نویسنده: لوک کافی[1]
مترجم: علی سجاد مولایی
منبع: عربنیوز
آخرین گزارش تیم نظارتی و تحلیلی سازمان ملل متحد در مورد صلح و امنیت افغانستان در ماه جاری نشر شد. این گزارش چهاردهمین گزارش این نهاد از سال ۲۰۱۱ بدینسو است که خوانش تلخ به همراه دارد. این گزارش ۲۷ صفحهای، به تفصیل تهدیدهای تروریستی فراملی رو به رشد را که از زمان تسلط دوباره طالبان در افغانستان شکل گرفته است، بازگو میکند.
هنگام خواندن گزارش سازمان ملل، لازم است به یاد بیاوریم که توافق ناقص ۲۰۲۱ بین دولت ترامپ و طالبان در مورد تروریسم چه گفته است. در این توافقنامه، طالبان متعهد شدند که «از استفاده هر گروه یا فردی، از جمله القاعده، از خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش جلوگیری خواهند کرد». واقعیت امروز در افغانستان با متن این توافقنامه فرق دارد.
تخمین زده میشود که ۲۱ گروه مختلف تروریستی آزادانه در افغانستان فعالیت میکنند. برخی جاهطلبیهای جهانی دارند و برخی دیگر بیشتر متمرکز بر منطقه هستند. اکثریت قریب به اتفاق این گروههای تروریستی از مهماننوازی و حمایت طالبان برخوردارند. دو گروه خطرناک در افغانستان که از زمان تسلط طالبان بیشتر قدرتمند شدهاند، القاعده و داعش هستند.
با وجود این که نام القاعده در توافقنامه طالبان با دولت ترامپ مشخصاً ذکر شده بود، هیچ اقدام معناداری از سوی طالبان برای جلوگیری از فعالیت این گروه در افغانستان انجام نشده است. در واقع، دقیقاً برعکس این اتفاق میافتد. اعضای ارشد القاعده که تقریباً دو دهه بود پا به افغانستان نگذاشته بودند، اکنون آزادانه در افغانستان قدم میزنند.
حضور دوباره القاعده در افغانستان زمانی برجسته شد که رهبر آن، ایمن الظواهری، تابستان گذشته در حمله هواپیماهای بدون سرنشین امریکا در کابل کشته شد. براساس آخرین گزارش سازمان ملل، القاعده «به صورت خاموشانه تلاش دارد و میخواهد از افغانستان بهعنوان یک مرکز ایدئولوژیک و لجستیکی برای بسیج و استخدام جنگجویان جدید و در عین حال بازسازی مخفیانه توانایی عملیات خارجی خود استفاده کند.» در این بیانیه همچنین آمده است که «روابط بین طالبان و القاعده نزدیک و دوستانه باقی مانده است، بهگونهای که القاعده افغانستان تحت مدیریت طالبان را یک پناهگاه امن میداند.»
این گروه عمدتاً در ۹ ولایت جنوب و شرق فعالیت میکند. براساس گزارش سازمان ملل متحد، حدود ۴۰۰ عضو القاعده در افغانستان حضور دارند که با اعضای خانواده و حامیان، این تعداد به ۲۰۰۰ تن افزایش مییابد. این گزارش همچنین به ارتباط جالبی بین القاعده و ایران اشاره میکند: «از آگست ۲۰۲۱، گزارش شده است که رهبران ارشد القاعده بین افغانستان و جمهوری اسلامی ایران سفر کردهاند.»
گروه دیگری که از بازگشت طالبان سود برده، داعش است. این گروه بهدنبال از دست دادن پایگاه عملیاتی خود در سوریه و عراق، به افغانستان بهعنوان مرکز اصلی فعالیت خود روی آورده است. براساس گزارش سازمان ملل، عملیاتهای انجام شده توسط داعش در افغانستان «پیچیدهتر و کشندهتر» شده است. طالبان قادر به جلوگیری از اکثر حملات داعش علیه غیرنظامیان نیستند. این وضعیت بهدلیل روابط مبهم و همپوشانی بین برخی از جناحهای گروه طالبان و داعش پیچیدهتر میشود.
همچنین تعداد بیشماری از گروههای تروریستی منطقهای در افغانستان فعالیت میکنند. پاکستان نگرانیهای موجهی دارد که طالبان به اعضای تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) اجازه میدهند تا بهدنبال پناهگاهی در افغانستان باشند.
