همزمان با افزایش محدودیتهای طالبان بر دانشگاهها، شماری از دانشجویان از بیانگیزهگی و دلسردی نسبت به ادامه تحصیلات خود سخن میگویند. آنان میگویند محدودیتهای روزافزون، فضای علمی دانشگاهها را هر روز بستهتر کرده و انگیزه ادامه تحصیل را از بسیاری از دانشجویان گرفته است. به گفته آنان، کمبود استادان متخصص، نبود امکانات آموزشی، حذف منابع علمی از سوی طالبان، مشکلات اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی، از مهمترین عوامل دلسردی دانشجویان نسبت به آینده تحصیلیشان است. شماری از استادان دانشگاه نیز معتقدند که یکی از اصلیترین دلایل این وضعیت، از بین رفتن باور جوانان به نقش علم و دانش در ساختن آینده و دستیابی به فرصتهای شغلی و اجتماعی است.
رشاد (مستعار)، دانشجوی سال سوم دانشکده کمپیوتر ساینس در دانشگاه پلیتخنیک، میگوید که دیگر انگیزه و برنامهای برای ادامه تحصیل ندارد. او میگوید: «وقتی میبینم در افغانستان شایستهسالاری وجود ندارد و در هر حکومت افرادی که واسطه دارند، حتا اگر کمسواد باشند، به وظیفه استخدام میشوند، معاش میگیرند و زندهگی خوبی دارند، این موضوع انگیزه مرا برای درس خواندن از بین میبرد. از سوی دیگر، فضای آموزشی باز نیست و به فناوریها و تکنالوژیهای پیشرفته نیز دسترسی نداریم.»
این دانشجو میافزاید: «با وجود اینکه در رشته کمپیوتر ساینس تحصیل میکنم، شیوه تدریس و محتوای آموزشی آنقدر ضعیف است که گاهی احساس میکنم تفاوت چندانی با رشتههای غیرتخصصی ندارد. استادان مسلکی و باتجربه کم هستند و در بسیاری موارد برخوردهای غیرحرفهای دارند. حتا در مورد پوشش، که باید یک موضوع شخصی باشد، طالبان مداخله میکنند. در چنین شرایطی، آرامش فکری نداریم و ادامه تحصیل برای بسیاری از محصلان دشوار شده است.»
عثمان (مستعار)، دانشجو ادبیات در دانشگاه کابل، با ابراز نگرانی میگوید که جایگاه و ارزش دانشگاهها در افغانستان بهشدت تضعیف شده و در سالهای اخیر، محدودیتهای اعمالشده از سوی طالبان، روند آموزش عالی را با چالشهای جدی روبهرو کرده است. او میگوید: «محدودیتهای روزافزون، فضای علمی دانشگاهها را هر روز بستهتر میکند. یکی از مشکلات عمده، کمبود استادان مجرب و متخصص در بسیاری از دانشگاههاست که کیفیت آموزش را بهطور چشمگیری کاهش داده است.»
این دانشجو میافزاید: «امکانات آموزشی نیز بسیار محدود است. طالبان در این اواخر بسیاری از منابع علمی را حذف کردهاند و دسترسی دانشجویان به منابع آموزشی و پژوهشی نیز بهشدت کاهش یافته است. مجموعه این مشکلات سبب شده است که بسیاری از دانشجویان، بهویژه در دانشگاه کابل، انگیزه و امید خود را نسبت به آینده تحصیلی از دست بدهند. ادامه این وضعیت میتواند پیامدهای منفی گستردهای بر توسعه و پیشرفت کشور داشته باشد.»
فردوس (مستعار)، یکی از دانشجویان، میگوید: «چگونه درس بخوانم؟ تا ساعت ۱۲ شب در دکان کار میکنم و صبح بهسختی از خواب بیدار میشوم تا به دانشگاه بروم. حتا وقتی در صنف هستم، تمام فکرم این است که امروز چگونه کارم را پیش ببرم تا درآمد بیشتری به دست بیاورم.»
