امیرسعید ایروانی، نماینده دایمی ایران در سازمان ملل متحد، در نشست شورای امنیت این سازمان، ادعا کرده که جنگجویان خارجی، از جمله سوری، به افغانستان زیر اداره طالبان منتقل میشوند. به اعتقاد او، این کار میتواند به امنیت همسایهگان افغانستان و کشورهای منطقه آسیب جدی وارد کند.
ایروانی در حالی بهزعم خود از رخ خطر بزرگ پرده برمیدارد که همین دو روز قبل، سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با ایرنا، خبرگزاری دولتی ایران، ادعا کرد که امنیت مرزهای شرقی کشورش در چهار سال پسین نسبت به گذشته (دوره نظام جمهوری اسلامی افغانستان) بهتر شده است. همچنان مدعی شد که طالبان در تامین امنیت افغانستان خوب عمل کردهاند، ولی نه صد درصد. مزید بر آن، اعتراف کرد که طالبان در تامین امنیت شیعیان نیز خوب عمل کردهاند، ولی نه لزوماً در تامین حقوق آنها؛ دقیقاً برخلاف دوره جمهوریت که حقوق شیعیان تامین بود، ولی امنیتشان توسط همین طالبان پیهم مختل میشد. محتوای اظهارات عراقچی نشان میدهد که جمهوری اسلامی حداقل تا این دم، از ناحیه حضور طالبان در افغانستان، نگرانی امنیتی ندارد و خیالش راحت است.
برعکس گفتههای عراقچی، اگر به اظهارات ایروانی توجه کنیم، درمییابیم که افغانستان فعلی تهدید جدی برای ایران است. بلی، تهدید برای جمهوری اسلامی، جدیتر از این نمیشود که جنگجویان سوری در بیخ گوش آن مستقر شوند؛ جنگجویانی که علیه ایران و نیروهای نیابتی آن، کین دیرین دارند. ازاینرو، میتوان گفت که گفتههای وزیر و سفیر یکدیگر را نقض میکند؛ به این معنا که اولی وضعیت امنیتی در مرزهای شرقی را گلوگلزار نشان میدهد و دومی از خطر حضور جنگجویانی حرف میزند که جنگ با ایران برایشان دغدغه است. میان دو اظهارات هم به درازای دو روز فاصله است، نه بیشتر. اگر نگرانی ایروانی بهجا باشد، عراقچی در توصیف طالبان، قاعدتاً باید حد نگه میداشت و این گروه را قهرمان تامین امنیت معرفی نمیکرد و تلویحاً یا صریحاً به ماجرای انتقال جنگجویان سوری اشاره میکرد.
بهفرض که انتقال جنگجویان سوری انجام شده باشد یا هم در دستور کار باشد، سوال این است که مدیریت این روند با کدام کشورها، نهادها و گروهها است؟ نهتنها در ذهن طرف ایرانی، بلکه در ذهن ناظر بیطرف هم نامهای امریکا، اسراییل و سوریه رسوخ میکند. ایروانی با آنکه از کشورهای خاصی نام نبرده است، ولی اسامی دولتهای فوق را در ذهن خود ردیف کرده است و ظاهراً مصحلت را در اجتناب از بیان آن دیده است.
رویکرد امریکا و اسراییل در قبال جمهوری اسلامی و برعکس آن، روشنتر از آفتاب است و جای توضیح ندارد. دولت فعلی سوریه هم تا این جای کار با جمهوری اسلامی میانه خوبی ندارد و از تضعیف یا هم براندازی آن ناراحت نمیشود. مهمتر از آن، دولتهای غربی، بهشمول امریکا، بارها به حاکمان جدید سوریه هشدار دادهاند که جنگجویان خارجی را از کشورشان اخراج و در پستهای مهم دولتی نگمارند. حتا نگرانی اسراییل هم از ناحیه سوریه و حاکمان جدید آن، دقیقاً همین است.
در این گیرودار، مخروبهای بهنام افغانستان، ظاهراً مکان مناسب برای انتقال جنگجویان خارجی ارزیابی شده است، آن هم به چند دلیل: ۱- افغانستان صاحب دولتی نیست که مبارزه با تروریسم برایش اهمیت داشته باشد؛ ۲- افغانستان با ایران مرز مشترک دارد و حضور جنگجویان خارجی در آن، بهخودیخود میتواند تهدید برای جمهوری اسلامی باشد (ضمن آنکه دردسر برای روسیه و چین نیز خلق میشود)؛ ۳- طالبان با جنگجویان جهادی خارجی میانه خوبی دارند و گمان گردانندهگان روند انتقال، معطوف بر عدم مخالفت حاکمان فعلی افغانستان است؛ ۴- مقامهای سوری قبلاً در برابر اصرار غربیها، استدلال کردهاند که اعزام جنگجویان خارجی به کشورهایشان، آنها را در معرض انتقام دولتهای متبوعشان قرار میدهد که از این حیث نیز افغانستان بیدولت خوب به کار احمد الشرع، رییس جمهور موقت سوریه، میآید.
البته که کسب رضایت طالبان در زمینه مهم است و بدون آن نمیشود هدف را محقق کرد. رژیم طالبان همین حالا هم میزبان هزاران جنگجوی خارجی وابسته به گروههای مختلف است که در فهرست «گروههای ممنوعه» بسیاری از کشورها قرار دارند. میزبانی از جنگجویان سوری هم فقط بر رقم مهمانهای طالبان میافزاید. طالبان در بدل کسب امتیازاتی، میزبان جنگجویان سوری خواهند شد؛ بدون آنکه به ناخرسندی ایران اهمیت دهند.
اگر رد پای امریکا و اسراییل در ماجرا دیده شود، میتوان گفت که میزان احتمال ازسرگیری جنگ میان تلآویو و تهران بالاست. هدف اسراییل هم این است که همزمان با شروع حمله احتمالی بر ایران، مرزهای شرقی این کشور نیز شاهد تحرکات جدی باشد تا مدیریت وضعیت از کف جمهوری اسلامی در برود.
بهفرض که ماجرای انتقال فقط در سطح یک ادعا بماند، ایران با طرح آن فقط یک هدف دارد: کسب حمایت جدی چین و روسیه. این دو کشور در برابر حضور جنگجویان خارجی در افغانستان حساسند و از این حیث میتوانند به کار ایران بیایند. آنانی که در سوریه جنگیدهاند، خوبتر میتوانند تهدید بر منافع روسیه در افغانستان باشند. برجستهسازی ماجرا حتا در سطح ادعا هم سبب میشود که تهران، بیجینگ و مسکو در قبال وضعیت فعلی افغانستان، متحدانه حرکت کنند؛ بهویژه وقتی سخن از دخالت غربیها در ماجرا برود.
از یاد نباید برد که وزیر خارجه پیشین ایران، حسین امیر عبداللهیان، هم باری در یکی از مصاحبههایش، مدعی انتقال داعشیهای عراقی و سوری به افغانستان شده بود: «بر هیچ کس پوشیده نیست که سران داعش و نیروهای کارکشته این گروه از عراق، سوریه و بخشهایی از لیبی در این ماهها به داخل افغانستان منتقل شدهاند. این اتفاقاً یکی از چالشهای هیات حاکمه فعلی در افغانستان است.» اما از آن زمان تا این دم، صحت ادعای عبداللهیان تا کنون بهدرستی اثبات نشده است. درست با گذشت دو سال از آن اظهارات، حالا هم ایروانی نگرانی او را تکرار کرده است.






