وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که در ماه آینده یک نشست منطقهای برای حل نزاع پاکستان و طالبان در تهران برگزار میشود؛ نشستی که قرار است کشورهای منطقه، بهویژه همسایهگان افغانستان و پاکستان، در آن اشتراک کنند. سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در روزهای گذشته چندبار با مولوی امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، صحبت تلفنی کرده و همزمان تماسهایی نیز با وزیران خارجه روسیه و پاکستان داشته است.
درست است که ایران تلاش میکند برای حل منازعه پیشگام شود، اما بهنظر میرسد که ابتکار برگزاری نشست منطقهای بیش از آنکه انحصاراً از سوی جمهوری اسلامی مطرح شده باشد، محصول اراده مجموعهای از کشورهای پیرامون افغانستان و پاکستان است. برای نمونه، روسیه در هفتههای اخیر چندبار علاقهاش را به میانجیگری نشان داد و چین و برخی دیگر از بازیگران منطقه نیز خواستار پایان تنشها شدهاند. این همسویی منافع است که کشورها را بهسمت تدویر نشست مشترک سوق داده است، نه لزوماً توان «دیپلماسی اقناعیِ» جمهوری اسلامی.
در شرایطی که ایران با دولتهای غربی درگیر است و با برخی دولتهای خاورمیانهای هم سخت زاویه دارد، دشوار است که سایر کشورها، امتیاز چنین نشستی را بهنام جمهوری اسلامی ثبت کنند. تجربه نیز نشان داده کشورهایی که با غربیها در جنگند، معمولاً در ایجاد اجماع منطقهای و جهانی با محدودیتهای جدی روبهرو میشوند. اگر ایران واقعاً توان اقناع اطراف منازعه را میداشت، مانند قطر یا ترکیه، میتوانست بهتنهایی از طالبان و پاکستان میزبانی کند. ازاینرو، تهران با آگاهی از محدودیتهایش، ترجیح میدهد در قالب فارمت منطقهای عمل کند؛ فارمتی که میتواند برای ایران دستکم نقش نمادین در مدیریت بحران فراهم کند.
بااینحال، اگر اظهارات برخی مقامهای طالبان، از جمله ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی رییسالوزرای این گروه، را درباره ضرورت کاهش یا قطع روابط تجاری افغانستان با پاکستان در نظر بگیریم، میتوان گفت که تشدید تنش برای ایران نه ناخوشایند که پرمنفعت هم است. محدود شدن تجارت افغانستان با پاکستان یا هم قطع کامل آن، بهطور طبیعی وزن مبادلات تجاری کابل با تهران را افزایش میدهد و میتواند نقش مسیرهای جایگزین، بهویژه بندر چابهار، را پررنگتر کند؛ بندری که ایالات متحده امریکا بهتازهگی شش ماه معافیت تحریمی برایش صادر کرد که این میتواند دست جمهوری اسلامی و هند را در رقابتهای ترانزیتی منطقه، کمی بازتر کند.
برای بسیاری از بازیگران منطقهای، بهویژه چین، روسیه و ایران، اهمیت دارد که دعوای طالبان و پاکستان بدون دخالت مستقیم و غیرمستقیم غرب و در پی تلاش منطقهای حلوفصل شود. در نگاه کشورهای نامبرده، اگر بحران با ابتکار امریکا یا متحدان غربی آن، فروخوابد، ادعای توانایی قدرتهای شرقی در حل مسایل امنیتی پیرامون خودشان، عملاً زیر سوال میرود. رقیبان منطقهای امریکا بر این باورند که واشنگتن از حل بحرانهای اینچنینی، تنها بهعنوان پوششی برای گسترش نفوذش در «حاشیه منازعه» استفاده خواهد کرد و این در نظر آنها پرپیامدتر از خود بحران است. برای همین، اگر کشورهای منطقه بتوانند طالبان و پاکستان را از ورود به جنگ دور نگه دارند، این موفقیت نوعی سرمایه نمادین برای «ابتکارات منطقهمحور» ایجاد میکند و وزن این ابتکارات را در مقایسه با نسخههای تجویزشده فرامنطقهای افزایش میدهد.
اگر نشست منطقهای مورد نظر برگزار شود، شانس موفقیتش نسبتاً بالا خواهد بود، آن هم به چند دلیل: نخست اینکه جمهوریهای آسیای مرکزی جمع چین، روسیه و ایران، شناخت بهتری از ماهیت منازعه طالبان و پاکستان دارند و خوبتر از میانجیهای پیشین (ترکیه و قطر) میدانند ریشه نزاع از کدام جوی آب میخورد؟ فراموش نباید کرد که رحمتالله نجیب، رییس هیات مذاکرهکننده طالبان در دور اول نشست استانبول، چند روز قبل ادعا کرد که میانجیها بهدلیل ناآشنایی با جزئیات منازعه، خواستار صدور فتوا برای نارواخواندن جنگ در پاکستان، از سوی ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، شده بودند که مورد قبول واقع نشد. این ادعا درست یا غلط، نشاندهنده برداشت طالبان از ضعف شناخت دوحه و انقره است. دوم اینکه، کشورهایی که قرار است در نشست اشتراک کنند، طرف اعتماد اطراف منازعه هستند و طالبان و پاکستان در حکم جبر همسایهگی هم که شده، نمیتوانند به درخواست و اصرار آنها، آشکارا نه بگویند. سوم اینکه، کشورهای شامل در نشست احتمالی، از تصعید بحران در پیرامونشان، زیان اقتصادی ـ امنیتی میبینند و ازاینرو، برای مهار بحران، انگیزه جدی دارند. مسیرهای تجاری، مرزهای طولانی، و نگرانیهای امنیتی باعث شده که منافع دولتهای حاضر در نشست ماه بعدی، به تامین آرامش در مرزهای افغانستان و پاکستان گره بخورد؛ امری که اهمیت حل منازعه با سازوکار منطقهای را دوچندان میکند.






