دستگاه استخبارات پاکستان (آیاسآی) یکی از نهادیهای پرقدرت در بدنه حکومت پاکستان است. این نهاد، در شکلگیری گروههای نیابتی در منطقه و افغانستان نقش اساسی داشته است. در زمان رویارویی امریکا با اتحاد شوروی، پاکستان و بهگونه ویژه دستگاه استخبارات پاکستان، توانست اتحاد نیروهای اسلامگرای افغان را ایجاد و با حمایت امریکا و کشورهای عربی تمویل کند.
آیاسآی برای تقویت گروههای افراطی، مدرسههای دینی را بهگونه مستمر مورد حمایت قرار داده است. نیروهای مجاهدین، که اکثر آنان از مدرسههای دینی پاکستان فارغ شده بودند، جنگهای چریکی را در مناطق مختلف افغانستان در برابر دولتهای آن زمان آغاز کردند. با این حال، روابط بین دستگاه استخبارات پاکستان و سران مجاهدین با گذشت هر روز نزدیکتر میشد. آیاسآی در آن زمان با رهبران این گروهها روابط چندگانه داشت. حمایت از رهبران جهادی، بستهگی به میزان تندروی و وفاداری آنان به آیاسآی داشت. آیاسآی این ترفند را برای مهار رهبران جهادی به کار میبست تا هیچ کدام از آنان نتواند از فرمانهای آن نهاد سرپیچی کند.
از طرفی هم، زمانی که دولت اسلامی به رهبری مجاهدین به قدرت رسید، آیاسآی از گلبدین حکمتیار (کسی را که در زمان جنگ مورد حمایت بیشتر قرار داده بود) در مقابل حکومت برهانالدین ربانی استفاده کرد، چون سران دولت اسلامی مجاهدین پس از رسیدن به قدرت، خواستهای آیاسآی را چندان تحویل نمیگرفتند و ادعای پیروزی «به زور بازوی خود» داشتند. گروههای اسلامگرا در دامن پاکستان پرورش یافتهاند و نبض آنان برای آن کشور بهتر از هر بازیگر دیگری معلوم است. هانس جی مورگانتا، از بنیانگذاران ریالیسم کلاسیک گفته است که زور را با زور باید مهار کرد. دستگاه استخبارات پاکستان با اندکی تغییر در این گفته مورگانتا، تندرو را با تندرو مهار کرده است.
نمونه بارز این ترفند، ایجاد گروه طالبان بوده است که از سوی پاکستان برای تضعیف و ازبینبردن مجاهدین بود، اما سوالی که مطرح میشود این است که در حال حاضر، چرا آیاسآی با سران مجاهدین دیدار میکند؟ به نظر میرسد که رجوعکردن آیاسآی به رهبران جهادی، دور از چند محور نخواهد بود:
یکم: احتمال میرود طالبان، مانند مجاهدین، فرمانهای آیاسآی را بهدرستی انجام نمیدهند و نتوانستند رضایت پاکستان را پس از رسیدن به قدرت به دست آورند. اسلامآباد در پی افزایش فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان، همواره خواهان عدم همکاری و حمایت گروه طالبان از طالبان پاکستانی شده است. در مقابل طالبان چنین موارد را نپذیرفتهاند، اما در عمل حمایت قاطعی از طالبان پاکستان داشتهاند. در کنار این، گروه طالبان پاکستانی که با حمایت پاکستان ایجاد شده است، احتمال نمیرود که جنگ آن گروه در مقابل نظامیان پاکستان واقعی باشد. آن موضوع بهلحاظ اینکه با عنوان حاضر در همسویی مستقیم قرار ندارد، نیاز دیده نمیشود تا بیشتر روی آن تمرکز شود. گروه طالبان برای طالبان پاکستانی و خانوادههایشان زمینه زندهگی را در نقاط دوردست افغانستان فراهم کرده است. در آخرین مورد گزارشها میرساند که طالبان پاکستانی در ولسوالی «شاهولی کوت» قندهار مستقرشدهاند. این عملکرد طالبان خشم پاکستان را برانگیخته است. آیاسآی برای فشارآوردن بر گروه طالبان، احتمال دارد ترفند قدیمی خویش را به کار بگیرد تا بتواند بر طالبان فشار وارد کند.
