اواخر هفته گذشته شماری از ولایتهای افغانستان بهویژه بغلان گواه سرازیرشدن سیلابهای مرگبار و ویرانگر بود. تنها در بغلان بیش از ۳۰۰ کشته گزارش شده است. تخار هم با رقم پایینتر از آن. همینطور ساکنان هرات، غور و برخی ولایتهای دیگر متحمل خسارت سنگین مالی و جانی شدند. این درست است که وقوع حوادث طبیعی گریزناپذیر است و کشورهای خیلی توسعهیافته هم گریزی از آن ندارند، ولی مهار وضعیت در میانه وقوع بحران یا پس از آن نیز مهم است که طالبان به آن توجه نمیورزند. این گروه در مدیریت اوضاع پس از وقوع رویدادهای طبیعی ناکام بوده است. حوادث طبیعی که در بیش از دو سال گذشته در برخی ولایتها اتفاق افتاد و قربانیهای پرشمار گرفت، پرده از رخ ناکامی طالبان برانداخته است.
در خصوص بیکفایتی طالبان هم دو نکته مطرح است: اول اینکه این گروه هنر و درایت رسیدهگی به وضعیت اضطراری را ندارد. البته وضعیت اضطراری چه که از مدیریت وضعیت آرام و عادی نیز عاجز آمدهاند. مهار بحرانهای ناشی از آفات طبیعی رموز و فنونی دارد که گروه طالبان از آنها مطلق بیبهره است. اداره مبارزه با حوادث طبیعی هم از سوی کسانی اداره میشود که ملاهای وابسته به طالبان هستند. کسانی که اهل تخصص و تعهد بودند، یا ترک وطن کردند یا هم از کار اخراج شدند و جایشان را به ملاها خالی کردند. واقعیت این است که ملاها از پس مدیریت یک مدرسه جهادی به درستی برنمیآیند، چه رسد به ساماندهی اوضاع اضطراری آنهم در کشوری مانند افغانستان که خود با دهها بحران عظیم دیگر سردچار است.
حسن کاظمی قمی، سفیر ایران برای افغانستان، که ظاهراً رفاقت خوب با طالبان دارد، با نشر مطلبی در صفحه ایکس خود از بیمبالاتی طالبان در رسیدهگی به وضعیت آسیبدیدهگان از آفات طبیعی انتقاد کرده است. وی نوشته است: «ساعتهای طلایی که بایستی جان انسانها را نجات داد، صرف رایزنی و هماهنگی میشود.» قمی تصریح کرده که در زمینلرزه هرات نیز اوقات طلایی صرف هماهنگیهای ناموثر شد و جان انسانهای زیادی گرفته شد. او متذکر شده که این رویه طالبان تصمیمگیری در شرایط بحرانی را دشوار ساخته است. سفیر ایران همچنان گفته که کشورش آماده همکاری برای ساماندهی زندهگی سیلزدهگان است، ولی طالبان هنوز پاسخ مثبت ندادهاند.
تکلیف اداره مبارزه با حوادث طبیعی دقیقاً داشتن آمادهگی برای رسیدهگی به وضعیت اضطراری است، نه آرام و عادی. اما طالبان این اداره را نیز چون سایر بخشها فلج کردهاند. وقتی در ولایتی آفت طبیعی رخ میدهد، طالبان به جای حضور برقآسا در صحنه و نجات شهروندان و تلاش برای رفع نیازمندیهای آنان، زیر نام جلسه دور ملاحسن آخوند حلقه زده و به وعظ و اندرز او گوش داده و سرازیرشدن سیلاب را «خشم خدا» میخوانند که بندهگانش بایستی صبوری پیشه کنند، نه اینکه از نهاد و دولتی برای نجات مدد جویند. نفهمی و بیکفایتی طالبان در مدیریت وضعیت در میانه وقوع بحران یا پس از آن باعث شده که رقم قربانیان افزایش پیدا کند. در حالی که مرحله پس از بحران اگر به درستی مدیریت شود، قدری از درد آسیبدیدهگان کاسته میشود.
