در مورد روزنامهنگاری یک موضوع جالب وجود دارد: هرکسی که در پی قدرت است، آن را مرده میخواند، اما همچنان میخواهد کنترلش کند. اقتدارگرایان به آن حمله میکنند، الیگارشها (حلقههای قدرت و ثروت) در تلاش خرید آنند و مبلغان از آن تقلید میکنند. پلتفرمهای قدرتمند فناوری، خبرهایی را که میخوانید فلتر میکنند تا امپراتوریهای میلیارد دالری خود را بسازند و همزمان، روزنامهنگاری را ناچیز و کوچک جلوه میدهند. دولتها نیز برای اینکه عقب نمانند، افرادی را که میکوشند حقایق را برای شما بازگو کنند، تهدید و مورد پیگرد قانونی قرار میدهند؛ گاهی آنان را زندانی میکنند و از آنها جاسوسی میکنند. همچنان ناشران و نشریات آنان را هم میبندند.
اگر روزنامهنگاری و حقیقت مستقل تا این حد بیربط و کاملاً مرده بود، پس چرا اینهمه پول، انرژی سیاسی و خشم برای دفن آن صرف میشود؟ این یک پرسش مهم است. ثروتمندان همیشه قدرتمندتر از فقرا بودهاند؛ دولتها از صلاحیت خود سوءاستفاده کردهاند؛ کسبوکارها نفوذ بر نهادها را خریدهاند و دادگاهها در محافظت از افراد بیدفاع ناکام ماندهاند. حتا «رکن چهارم» نیز در پی ایجاد تعادل در عملکرد خود بود. روزنامهنگاری هرگز به آن اندازهای که روزنامهنگاران گاهی دوست دارند به یاد بیاورند، پاک نبوده است؛ اما این سیستم حداقل قابلتشخیص بود.
قدرت، دارای نشانههای فیزیکی بود. دولتها در داخل مرزهای عمدتاً بهرسمیتشناختهشده وجود داشتند. روزنامهها سردبیر داشتند. شرکتها مالک داشتند. قوانین میتوانستند دستکم از نظر تئوری در حوزههای قضایی اجرا شوند. سپس شرکتهای بزرگ فناوری ظهور کردند. این تعادل سریعتر از آنکه نهادهای ما بتوانند خود را با آن وفق دهند، تغییر کرد. یک طبقه برتر جدید با ثروت و قدرت کهکشانی که برخی از آنها بزرگتر از اکثریت قریببهاتفاق دولتهای روی زمین هستند، اداره امور را در دست دارند. آنها ارتباط میان میلیاردها انسان را شکل میدهند و تعیین میکنند که کدام اطلاعات منتقل شود و کدام اطلاعات در خلأ ناپدید گردد. آنها بهعنوان یک سیستمعامل واقعی برای دنیای مدرن ما، زیرساختی را ساختهاند که پایههای سیاست، تجارت، فرهنگ، دانش و تقریباً هر چیز دیگری را تشکیل میدهد. اگر آنها متوقف شوند، دنیای مدرن ما نیز متوقف میشود.
ما نباید از برخورد قدرتی که در حال حاضر رخ میدهد، شگفتزده شویم. این سیستمهای قدیم و جدید، در قرنهای متفاوتی و براساس قوانین کاملاً متفاوتی، ایجاد شدهاند. زمانه ما واقعاً زمانهای فوقالعاده پرآشوب است و بهنظر میرسد رسانههای خبری، جایزه ارزشمندی باشند که هر قدرتی بهشدت خواهان آن است. این تنش و اصطکاک تازه آغاز شده است و احتمالاً باعث درگیریها و رنجهای عظیمی خواهد شد. میدان نبردی که بخش زیادی از این مبارزه در آن جریان دارد، خود محیط اطلاعاتی است.
همان افرادی که روزنامهنگاری را مُرده یا بیربط اعلام میکنند، چیزی را درک میکنند که بخشهایی از صنعت خود ما اغلب فراموش میکنند: اطلاعات، قدرتمندترین فناوری است که تاکنون بهدست نسل بشر اختراع شده است. نبرد برای آینده بشریت، بهسرعت بهعنوان نبردی بر سر واقعیتِ پنداشتهشده، شناخته میشود. آنچه را که مردم میدانند کنترل کنید؛ در آن صورت بر آنچه باور دارند تاثیر میگذارید. بر آنچه باور دارند تاثیر بگذارید؛ در آن صورت، آنچه را که از آن میترسند، به چه کسی اعتماد میکنند، چگونه رای میدهند، چه میخرند، از چه کسی متنفرند و در نهایت چه نوع قدرتی را بهعنوان قدرت مشروع میپذیرند، شکل میدهید.
به همین دلیل است که اعلامیههای مکرر مبنی بر مرگ رسانههای خبری، باید روزنامهنگاران را برای مبارزهای به وسعت تمام عمرشان آماده کند. بحران اعتماد واقعی است و تنها بر روزنامهنگاری تحمیل نشده است. هرچند ما روزنامهنگاران، سردبیران و ناشران در معرض یک حمله فوقالعاده گسترده و قدرتمند قرار داشتیم و داریم؛ اما نمیتوان از این واقعیت فرار کرد که صنعت خود ما نیز به ایجاد این بحران کمک کرده است. مدتها پیش از آنکه شرکتهای بزرگ فناوری بازار تبلیغات را در دست گیرند، بسیاری از رسانههای خبری ماهیت خدمات عمومی را فراموش کردند. با خوانندهگان مانند آمار و ارقام رفتار شد، پوشش خبری به محتوا تقلیل یافت و ایجاد خشم به یک مدل کسبوکار تبدیل شد. این اشتباهات خود ما بود که به شرکتهای بزرگ فناوری اجازه داد تا از آنها سوءاستفاده کنند.
