برگزاری انتخابات پارلمانی به اندازه انتخابات ریاست جمهوری در یک دموکراسی مهم است. ولی هیچ هیجانی برای این انتخابات در بین رسانه ها و مردم دیده نمی شود. حتا تمویل کننده های خارجی شک و تردیدهایی را در مورد برگزاری آن ابراز داشته اند، با این که می دانند عدم حمایت از آن به معنای کاشتن تخم بدبینی نسبت به یکی از نهادهای مهم قانونگذاری در افغانستان است.
می شود این بی تفاوتی را از چند نظر جدی گرفت. یکی، پارلمان افغانستان تبدیل به یک نهاد تشریفاتی و فرمانبردار حکومت شده است و از این لحاظ قدرت نظارتی بر قانون و رفتار حکومت را از دست داده و به یک نهاد بی مصرف تبدیل شده است؛ دوم، بر اساس آنچه که رسانه ها دیده و گفته اند، پارلمان خود به یک نهاد فاسد دیگر تبدیل شده است. اعضای آن در مجالس شرکت نمی کنند، در ادارات به دنبال پیگیری کار موکلین خود از طریق واسطه بازی و سو استفاده از جایگاه خود برای اجرای مقاصد شخصی و سایر اقدامات فساد برانگیز وارد می شوند؛ سوم، حکومت توانسته که تعداد زیادی از وکیلان را تابع خود نماید. برای ما معلوم نیست که آیا این رابطه بر اساس منافع سیاسی استوار است و یا منافع مالی و حکومتی. به هر حال در نهایت کار، این حکومت است که پارلمان را بر سر انگشت خود می چرخاند.
آیا کسی چنین نهاد ناتوان و متهم به فساد را جدی گرفته می تواند؟
هیچ کسی انتظار ندارد که بار دیگر درامه پر از تقلب انتخابات ریاست جمهوری تکرار نشود. یعنی، نه حکومت و نه جناح های مخالف حکومت به قانون و اصول دموکراسی احترام گذاشته و همه آماده گرفتن حد اکثر کرسی های پارلمان چه به طریق مشروع و چه نا مشروع هستند.
ظاهرا، از حکومت کرزی توقع می رود که این بار تجربه انتخابات ریاست جمهوری را تکرار نکند. در آن انتخابات، کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی دست کم یک میلیون رای آقای کرزی را باطل اعلام کرد که همانا تقلب سیستماتیک مقامات و طرفداران حکومت را نشان می داد. این گونه انتخابات های دستکاری شده در کشور های بدون سابقه دموکراسی حقیقی غیر معمول نبوده و دوست بسیار نزدیک آقای کرزی، محمود احمدی نژاد یکی از بزرگترین تقلبات انتخاباتی را به خاطر پیروزی خود در ایران رقم زد.
گفته می شود که سالم برگزار شدن انتخابات پارلمانی محکی است برای تعهد کرزی در قسمت مبارزه با فساد. اما، انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که تقلب و فساد در انتخابات، شیوه آسان تصاحب قدرت است، و کسی پروای مقبولیت انتخابات و رعایت قانون را ندارد. نه قوه قضاییه متخلفان انتخاباتی را مجازات کرد و نه بالاخره روشن شد که در رسوایی تقلبات چه کسانی آمرین و چه کسانی اجراکنندگان بودند. مقامات کمیسیون انتخابات بر سر جای شان هستند و شاید از سوی کرزی نیز تقدیر شوند. آیا در این وضعیت برگزاری یک انتخابات سالم ممکن است؟
تصور بسیاری بر این است که بسیاری از نمایندگان پارلمان نیز برای شان مهم نیست که از چه طریقی وارد ولسی جرگه می شوند. بعضی از نمایندگان، از جمله شکیبا هاشمی نماینده ولایت قندهار، از برگزاری سالم انتخابات در بسیاری از مناطق مطمین نیستند. خانم هاشمی از نفوذ احمد ولی کرزی یاد کرده و از او انتقاد می نماید. البته، نه از احمد ولی کرزی و نه از سایر مقامات حکومتی توقع غیر از این نمی رود. به دست آوردن قدرت به هر قیمت جز لاینفک سیاست در افغانستان است. در انتخابات ریاست جمهوری، این موضوع به صراحت مسلم گردید.
ما از این جهت از فساد و تقلب در انتخابات پارلمانی نگران هستیم که رقابت میان جناح های مختلف سیاسی بر سر کسب نفوذ در پارلمان آینده، منجر به توسل به راه های غیر قانونی می گردد. نه کرزی و نه جناح های مخالف او، تحمل انتخاب دموکراتیک رقبای خود را دارند. کرزی عملا در دور اول خود را پیروز انتخابات معرفی کرده بود. اگر اقدامات کمیسیون سمع شکایات نمی بود، این پیروزی مملو از تقلب بر همه تحمیل می گردید. رقیب او داکتر عبدالله نیز متهم به تقلب شد که از جمله ۳ صد هزار رای اش باطل گردید.
حکومت تمایل دارد که یک پارلمان گوش به فرمان تشکیل شود و نمایندگان ثناگوی کرزی و وزاری او باشند. چنانچه در صحن عمومی ولسی جرگه، تعدادی از وکیلان، دقایق فراوانی را در روز معرفی برنامه های وزیران پیشنهادی مدح بعضی از وزیران صرف کردند، و چون به مذاق رییس ولسی جرگه خوش نیامد آن را کمپاین برای کسب رای اعتماد برای وزیران پیشنهادی تلقی کرد.
به نظر می آید که برگزاری یک انتخابات مملو از تقلب بالای کارکرد موثر پارلمان آینده تاثیر بگذارد. یکی از دلایلی که پارلمان آینده را مانند پارلمان کنونی به ناکامی خواهد کشاند، شیوه انتخاب نمایندگان است. اگر همچنان امکان تقلب در انتخابات پارلمانی همانند انتخابات ریاست جمهوری وجود داشته باشد، تعداد زیادی از نمایندگان از راه های غیر قانونی، و عمدتا تقلبات و تخلفات سازمان یافته وارد ولسی جرگه می گردند. به ویژه این خطر بسیار است که نمایندگان متمایل به حکومت به این نهاد وارد گردند که واضحا در آینده مورد استفاده اجنداهای سیاسی حکومت قرار می گیرند.
در نتیجه، چنین نمایندگانی پیش از آن که در برابر مردم و عمدتا موکلین خود پاسخگو باشند، خود را مدیون کسانی می دانند که آنها را وارد پارلمان ساخته اند. از این رو، آنها نه به خواسته های مردم گوش می دهند و نه نگران از دست دادن پایگاه اجتماعی خود در انتخابات های آینده هستند. آنها تمام انرژی خود را صرف حرف شنوی و خدمتگزاری به مراجع اصلی قدرت که پول و قدرت را در دست دارند، می کنند تا مبادا در آینده از نظر نیفتند.






