همزمان با بیستمین سالروز تاسیس روزنامه ۸صبح، شماری از خوانندهگان این روزنامه میگویند که جای رسانههای مستقلی چون ۸صبح در داخل افغانستان خالی است. آنان میافزایند که این روزنامه در دو دهه گذشته تنها یک منبع خبری نبوده، بلکه بازتابدهنده زندهگی روزمره و مشکلات مردم نیز بوده است و به همین دلیل در میان مخاطبان جایگاه ویژهای پیدا کرده است. به گفته این خوانندهگان، ۸صبح در کنار پوشش رویدادهای سیاسی، بیشتر بر موضوعات اجتماعی، شهری و چالشهای روزمره شهروندان تمرکز داشته و همین موضوع باعث شده است گزارشهای آن برای بسیاری از مردم قابل دید و قابل اعتماد باشد. از دید آنان بخش زیادی از محتوای این روزنامه به مسایلی میپردازد که در دیگر رسانهها کمتر دیده میشود.
این خوانندهگان تاکید میکنند که ۸صبح با پرداختن به گزارشهای اجتماعی و تحقیقی، توانسته است بخشی از واقعیتهای پنهان جامعه را برجسته کند و صدای گروههایی باشد که کمتر فرصت دیدهشدن دارند. به باور آنان، این ویژهگی یکی از دلایل اصلی ارتباط نزدیک این رسانه با خوانندهگانش بوده است.
خوانندهگان همچنین میگویند که روزنامه ۸صبح پس از محدود شدن رسانههای مستقل در افغانستان از سوی طالبان، با ادامه فعالیت در تبعید تلاش کرده است همچنان صدای مردم، بهویژه زنان، را بازتاب دهد. آنان امیدوارند روزی دوباره شاهد فعالیت این رسانه در داخل افغانستان باشند.
سیر پارسا، یکی از خوانندهگان قدیمی روزنامه ۸صبح، میگوید که نخستینبار سالها پیش نسخه چاپی این روزنامه را از یک غرفه روزنامهفروشی در کابل خریده و از همان زمان به خواندن آن علاقهمند شده است. او با یادآوری برخی عنوانها و مطالب بهیادماندنی مانند «عطا محمد نانوا خدا خرابت کند» و گزارش «از روزنامه ۸صبح؛ سیاهی در کاخ سفید» میافزاید که این روزنامه در ذهن او جایگاه ویژهای داشته است. از دید او ۸صبح در کنار خبررسانی، نقش مهمی در ایجاد فرهنگ نقد و پرسشگری در جامعه داشته است.
سیر پارسا میگوید: «فرق ۸صبح با بسیاری از رسانهها این بود که فقط خبر نشر نمیکرد، بلکه سراغ موضوعاتی میرفت که مستقیم به زندهگی مردم ارتباط داشت. وقتی گزارشهای شهری یا اجتماعی آن را میخواندی، حس میکردی از کوچه و محل خودت نوشته شده است. من خیلی از عنوانهایش را به یاد دارم، طنزها و خبرهایش را خیلی دوست داشتم، حتی تحلیلهایش برایم بسیار جذاب بود.» به گفته او، بسیاری از جوانان در سالهای گذشته از طریق صفحههای فرهنگی، تحلیلی و اجتماعی ۸صبح با دنیای نوشتن و روزنامهنگاری آشنا شدهاند و به این بخش علاقه پیدا کردهاند.
میلاد محمدی، یکی از هنرمندان و خوانندهگان روزنامه ۸صبح، میگوید که این روزنامه را رسانهای شناختهشده، معتبر و پرتلاش میداند که با روایت آزاد، نگاه حرفهای و پایبندی به اصول خبرنگاری فعالیت کرده است. به گفته او، ۸صبح تنها به خبرهای روزمره بسنده نمیکند، بلکه تلاش دارد شخصیتها، هنرمندان و افراد تاثیرگذار را نیز به جامعه معرفی کند؛ کسانی که کارهای ارزشمند و قابل توجهی انجام دادهاند، اما شاید برای بسیاری ناشناخته ماندهاند.
آقای محمدی میگوید: «در تمام مدتی که آن را دنبال کردهام، همواره تلاش داشته است خبرها و موضوعات را بهگونهای دقیق، عمیق و بیطرفانه به مردم ارایه کند. آنچه بیشتر اهمیت دارد این است که تنها به خبرهای روزمره بسنده نمیکند، بلکه شخصیتها، هنرمندان و افراد تاثیرگذار را نیز به جامعه معرفی میکند؛ کسانی که کارهای ارزشمند و قابل توجهی برای مردم و میهن انجام دادهاند، اما شاید هنوز بسیاری آنان را نمیشناسند. خوشبختانه من نیز این فرصت را داشتهام که از سوی این رسانه معرفی شوم.»
