تجلیل از نوروز در افغانستان، تاریخی کهن دارد. در کنار مردم، شاهان، رییسان جمهور و حاکمان متعددی در کشور نوروز را گرامی داشته و آن را بهعنوان سنت دیرینه و پسندیده فرهنگی و رستاخیز طبیعت تجلیل کردهاند. برگزاری مراسم تجلیل از نوروز در طول دستکم چهل سال گذشته رابطه مستقیم با دستگاه قدرت داشته است. تعداد زیادی از مقامهای دولتهای گذشته با وجود حاکمیت استبدادی و انحصارگراییشان از نوروز تجلیل کردهاند. طالبان اما در سه سال گذشته برگزاری جشن نوروز را ممنوع کرده و آن را غیراسلامی خواندهاند. این گروه اعلام کرده که هیچکسی در افغانستان نباید از نوروز تجلیل کند. این در حالی است که سازمان ملل با تصویب قطعنامهای، نوروز را بهعنوان جشنی جهانی به رسمیت شناخته و گفته است که بیش از ۳۰۰ میلیون تن در سراسر جهان این روز را جشن میگیرند. به گفته این سازمان، نوروز بهعنوان مظهر وحدت میراث فرهنگی و سنتهای چندینسدهای، نقش بهسزایی در تقویت روابط انسانی و آرمانهای صلحخواهی دارد. همزمان برخی از شهروندان کشور طالبان را متهم به ارتکاب جنوساید فرهنگی و آپارتاید جنسیتی کردهاند.
براساس اسناد تاریخی، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، غزنویان، غوریان و تیموریان نوروز را تجلیل کردهاند. تجلیل از نوروز با وجود ممانعتهای مذهبی، فرهنگی و سیاسی در دورههای مختلف تاریخی در افغانستان جریان داشته است. مردم در ولایتهای مختلف با تفاوتهایی، این روز را جشن گرفتهاند. همه باشندهگان افغانستان متناسب با سنتها، رسوم و رواجهایشان از نوروز به پیمانههای متفاوت تجلیل میکنند.
پیش از تسلط طالبان، مراسم جشن نوروزی در مزارشریف، مرکز ولایت بلخ، باشکوهتر از هر جای دیگر در کشور برگزار میشد. مقامهای ارشد حکومتی در مراسم «جهندهبالا» در بلخ و کابل اشتراک میکردند. آنان در مراسم «جهندهبالا» افزون بر تبریکی نوروز به مردم، دستاوردهای حکومت را نیز به شهروندان ارایه میکردند.
بسیاری از هنرمندان مطرح و آوازخوانان مشهور کشور از نقاط مختلف جهان به بلخ میرفتند و یا هم در کابل با اجرای کنسرتهای نوروزی بر شادمانی و نشاط مردم میافزودند. همزمان رسانههای تصویری و صوتی با بازپخش کنسرتهای هنرمندان، سرور و خوشی مردم را بیشتر میساختند. اکنون اما همه این صداها خاموش شده است.
تجلیل از نوروز در افغانستان دارای سنتهای زیادی است؛ سنتهایی که مشابهتهای زیادی با سنتها در کشورهای حوزه نوروز دارد. مهمترین و باارزشترین این سنت شادی، فرحبخشی و آرزوی سال خوب برای همه است. مراسم «جهندهبالا» سمنکپزی، سفر هفتسین، نوروزخوانی، برگزاری مسابقههای ورزشی و دیدوبازدید خویشاوندان و دوستان از مهمترین عناصر فرهنگی جشن نوروز شمرده میشود.
در تاریخ بیش از دو دهه گذشته تنها در دو دوره حاکمیت طالبان تجلیل از نوروز بهگونه رسمی ممنوع شده است. این گروه در حاکمیت نخست خود نیز تجلیل از نوروز را منع کرده بودند. با تسلط مجدد طالبان که شماری انتظار داشتند این گروه سیاستهای دور نخست خود را اعمال نکند، اما دیده شد که سیاستهای سختگیرانهتری اتخاذ کردهاند.