مزید بر آن، قومگرایی و محلیاندیشی طالبان نیز سبب شده تا آفات طبیعی از جغرافیای خاص قربانی بیشتر بگیرد. شاید در دینگرا بودن طالبان بتوان تردید کرد، ولی در قومگرا بودن این گروه نه. مساله تبارپرستبودن طالبان روشنتر از آفتاب است و اصلاً جای ابهام ندارد. برای آنکه مطمین شوید طالبان یک جریان قومگراست، کافیست به موضعگیریهای اعضای غیرپشتونتبار این گروه توجه کنید. موضعگیری آنها نشان میدهد که طالبان به میزانی قومگرایند که پشتونبودن در نظرشان بر طالببودن اولویت دارد. به همین دلیل، عرق قومی طالبان هنگام رسیدهگی به وضعیت زندهگی آسیبدیدهگان آفات طبیعی نیز به جوش میآید. سیلزدهگان در بغلان، تخار، غور و… از عدم توجه طالبان شکایت جدی دارند؛ این چالشیست که شهروندان با ارسال پیام به رسانههای آزاد مطرح کردهاند. سیلاب ویرانگر در بغلان به این دلیل در نظر طالبان ناچیز و بیمقدار مینماید که جغرافیای عمدتاً تاجیکنشین است. مهمتر از آن، اندرابها در نزدیک به سه سال گذشته گواه حملههای شدید اگرچه بهگونه پراکنده علیه طالبان بوده است. ازاینرو، با متضررشدن ساکنان بغلان و برخی ولایتهای دیگر اگر طالبان خرسند نشوند، حداقل بیتفاوتی اختیار میکنند.
یک رسانه معروف داخلی که متاثر از سیاستهای طالبان است، گزارشی را منتشر کرد که نشان میداد ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی رییسالوزرای طالبان، با سوار بر هواپیما و از پنجرههای آن وضعیت بغلان سیلابزده را رصد میکند. آن رسانه به نقل از برادر وضعیت را وخیم و نگرانکننده خوانده است. سفر به بغلان و بررسی اوضاع آسیبدیدهگان آنهم از طریق هوا طی کمتر از یک ساعت چیزی نمیتواند باشد، جز نادیدهانگاری مطلق متضررین و نمکپاشیدن بر زخم آنها. در حالی که مقامهای ارشد طالبان به خاطر نجات جان یک کودک از چاه به یکی از ولایتهای جنوبی رفتند و کنار مردمان روستایی روی خاک نشستند و تصاویرشان را نیز در رسانهها و فضای اجتماعی همهگانی ساختند. پس از بیمبالاتی در قبال ولایتی که صدها انسان متضرر شده و دهها انسان هم جان باخته، معنای دیگری جز محلیگرا بودن طالبان نمیتواند داشته باشد. البته که نجات جان آن کودک از سوی طالبان یا هر گروه دیگر امر پسندیده است، ولی بیتفاوتی در برابر مرگ دهها انسان دیگر سوال بزرگی در افکار عامه آفریده که طالبان به آن پاسخ نمیدهند.
نکته مهم دیگر، حیفومیل کمکهای نهادهای امدادرسان بینالمللی از سوی طالبان است. این گروه در زمینه قاپیدن کمکهای بشردوستانه ید طولایی دارد. بسیاری از کشورها و نهادهای تحقیقاتی معتبر بینالمللی بارها با نشر گزارشهای مستند از حیفومیل کمکهای بشردوستانه توسط طالبان خبر دادهاند. این روزها چالش مضاعف شده است: طالبان نه خود برای مدیریت وضعیت تلاش جدی میکنند و نه هم فضا را برای نهادهای امدادرسان به درستی باز میگذارند. همچنان از کشورهای دور و نزدیک هم بهگونه شفاف درخواست کمک نمیکنند. به همین خاطر کاظمی قمی با لحن آمیخته با شکوه گفته است که طالبان درخواست برای کمک را باید بهگونه شفاف بیان کنند. نگرانی در این است که کمکهای نهادهای امدادرسان به سیلزدهگان نیز مانند کمکهای بشردوستانه در بیش از دوونیم سال گذشته به کیسه طالبان ریخته شود.







