورده است. او در کنار اینکه شعر میسراید و داستان کار میکند، علاقه به ترجمه اشعار فارسی به اوزبیکی دارد و در همین راستا، برخی از اشعار مولانا جلالالدین محمد بلخی و فروغ فرخزاد را برگردان کرده است.
دیباج در کارنامه خود وظایف، فعالیتها و نشر آثار متعدد و مختلفی دارد.
وظایف
- معین مسلکی وزارت امور زنان حکومت پیشین
- مشاور فرهنگی ولایت جوزجان
- رییس امور تربیتی وزارت معارف
فعالیتها
- تهیهکننده و گوینده برنامههای ادبی رادیو تلویزیون ملی
- عضو علمی و رییس یکی از شعبات اکادمی علوم افغانستان
- مدیرمسوول مجله «سنا»
- عضو ارشد علمی اکادمی علوم اوزبیکستان
جوایز
- برنده جایزه بینالمللی دکتر محمد معین در سال ۱۳۹۰ از کشور ایران
- برنده مدال دولتی افغانستان (ملالی) در سال ۱۳۹۰
- برنده مدال دولتی «غازی میر بچه خان» در سال ۱۳۸۹
- جایزه بهترین کتاب سال ۱۳۸۷ از کشور ایران برای کتاب فرهنگ دو جلدی اوزبیکی به فارسی
- جایزه و مدال طلای فوند بینالمللی بابر از کشور جمهوری اوزبیکستان
- جایزه صلح سیمرغ از سوی بنیاد بینالمللی میراثهای فرهنگی آسیا (مانشهر)
- برنده جایزه ادبی «حکیم ناصر خسرو بلخی»
آثار
شفیقه یارقین دیباج مدعی است که در جریان سالهای گذشته، نزدیک به پنجاه کتاب و اثر رسانهای از او منتشر شده و چندین مجموعه شعری دیگر را نیز برگردان کرده است. برخی کتابها و ترجمههای او شامل این فهرست است: دیوان ظهیرالدین محمد بابر، نادره و شعرهای او، سیمای امیر علی شیر نوایی، دیوان شاه غریب میرزا غریبی و زندهگانی و آثار کامران میرزا، ترجمه رباعیات مولانا جلالالدین محمد بلخی به زبان اوزبیکی، نی تیلماجی (ترجمه منثور و تلخیصشده قصههای مثنوی به زبان اوزبیکی) و قیته توغیلگن پری کویلهیدی (ترجمه گزیده شعرهای فروغ فرخزاد به زبان اوزبیکی).
آغاز گفتوگو
۸صبح: زبان اوزبیکی در افغانستان امروز در چه نقطهای ایستاده است؟
شفیقه یارقین دیباج: در همان نقطهای که امروز زبان فارسی، تورکمنی، نورستانی، بلوچی، پشهای و سایر زبانها ایستاده است. در کشوری که زبان تحریم است، موسیقی، شعر و ادبیات تحریم است، آموزش و کار زنان تحریم است و به همه پدیدهها از دید قومی و زبانی نگریسته میشود، چه جایگاهی میتوان برای زبان اقوام دیگر تصور کرد؟
۸صبح: چه چیزی بقای ادبیات اوزبیکی را در افغانستان تهدید میکند؟
شفیقه یارقین دیباج: زبان اوزبیکی در افغانستان همیشه با تبعیض، بیاعتنایی، تحقیر و بیتوجهی مواجه بوده است؛ هم در زمان سلطنت، هم در زمان جمهوریت داوود، که بهکلی ممنوع بود، هم در زمان حاکمیت مجاهدین و امارت اول و دوم و حتا در زمان جمهوریت حامد کرزی و اشرف غنی. اما یگانه حاکمیتی که به این زبان اجازه حضور داد و حمایت کرد، انقلاب هفت ثور بود. در آن دوره، نخستینبار تدریس به زبان اوزبیکی در مکاتب افغانستان آغاز شد، کتاب و جریده چاپ شد و به موسیقی و شعر و ادبیات اوزبیکی امکانات رشد و بالندهگی داده شد.