این هنرمند از تلاشهای تیم ۸صبح قدردانی کرده و میافزاید: «از تلاشهای ارزشمند، هدفمند و آگاهیبخش تیم ۸صبح صمیمانه سپاسگزاری میکنم و برایشان موفقیت و تداوم در مسیر اطلاعرسانی آرزو دارم.»
ساجد، یکی دیگر از خوانندهگان روزنامه ۸صبح، میگوید که در دوران دانشجویی هر هفته نسخه چاپی روزنامه ۸صبح را به خانه میآورده و بیشتر صفحههای اجتماعی و گزارشهای ویژه آن را مطالعه میکرده است. به باور او، دلیل ماندهگاری ۸صبح در میان مخاطبان، توجه به دردها و مشکلات مردم بوده است.
این جوان میگوید: «بسیاری از رسانهها فقط خبرهای سیاسی نشر میکردند، اما ۸صبح به زندهگی مردم عادی هم توجه داشت؛ از مشکلات زنان و جوانان گرفته تا بیکاری، فقر، آلودهگی شهر و بینظمیهای اجتماعی. همین باعث شده بود مردم احساس کنند این رسانه به آنان نزدیک است.»
مریم یارام، یکی از شاعران و خوانندهگان روزنامه ۸صبح، میگوید که هرچند روزنامه ۸صبح را بهصورت روزانه دنبال نکرده است، اما مطالب منتشرشده در این روزنامه را همواره دوست داشته و ارزشمند میداند. او میافزاید که از دوران دانشگاه تاکنون، گزارشها، مقالهها و بهویژه مطالب تحقیقی و معلوماتی ز را دنبال کرده است.
بانو یارام میگوید: «تا جایی که من دنبال کردهام، میتوانم بگویم مطالب روزنامه ۸صبح را دوست دارم. با وجود اینکه خبرها و موضوعات مختلفی را نشر میکند، اما بخش تحقیقی و معلوماتی آن برای من جذابتر است. من بیشتر مقالهها را در ۸صبح میخوانم، بهخصوص مقالات علمی که برایم جالب و قابل استفاده است.»
سکینه، یکی دیگر از خوانندهگان روزنامه ۸صبح، میگوید که از زمانی که دانشآموز مکتب بود به این روزنامه علاقهمند شده و از آن زمان تاکنون آن را دنبال میکند. او میافزاید که از طریق مطالب این روزنامه درباره حقوق خود آگاهی پیدا کرده و توانسته است این آگاهی را به دیگران نیز منتقل کند.
این بانو میگوید: «وقتی در مکتب بودیم، هر روز صبح با پنج افغانی که بعداً به ده افغانی شد، نسخه چاپیاش را میخواندیم. یک ستون داشت به نام زن که خیلی دوست داشتم. بخش زنانش برایم اهمیت زیادی داشت؛ گاهی حس میکردم زندگی خودم یا اطرافیانم را میخوانم. این برایم خیلی لذتبخش بود، چون چیزهای زیادی درباره حقوق خودم یاد میگرفتم و هنوز هم آن را دنبال میکنم.»
روزنامه ۸صبح در ماه جوزای سال ۱۳۸۶ خورشیدی از سوی شماری از روزنامهنگاران مطرح کشور، فعالان حقوق بشر و چهرههای رسانهای تاسیس شد. این روزنامه در سالهای پس از تاسیس، به یکی از رسانههای پرخواننده افغانستان تبدیل شد و در حال حاضر به چهار زبان فارسی، پشتو، انگلیسی و اوزبیکی نشرات دارد.
این رسانه روز (جمعه، ۱ جوزا) وارد بیستمین سال فعالیت خود شد.
در این مدت، ۸صبح علاوه بر پوشش رویدادهای سیاسی، به موضوعات اجتماعی، فرهنگی، حقوق بشری و مشکلات روزمره مردم نیز پرداخته است. بسیاری از مخاطبان باور دارند که تمرکز این روزنامه بر روایت زندهگی مردم، آن را به یکی از شناختهشدهترین و پرمخاطبترین رسانههای افغانستان تبدیل کرده است.






