• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۲۸ سنبله ۱۴۰۵ - ۱۹ سپتمبر ۲۰۲۶
روزنامه ۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
روزنامه ۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

چرا طالبان تا کنون دوام آوردند؟

ابوبکر برومند ابوبکر برومند
۲۸ سنبله/شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1789790446]
AFP

AFP

مقدمه

پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان می‌گذرد. در این مدت، پرسش‌های بسیاری درباره آینده کشور مطرح شده است: آینده حقوق و آزادی‌های شهروندان، وضعیت زنان و دختران، اقتصاد، روابط افغانستان با جهان و سرنوشت مخالفان طالبان. اما در میان همه این پرسش‌ها، یک پرسش بنیادی‌تر وجود دارد که کم‌تر به شکل مستقیم به آن پرداخته می‌شود: چرا طالبان توانسته‌اند پس از پنج سال همچنان قدرت را در افغانستان حفظ کنند؟ دوام یک حکومت را نمی‌توان تنها با میزان رضایت و عدم نارضایتی مردم توضیح داد. حکومت‌ها زمانی دوام می‌آورند که مجموعه‌ای از شرایط مساعد، چه در درون ساختار قدرت و چه در محیط پیرامون آن، وجود داشته باشد. در مورد افغانستان نیز صرف وجود نارضایتی، محدودیت‌های حقوق بشری، فشارهای بین‌المللی یا مخالفان سیاسی، به‌تنهایی به‌معنای شکل‌گیری نیرویی نیست که بتواند موازنه قدرت را تغییر دهد. مساله اصلی این است که این عوامل چرا نتوانسته‌اند تا کنون به تغییر اساسی در وضعیت سیاسی افغانستان منجر شوند. طالبان در این پنج سال با مجموعه‌ای از چالش‌های جدی روبه‌رو بوده‌اند: جامعه جهانی رژیم این گروه را به‌رسمیت نشناخته است، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حقوق زنان و دختران اعمال شده و افغانستان همچنان با مشکلات اقتصادی و انسانی عمیقی روبه‌روست. بااین‌حال، در کنار این فشارها، طالبان توانسته‌اند قدرت را حفظ کنند. همین واقعیت، پرسش اصلی این مقاله را جدی‌تر می‌کند: چگونه رژیمی که با چنین مجموعه‌ای از چالش‌ها روبه‌روست، پنج سال در قدرت مانده است؟

بنابراین، توضیح دوام طالبان تنها با بررسی عمل‌کرد خود این گروه ممکن نیست؛ بخشی از پاسخ را باید در ساختار قدرت این گروه جست‌وجو کرد؛ بخشی دیگر در نبود اتحاد میان نیروهای مخالف، محدودیت‌های مقاومت داخلی و نحوه برخورد جامعه جهانی با حکومت طالبان. در کنار این عوامل، باید شرایطی را نیز در نظر گرفت که در آن مخالفت با طالبان ادامه یافته است. این مقاله تلاش می‌کند به جای تکرار آن‌چه در پنج سال گذشته بر افغانستان رفته است، از زاویه‌ متفاوت به این دوره نگاه کند: چه عواملی باعث شده طالبان همچنان در قدرت بمانند؟ برای پاسخ به این پرسش، چهار محور اصلی بررسی خواهد شد: ساختار قدرت طالبان، عدم اتحاد مخالفان، مقاومت داخلی علیه طالبان و رویکرد جامعه جهانی در برابر این گروه. هدف این بررسی، نه توصیف ساده پنج سال گذشته و نه صدور حکم درباره آینده افغانستان است؛ بلکه تلاش برای فهم یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های سیاسی افغانستان امروز است: دوام رژیم طالبان چگونه ممکن شده است؟

۱. ساختار قدرت طالبان

دوام طالبان را نمی‌توان تنها با ضعف مخالفان یا کمبود فشار خارجی توضیح داد. پیش از آن باید به خود ساختار قدرت طالبان نگاه کرد؛ ساختاری‌که پس از بازگشت این گروه به قدرت، به‌تدریج از یک تشکیلات شورشی به یک نظام متمرکز حکومتی تبدیل شد. طالبان در ۲۰۲۱، تنها کابل را تصرف نکردند که کنترل ساختارهای اداری، امنیتی و سیاسی کشور را نیز در اختیار گرفتند و توانستند این کنترل را در سال‌های بعد حفظ کنند. گزارش دبیر کل سازمان ملل (۲۰۲۶) تاکید می‌کند که مقامات طالبان همچنان کنترل موثر بر قلمرو ملی افغانستان را حفظ کرده‌اند. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا دوام یک حکومت تنها به حضور آن در پایتخت وابسته نیست، بلکه به توانایی آن برای اعمال تصمیمات در سراسر کشور بسته‌گی دارد. در رأس این ساختار، هبت‌الله آخوندزاده قرار دارد. در سال‌های پس از ۲۰۲۱، تصمیم‌گیری‌های مهم بیش‌ازپیش به رهبری او و حلقه نزدیک به وی وابسته شده است. گزارش دبیرکل سازمان ملل (۲۰۲۲) نشان می‌داد که آخوندزاده نقش خود را به‌عنوان تصمیم‌گیرنده اصلی افزایش داده و در این روند به مشورت با گروه محدودی از افراد نزدیک خود متکی بوده است. یک سال بعد، گزارش دیگری از این سازمان (۲۰۲۳) نشان داد که فرمآن‌ها و احکام منسوب به رهبر طالبان عمدتاً از قندهار صادر می‌شد، درحالی‌که بسیاری از تصمیمات اداری در کابل اجرا می‌شد.