این دانشجو همچنین میافزاید: «بیشتر محصلان همزمان کار میکنند و درس میحوانند که در نهایت نه در درس موفق میشوند و نه در کار. من بهدلیل وضعیت بد اقتصادی، دو بار از دانشگاه تعجیل گرفتم و برای کار به ایران رفتم، اما هر دو بار از آنجا اخراج شدم. واقعیت این است که درس خواندن، شکم سیر و ذهن آرام میخواهد؛ چیزی که بسیاری از محصلان امروز از آن محرومند.»
نوید (مستعار)، دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه کابل، میگوید که دانشجویان دانشگاهها بهدلیل افزایش محدودیتها و مقررات تازه، روزبهروز انگیزه خود را برای ادامه تحصیل از دست میدهند.
این دانشجو میافزاید: «آموزش و پرورش اساس پیشرفت هر جامعه است و هیچ کشوری بدون داشتن نظام آموزشی پویا و کارآمد نمیتواند به توسعه پایدار دست یابد. دانشجویان سرمایههای ارزشمند هر ملت هستند و آینده هر کشور به میزان دانش، مهارت و انگیزه آنان وابسته است. اما متاسفانه در افغانستان امروز، بهجای آنکه زمینه برای رشد علمی دانشجویان فراهم شود و دست آنان برای رسیدن به سطوح بالاتر آموزش باز گذاشته شود، برعکس، فضا هر روز محدودتر میشود. بسیاری از امکانات و فرصتهایی که دانشجویان برای ارتقای سطح علمی خود به آن نیاز دارند، محدود شده و همین محدودیتها باعث کاهش انگیزه آنان برای ادامه تحصیل شده است.»
به گفته او، محدود شدن فعالیتهای اجتماعی و هنری که پیشتر در دانشگاهها برگزار میشد، از دیگر عوامل بیانگیزگی دانشجویان است. همچنین، اعمال مقررات سختگیرانه در محیط دانشگاهها نیز بر روحیه و انگیزه دانشجویان تاثیر منفی گذاشته است.
این دانشجو همچنان میگوید: «تغییر و محدود شدن برخی رشتهها و برنامههای آموزشی، حذف برخی منابع درسی، کمبود استادان مجرب و متخصص و نیز نبود امکانات کافی در دانشگاهها، از مهمترین عوامل بیانگیزه شدن دانشجویان است. ما خود شاهد هستیم که در بسیاری از دانشگاههای کشور، استادان مسلکی و باتجربه بسیار اندک هستند یا اصلاً وجود ندارند. علاوه بر این، کمبود امکانات آموزشی نیز سبب شده است که بسیاری از دانشجویان دیگر انگیزهای برای ادامه تحصیل نداشته باشند.»
در همین حال، احمد (مستعار)، یکی از استادان دانشگاه، هشدار میدهد که شمار زیادی از دانشجویان و دانشآموزان، انگیزه کافی برای ادامه تحصیل ندارند. او میگوید: «شاید مهمترین دلیل این وضعیت آن باشد که جوانان آینده خود را در گرو علم و دانش نمیبینند. وقتی مشاهده میکنند فردی با یک سند چندروزه از مدرسه، بهعنوان قاری یا ملا، به وظایف بلندپایه دولتی گماشته میشود و از امتیازات برخوردار است، اما کسی که سالها درس خوانده و با اسناد تحصیلی معتبر برای یافتن کار مراجعه میکند، فرصت شغلی مناسبی به دست نمیآورد، طبیعی است که انگیزه خود را برای ادامه تحصیل از دست بدهد و احساس کند تلاش علمیاش ارزشی ندارد.»
این در حالی است که چندی پیش شماری از دانشجویان دانشگاه بلخ در مصاحبه با روزنامه ۸صبح از وضع مقررات سختگیرانه طالبان ابراز نگرانی کرده بودند. آنان گفته بودند که طالبان در ادامه اعمال محدودیتهای خود، تلفنهای هوشمند دانشجویانی را که این وسایل را با خود به دانشگاه بیاورند، میشکنند و خود دانشجویان را نیز مورد لتوکوب قرار میدهند.