با توجه به این که بیشتر تمرکز جامعه بینالمللی بهطور سنتی بر مرز جنوبی افغانستان با پاکستان است، منطقه دیگری که باید به آن توجه داشت، مرزهای شمالی افغانستان است. برای مثال، جنبش اسلامی اوزبیکستان و جماعت انصارالله، که متشکل از تندروهای اوزبیک و تاجیک هستند، تلاش دارند حکومتهای قانونی در دوشنبه و تاشکند را سرنگون کنند. هر دو گروه اکنون در افغانستان بسیار فعال هستند.
در حالی که وضعیت در افغانستان تاریک و مبهم است، سه کار وجود دارد که جامعه بینالمللی میتواند در مورد تهدیدهای تروریستی انجام دهد. اول، تحریمهای کنونی سازمان ملل علیه مقامهای طالبان باید به قوت خود باقی بماند و تعامل با کابل باید با چشمان باز انجام شود. حداقل ۱۳ تن از اعضای به اصطلاح دولت طالبان تحت تحریمهای سازمان ملل هستند. طالبان به گروههای تروریستی فراملیتی مانند القاعده اجازه میدهند تا با وجود تضمینهای خلاف آن، آزادانه تردد کنند.
همچنین باید یک امتناع جهانی از بهرسمیت شناختن طالبان بهعنوان دولت قانونی افغانستان وجود داشته باشد. هیچ نمایندهگی معنادار غیرپشتون در حکومت طالبان وجود ندارد. با توجه به این شرایط، نمیتوان تصور کرد که طالبان بهعنوان حاکمان قانونی افغانستان تلقی شوند. طالبان نباید بهرسمیت شناخته شوند و جامعه جهانی باید هر کاری که میتواند برای جلوگیری از این امر انجام دهد.
ثانیاً، جامعه بین المللی باید گروههای غیرافراطی را که مایل به مبارزه با تروریسم در داخل افغانستان هستند شناسایی کرده و با آنها همکاری کند. در حال حاضر گروه برتر، جبهه مقاومت ملی افغانستان است. این جبهه به رهبری احمد مسعود، پسر احمدشاه مسعود، تنها مقاومت واقعی در برابر طالبان و سایر گروههای تروریستی مانند القاعده، داعش و جماعت انصارالله است. اکثر رهبران جبهه مقاومت ملی بخشی از طبقه سیاسی فاسدی که قبل از تسلط طالبان در ماه آگست سال ۲۰۲۱ وجود داشت، بهحساب نمیآیند. بسیاری از آنها در اپوزیسیون حضور داشتند و برای سالها خواهان اصلاحات از دولتهای افغانستان بودند. با افزایش خشونت طالبان و ادامه سوءمدیریت اقتصاد و امنیت افغانستان، احتمالاً محبوبیت جبهه مقاومت ملی افزایش مییابد.
در نهایت، جامعه بینالمللی باید بیشتر با کشورهای منطقه مانند تاجیکستان تعامل داشته باشد. از میان تمام کشورهای آسیای مرکزی، تاجیکستان بیشترین انتقاد را نسبت به طالبان داشته و بیشترین فشار را از سوی گروههای تروریستی فراملی که در افغانستان فعالیت دارند، متقبل شده است. در دهه ۱۹۹۰، تاجیکستان نقش مهمی در حمایت از مقاومت علیه طالبان و القاعده داشت. با میزان صحیح تعامل محتاطانه در سطح بلند، کسانی در جامعه بینالمللی که مشتاق مقابله با تهدیدهای تروریستی در حال ظهور در افغانستان هستند، ممکن است شریکی در دوشنبه پیدا کنند.
با نزدیک شدن به دوسالهگی سقوط کابل، جهان نباید چشمان خود را از وضعیت غمانگیز افغانستان برگرداند. با تهاجم روسیه بر اوکراین و تداوم جنگطلبی ایران در خاور میانه، نادیده گرفتن یا حتا فراموش کردن افغانستان آسان است. با این حال، تاریخ نشان میدهد که آنچه در افغانستان اتفاق میافتد میتواند بر بقیه جهان تاثیر بگذارد. سیاستگذاران بهجای گذاشتن سرهای خود در شن و ماسه، باید برای مبارزه با تهدیدهای ناشی از افغانستان تحت کنترل طالبان بیدار شوند.
[1] لوک کافی، عضو ارشد موسسه هادسون است.






