به ادامه محدودیتهای طالبان در نهادهای تحصیلی، برخی دانشجویان دانشگاه پلیتخنیک کابل از شکنجه، آزار و اذیت روانی و برخوردهای تنبیهی این گروه شکایت دارند. این دانشجویان میگویند که شرط ورود به صنفهای درسی، داشتن پیراهن و تنبان، ریش بلند و پوشیدن کلاه است. همچنین، آنها از برخی افراد طالبان که بهعنوان استاد منصوب شدهاند، شکایت دارند که بهجای تدریس، به تحقیر و توهین دانشجویان و سرکوب افکار مخالف میپردازند و به کرامت دانشجویان توهین میکنند. این دانشجویان میگویند که استادان ثقافت اسلامی در دانشگاه، پتلون و بلوز را «لباس کفری» و در مقابل، پیراهن، تنبان و لنگی را «لباس جنتی» توصیف میکنند. به گفته آنان، این استادان که اکثراً از وابستهگان طالبان هستند، در صنفهای درسی بهجای آموزش مباحث اکادمیک، به تبلیغات ایدیولوژیک پرداخته و نظامیان پیشین، بهویژه قطعه صفریک امنیت ملی را «قطعه کفریک» مینامند. دانشجویان میافزایند که برخی ازدانشجویان وابسته به طالبان با نمایش ویدیوهایی از درگیریهای خود با نیروهای نظامی پیشین از طریق پروجکتور، در تلاش برای قدرتنمایی و مشروعیتبخشی به دیدگاههای خود هستند.
برخی از دانشجویان دانشگاه پلیتخنیک کابل میگویند که در صورت نداشتن پیراهن و تنبان، ریش بلند و پوشیدن کلاه، از ادامه تحصیل محروم میشوند. این دانشجویان همچنین میگویند که در صورت مقاومت یا اعتراض به این قوانین با برخوردهای فزیکی و شکنجه مواجه خواهند شد.
پیمان (مستعار)، دانشجوی جوانی که از شرایط سخت و محدودکننده دانشگاه به ستوه آمده، خاطرهای از یکی از برخوردها را اینگونه روایت میکند: «روزی یکی از دانشجویانی که بلوز و پتلون به تن داشت، توسط محافظان [جنگجویان طالبان] دانشگاه اجازه ورود داده نشد. او ابتدا بهنرمی با آنان صحبت کرد و قول داد دیگر این کار تکرار نشود و خواست تا اجازه دهند به درس برود، اما محافظان نپذیرفتند. ابتدا مشاجره لفظی شدید بین شان صورت گرفت، پس از لحظاتی محافظ و دانشجو درگیر شدند و محافظ [جنگجوی طالب] با قنداق کلاشینکوف به سر و صورت دانشجو ضربه زد تا حدی که دانشجو از حال رفت.»
این دانشجو میگوید: «همصنفان این دانشجو او را با سروصورت خونآلود به شفاخانه ۲۰۰ بستر پولیس که در نزدیکی دانشگاه قرار دارد، انتقال دادند.» به گفته او، دانشجویانی که پتلون و بلوز به تن داشته باشند، اجازه ورود به دانشگاه را ندارند. همچنین تصریح میکند که دانشجویانی با ریش اصلاح شده از صنف اخراج میشوند و اگر کلاه نداشته باشند، غیرحاضر ثبت میشود. او میگوید که روز گذشته برخی از همصنفیهایش که کلاه نداشتند، با وجود حضور در صنف، غیرحاضر ثبت شدهاند.
همزمان با برخوردهای شدید محافظان امنیتی طالبان با دانشجویان، شماری از استادان ثقافت اسلامی نیز با تاکید بر پوشیدن پیراهن و تنبان، کسانی را که پتلون میپوشند به استفاده از «لباس کفری» متهم میکنند.
دانشجویان میگویند: «استادان ثقافت اسلامی تاکید میکنند که لباسهای کفری و تنگ که اندامهای شما را نمایان میکند، نپوشید.»
این دانشجویان همچنین میافزایند که باید کلاه سفید یا لنگی داشته باشند و هرکس چنین لباسهایی بپوشد، از سوی استادان ثقافت «جنتی» توصیف میشود. به گفته این دانشجویان، کلاه پیکدار نیز ممنوع است و استادان آن را پوشش کافران میدانند.