بنابراین، ساختار قدرت طالبان را نمی‌توان صرفاً بر اساس پایتخت و نهادهای رسمی حکومت فهمید؛ مرکز اصلی قدرت سیاسی در ساختاری قرار دارد که قندهار و رهبری طالبان در رأس آن قرار گرفته‌اند. این تمرکز قدرت یک پیامد مهم برای دوام طالبان داشته است: فاصله میان تصمیم‌گیری و اجرا الزاماً به‌معنای پراکنده‌گی قدرت نیست. تصمیم‌های اساسی می‌توانند در رأس هرم قدرت تعیین شوند و سپس از طریق دستگاه اداری و امنیتی در سراسر کشور اجرا شوند. به همین دلیل، حتا اگر میان مقام‌های طالبان درباره برخی سیاست‌ها اختلاف نظر وجود داشته باشد، این اختلافات لزوماً به یک بحران حکومتی تبدیل نمی‌شود. در واقع، یکی از نکات مهم در فهم طالبان این است که نباید «وجود اختلاف» را با «فروپاشی ساختار قدرت» یکی دانست. یک نظام سیاسی می‌تواند در درون خود اختلاف داشته باشد، اما تا زمانی‌که مرکز تصمیم‌گیری و سلسله‌مراتب قدرت حفظ شود، این اختلافات الزاماً توانایی آن را برای ادامه حکومت از بین نمی‌برد. در این‌جا، تفاوت میان انسجام و یکپارچه‌گی اهمیت پیدا می‌کند. طالبان را نباید گروهی کاملاً یکدست تصور کرد. میان رهبران و مقام‌های طالبان درباره برخی مسایل سیاسی و اجتماعی تفاوت دیدگاه وجود داشته و رابطه میان مرکز قدرت در قندهار و مقام‌های مستقر در کابل نیز همیشه بدون اصطکاک نبوده است. اما مساله اساسی این است که این اختلافات تاکنون نتوانسته‌اند به یک شکاف سازمان‌یافته تبدیل شوند که کنترل طالبان بر کشور را تهدید کند. در نتیجه، قدرت طالبان بیش‌تر از آن‌که به نبود هرگونه اختلاف وابسته باشد، به توانایی ساختار این گروه برای نگه‌داشتن اختلافات در درون چهارچوب خود وابسته است.

عامل دیگری که این ساختار را از یک گروه صرفاً مسلح جدا می‌کند، توانایی طالبان در استفاده از دستگاه دولت است. پس از سقوط جمهوریی، بسیاری از نهادهای اداری کشور از بین نرفتند، بلکه تحت مدیریت طالبان قرار گرفتند. این امر به طالبان امکان داد تا از همان ساختار موجود برای جمع‌آوری درآمد، اداره خدمات، تعیین مسوولان محلی و اجرای سیاست‌های خود استفاده کنند. درنتیجه، آن‌ها مجبور نبودند یک نظام اداری کاملاً جدید را از صفر بسازند. آن‌چه تغییر کرد، بیش از هر چیز مرکز و صاحب قدرت در رأس این ساختار بود. این مساله در مورد ساختار امنیتی اهمیت بیش‌تری دارد. حکومت زمانی می‌تواند قدرت خود را حفظ کند که علاوه بر صدور تصمیم، توانایی اجرای آن را نیز داشته باشد. طالبان پس از ۲۰۲۱، ساختارهای امنیتی و نظامی خود را در چهارچوب حکومت جدید سازمان‌دهی کردند و کنترل را در دست گرفتند. گزارش‌های سازمان ملل در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که طالبان همچنان کنترل موثر بر قلمرو کشور را حفظ کرده‌اند و گروه‌های مخالف مسلح نتوانسته‌اند چالش تعیین‌کننده‌ای ایجاد کنند. این واقعیت را باید در کنار توانایی طالبان در اداره ساختارهای امنیتی و اداری کشور دید؛ زیرا قدرت سیاسی زمانی دوام می‌آورد که بتواند به قدرت اجرایی تبدیل شود. اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که ساختار طالبان فقط بر «قدرت از بالا» استوار نیست؛ این ساختار با نوعی تمرکز سیاسی و کنترل اجتماعی نیز همراه شده است.

از زمان بازگشت طالبان، فرمان‌ها و مقررات متعددی از سوی رهبری صادر شده و دامنه مداخله حکومت در زنده‌گی اجتماعی افزایش یافته است. گزارش یوناما (۲۰۲۲) درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان نشان داد که طالبان در ماه‌های نخست پس از بازگشت به قدرت، با محدودکردن اعتراضات، آزادی بیان و فعالیت‌های مدنی، فضای مخالفت عمومی را محدود کردند. بنابراین، بخشی از دوام این ساختار را باید در توانایی حکومت برای کاهش فضای سازمان‌یابی مخالفان نیز جست‌وجو کرد. بااین‌حال، کنترل با مشروعیت یکسان نیست. اینکه طالبان توانسته‌اند ساختار قدرت خود را حفظ کنند، به این معنا نیست که حکومت این گروه از حمایت عمومی گسترده یا مشروعیت سیاسی داخلی و بین‌المللی برخوردار است. مساله‌ای که این مقاله دنبال می‌کند دقیقاً همین تفاوت است: چگونه حکومتی‌که با بحران مشروعیت و مخالفت‌های گسترده روبه‌روست، همچنان قادر به حفظ قدرت است؟ ساختار متمرکز طالبان یکی از پاسخ‌هاست، اما پاسخ کامل نیست. در نهایت، ساختار قدرت طالبان را می‌توان یکی از پایه‌های اصلی دوام آن‌ها دانست؛ ساختاری‌که در آن قدرت سیاسی در رأس متمرکز است، تصمیم‌های کلیدی از مرکز رهبری می‌شود، دستگاه اداری و امنیتی در خدمت اجرای آن قرار دارد و اختلافات داخلی تاکنون نتوانسته به شکاف تعیین‌کننده‌ای تبدیل شود. این ساختار به طالبان اجازه داده که یک پیروزی نظامی را به کنترل سیاسی نسبتاً پایدار تبدیل کنند. اما حفظ قدرت تنها نه به توانایی حکومت‌کننده‌گان که به ظرفیت کسانی‌که در برابر آن‌ها قرار دارند، نیز وابسته است. از همین‌جا، مساله عدم اتحاد نیروهای مخالف طالبان به‌عنوان عامل بعدی مطرح می‌شود.

