ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، سالها صدای بدون چهره بود. اکنون هم که هربار با حضور در رسانهها سخن میگوید، تصویری از اضطراب به مخاطب منتقل میکند. مجاهد سالها با هویت پنهان، خبر جنگ، مرگ، انتحار، ترور، ویرانی، سربریدن، انفجار و… مخابره کرده است. در روزهای اخیر هم در مصاحبهای، شهرت اصلیاش را «طاهرشاه صدیقی» خوانده است. این نیز خود نیازمند ارایه سند است.
غالب وعدهها و ادعاهایی که مجاهد در بیش از پنج سال گذشته مطرح کرده است، با واقعیت رژیم این گروه نمیسازد. گزارشهای سازمان ملل متحد، بهویژه نمایندهگی این نهاد در کابل (یوناما)، و سایر نهادهای معتبر بینالمللی، نیز نشان میدهد که طالبان به آنچه شعار دادهاند، عمل نکردهاند که هیچ، بلکه نقض هم کردهاند. در ذیل به چند نمونه برجسته اشاره میشود:
۱- بازگشایی مکتبهای دختران
مجاهد در جنوری ۲۰۲۲، اعلام کرد که طالبان امیدوارند در آغاز سال تعلیمی جدید (مارچ ۲۰۲۲) مکتبهای دختران در سراسر افغانستان باز شوند. او در همان زمان اعلام کرده بود که طالبان مخالف آموزش نیستند. آن وعده قطعاً که ثبت تاریخ شده است. اما در ۲۳ مارچ (روزی که قرار بود مکتبها بازگشایی شود)، طالبان نقض عهد کردند و نهتنها مانع رفتن دختران به مکتب شدند که دامنه ممنوعیت به دانشگاهها نیز گسترش یافت. گزارش «شاخص جنسیتی افغانستان ۲۰۲۴» بخش زنان سازمان ملل، نشان میدهد که ۷.۶ درصد زنان جوان (بین سنین ۱۸ ـ ۲۹) از آموزش و اشتغال محرومند.
۲- مساله زنان و وعدههایی که عملی نمیشود
مجاهد در ۱۷ آگست ۲۰۲۱، در نخستین کنفرانس خبریاش از حضور و فعالیت زنان در جامعه سخن گفته بود. مشخصاً از بخشهای صحت و آموزش نام برده بود که زنان میتوانند در این دو حوزه فعال باشند؛ البته مشروط به رعایت ضوابط موردنظر رژیم این گروه. آن اظهارات فریبنده در روزهای نخست آغاز بهکار رژیم، حایز اهمیت بود؛ به این خاطر که جهان بفهمد طالبان گویا پوست انداختهاند و در وضعیت دهه ۹۰م. قفل نماندهاند. اما باز هم با گذشت پنج سال و چند هفته، نهتنها از تحقق آن وعدهها خبری نیست که دامنه محدودیتها و ممنوعیتها بر زندهگی زنان فراختر شده است. بدتر از آن، رقم قتلهای ناموسی، ازدواج اجباری، ازدواج زیر سن و… رو به تزاید است. در گزارش «شاخص جنسیتی افغانستان ۲۰۲۴» بخش زنان سازمان ملل، آمده است که زنان این کشور تقریباً از تمام عرصههای زندهگی کنار زده میشوند. این گزارش میگوید: «افغانستان دومین شکاف جنسیتی بزرگ جهان را دارد و فاصله پیامدهای زندهگی زنان و مردان در حوزههای صحت، آموزش، مشارکت اقتصادی، آزادی رفتوآمد و تصمیمگیری به ۷۶ درصد میرسد.» گزارش دیگر زنان سازمان ملل نیز از برچیدن سیستماتیک» زیرساختهای حقوقی و نهادی مرتبط با برابری جنسیتی» پس از آگست ۲۰۲۱ سخن میگوید.
۳ – دولت فراگیر
مجاهد در همان کنفرانس (۱۷ آگست ۲۰۲۱) اذعان کرده بود که پس از تکمیل رایزنیها، افغانستان شاهد یک «حکومت اسلامی فراگیر» خواهد بود. بهقول او، طالبان تلاش خواهند کرد گروههای مختلف در ساختار سیاسی آینده حضور داشته باشند، حتا آنانیکه در برابر این گروه قرار داشتهاند. اما رژیم طالبان نه «مشارکتی» که روزتاروز انحصاریتر هم شده است؛ بهگونهای که حدود ۹۰درصد مقامهای بلندرتبه و میانرتبه رژیم طالبان، پشتون هستند. براساس دادههای «طالبان لیدرشیپ ترکر»، از بین بیشاز ۱۲۰۰ مقام طالبان، سهم تاجیکان حدود پنج درصد و اوزبیکها سه درصد است. در سطح کابینه هم، بررسیها سهم پشتونها را حدود ۸۰ درصد نشان میدهد.