دوم: با گذشت هر روز، نارضایتیها در میان رهبران طالبان در حال افزایش است. یکی از موفقیتهایی که طالبان در طول حیات جنگی و سیاسیشان داشتهاند، یکدستهگی بوده است. این امر در دوران قبلی طالبان به وضوح دیده شده بود. زمانی که رهبری این گروه تصمیمی میگرفت، پیروی از آن بر افراد طالبان واجب بود. اما در دور فعلی طالبان دیده میشود که اطاعت بیچون و چرا از رهبر این گروه، چندان کارایی ندارد. در کنار این، اظهارنظرهایی از سوی مقامات طالبان در رسانهها مبنی بر قوانین سختگیرانه رهبر آنان نقطه عطفی است که میتواند در درازمدت باعث انشعاب در میان طالبان شود.
پاکستان میداند که اگر در میان طالبان چنددستهگی به وجود آید، منافع آن کشور بهگونه ممکن تامین نخواهد شد. تعدادی از طالبان ممکن است در گرو دستگاههای استخبارات کشورها و دیگر بازیگران منطقه بیفتند. ازاینرو، پاکستان تلاش میکند تا بحث اطاعت از رهبر پابرجا باشد و صلابت آن حفظ شود. لذا، دیدار آیاسآی با مخالفان طالبان، در واقع نشاندادن دندان به برخی از مقاماتی است که میلی به پیوستن با بازیگران غیرپاکستانی دارند و رهبری واحد را به چالش میکشند.
سوم: با رویکارآمدن دوباره دونالد ترمپ، بحث افغانستان بار دیگر در کاخ سفید گرم شده است. رییس جمهور امریکا، که در دور قبلی با گروه طالبان قرارداد «دوحه» را امضا کرد، در زمان کارزارهای انتخاباتی خود بارها از دولت جو بایدن مبنی بر خروج زودهنگام از افغانستان، انتقاد کرده است. آقای ترمپ بازگشت به میدان هوایی بگرام را امر ضروری برای مهار چین و روسیه میداند. او یک روز پیش از ادای مراسم تحلیف خود، از پسگیری تجهیزات نظامی امریکا از طالبان نیز سخن گفته است.
با این حال، پاکستان به نبض قدرتهای بزرگی مانند امریکا در چند دهه گذشته خوب بلد شده است و بهگونه بیپیشینه در رویکرد خود تغییرات میآورد و با مخالفان طالبان روابط خود را نزدیک میکند. آیاسآی به این باور است که در صورت هر نوع اقدام ترمپ در افغانستان، رهبران جهادی گزینه مناسبی است تا با حمایت امریکا از آنان در مقابل طالبان کار گیرد. بنابراین، دیدارهای مقامات دستگاه استخبارات پاکستان با سران جهادی یا همان یاران دیرینهشان، ناشی از تغییر در رویکرد امریکا نسبت به افغانستان میتواند باشد.
در نهایت، اگر طالبان بر سر قدرت باشند یا رهبران جهادی دوباره به قدرت برسند، پاکستان در تلاش تامین منافع خود و ایفای نقش تسهیلکنندهای که برای امریکا و قدرتهای بزرگ دارد، است. برای پاکستان مهم نیست افغانستان با چه سرنوشتی روبهرو میشود. مقامات آن کشور به منافع خود میاندیشند و این امر در نظام بینالملل متداول است. در کنار این، قدرتها و بازیگران منطقهای نیز منافع خود را میجویند. ولی متضرر اصلی، مانند همیشه، مردم افغانستان هستند که رنج و مشقت را متقبل میشوند.