۲. عدم اتحاد نیروهای مخالف طالبان

سقوط جمهوریت فقط پایان یک حکومت نبود، بلکه برای بسیاری از مخالفان طالبان، به‌معنای از دست‌رفتن همان چهارچوبی بود که تا آن زمان آن‌ها را، با وجود اختلاف‌های فراوان، در کنار یکدیگر نگه می‌داشت. وقتی آن ساختار فرو ریخت، مخالفان طالبان ناگهان با یک پرسش اساسی روبه‌رو شدند: چه کسی باید در برابر طالبان قرار گیرد و افغانستان پس از طالبان باید چگونه اداره شود؟ پاسخ واحدی برای این پرسش وجود نداشت. در جمهوریت نیز میان رهبران سیاسی، فرماندهان، احزاب و… اختلافات عمیقی وجود داشت. این اختلافات با سقوط جمهوریت از بین نرفت. برعکس، دیگر دولتی وجود نداشت که این نیروها را در یک ساختار رسمی کنار هم قرار دهد. هر جریان مسیر خود را دنبال کرد؛ بعضی از چهره‌های سیاسی به خارج از کشور رفتند، برخی به دنبال ایجاد ایتلاف‌های سیاسی بودند و گروه‌هایی نیز راه مبارزه مسلحانه را انتخاب کردند.

گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (۲۰۲۳) نشان می‌دهد که حتا میان نیروهای مخالف طالبان در مورد رهبری، اهداف سیاسی، شکل نظام آینده افغانستان و استفاده از مقاومت مسلحانه اختلافات جدی وجود داشته است. مشکل اصلی در این‌جا فقط «نبود اتحاد» نبود؛ نبود یک هدف مشترک و قابل‌قبول برای همه بود. مخالفت با طالبان می‌توانست نقطه مشترک باشد، اما برای ساختن یک نیروی سیاسی کافی نبود. یک جریان ممکن بود بازگشت نظام جمهوری را بخواهد، جریان دیگری خواهان تغییر ساختار سیاسی کشور باشد و گروهی دیگر اساساً بر مقاومت مسلحانه تمرکز کند. وقتی توافقی درباره مقصد وجود نداشته باشد، حتا همکاری در مسیر نیز دشوار می‌شود.

این مساله زمانی پیچیده‌تر شد که بسیاری از چهره‌های سیاسی عصر جمهوریت از افغانستان خارج شدند. فعالیت از بیرون کشور به آن‌ها امکان می‌داد صدای خود را حفظ کنند، اما هم‌زمان فاصله میان آنان و جامعه را افزایش داد. گزارش خدمات پژوهشی کنگره آمریکا (۲۰۲۳) با اشاره به ارزیابی سازمان ملل، از نبود یک مخالفت سیاسی قابل‌توجه در داخل افغانستان سخن می‌گوید و تاکید می‌کند که چهره‌های مرتبط با حکومت پیشین در خارج از کشور پراکنده هستند و سخنان آنان تاثیر محدودی در داخل کشور دارد. این فاصله فقط یک مشکل جغرافیایی نیست. افغانستان جامعه‌ای است که تجربه جنگ، مهاجرت و بی‌اعتمادی سیاسی در آن بسیار عمیق است. برای مردمی که سال‌ها جنگ را تجربه کرده‌اند، دعوت به یک مبارزه جدید، بدون این‌که روشن باشد چه کسی قرار است جای طالبان را بگیرد و نتیجه آن چه خواهد بود، الزاماً به یک حرکت گسترده اجتماعی تبدیل نمی‌شود. بنابراین، وجود نارضایتی از طالبان به‌خودی‌خود به‌معنای آماده‌گی جامعه برای پیوستن به یک نیروی مخالف نبود. در بخش نظامی نیز وضع چندان متفاوت نبود. پس از سقوط کابل، گروه‌هایی مانند جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی به مبارزه مسلحانه ادامه دادند. این مقاومت‌ها نشان می‌دهد که طالبان با مخالفت مسلحانه مواجهند، ولی نه با یک تهدید جدی. آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا (۲۰۲۴) نیز در ارزیابی خود از افغانستان، محدودیت منابع و سطح هماهنگی گروه‌های مسلح مخالف طالبان را از عواملی دانسته است که توانایی آن‌ها برای به چالش‌کشیدن حکومت طالبان را محدود کرده است.

