یک روز پیش از بیستودومین سالگرد حمله القاعده بر برجهای تجارت جهانی در نیویارک و ساختمان وزارت خارجه امریکا در واشنگتن، دو مقام دولت بایدن به شبکه CNN گفتهاند که القاعده در افغانستان تضعیف شده و امکان احیای مجدد را از دست داده است. سناتوران جمهوریخواه در کانگرس ایالات متحده هم بر بررسی دقیق خروج پرهرجومرج امریکا از افغانستان پافشاری دارند و پیوسته از دولت بایدن در این خصوص اسناد مطالبه میکنند. این پافشاریها در حالی رو به افزایش است که ایالات متحده به انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ نزدیک شده است. به همین دلیل، پافشاری جمهوریخواهان بر بررسی پرونده خروج ایالات متحده از افغانستان، در راستای بدنامسازی دولت بایدن میتواند باشد تا بدین ترتیب مسیر یک کاندیدای جمهوریخواه به سمت کاخ سفید هموارتر شود. بدین ترتیب، این بررسیها و تحلیلها، بخشی از مبارزات غیررسمی انتخابات ریاست جمهوری آینده در امریکاست.
با این حال، ۲۲ سال پس از حمله القاعده بر برجهای تجارت جهانی و پنتاگون و دو سال پس از خروج ایالات متحده از افغانستان، هنوز این پرونده باز است و در تصمیمگیریها و حتا سرنوشت حکومتها در امریکا تاثیر جدی دارد. در سال ۲۰۰۱ دولت جمهوریخواه بوش پسر در ایتلاف با کشورهای همسو، به افغانستان لشکر کشید تا تروریستان را که در افغانستان پناهگاه و پایگاه امن داشتند، نابود کند و جهان را از شر پدیده تروریسم نجات دهد. دو دهه کامل در همین راستا به جنگ خود ادامه داد و در آن مدت هزاران سربازش را از دست داد، ضمن آنکه دولت جمهوری و مردم افغانستان نیز صدها هزار قربانی دادند. براساس یک گزارش سیگار که اوایل ۲۰۲۱ نشر شد، بیش از ۲۴۰۰ نظامی امریکایی طی بیست سال جنگ در افغانستان کشته و بیش از ۲۰ هزار و ۷۰۰ تن دیگر آنها زخمی شدهاند. پس از آن، به دلیل توافقی که میان طالبان و دولت ترمپ در دوحه امضا شد، طالبان حمله بر نیروهای امریکایی را متوقف کردند، اما خون افغانهای بسیاری را ریختند. امریکاییها اما آخرین تلفات حضور خود در افغانستان را در جریان تخلیه از میدان هوایی کابل دادند. در آن حمله که داعش مسوولیتش را برعهده گرفت، ۱۳ سرباز امریکایی و نزدیک به ۲۰۰ افغان کشته شدند. تلفات موتلفان امریکا در افغانستان را اگر درج آمار قربانیان حمله امریکا به افغانستان کنیم، تعداد کشتهگان بسیار بیشتر از این آمار میشود.
ایالات متحده امریکا پس از ۲۰ سال جنگ علیه تروریسم در حالی افغانستان را به طالبان واگذار کرد که تعداد گروههای تروریستی فعال در کشور خیلی بیشتر از زمانی است که دولت بوش به افغانستان حمله کرد. دال مرکزی آن حمله، نابودی تروریستان از جمله القاعده بود. آن حمله رژیم طالبان را که از القاعده حمایت میکرد و به رهبران و جنگجویان آن شبکه پناه داده بود، از بین برد و القاعده را تضعیف کرد. گروههای تروریستی اما از پا ننشستند و در مناطق مرزی پاکستان و برخی هم در ایران پناهگاه جدیدی ساختند. سپس کمکم وارد افغانستان شدند، در حالی که نیروهای امریکایی و شرکایش در ایتلاف علیه تروریسم، هنوز حضور سنگین داشتند. وقتی در سال ۲۰۱۵ شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش) در افغانستان به فعالیت خود آغاز کرد، در حالی که گروه طالبان نیز هر روز بر قدرتش میافزود، وضعیت امنیتی افغانستان بدتر شد. در نهایت دولت ترمپ با دور زدن دولت جمهوری اسلامی افغانستان و مردم این کشور، با طالبان وارد مذاکره شد و توافقنامه دوحه را امضا کرد. پس از بیست سال جنگ، امریکا در حالی براساس توافق دوحه افغانستان را ترک کرد که تروریسم با نامهای متنوعتر و شیوههای جنگی پیچیدهتر و خشنتر، افغانستان، منطقه و جهان را تهدید میکند.
