دو مقام بلندرتبه امنیتی کشورهای ترکیه و قطر به کابل آمدند و با چند مقام سرشناس طالبان دیدار و گفتوگو کردند: عبدالغنی برادر، یعقوب مجاهد، سراجالدین حقانی و عبدالحق وثیق. البته مقام امنیتی ترکیه به شوق دیدار با رهبر طالبان به قندهار نیز رفت، اما نه دیدار با او که دیدار با ملا شیرین، والی این ولایت، نصیبش شد. پس از آن، راهی پاکستان شد و با مقامهای این کشور هم ملاقات و رایزنی کرد.
سفر این دو مقام خارجی خیلی هم خبرساز و غوغاآفرین شد؛ گوییکه اتفاق مهیبی در کمین افغانستان باشد. کسانی گمان میکنند که حامل پیام مهمی از جانب ایالات متحده امریکا باشند. کسانی هم به نزاع عربستان و حوثیها پیوند میدهند؛ با این استدلال که ریاض میخواهد از طالبان بهحیث ابزار در برابر جمهوری اسلامی ایران استفاده کند. درحالیکه اگر عربستان چنین نیتی داشته باشد، این ماموریت را به قطر نمیسپارد؛ کشوریکه رقیب آن است. بگذریم از اینکه چنین هدفی حداقل برای فعلاً در اجندای عربستان نیست. طالبان هم به میزانی زرنگ شدهاند که تبدیل به ابزار یکی علیه دیگری نشوند و «حفظ موازنه» را همچنان راهگشا بشمارند. دونالد ترمپ هم ازآنجاییکه در پروندههای بزرگتری درگیر است، عطف عنان به وضعیت افغانستان ندارد، چه رسد به اینکه به رهبر طالبان پیام ارسال کند، آن هم از طریق دو کشور مهم منطقهای. بهفرض که بخواهد چنین کند، زلمی خلیلزاد پیامرسان فعال و چابکی است و این مسوولیت را بهتر از هرکسی دیگر انجام میدهد.
حضور مشترک هیاتهای قطر و ترکیه به کابل، یادآور تلاشهای این دو کشور برای ختم بحران بین پاکستان و طالبان است. به یاد داریم که وقتی طالبان و پاکستان به مصاف هم رفتند، انقره و دوحه برای ختم غایله دامن همت به کمر بستند. در نخست، دوحه از نمایندهگان اطراف منازعه میزبانی کرد و بعد هم انقره. تلاشهای هردو میزبان، اگرچه منجر به برقراری آتشبس نیمبند و شکننده شد، ولی اطراف منازعه را مجاب به پایان کامل جنگ نکرد. براین اساس، مشخص است که میزبانها میخواهند ماموریت نیمهتمامشان را به منصه اجرا در آورند. از اطلاعات درزشده در رسانهها و سفر هیات ترکیه به اسلامآباد هم میشود فهمید که ختم غایله بین طالبان و پاکستان در اولویت است.
ظاهراً میانجیها اینبار برخلاف گذشته، جدیتر بهنظر میرسند. سفر به کابل و قندهار و دیدارهای جداگانه با پنج مقام بلندرتبه طالبان حکایت از «اتمام حجت» با این گروه دارد. همینطور، تلاش نافرجام برای دیدار با رهبر طالبان نیز. ترک کابل و قندهار بهقصد اسلامآباد از سوی هیات ترکیه هم همچنان. با این حساب، پیام آخر پاکستان روی میز طالبان قرار گرفته است.
پرونده تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و نزاع طالبان و اسلامآباد بر سر آن، یک معضل جدی است؛ بهگونهای که اگر مدیریت نشود، تبعاتش به بیرون از مرزهای افغانستان و پاکستان سرریز خواهد شد. براین اساس، هرکشوری بتواند پرونده تیتیپی را خنثا یا حداقل در کوتاهمدت مهار کند، به دستاورد درشت و چشمنوازی نایل شده است. دوحه در پی کسب چنین دستاوردی است؛ با توجه به جایگاه رفیع «دیپلماسی میانجیگری» در سیاست خارجی قطر. ترکیه هم همین هوا را در سر دارد؛ بهویژه که حالا عضو «پیمان مکه» است، جهد جدی بهخرج میدهد تا همپیمان هستهایاش در جنوب آسیا را از گزند طوفان حوادث احتمالی در امان نگه دارد.
درباب آنچه گفته آمدیم، سوال مهم این است: آیا تلاش دوحه و انقره منتج به نتیجه میشود؟ پاسخ به این سوال دشوار است، حتا برای میانجیها و اطراف منازعه هم. اما با توجه به قراین و شواهد گذشته و اکنون، میتوان گفت که اطراف منازعه به خواست میانجیها تن خواهند داد، ولی نه برای دایم؛ این یعنی اینکه نه به پایان غایله که به کاستن از شدت تنش رضایت خواهند داد. در این سناریو، تیتیپی نهچندان سرکش که راموآرام در افغانستان خواهد ماند. البته وضعیت فعلی (نه جنگ، نه صلح) برای میانجیها تا جایی قابل قبول است. طرفین نزاع هم از تشدید تنش استقبال نمیکنند. ادبیات مقامهای دوطرف هم برخلاف ماههای گذشته، نرم و آشتیجویانه شده است. طالبان هم دریافتهاند که پاکستان ابزارهایی در اختیار دارد که اگر به کار بندد، کار بر این گروه دشوارتر میشود. همینطور، اسلامآباد هم گفتوگو را موثرتر از بقیه ابزارها میداند؛ ضمن آنکه بهخوبی میداند طالبان با مذاکره چندان دمخور نیستند و در غیاب گزینههای سختافزاری، خواست طرف مقابل را به هیچ میگیرند.
از دل سوال بالا، پرسش دیگری در میآید: اگر پاکستان و طالبان کنار بیایند، سرنوشت آن عده از جبهههای ضد این گروه که با اسلامآباد پیمان بستهاند، چه میشود؟ تا این جای کار، روشن است که بخشی از مخالفان طالبان روی پاکستان حساب باز کردهاند و سعی میکنند از ظرفیت این کشور بر ضدطالبان بهره جویند. طالبان هم از این ناحیه هراسناکند و هردم در این باب در رسانهها حرف میزنند. در این صورت، اگر یخ رابطه طالبان و پاکستان بشکند یا هم آب شود، این احتمال وجود دارد که آنچه مخالفان با پاکستان رشتهاند، پنبه شود. بلی، وقتی طالبان به خواست پاکستان درباره تیتیپی تمکین کنند، این کشور هم در برابر رژیم کابل دستبهعصا خواهد ماند. اگر چنین شود، مخالفان طالبان زیاد زیان میکنند؛ چراکه وقتی نفس قرینشدن به پاکستان در افکار عامه افغانستان هزینهآور است، قربانیشدن که ضریب هزینه را چند برابر افزایش میدهد.