بااین‌حال، اشتباه است اگر این وضعیت را فقط به ضعف نظامی مخالفان نسبت دهیم. قدرت یک مقاومت تنها به تعداد نیرو و سلاح وابسته نیست؛ به توانایی آن برای تبدیل مخالفت پراکنده به یک حرکت مشترک نیز وابسته است. وقتی مقاومت سیاسی، فعالیت مدنی و مبارزه مسلحانه هرکدام در مسیر جداگآن‌های حرکت کنند، فشارهای آن‌ها لزوماً روی یکدیگر جمع نمی‌شود. اعتراض یک گروه می‌تواند بدون ارتباط با فعالیت گروه دیگر باقی بماند و هیچ‌کدام نتوانند نیروی کافی برای تغییر موازنه ایجاد کنند. در طرف مقابل، طالبان با محدودکردن فضای سیاسی، امکان شکل‌گیری چنین نیروی مشترکی را دشوارتر کردند. احزاب سیاسی مستقل عملاً امکان فعالیت آزادانه ندارند و مخالفان با محدودیت‌های جدی روبه‌رویند. Freedom House در گزارش سال ۲۰۲۴ خود، افغانستان تحت حاکمیت طالبان را فاقد فضای واقعی برای رقابت سیاسی توصیف کرده و نوشته است که احزاب سیاسی از حمایت قانونی برخوردار نیستند و امکان رقابت برای قدرت وجود ندارد. در نتیجه، طالبان با یک اپوزیسیون واحد روبه‌رو نیستند؛ با مجموعه‌ای از مخالفان روبه‌رویند که هرکدام بخشی از مخالفت را نماینده‌گی می‌کند. این تفاوت بسیار مهم است. یک حکومت می‌تواند با چند گروه مخالف پراکنده، حتا اگر هرکدام به‌تنهایی تهدیدی باشند، بسیار آسان‌تر از یک نیروی واحد و سازمان‌یافته برخورد کند. البته نباید از این واقعیت نتیجه گرفت که تمام مسوولیت دوام طالبان برعهده مخالفان آن‌هاست. سرکوب سیاسی، محدودیت فضای مدنی، فشار بر رسانه‌ها و دشواری فعالیت سازمان‌یافته نیز شرایطی ایجاد کرده که شکل‌گیری یک اپوزیسیون قدرت‌مند را دشوارتر کرده است. اما در کنار این عوامل، اختلافات سیاسی و نبود یک چهارچوب مشترک میان مخالفان نیز باعث شد فرصتی که سقوط جمهوری برای ایجاد یک نیروی سیاسی تازه به‌وجود آورده بود، به یک پروژه مشترک تبدیل نشود.

در چنین شرایطی، طالبان نه تنها با مخالفانی روبه‌رو شدند که نتوانستند متحد شوند، بلکه از زمان و فضایی برخوردار شدند که در آن توانستند ساختار قدرت خود را تثبیت کنند. هرچه زمان بیش‌تری گذشت، فاصله میان گروه‌های مخالف بیش‌تر شد و طالبان فرصت بیش‌تری برای تحکیم کنترل خود پیدا کردند. به همین دلیل، عدم اتحاد نیروهای مخالف طالبان را باید نه یک اتفاق فرعی، بلکه یکی از عواملی دانست که به طالبان امکان داد پیروزی نظامی را به یک وضعیت سیاسی پایدارتر تبدیل کنند. اما حتا اگر مخالفان متحدتر بودند، یک سوال مهم باقی می‌ماند: آیا فشار خارجی می‌توانست طالبان را وادار به تغییر رفتار یا حتا تغییر در ساختار قدرت کند؟ پاسخ به این پرسش ما را به عامل دیگری در دوام طالبان می‌رساند: رویکرد جامعه جهانی در برابر طالبان که در همین مقاله مطرح شده است.

۳. مقاومت داخلی علیه طالبان

بازگشت طالبان به قدرت به‌معنای پایان مخالفت در افغانستان نبود. از همان ماه‌های نخست، اعتراضات مدنی، به‌ویژه اعتراضات زنان، در نقاط مختلف کشور شکل گرفت و در سال‌های بعد هم ادامه یافت. در کنار این اعتراضات، گروه‌های مسلح مخالف طالبان نیز به فعالیت خود ادامه دادند. بنابراین، مساله را نمی‌توان با این فرض توضیح داد که طالبان با هیچ مقاومتی در داخل افغانستان روبه‌رو نبوده‌اند. اما میان وجود مقاومت و توانایی تغییر قدرت فاصله زیادی وجود دارد. همین فاصله شاید یکی از مهم‌ترین نکات برای فهم دوام طالبان باشد. مقاومت در افغانستان بیش‌تر به شکل حرکت‌های پراکنده و محدود ظاهر شد تا یک جنبش سراسری با رهبری و سازمان واحد. اعتراضات زنان نمونه روشن این وضعیت است. زنان با وجود محدودیت‌های شدید، بازداشت و تهدید، در برابر محرومیت از آموزش، کار و حضور در جامعه اعتراض کردند. اما این اعتراضات در محیطی شکل گرفت که امکان تجمع، سازمان‌دهی، فعالیت رسانه‌ها و ارتباط میان فعالان به‌شدت محدود شده بود. یوناما در گزارش‌های حقوق بشری خود، از محدود شدن آزادی تجمع و بیان و برخورد با معترضان سخن گفته است.

در یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها، یوناما در جون ۲۰۲۶، اعلام کرد که ده‌ها زن در هرات بازداشت شدند و در جریان اعتراض مردم به این بازداشت‌ها، نیروهای طالبان از زور استفاده کردند و دست‌کم یک نفر کشته شد. اما حتا در غیاب چنین محدودیت‌هایی نیز تبدیل اعتراض‌های پراکنده به یک جنبش ملی آسان نبود. اعتراض زمانی می‌تواند موازنه قدرت را تغییر دهد که بتواند از یک نارضایتی فردی یا محلی فراتر رود، افراد و گروه‌های مختلف را به هم پیوند دهد و برای ادامه فعالیت خود شبکه، منابع و رهبری داشته باشد. در افغانستان چنین شرایطی به‌ساده‌گی وجود نداشت. بسیاری از مخالفان یا کشور را ترک کردند، یا فعالیت خود را پنهانی ادامه دادند و یا به دلیل خطرات موجود از فعالیت علنی خودداری کردند. آژانس اتحادیه اروپا برای پناهنده‌گی در گزارش سال ۲۰۲۶ خود نیز از محدودشدن شدید فضای مدنی و سیاسی و روی‌آوردن بسیاری از مخالفان به مهاجرت، پنهان‌شدن یا خودسانسوری خبر می‌دهد. مقاومت مسلحانه نیز وضعیتی کاملاً متفاوت از تصویری دارد که گاهی از جنگ با طالبان ارایه می‌شود. افغانستان پس از ۲۰۲۱، وارد جنگ سراسری میان طالبان و یک نیروی نظامی رقیب نشد. بر اساس ارزیابی آژانس اتحادیه اروپا برای پناهنده‌گی، سطح خشونت مسلحانه پس از سقوط جمهوریت به‌طور چشمگیری کاهش یافت و منابع سازمان ملل این دوره را با «غیاب نسبی درگیری مسلحانه» توصیف کرده‌اند. حملات گروه‌های مسلح مخالف طالبان ادامه داشته است، اما شدتش پایین بوده و به کنترل جغرافیا نینجامیده است. این واقعیت، یک نکته مهم را روشن می‌کند: مقاومت مسلحانه وجود داشت، اما در حدی نبود که بتواند معادله قدرت را تغییر دهد.

گزارش همین آژانس می‌گوید فعالیت گروه‌های مقاومت عمدتاً پراکنده و از نظر جغرافیایی محدود بوده و این گروه‌ها به شبکه‌های محلی متکی بوده‌اند، نه به کنترل پایدار سرزمین. همچنان در گزارش دیگری آمده است که هیچ‌یک از گروه‌های مقاومت مسلحانه در حال حاضر قلمروی را در افغانستان در اختیار ندارند و میزان هماهنگی و ظرفیت عملیاتی آن‌ها محدود مانده است. در این‌جا باید از یک برداشت ساده نیز پرهیز کرد: این‌که مقاومت مسلحانه نتوانسته طالبان را سرنگون کند، الزاماً به‌معنای آن نیست که مردم افغانستان از طالبان راضی هستند. رضایت و مقاومت دو سر یک طیف نیستند؛ ممکن است فردی با سیاست‌های طالبان مخالف باشد، اما به‌دلیل تجربه سال‌ها جنگ، ترس از سرکوب، مسوولیت خانواده یا نبود یک بدیل روشن، حاضر نباشد وارد یک درگیری شود. در کشوری که مردم آن چندین دهه جنگ را تجربه کرده‌اند، هزینه بازگشت به یک جنگ گسترده می‌تواند برای بسیاری از مردم از نارضایتی سیاسی سنگین‌تر باشد. این مساله به‌خصوص زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بدانیم طالبان توانسته‌اند تقریباً تمام فضای رسمی فعالیت سیاسی را نیز در اختیار بگیرند. آژانس متذکره، حکومت طالبان را دارای انحصار سیاسی توصیف می‌کند؛ احزاب سیاسی اجازه فعالیت واقعی ندارند و فضای مدنی به‌شدت محدود شده است. بسیاری از منتقدان یا از کشور خارج شده‌اند، یا فعالیت خود را پنهان کرده‌اند و یا به خودسانسوری روی آورده‌اند. در چنین شرایطی، حتا نارضایتی موجود در جامعه نیز به‌ساده‌گی نمی‌تواند به یک سازمان سیاسی تبدیل شود.

بنابراین، مساله مقاومت داخلی را نباید با این سوال ساده سنجید که «آیا کسی علیه طالبان جنگید یا اعتراض کرد؟» پاسخ این سوال روشن است: بله. مساله مهم‌تر این است که آیا این مخالفت‌ها به اندازه‌ای سازمان‌یافته است که حکومت را مجبور به تغییر کند؟ در پنج سال گذشته، چنین اتفاقی نیفتاده است. اعتراضات مدنی نتوانسته به یک جنبش سراسری تبدیل شود؛ مقاومت مسلحانه نتوانست به کنترل سرزمینی یا یک تهدید نظامی تعیین‌کننده برسد؛ و فضای سیاسی و مدنی نیز به‌گونه‌ای محدود شد که ارتباط میان گروه‌ها و گسترش مخالفت دشوارتر شود. در نتیجه، مخالفت با طالبان وجود داشته، اما توان تبدیل‌شدن به قدرتی که موازنه سیاسی کشور را تغییر دهد، پیدا نکرده است. این شاید یکی از تفاوت‌های مهم افغانستان امروز با قبل از ۲۰۲۱ باشد. طالبان پس از بازگشت به قدرت، با یک جبهه جنگ سراسری و یک رقیب نظامی هم‌سطح روبه‌رو نشدند؛ بلکه با مجموعه‌ای از اعتراضات و مقاومت‌های محدود مواجه شدند که هرکدام در شرایط متفاوتی فعالیت می‌کرد. همین پراکنده‌گی، در کنار محدودیت شدید فضای سیاسی و مدنی، به طالبان فرصت داد تا کنترل خود را تثبیت کنند. بااین‌حال، اینجا دوباره به همان سوال اصلی مقاله برمی‌گردیم: آیا دوام طالبان فقط نتیجه شرایط داخلی افغانستان بود؟ اگر مقاومت داخلی محدود بود و مخالفان سیاسی نیز نتوانستند نیرویی متحد ایجاد کنند، نقش بیرونی‌ها چه بود؟ جامعه جهانی در پنج سال گذشته بارها از تغییر سیاست‌های طالبان، رعایت حقوق بشر و تشکیل حکومت فراگیر سخن گفته است؛ اما چرا این فشارها نتوانست طالبان را وادار به تغییر اساسی کند؟