یکی از بندهای اصلی توافق دوحه، گسستن رشتههای دوستی و همکاری میان گروه طالبان و دیگر گروههای تروریستی است. طالبان اما به این وعده خود وفا نکرده و ضمن آنکه به رهبر و اعضای القاعده بهعنوان دشمنان اصلی امریکا پناه دادند، براساس گزارشهای معتبر جهانی از جمله گزارش کارشناسان شورای امنیت سازمان ملل، حدود ۲۰ گروه تروریستی را زیر پروبال خود گرفتهاند. اکنون که امریکاییها افغانستان را ترک کردهاند، این کشور به محل تجمع گروههای تروریستی مختلف بدل شده است که اکثرا باهم دوستی دارند و مهمترین دشمن مشترک همه آنها داعش خراسان است. این گروههای تروریستی اکنون به اسلحه مدرن و پیشرفتهای مجهز شدهاند که از حضور امریکا به طالبان میراث مانده است. براساس گزارشها، این اسلحه از افغانستان تا خاور میانه به دست گروههای مسلح افتاده است. رسیدن این اسلحه به دست نیروهای مسلح فلسطینی در خاور میانه، چندی پیش گزارش شد. بنابراین، با وجودی که القاعده و دیگر گروههای تروریستی در کوتاهمدت نمیتوانند امریکا و متحدانش را مورد حمله جدی قرار دهند، اما خطر تروریسم کاملا از سر ایالات متحده و جهان برداشته نشده است.
از سویی، جدیترین متحد استراتژیک امریکا در منطقه ما، پاکستان است. این کشور که خود به حمایت از تروریسم متهم است، اکنون مورد تاختوتاز کمپیشینه تروریسم قرار دارد. اصلیترین گروهی که این روزها مصروف جنگ گرم علیه دولت پاکستان است، تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) میباشد. نگرانی جدی اسلامآباد هم افتادن سلاحهای بازمانده از نیروهای امریکایی در افغانستان به دست نیروهای تیتیپی است. بنابراین، خروج امریکا از افغانستان، هم از لحاظ روانی گروههای بنیادگرا و تروریستی را از آسیای میانه تا جنوب آسیا و خاور میانه تقویت کرده است و هم از لحاظ تسلیحاتی. میراث ماندن میلیاردها دالر تجهیزات نظامی برای طالبان از امریکاییها، زمینه دسترسی گروههای تروریستی به این جنگافزارها را فراهم کرده است. اکنون با تقویت روانی و تسلیحاتی جنگجویان گروههای مختلف تروریستی، منطقه خونینتر شده است.