زبان اوزبیکی را نه استیلای اعراب، نه ستم ملی حاکمان نادرشاهی و ظاهرشاهی و غیره توانستند محو کنند و نه هیچ حاکمیت قلدر دیگری میتواند نابود کند. این زبان ریشههای عمیق چند هزارساله دارد. از سومریان تا حال، از ترکیه و اوزبیکستان تا قفقاز و سایبریا و چین، گویشور و ادبیات مکتوب دارد. البته جلو گسترش و شکوفاییاش را تا مدتی ممکن است بتوانند بگیرند، اما با کوچکترین روزنه و امکان، شکوفاتر از گذشته ظاهر خواهد شد.
۸صبح: طوری که پیداست، برخی فعالیتهای شما در زبان اوزبیکی بوده، رباعیات مولانا جلالالدین محمد بلخی و بعضی قصههای مثنوی را به این زبان برگردان کردید. علت یا دلیل این اقدام چه بوده است؟
شفیقه یارقین دیباج: من همیشه عاشق غزلیات «دیوان شمس» بودم و هر شب تا چند غزل مولانا را با دقت و لذت نخوانم، خوابم نمیبرد؛ اما من کجا و فکر ترجمه رباعیات مولانا کجا؟ از بخت خوش، طوری اتفاق افتاد که وزارت اطلاعات و فرهنگ وقت تصمیم گرفت تا هشتصدمین سالزاد مولانا را تجلیل کند و از من دعوت شد تا در گروه خوانش و گزینش مقالهها و تدویر سیمینار حضور داشته باشم. آنجا بود که ناگهان تصمیم گرفتم تا در این احتفال خجسته، ارادتم را به حضرت مولانا به گونه عملی ابراز بدارم که نتیجهاش همین خدمت کوچک، یعنی ترجمه منظوم بخش کوچکی از رباعیات این بزرگمرد به اوزبیکی است.
اما در مورد «نی تیلماجی» یا «ترجمان نی» یا همان فشرده حکایتهای مثنوی معنوی به نثر، پروژهای از سوی سازمان حقوق بشر به «انجمن قلم افغانستان» پیشنهاد شد تا حکایات آموزنده و تربیتی برای نوجوانان و جوانان تهیه و به همه زبانهای رسمی مندرج در قانون اساسی ترجمه شود. خوشبختانه، من هم یکی از اعضای گزینش حکایات بودم. حکایات از میان مثنوی انتخاب شد، تلخیص شد و به مترجمان صاحب صلاحیت زبانهای پشتو، اوزبیکی، تورکمنی، بلوچی، نورستانی و پشهای برای ترجمه سپرده شد. از چاپ این کار به چهار زبان، پشتو، فارسی، اوزبیکی و تورکمنی، خبر دارم، اما نمیدانم که به زبانهای دیگر هم ترجمه و چاپ شد یا نه.
خوشحالم که یکی از مترجمان حکایات مثنوی معنوی من بودم. این کتاب از روز نخست انتشار مورد توجه کتابخوانهای اوزبیک بود و خوشبختانه پس از دو دهه باز هم مورد توجه است؛ چنانچه دو سه هفته میشود که حکایات این کتاب از سوی اعضای یک گروه ادبی اوزبیکی به شکل گروهی خوانده و ثبت میشود و پیرامون نتایج اخلاقی، عرفانی و تربیتی آن بحث صورت میگیرد.