سال گذشته محمدیحیا عارف، از مقامهای وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، در یک پیام ویدیویی گفت: «کسانی که از نوروز تجلیل میکنند و به آن احترام میگذارند، از دایره اسلام خارج میشوند.» او نوروز را «عید مجوسیان و عید غیرمسلمانان و عید مشرکین» خواند.
این در حالی است که بسیاری از پژوهشگران امور دینی و اسلامشناسان، این رویکرد طالبان را نگاه و تفسیری بنیادگرایانه به نوروز دانستهاند. به گفته آنان، جشن نوروز متعلق به یک قوم، منطقه و باور خاصی نیست و از دستاوردهای تمدنی جامعه انسانی شمرده میشود.
محمد محق، اسلامشناس، میگوید که هیچ حکمی در اسلام در مورد تحریم نوروز وجود ندارد. او میافزاید: «مطلقاً در قرآن مجید هیچ چیزی در مورد نوروز نیست و در احادیث معتبر نبوی هم هیچ چیزی نیست.» به گفته او، روایات ضعیف و برخی فتواهایی که وجود دارد، در نتیجه کشمکشهای سیاسی و تاریخی به وجود آمده است.
رژیم طالبان در سه سال گذشته مانع برگزاری جشن سنتی نوروز در طبیعت و زیارتگاهها از جمله زیارتگاه موسوم به «روضه شریف» در مزارشریف، مرکز ولایت بلخ، شده است، در حالی که همواره نوروز بهصورت گسترده و رسمی در این مکان برگزار میشد.
با این حال، شماری از باشندهگان کشور میگویند که به رغم تهدیدات و ممنوعیتهای طالبان، بسیاری از خانوادهها این جشن سنتی را در حلقههای کوچکتر تجلیل میکنند. آنان میافزایند که با پختن سمنک، اجرای ترانههای بهاری، تهیه هفتمیوه، رفتن به خانه خویشاوندان و رفتن به دامنههای کوهها، سنت نوروزی را گرامی میدارند.
جمشید، یکی از شهروندان کشور، میگوید: «نوروز همیشه بدخواهانی داشته است، اما دفاع از ارزشها و سنتهای پسندیده تاریخی نیازمند کار فرهنگی مستمر و مقاومت مدنی است. درست است که طالبها تجلیل نوروز را ممنوع کردهاند، ولی مردم به اجرای مراسم خود در سطح کوچکتر و خودمانیتر ادامه بدهند. سمنک بپزند، موسیقی بشنوند، هفتهمیوه جور کنند و سفرههای نوروزی خود را پهن کنند. اینها هر چند به ظاهر کوچک مینماید، اما در حقیقت مشت محکمی بر دهن بنیادگرایی و طالبانیسم است.»
در همین حال، شماری از دختران و زنان معترض با راهاندازی برنامههای سمنکپزی، دفزنی و شعرخوانی، از نوروز تجلیل کردهاند. آنان نوروز را به مردم افغانستان و حوزه تمدنی نوروز تبریک گفتهاند. این معترضان با پوشیدن لباسهای بومی و محلی، ممنوعیتهای طالبان در قبال زنان را بار دیگر «ضد انسانی و زنستیزانه» توصیف کرده و خواستار بهرسمیتشناسی آپارتاید جنسیتی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان شدهاند.
از سوی دیگر، کاربران شبکههای اجتماعی بهصورت گسترده با اشتراکگذاشتن عکس و تصاویر از سفرههای نوروزی خود، این روز را تبریک گفتهاند. آنان تاکید کردهاند که هیچ گروه و حاکمیتی نمیتواند مانع تجلیل از نوروز و رستاخیز طبیعت شود. بیشتر این کاربران طالبان را دشمن ارزشهای فرهنگی و تمدنی دانسته و تاکید کردهاند که این گروه «جنوساید فرهنگی و آپارتاید جنسیتی» را همزمان در افغانستان نهادینه ساختهاند.