۴. رویکرد جامعه جهانی در برابر طالبان

پس از بازگشت طالبان به قدرت، جامعه جهانی با یک انتخاب ساده روبه‌رو نبود: از یک سو، رژیم دید سیاست‌هایی را در پیش گرفت که با اصول حقوق بشر و خواسته‌های بسیاری از دولت‌ها در تضاد بود؛ از سوی دیگر، قطع کامل ارتباط با رژیمی که کنترل تمام کشور را در اختیار داشت، می‌توانست افغانستان را با بحران‌های دیگری روبه‌رو کند. به همین دلیل، جامعه جهانی از همان ابتدا میان دو رویکرد حرکت کرد: فشار بر طالبان برای تغییر رفتار و حفظ تعامل برای جلوگیری از فروپاشی بیش‌تر افغانستان. در سال‌های نخست، بخش مهمی از فشار بین‌المللی از طریق انزوای سیاسی، محدودیت‌های مالی و دیپلماتیک و عدم به‌رسمیت‌شناختن حکومت طالبان اعمال شد. اما هم‌زمان، سازمان ملل و دولت‌های مختلف ارتباط خود را با طالبان حفظ کردند. این ارتباط تنها برای مسایل سیاسی نبود؛ امنیت، کمک‌های بشردوستانه، اقتصاد، مهاجرت و جلوگیری از گسترش گروه‌های مسلح نیز کشورها را ناگزیر می‌کرد که با طالبان در تماس بمانند.

گزارش‌های دوره‌ای دبیرکل سازمان ملل درباره افغانستان (۲۰۲۴ و ۲۰۲۵)، نیز نشان می‌دهد که تعامل با  طالبان در کنار فشار برای رعایت حقوق بشر و تشکیل حکومت فراگیر، به بخشی ثابت از سیاست بین‌المللی در قبال افغانستان تبدیل شده است. این دوگانه‌گی زمانی اهمیت بیش‌تری پیدا کرد که بحران انسانی افغانستان ادامه یافت. جامعه جهانی نمی‌توانست برای فشار بر طالبان، کمک‌هایی را که میلیون‌ها افغان برای زنده‌ماندن به آن نیاز داشتند به‌طور کامل متوقف کند. به همین دلیل، کمک‌های بشردوستانه در کنار فشار سیاسی ادامه یافت. اما این سیاست یک تناقض در خود داشت: جهان می‌خواست هزینه رفتار طالبان را بالا ببرد، ولی نمی‌خواست این هزینه مستقیماً به مردم افغانستان منتقل شود. همین مساله یکی از محدودیت‌های اصلی فشار خارجی بود. افغانستان پس از سقوط جمهوری با اقتصادی بسیار شکننده روبه‌رو شد و وابسته‌گی آن به کمک‌های خارجی همچنان بالا ماند.

بنابراین، اعمال فشار اقتصادی شدیدتر همیشه به‌معنای فشار مستقیم‌تر بر طالبان نبود؛ بخش قابل‌توجهی از پیامدهای آن می‌توانست متوجه مردم عادی شود. اما مشکل فقط همین نبود. با گذشت زمان، کشورهای مختلف شروع کردند به دنبال‌کردن منافع خود در افغانستان. برای برخی کشورها، مساله اصلی امنیت و مبارزه با گروه‌های مسلح بود؛ برای برخی دیگر، کنترل مهاجرت، تجارت، روابط مرزی یا دسترسی اقتصادی اهمیت بیش‌تری داشت. این تفاوت در اولویت‌ها باعث شد که جامعه جهانی نتواند یک سیاست کاملاً یک‌پارچه در برابر طالبان ایجاد کند. نمونه روشن آن را می‌توان در رفتار کشورهای منطقه دید. روسیه در اپریل ۲۰۲۵، طالبان را از فهرست سازمان‌های تروریستی خارج کرد و مسیر رسمی‌تر با این گرووه باز کرد. مسکو این تغییر را در چهارچوب همکاری با طالبان در زمینه مبارزه با تهدیدهای امنیتی، به‌ویژه داعش خراسان، دنبال کرد (رویترز، ۲۰۲۵). این اتفاق به‌معنای آن نبود که جامعه جهانی طالبان را به‌طور عمومی پذیرفته است؛ اما یک واقعیت مهم را نشان داد: انزوای طالبان دیگر نمی‌توانست مانند ماه‌های نخست پس از سقوط جمهوری ادامه پیدا کند؛ زیرا کشورهای مختلف به‌دلایل متفاوتی به تعامل با حاکمان کابل نیاز داشتند. همین مساله فضای مانور بیش‌تری در اختیار طالبان قرار داد.