۸صبح: شما اشعار فروغ فرخزاد را به اوزبیکی برگردان کردید، نتیجه این برگردان را چگونه یافتید؟ خوانندهگان اشعار فروغ در اوزبیکی کم بودند، نه؟
شفیقه یارقین دیباج: فروغ فرخزاد در شعر فارسی و شعر زنان یک پدیده و یک نوآور بود. از زمان نوجوانی دوستدار اشعارش بودم و دلم میخواست اشعارش را به زبان اوزبیکی برای همزبانان خودم و محیط اوزبیکستان بشناسانم. از همین رو، گزیده اشعارش را با حفظ وزن و ژانر خودش ترجمه کردم که بار نخست در «مجله سینا» در تاشکینت چاپ شد و بعد در کابل به شکل کتاب از سوی انجمن قلم به چاپ رسید.
شاعران و ادبای اوزبیکستان این شاعر نوآور را یا هیچ نمیشناختند یا نامش را شنیده بودند و نمیتوانستند شعرش را بفهمند. ترجمه من برای شناساندن فروغ در جامعه اوزبیکزبانان اوزبیکستان و افغانستان خدمت بزرگی انجام داد.
۸صبح: شما اوزبیکزبان هستید، چرا به فارسی نیز شعر میسرایید و کارهای فارسی را به اوزبیکی ترجمه میکنید؟ شوق و انگیزه این کار از کجا میآید؟
شفیقه یارقین دیباج: اولاً که من زبان فارسی را زبان بیگانه نمیدانم. این زبان را دولتهای تورک استفاده کردهاند و زبان سیاست، ادب، دربار و تجارت قرار دادهاند و در گسترش و ترقی آن با زور و زر تلاش کردهاند. دوم، اینکه زبان فارسی زبان مکتب و دانشگاه و کارهای پژوهشی من بوده است. من قبل از زبان مادری، خواندن و نوشتن را به زبان فارسی آموختهام. سوم، من به هر زبانی احترام و محبت دارم. راستش، من نهتنها به اوزبیکی و فارسی شعر و مقاله نوشتهام، بلکه به زبان پشتو هم شعر و مقاله دارم که چاپ و نشر شده است.
۸صبح: کتابی دارید به نام «گزینه شعرهای شاعران کلاسیک اوزبیک». محور اشعار شاعران کلاسیک اوزبیک و شاعران معاصر این زبان را چه چیزی تشکیل میدهد؟
شفیقه یارقین دیباج: اندیشه و معنویت در منطقه جغرافیایی ما تقریباً همسان بوده است. مانند ادبیات فارسی، موضوعات اشعار کلاسیک اوزبیکی را اخلاق، عرفان، دین، عشق و وصف حال شاعر تشکیل میداد و ژانر شعرها هم مشترک بود. به استثنای یک مورد که قصاید مدحیه است. در ادبیات کلاسیک یا ممتاز اوزبیکی قصیده، آن هم قصیدههای مدحیه، جایی ندارد. شاید به این جهت که شاهان تورک حامیان اهل ادب بودند و شاعران فارسیزبان نیز در بدل صلهها و هدایای فراوان آنان، در مدح پادشاهان، امرا و وزرای تورک قصاید بلند و بالا میسرودند. امیر علیشیر نوایی ده قصیده دارد که نهتنها در آن هیچ مدحی وجود ندارد، بلکه در قصیده تحفهالافکار بر اعمال شاهان، وزرا، حاکمان، قاضیان و امرا به تندی انتقاد شده است.
و اما در شعر امروز اوزبیکی، افزون بر موضوعاتی که در بالا گفته آمد، از نابرابریهای اجتماعی، جنسیتی و زبانی، حوادث فلاکتبار طبیعی، فقر، مهاجرت، غربت، آرزوی تورکستان آزاد، یعنی مسایل روز نیز سخن گفته میشود.