یکی از دانشجویان دانشگاه پلیتخنیک کابل که نمیخواهد نامش در گزارش ذکر نشود، میگوید که اکثریت استادان ثقافت اسلامی از اعضای طالبان هستند. او میافزاید که این استادان با وجود غیبتهای مکرر در صنفها، زمانی که حاضر میشوند، بهجای تدریس، به بدگویی از نیروهای امنیتی پیشین و پرداختن به مسایل سیاسی میپردازند.
او میگوید: «استاد ثقافت ما قطعه صفریک [امنیت ملی پیشین] را (کفر یک) میگوید. با طعنه میگوید که زور لنگی و طالب را دیدید؟ با قوت و قدرت همین دستار نیروی چند صد هزاری را شکست دادیم.»
همچنین دانشجویان میافزایند که برخی از دانشجویان وابسته به استخبارات طالبان در جریان درس، با نمایش ویدیوهایی از درگیریهای طالبان با نظامیان پیشین بر صفحه پروجکتور صنف، تلاش میکنند قدرتنمایی کنند و فضای درس را بهجای آموزشی، به صحنهای تبلیغاتی و قدرتنمایی خود تبدیل کنند.
این دانشجو یان میگوید: «همین استادان چنان سختگیرانه برخورد میکنند که گاهی امتحان این مضامین از دروس اصلی نیز جدیتر گرفته میشود. بیشترین احتمال ناکامی نیز مربوط به همین مضمون ثقافت اسلامی است؛ بسیاری از دانشجویان تا چانس سوم و چهارم پیش میروند و در مواردی حتا با خطر حذف مواجه میشوند.»
با این حال، به گفته دانشجویان دانشگاه پلیتخنیک کابل، شماری از افراد وابسته به استخبارات طالبان نیز در میان استادان و حتا دانشجویان حضور دارند. آنان تاکید میورزند که اکثر این استادان تنها به مفاهیم دینی محدود به آموزههای مدرسههای دینی آگاهی دارند و هیچ توانایی در زمینههای آکادمیک و علمی ندارند.
از سوی دیگر، محدودیتهای روزافزون، شماری از دانشجویان را از ادامه تحصیل دلسرد کرده است. برخی از آنان میگویند که از آمدن به دانشگاه پشیمانند و احساس میکنند اشتباه بزرگی مرتکب شدهاند. همزمان، شماری از استادان این دانشگاه نیز از کاهش شدید انگیزه در میان دانشجویان و افت چشمگیر نمرات در آزمونها ابراز نگرانی میکنند.
جهان (مستعار)، یکی از استادان دانشگاه پلیتخنیک کابل، میگوید: «قبلاً جنبوجوش بیشتر بود و شاگردان شور و شوق زیادی برای یادگیری داشتند. فضای دانشگاه صمیمی بود و رقابت سالم و تنگاتنگی میان دانشجویان دختر و پسر جریان داشت. اما اکنون، آن انگیزه از میان رفته و جای آن را ترس، محدودیت و ناامیدی گرفته است.»
این استاد میافزاید: «آن زمان دختران بیشتر از پسران تلاش میکردند. وقتی کارخانهگی برایشان سپرده میشد، با بالاترین دقت نقشه را ترسیم میکردند؛ طوریکه تفاوت آن با نقشه اصلی ناچیز بود. اما حالا شور و شوق و انگیزه بهشدت پایین آمده است. مثلاً در همین امتحان اخیر، تنها حدود ۲۰ درصد دانشجویانم توانستهاند نمرات قناعتبخش بگیرند.»
یکی از عکاسان که نقشههای دانشجویان را چاپ میکند، میگوید: «در گذشته تنها از یک ماشین در ماه ۲۰ تا ۳۰ هزار افغانی درآمد داشتیم، اما حالا حتا حاضریم نقشهای را که هزینه چاپ آن ۲۵۰ افغانی است، به ۱۵۰ افغانی بفروشیم؛ با این حال، دانشجویان علاقهای ندارند و خریداری نمیکنند.»