در مقابل، جامعه جهانی همچنان از طالبان می‌خواست سیاست‌های خود، به‌ویژه در قبال زنان و دختران، را تغییر دهند. سازمان ملل در گزارش‌های حقوق بشری خود (۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶)، بارها محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران، آزادی‌های مدنی و مشارکت عمومی را مستند کرده و بر ضرورت تغییر این سیاست‌ها تاکید کرده است. حتا در ۲۰۲۶، پس از گذشت پنج سال از بازگشت طالبان، یوناما همچنان از ادامه این محدودیت‌ها و تاثیر آن‌ها بر زنده‌گی اجتماعی و اقتصادی افغانستان گزارش می‌دهد (یوناما، ۲۰۲۶). پس پرسش مهم این نیست که آیا جامعه جهانی به طالبان فشار وارد کرد یا نه؟ پرسش این است که چرا این فشار نتوانست طالبان را وادار به تغییر اساسی کند؟ یکی از پاسخ‌ها را باید در تفاوت میان خواسته‌های دو طرف جست‌وجو کرد: جامعه جهانی می‌خواست از طریق فشار سیاسی و دیپلماتیک، طالبان را به‌سمت تغییر برخی سیاست‌ها سوق دهد؛ اما طالبان در بسیاری از موارد حاضر بودند هزینه انزوای بین‌المللی را بپذیرند، ولی کوتاه نیاند. برای طالبان، حفظ قدرت و تطبیق قرائت خاص‌شان از نظام اسلامی، از رسیدن به پذیرش بین‌المللی مهم‌تر بوده است. فشار زمانی نتیجه می‌دهد که طرف مقابل احساس کند ادامه وضعیت موجود برایش پرهزینه‌تر از تغییر آن است. طالبان از یک طرف با بحران مشروعیت روبه‌رویند و از طرف دیگر با کشورهای زیادی در تعاملند و کنترل بر سرزمین را هم حفظ کرده‌اند.

در ۲۰۲۶، هنوز بیش‌تر کشورهای جهان حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته‌اند و محدودیت‌های حقوق بشری همچنان یکی از اصلی‌ترین موانع عادی‌شدن رابطه است. اما تفاوت مهم این‌جاست که عدم به‌رسمیت‌شناسی با انزوای کامل یکسان نیست. طالبان توانسته‌اند میان این دو فاصله ایجاد کنند؛ یعنی بدون آن‌که تمام خواسته‌های جامعه جهانی را بپذیرند، روابط سیاسی و اقتصادی خود را با بخشی از جهان گسترش داده‌اند. وضعیت امروز افغانستان دقیقاً در همین منطقه خاکستری قرار دارد. بنابراین، نمی‌توان دوام طالبان را تنها به ضعف سیاست خارجی جامعه جهانی نسبت داد. جامعه جهانی با یک انتخاب بسیار دشوار روبه‌رو بود: اگر فشار را بیش از حد افزایش می‌داد، خطر آسیب بیش‌تر به مردم افغانستان وجود داشت؛ اگر تعامل را افزایش می‌داد، این خطر وجود داشت که طالبان احساس کنند بدون تغییر اساسی در سیاست‌های‌شان نیز می‌توانند روابط خارجی را گسترش دهند. آن‌چه در پنج سال گذشته اتفاق افتاد، ترکیبی از همین دو رویکرد بود؛ فشاری که به اندازه کافی شدید نبود تا طالبان را وادار به تغییر کند و تعاملی که به اندازه کافی مشروط نبود تا هرگونه عادی‌شدن روابط را به تغییرات واقعی در داخل افغانستان پیوند بزند.

در نتیجه، رویکرد جامعه جهانی ناخواسته به طالبان فرصت مهمی داد: زمان. پنج سال برای یک حکومت تازه‌تاسیس زمان کمی نیست. طالبان در این مدت قدرت خود را تثبیت کردند، مخالفان داخلی را محدود کردند، روابط منطقه‌ای خود را گسترش دادند و با وجود نپذیرفتن بسیاری از خواسته‌های حقوق بشری، توانستند به تعامل با جهان ادامه دهند. این به آن معنا نیست که جامعه جهانی طالبان را پذیرفته است؛ بلکه به این معناست که طالبان توانسته‌اند در فاصله میان «انزوا» و «مشروعیت بین‌المللی» دوام آورند. ازاین‌رو، رویکرد جامعه جهانی را باید در کنار سه عامل دیگر بررسی کرد: طالبان قدرت را حفظ کردند؛ نیروهای مخالف نتوانستند به یک نیروی سیاسی متحد تبدیل شوند؛ مقاومت داخلی نتوانست موازنه قدرت را تغییر دهد؛ و جامعه جهانی نیز نتوانست فشار خارجی را به اهرمی تبدیل کند که ادامه این وضعیت را برای طالبان غیرقابل تحمل سازد. شاید به همین دلیل، پاسخ به سوال اصلی این مقاله در یک عامل خلاصه نمی‌شود. طالبان در پنج سال گذشته نه به‌دلیل شکست کامل مخالفان، نه به‌دلیل موفقیت کامل سیاست خارجی خود و نه‌فقط به‌دلیل توانایی ساختار قدرت‌شان دوام آوردند. دوام طالبان حاصل کنار هم قرارگرفتن چند ضعف و چند واقعیت بود: قدرت متمرکز طالبان، پراکنده‌گی مخالفان، محدودماندن مقاومت داخلی و رویکرد بین‌المللی که میان فشار و تعامل گرفتار شد.