۸صبح: شعر چقدر مورد توجه زبان اوزبیکی قرار دارد؟
شفیقه یارقین دیباج: اساس ادبیات نوشتاری اوزبیکی را «شعر و نظم» تشکیل میدهد. از قدیمیترین آثار ادبی بهجامانده تا زمان حاضر، بیشترین آثار کتبی و ادبی به نظم بوده است. فقط در دو، سه دهه اخیر آثار ادبی اوزبیک هم به منصه ظهور رسیده و تعدادی مجموعه داستانهای کوتاه، طنز، چند رمان و داستانهایی در زمینه ادبیات کودک آفریده شده و تعدادی از آثار خوب ادبیات کودک و رمانهای مشهور یا ترجمه یا ترانسکریپت شدهاند. اما تعداد شاعران فزون از شمار و تعداد نویسندهگان هنوز هم انگشتشمار است.
۸صبح: اگر زبان اوزبیکی را با زبان فارسی و پشتو در افغانستان مقایسه کنید، چه تفاوتی در این میان میبینید؟
شفیقه یارقین دیباج: اگر منظورتان در استفاده روزمره باشد، البته که زبان بازار، زبان مکاتبات رسمی و زبان رادیو و تلویزیونها، نشرات و مطبوعات اکثراً فارسی است.
در مورد زبان پشتو باید بگویم که با وجود سعی و تلاش زمامداران پشتون، زبان پشتو نتوانسته است رسمیت و عمومیت پیدا کند.
و اما در مورد زبان اوزبیکی، باید بگویم که با وجود محدودیتها و فشارهای فراوان همین زمامداران متعصب و قومپرست، زبان اوزبیکی از کوچکترین امکانات، بهرههای فراوان و وسیع برده است. نخستین تلویزیون خصوصی «تلویزیون آیینه» بود که قسمت بیشتر نشراتش به زبان اوزبیکی بود. با سعی و تلاش قلمبهدستان اوزبیک، بیشترین فرهنگ چندجلدی لغات اوزبیکی به فارسی، اوزبیکی به اوزبیکی و فرهنگ تشریحی اوزبیکی تألیف و چاپ شده است. در این زمینه حتا زبان فارسی افغانستان هم نمیتواند با اوزبیکی رقابت کند.
۸صبح: در عصر جهانیشدن و هوش مصنوعی، آیا زبانهای کمگویشور در معرض حذف تدریجی هستند، یا فناوری میتواند به احیای آنها کمک کند؟ برای زبان اوزبیکی افغانستان کدام سناریو را محتملتر میدانید؟
شفیقه یارقین دیباج: اگر هر زبانی در آموزش، نشر، رسانه و تولید محتوای دیجیتال حضور فعال پیدا کند، هوش مصنوعی میتواند به ابزار بسیار نیرومند احیا تبدیل شود؛ اما اگر این حضور ضعیف بماند، فناوری حتا میتواند روند کناررفتن زبان را سریعتر کند.
زبان اوزبیکی افغانستان میراث ادبی و شفاهی و هویت زبانی مشخصی دارد، اما با کمبود زیرساخت و حضور رسمی و دیجیتال روبهرو است. برای جلوگیری از کمرنگشدن زبان، آموزش کودکان و نوجوانان، کتاب و ادبیات معاصر، حضور دیجیتال و شبکههای اجتماعی و استفاده از هوش مصنوعی و ابزارهای زبانی لازم است.
نسل جوان باید برای حفظ زبان مادری تلاش کند، کتابهای قدیمی باید دیجیتال شوند، آثار جدید نوشته شوند، فرهنگ لغت آنلاین و چندزبانی ساخته شود، ابزارهای ترجمه و گفتار توسعه یابد و زبان وارد هوش مصنوعی شود.
نکته اساسی این است که رقابت آینده فقط میان زبانها نیست؛ میان زبانهایی است که «داده دیجیتال» دارند و زبانهایی که ندارند.
از این نظر، گردآوری و دیجیتالسازی آثار نویسندهگان اوزبیک افغانستان، داستانهای کودکان، شعرها، واژههای محلی، ضربالمثلها و حتا ثبت گونههای گفتاری خیلی مهم است.