همزمان برخی از فعالان سیاسی و فرهنگی نوروز را بستر فرهنگ مشترک و عاملی برای همگرایی فرهنگی منطقهای میدانند. آنان میگویند که در وضعیت کنونی که منطقه دچار تعارضات و بنبستهای سیاسی است، ارایه روایت استراتژیک از نوروز برای کشورهای این حوزه تمدنی یک امر ضروری و حیاتی است.
مرضیه احمدی، فعال سیاسی، میگوید که نخبهگان حوزه تمدنی نوروز میتوانند با گفتوگو جغرافیای مشترک نوروز را به روایت استراتژیک تبدیل کنند تا زمینههای تاثیرگذار فراتر از منطقه داشته باشد. این فعال سیاسی میافزاید که ظرفیتهای زیادی در کشورهای حوزه تمدنی نوروز وجود دارد که میتوان آن را به نیروی موثر ثبات و همگرایی منطقهای تبدیل کرد و در مقابل بنیادگرایی دینی مبارزه موثر و راهبردی داشت.
با این حال، شماری از شهروندان ستیز با نوروز را دشمنی فرهنگی با ارزشهای تمدنی این حوزه میدانند. به گفته آنان، گروههای خاصی در افغانستان با استفاده از حربه دین، با تمام ارزشهای فرهنگی در کشور مخالفت میکنند و هر چه از تمدن کهن به میراث مانده را مورد نکوهش قرار میدهند. به باور آنان، نوروز هزاران سال است که در کشاکش تحریم و تجلیل، همچنان نسیم و نشاط میآفریند و با نوید بهار با تاریکی و خنکای زمستان در ستیز است.
طالبان در حالی سر ستیز با تجلیل نوروز گرفتهاند که پیش از این، جشن نوروز بهعنوان یک جشن جهانی از سوی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده است. مجمع عمومی این سازمان به تاریخ ۴ حوت ۱۳۸۸ با تصویب قطعنامهای، روز ۱ حمل را بهعنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده است. سازمان ملل گفته است: «نوروز برای بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان، آغاز سال نو است و بیش از سه هزار سال است که در مناطقی از بالکان، منطقه دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه و نقاط دیگری از جهان جشن گرفته میشود.»
همچنان در سالهای گذشته علاوه بر مقامهای کشورهای حوزه تمدنی نوروز، دبیر کل سازمان ملل متحد، رییس جمهور امریکا، نخستوزیر کانادا و مقامهای برخی دیگر از کشورهای غربی نیز نوروز را ضمن برگزاری یک مراسم ویژه، تبریک گفتهاند.
افغانستان بهعنوان یکی از کشورهای حوزه نوروز که در سال ۱۳۹۳ خورشیدی میزبان سران کشورهای عضو این حوزه بود، متعهد شده که از این روز بهگونه شایسته و رسمی تجلیل کند و سنتهای نوروزی را پاس بدارد.
در حال حاضر ۱۲ کشور در جهان شامل حوزه نوروز هستند که این روز را گرامی میدارند. افغانستان، ایران، عراق، هند، قزاقستان، پاکستان، قرغیزستان، ترکمنستان، اوزبیکستان، آذربایجان و ترکیه، نوروز را بهعنوان پرونده مشترک در یونسکو به ثبت رساندهاند و از همین رو این کشورها به نام کشورهای حوزه نوروز یاد میشوند.
در مورد تاریخچه نوروز سخن فراوان گفته شده است، اما زمان پیدایش نوروز بهدرستی معلوم نیست. در برخی از روایتها، نوروز را به بابلیان نسبت میدهند. جشن نوروز به قول مورخان از کهنترین و باستانیترین جشنهای تاریخی این خطه است. فردوسی، خالق شاهنامه و ابوریحان بیرونی این روز را به جمشید، پادشاه پیشدادی نسبت دادهاند. بسیاری از تاریخنگاران، ادیبان و فرهنگیان دیگر نیز این روز را روز تختنشینی جمشید میدانند.