منابع

  1. https://documents.un.org/doc/undoc/gen/n24/156/00/pdf/n2415600.pdf
  2. https://documents.un.org/doc/undoc/gen/n25/317/31/pdf/n2531731.pdf
  3. European Union Agency for Asylum (EUAA)، Country Guidance: Afghanistan۲۰۲۴ https://www.euaa.europa.eu/country-guidance-afghanistan-2024
  4. Congressional Research Service (CRS)، Afghanistan: Background and U.S. Policy۲۰۲۳
     https://www.everycrsreport.com/files/2023-12-04_R45122_c45638a9e865aa13619c2c320667c61bf205aaa6.html
  5. Freedom House، Freedom in the World ۲۰۲۴: Afghanistan، ۲۰۲۴
    https://freedomhouse.org/country/afghanistan/freedom-world/2024
  6. Congressional Research Service (CRS)، Afghanistan: Background and U.S. Policy in Brief
     https://www.congress.gov/crs-product/R45122
  7. European Union Agency for Asylum (EUAA)، Afghanistan – Country Focus۲۰۲۴ https://www.cgra.be/sites/default/files/rapporten/euaa_coi_report_afghanistan_country_focus_20241111.pdf
  8. https://digitallibrary.un.org/record/4061240?ln=en
  9. https://digitallibrary.un.org/record/4069245?v=pdf
  10. https://documents.un.org/doc/undoc/gen/n24/156/00/pdf/n2415600.pdf
  11. https://digitallibrary.un.org/record/4039269?ln=en&v=pdf
  12. https://apnews.com/article/10711b53a73638f46f2eb534b15b1a63
  13. European Union Agency for Asylum (EUAA)، Afghanistan: Country Focus ۲۰۲۶
     https://www.euaa.europa.eu/coi-report-afghanistan-country-focus/2-security-situation
  14. European Union Agency for Asylum (EUAA)، Activities of resistance groups ۲۰۲۶
     https://dip-aws.euaa.europa.eu/coi-report-afghanistan-country-focus/22-armed-groups-and-armed-confrontations
  15. European Union Agency for Asylum (EUAA)، Human rights defenders and activists ۲۰۲۶
     https://dip-aws.euaa.europa.eu/coi-report-afghanistan-country-focus/47-human-rights-defenders-and-activists
  16. European Union Agency for Asylum (EUAA)، Political opposition and civic space ۲۰۲۶
     https://www.euaa.europa.eu/coi-report-afghanistan-country-focus/111-political-opposition-and-civic-space
  17. https://یوناما.unmissions.org/en/press-releases/یوناما-alarmed-by-arrests-of-women-in-herat-afghanistan-and-excessive-use-of
  18. https://یوناما.unmissions.org/en/reports-of-the-un-secretary-general
  19. https://یوناما.unmissions.org/sites/default/files/sg_report_june_2025_s-۲۰۲۵-۳۷۲.pdf
  20. https://press.un.org/en/2026/sc16386.doc.htm
  21. https://www.worldbank.org/en/news/press-release/2025/04/23/afghan-economy-shows-signs-of-gradual-recovery-but-outlook-remains-uncertain-world-bank
  22. https://www.unocha.org/afghanistan
  23. Reuters، «Russia removes Afghan Taliban from list of banned terrorist groups ۲۰۲۵
    https://www.reuters.com/world/russia-removes-afghan-taliban-list-banned-terrorist-groups-2025-04-17/
  24. Reuters، «Russia becomes first country to recognise Taliban government of Afghanistan ۲۰۲۵
     https://www.reuters.com/world/asia-pacific/russia-becomes-first-country-recognise-taliban-government-afghanistan-2025-07-03/
  25. Reuters، «Taliban in control of ۳۹ Afghan embassies globally ۲۰۲۴
     https://www.reuters.com/world/middle-east/taliban-control-39-afghan-embassies-globally-2024-09-19/
ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

منابع: دانشگاه خاتم‌النبیین در کابل مسدود شد
اخبار

منابع: دانشگاه خاتم‌النبیین در کابل مسدود شد

۲۵ سنبله/شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1789553488]
یونیسف از گسترش آگاهی‌دهی و واکسین پولیو در هرات خبر داد
آموزش

کارزار جدید پولیو در ۳۴ ولایت افغانستان اجرا می‌شود

۲۵ سنبله/شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1789544986]
بازگشت اجباری؛ روز گذشته نزدیک سه‌هزار تن به افغانستان بازگردانده شدند
اخبار

بازگشت بیش از ۶۰۰ هزار مهاجر افغان در شش ماه نخست سال

۲۵ سنبله/شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1789543009]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • بازگشت اجباری مهاجران افغان؛ بیش از ۶۰۰ تن به کشور برگشتند

    Share
    Share توئیت
  • بیش از ۵۰۰ نوجوان افغان با حمایت یونیسف مهارت‌های فنی کسب کردند

    Share
    Share توئیت
  • بریکس برای محکومیت جنگ یک‌جانبه به توافق رسید

    Share
    Share توئیت
  • ملا حافظ؛ چگونه یک راننده تکسی والی طالبان شد؟

    Share
    Share توئیت
  • اتحاد شمال؛ پیروزی‌ای که شکست خورد

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/9: گفت‌وگو با زهرا یگانه
۲۴ سرطان ۱۴۰۵ - ۱۵ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
روزنامه ۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

چرا طالبان تا کنون دوام آوردند؟

کمره‌های امنیتی طالبان؛ باشنده‌گان کابل از افزایش دزدی‌ها و ناکارآمدی این سیستم نگرانند

محدودیت‌های طالبان؛ زنان قندهار از کار و استقلال اقتصادی محروم شده‌اند

مشتریان فینکا میان بدهی و ابهام؛ چه کسی پول قرضه‌ها را جمع‌آوری می‌کند؟

ترمپ گفت پسرش پول مصارف جشن‌های عروسی را به متحد پوتین پرداخته است

تحلیل‌ها

چرا طالبان تا کنون دوام آوردند؟

خاتم‌النبیین؛ وقتی «اسلامی‌سازی» به حذف «دانشگاه اسلامی» می‌رسد

عوامل رشد حزب راست افراطی در آلمان و آینده پناه‌جویان افغانستان

نشست بریکس؛ افغانستان در کجای نقشه اقتصادی جهانِ در حال تغییر ایستاده است؟

از جبهه تا قرارداد ملی

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

روزنامه ۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.