آینده ما به تواناییمان در توضیح این موضوع به جوامعمان بستهگی دارد که یک جامعه اطلاعاتی مدرن، دقیقاً به همان روشی که به دادگاههای کارآمد، مکاتب، شبکههای برق و سیستمهای آب پاک نیاز دارد، به روزنامهنگاری معتبر نیز نیازمند است. شما زیرساختها را زمانی بهوضوح درک میکنید که از کار میافتند و ما پیشاپیش درک این موضوع را آغاز کردهایم که وقتی زیرساخت اطلاعاتی از کار میافتد، چه رخ میدهد.
حقایق بدیهی ما همچنان پابرجاست: اطلاعات صادقانه و تاییدشده در راستای منافع عمومی، غیرقابلمعامله است. استقلال از قدرت سیاسی و تجاری نمیتواند شعاری باشد که تنها در زمان مناسب از آن استفاده شود. رابطه ما با جوامعی که برای خدمت به آنها وجود داریم، باید در محور هر کاری که انجام میدهیم قرار داشته باشد.
ما باید تلاش کنیم تا در توضیح اینکه «چگونه میدانیم آنچه را که میدانیم»، بهطور بنیادین بهتر عمل کنیم. ما باید شهامت درونی برای اعتراف به اشتباهات، نشاندادن شواهد در صورت امکان، بیشتر گوشدادن و با دقت بسیار گوشدادن را پیدا کنیم. اعتماد چیزی نیست که ما حق به ارثبردن آن را از نسلهای قبلی روزنامهنگاران داشته باشیم؛ بلکه هر نسلی باید به تجدید و احیای آن ادامه دهد.
فناوری بهخودیخود دشمن ما نیست؛ چنین باوری هم احمقانه و هم ریاکارانه خواهد بود؛ چرا که ما هر ساعت از هر روز زندهگی مدرن خود از آن استفاده میکنیم. فناوری به روزنامهنگاری اجازه داده تا به مخاطبانی دست یابد که هرگز تصور آن را هم نمیکردیم. هوش مصنوعی، گزارشگری، تجزیهوتحلیل، ترجمه، تحقیقات و توزیع را به روشهایی تغییر خواهد داد که ما بهتازهگی درک آنها را آغاز کردهایم.
پرسش این نیست که آیا فناوری، روزنامهنگاری را شکل خواهد داد یا خیر؛ البته که چنین خواهد کرد. پرسش این است که آیا قدرت ایجادشده از سوی فناوری، قابلرقابت باقی خواهد ماند و آیا ما رسانهها میتوانیم برای حفظ این قدرت در کنترل و به نفع همهگان، در برابر این چالش ایستادهگی کنیم؟ ما ممکن است مجبور شویم شکل خود، نحوه عملکرد و نحوه دسترسی به مخاطبان را تغییر دهیم، اما نمیتوانیم هدف خود را رها کنیم. موضوع این نیست که ما در رسانههای خبری از قدرت بیحدوحصر برخوردار باشیم، بلکه کاملاً برعکس است؛ هدف از وجود ما این است که اطمینان حاصل کنیم هیچکس دیگری چنین قدرتی در اختیار ندارد.
پلتفرمهای خبری خواهند آمد و خواهند رفت. مدلهای کسبوکار خواهند آمد و خواهند رفت. اما آیا هنوز هم کسی وجود خواهد داشت که وظیفهاش فهمیدن حقیقت باشد و آن را به دیگران بگوید؛ فارغ از اینکه چهکسانی میخواهند مانع این کار شوند؟ این پرسشی است که بخش زیادی از واقعیت ما به آن بستهگی دارد.
در «روز جهانی خبر»، در میان تمامی اضطرابها در مورد آیندهمان، شاید این همان وعدهای است که روزنامهنگاری باید دوباره دهد. نه به این دلیل که ما همیشه بر حق هستیم، نه اینکه ما شایسته بقا هستیم، چون برای مدتی طولانی وجود داشتهایم، و نه اینکه مردم باید بهسادهگی به ما اعتماد کنند؛ بلکه ما باور داریم که این امر از ما توقع بسیار بیشتری دارد: ما در کنار جوامعی که به آنها خدمت میکنیم خواهیم ایستاد، نه بالاتر از آنها. ما این کار را انجام خواهیم داد. ما نشان خواهیم داد که چگونه آن را انجام دادیم. زمانی که اشتباه کنیم، خود را اصلاح خواهیم کرد و مهمتر از همه، ما تلاش خواهیم کرد تا چراغ واقعیت مشترک را روشن نگه داریم.
یادداشت: این مقاله نظری ـ تحلیلی بهعنوان بخشی از روز جهانی خبر سفارش داده شده است؛ کارزار جهانی که نقش اساسی روزنامهنگاری را در ارایه حقایق و شفافیت برجسته میکند. بازنشرکنندهگان باید پاراگراف فوق را حفظ کرده و نام نویسنده اصلی را ذکر کنند. بازنشر کامل و ترجمه آن آزاد است، مشروط بر اینکه ترجمه به طور وفادارانه منعکسکننده متن اصلی باشد و معنا یا محتوای آن را تغییر ندهد. ویرایشهای جزئی برای طول متن یا سبک نگارش رسانه با همین اساس مجاز است. در صورت امکان، لطفاً به آدرس روز جهانی خبر (worldnewsday.org) لینک دهید.