آمدورفت امریکا به افغانستان، برای ایالات متحده میلیاردها دالر پول و تجهیزات نظامی و جان هزاران سربازش را هزینه داشت، اما از مردم افغانستان همه زندهگی و آیندهشان در این میان هزینه شده است. آمدن امریکاییها و همکاری نیروهای مخالف طالبان با ایتلاف بینالمللی، کشتههای زیادی را روی دست مردم افغانستان گذاشت. در آن زمان، هم طالبان و هم نیروهای مخالف آن گروه تلفات دادند. پس از آن، تنها براساس یک گزارش یوناما که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹ آمار قربانیان غیرنظامی افغان را ثبت کرده، ۱۱۱ هزار غیرنظامی افغان در جریان آن جنگ کشته و زخمی شده بودند. محمداشرف غنی، رییس جمهور پیشین افغانستان، هم باری در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که تنها در پنج سال حکومت او بیش از ۴۵ هزار نیروی امنیتی افغان کشته شدهاند. آمارهای پیش از ۲۰۰۹ و پس از ۲۰۱۹ را اگر بر تلفات غیرنظامیان و کشتههای پیش از ۲۰۱۴ و پس از ۲۰۱۹ تا آگست ۲۰۲۱ را بر تلفات نظامیان افغان اضافه کنیم، مقدار واقعی خونهای ریختهشده در جریان این جنگ بیستساله آشکار میشود. این در حالی است که پس از نشر این گزارشها، یعنی پس از ۲۰۱۹، جنگ برای نیروهای امنیتی و مردم غیرنظامی افغانستان بیش از هر وقت دیگر خونین شد. افزایش حملات داعش بر غیرنظامیان و تشدید درگیری طالبان با دولت جمهوری، نهری از خون را در کشور جاری کرد. مردم افغانستان این هزینهها را پرداختند تا از شر تروریسم در امان بمانند و صاحب حقوق و آزادیهای خود باشند. اکنون پس از دو دهه جنگ خونین و تقبل هزینههای بسیار سنگین، این مردم به نقطه اول برگشتهاند: حکومت طالبانی، حضور سنگین گروههای مختلف تروریستی در افغانستان و از بین رفتن همه حقوق و آزادیهای فردی و جمعی. دیگر اینجا نه دولت قانون وجود دارد و نه امیدی به تغییر وضعیت در کوتاهمدت. پس، آمدن و رفتن امریکا به افغانستان، در کنار خوبیهایی که داشت، از جمله آزادیهای فردی و جمعی و تقویت نهادهای آموزشی، از جانب دیگر برای مردم افغانستان بسیار خونین بود. بدتر از آن، اینکه مردم یک دور خونین دیگر نیز پیشرو دارند و آن کنار زدن طالبان از قدرت است، اگر این گروه همچنان به انحصارش بر قدرت ادامه دهد و به میز مذاکره با مردم افغانستان برنگردد.
دولت امریکا هم در وضعیتی افغانستان را رها کرده که این کشور از گروههای متعدد تروریستی میزبانی میکند. بنابراین، تروریسم با نامهای مختلف از جمله «القاعده» هنوز در افغانستان فعالیت دارد و هر روز به دلیل اسلحه و پناهگاهی که به دست آورده است، بیشتر قدرتمند میشود. این یعنی ماموریت مبارزه با تروریسم امریکا و همپیمانانش در افغانستان، عملا ناکام است. ایالات متحده علاوه بر آنکه در نابودی تروریسم ناکام مانده، در نجات جان همکارانش نیز نمره کامیابی نگرفته است. هنوز هزاران افغان همکار با این کشور در افغانستان زیر سلطه طالبان و کشورهای همسایه بند ماندهاند و در بدترین شرایط زندهگی میکنند. برای مردم افغانستان هم رفتن به پیش و برگشتن به خانه اول، هزینههای سنگینی داشت، اما دستاوردها چندان که انتظار میرفت، وجود نداشت. اکنون همان اندک دستاوردها هم نابود شده است. پس مردم افغانستان هم عملا شکست خوردهاند. در این میان، تروریسم است که خود را برنده میدان میداند. حالا اگر جمهوریخواهان پرونده خروج را بررسی کنند یا دموکراتها از تضعیف القاعده و عدم امکان احیای این گروه خبر بدهند، نتیجهاش فرقی نمیکند و از هزینه آن برای مردم افغانستان و خانوادههای تفنگداران امریکایی که در افغانستان کشته شدند، نمیکاهد.






