میخواهم پیشبینیای بکنم که گمان نمیکنم آخر سال مجبور شوم بهخاطرش عذرخواهی کنم: روزی در چند ماه آینده، احتمالا همین بهار، بحرانی دیگر در برنامه اتومی ایران بهوقوع خواهد پیوست.
این موضوع تبدیل به یک روند سالانه در تقویم دیپلوماتیک شده است: ایالات متحده و متحدانش برای توقف غنیسازی به ایران فشار می آورند، ایران میگوید نه، اسرائیل هشدار میدهد که کاسه صبرش لبریز شده است، و ایالات متحده اسرائیل را متقاعد می کند که دست نگه دارد.
به این ترتیب در دو سال گذشته این بحران لاینحل باقی مانده است، اما دلایل متعددی وجود دارد که باور کنیم بحران در سال ۲۰۱۳ متفاوت خواهد بود، و آن اینکه یا تهران با محدود شدن برنامه اتومیاش موافقت می کند، یا اینکه اسرائیل یا ایالات متحده بهسمت اقدام نظامی حرکت خواهند کرد.
اول اینکه انتخاب مجدد بارک اوباما دست او را باز می گذارد که یا دست به معامله بزند یا اینکه اگر معامله شکست خورد گزینه نظامی را بررسی کند. بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل نیز برای بار دوم انتخاب خواهد شد، و احتمالا دولت جنگطلبتری تشکیل خواهد داد. یک پارامتر دیگر نیز تغییر کرده است: در یک سال اخیر، اوباما به هشدارهایش مبنی بر اینکه به ایران اجازه اتومیشدن را نخواهد داد با این تاکید که در صورت لزوم دست به عملیات نظامی میزند، شدت بخشیده است. او گفته است: «ایرانی اتومی چالشی نیست که بتواند تحمل شود.» او سپتامبر امسال در سازمان ملل گفت: «ایالات متحده هرچه در توان دارد به کار خواهد برد تا ایران را از دستیابی به سلاح اتومی باز دارد.»
هنوز هم در اسرائیل و هم در امریکا عده ای با تردید بهگفتههای اوباما نگاه می کنند. وقتی مواضع اوباما در برابر ایران سرسختتر شد، آنها تاکید کردند که امسال سال انتخابات است و او به لحنی خشن برای دفع عملیات نظامی اسرائیل و جلب رضایت رایدهندگان طرفدار اسرائیل نیاز دارد و حالا که مجددا انتخاب شده، عقاید ضد جنگش دوباره رو خواهد شد.
آنها برای اثبات این موضوع میگویند نامزد وی برای پست وزارت دفاع چاک هاگل است؛ جمهوریخواهی که یکی از پرآوازهترین منتقدان در این حزب است که عقلانیت حمله نظامی به ایران را زیر سوال می برد.
هاگل در سال ۲۰۱۰ هشدار داده بود: «اگر میخواهید به ایران حمله کنید، بهتر است ۱۰۰ هزار سرباز مهیا کنید، چرا که شاید لازم باشد.»
اما او هاگل قدیمی است، یک مقام امریکایی پس از آنکه با هاگل در پنتاگون دیدار کرد به من گفت: «او با قدرت از موضع رییسجمهور در قبال ایران پشتیبانی می کند، او موافق است که گزینه نظامی باید روی میز باشد.»
در گفتگو با دنیس راس، هاگل یک گام بیشتر بهسوی اردوگاه جنگ طلبان پیش رفت. راس مشاور پیشین اوباما در امور ایران به من می گوید: «او در اعتقاد به اینکه نمیتواند با ایرانی با توانایی ساخت سلاح اتومی زندگی کند بسیار شفاف بود.»
نکته تمام این قدرت نماییها البته نه آغاز جنگ، بلکه افزایش فشار بر ایران برای پذیرش محدودیتهای اتومیاش است.
اما هر کس که انتظار دارد هاگل نیرویی قدرتمند برای خویشتنداری دولت دوم اوباما باشد ممکن است ناامید شود. ما به احتمال زیاد رییسجمهوری ضد جنگ و وزیر دفاعی ضد جنگ داریم،اما هر دو عزم خود را جزم کردهاند که ایران را متقاعد کنند قرار است بهسمت جنگ بروند.