۴– عفو عمومی؛ وعدهای که مکرر نقض میشود
مجاهد در همان کنفرانس خبری، اعلام کرده بود که رهبر طالبان فرمان عفو عمومی صادر کرده است؛ فرمانیکه بهقول او، مشمول کسانی هم میشود که علیه طالبان جنگیدهاند. اما این بار هم خلفوعده شد. برای نمونه، یوناما با نشر گزارشی در آگست ۲۰۲۳، دستکم ۸۰۰ مورد نقض حقوق بشر را مستند کرد؛ مواردی که شامل قتلهای فراقضایی، بازداشت خودسرانه، شکنجه، بدرفتاری و ناپدیدشدنهای اجباری میشود. این همه فقط علیه مقامهای دولت پیشین، اعم از ملکی و نظامی، انجام شده است (از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ ـ ۳۰ جون ۲۰۲۳). البته این روند نه متوقف که تسریع هم شده است. حتا در کشورهای همسایه هم نظامیان پیشین، نمایندهگان پارلمان، فعالان سیاسی و… بهگونه مرموز هدف حمله قرار گرفتهاند.
۵- رسانههای مستقل و آزاد
مجاهد در همان کنفرانس خبری، از فعالیت آزاد رسانهها، بهویژه رسانههای خصوصی، خبر داده بود؛ البته بهقول او، مشروط بر رعایت آنچه طالبان ارزشهای اسلامی و ملی میخوانند. در اینجا هم طالبان خلفوعده کردند. برای نمونه، در گزارش مشترک یوناما و دفتر حقوق بشر سازمان ملل (که وضعیت خبرنگاران و آزادی رسانهها را از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۴ را بررسی کرده است)، ۳۳۶ مورد نقض حقوق خبرنگاران و کارکنان رسانهای مستند شده است: ۲۵۶ مورد بازداشت خودسرانه، ۱۳۰ مورد شکنجه و بدرفتاری و ۷۵ مورد تهدید و ارعاب. این گزارش از سانسور، وضع محدودیت شدید بر دسترسی به اطلاعات و نامشخصبودن خطقرمز برای خبرنگاران نیز خبر میدهد.
۶- ماجرای مرخصی عباس استانکزی
عباس ستانکزی، معین سیاسی وزارت خارجه طالبان، در جنوری ۲۰۲۵، پساز انتقاد از رهبر طالبان بابت ممنوعیت دختران از آموزش، افغانستان را ترک کرد و به دبی رفت. مجاهد در ۶ فبروری ۲۰۲۵، در گفتوگوی اختصاصی با بیبیسی فارسی، ضمن رد اختلاف درونگروهی مدعی شد که ستانکزی برای دیدار با خانواده به دبی رفته است. او اشاره کرد که ستانکزی به افغانستان برمیگردد و به کارش ادامه خواهد داد. اما پنج ماه بعد (جون ۲۰۲۵)، مجاهد بار دیگر در صحبت با بیبیسی تایید کرد که ستانکزی هنوز در رخصتی بهسر میبرد و به افغانستان برنگشته است. به این ترتیب، دیدار با خانواده و رخصتی مختصر نزدیک به دو سال است که ادامه دارد و پایانش پیدا نیست.
۷ـ خاک افغانستان علیه هیچ کشوری استفاده نخواهد شد
مجاهد در ۱۷ آگست ۲۰۲۱، به دنیا اطمینان داد که طالبان اجازه نخواهند داد خاک افغانستان علیه هیچ کشور دیگری استفاده شود. این یکی از تعهدات روشن طالبان بوده و است. اما در جولای ۲۰۲۲، ایمن الظواهری، رهبر القاعده، نه در کوهها و درهها که در کابل و در یک خانه مسکونی حفاظتشده توسط طالبان، در پی حمله هوایی ایالات متحده امریکا کشته شد. گزارش رسمی وزارت خارجه امریکا در این باب میگوید: «طالبان پیشاز کشتهشدن الظواهری، او را در کابل پناه داده بودند.» همین گزارش میگوید: «گروههای تروریستی در ۲۰۲۲، از منشأ افغانستان علیه ایران، تاجیکستان، اوزبیکستان و پاکستان حملاتی انجام دادهاند.» وزارت خارجه امریکا پساز کشتهشدن الظواهری، اعلام کرد که پناهدادن به رهبر القاعده در کابل، ناقض تعهدات طالبان در توافقنامه دوحه و تضمینهای مکرر این گروه به جامعه جهانی بوده است. این موارد دستکم پرسشهای جدی درباره یکی از تعهدات مهم بینالمللی طالبان ایجاد میکند.
۸- طالبان تغییر کردهاند
این ادعای طالبان مهمتر از بقیه ادعاهاست. وقتی در نخستین کنفرانس خبری از مجاهد درباره تغییر طالبان پرسیده شد، پاسخش این بود که از لحاظ تجربه، پختهگی و دیدگاه تفاوت بزرگی بین طالبان امروز و بیست سال قبل وجود دارد و مدعی شد در اقداماتی که این گروه انجام خواهد داد، تغییر موردنظر روشن خواهد شد. اما باز هم دروازههای مکتب و دانشگاه بهروی دختران و زنان بسته ماند، دامنه محدودیتها بر زندهگی زنان گسترش یافت و رسانههای آزاد بیشتر سرکوب شدند و مجازات علنی بهقوت ادامه یافت و ماموران امر به معروف و نهی از منکر به میزانی صاحباختیار شدند که بر خصوصیترین بخشهای زندهگی مردم هم تعرض کردند و دهها نمونه دیگر از این قبیل.






