در گزارش امروز «از ورای دود و آتش» خواهری را با خود داریم که سهتن از عزیزانش را که متعلق به یک فامیل بوده از دست داده است. او خاطرات تلخ آن روزگار را چنین بیان میدارد: «روزگار سخت را با عمر بسیار اندکی که دارم، سپری نمودم و شاهد مرگ و یا هم معلول شدن دهها انسان در مقابل چشمانم شدم. عزیزان خود را در حوادث کشور از دست دادم و ایکاش با از دست دادن ایشان این کشور به یک آرامش کلی میرسید و جنگ تنها در این کشور بلکه در تمامی دنیا قطع میگردید. حال هم مایوسانه به زندگی کشورهای بیرون میبینیم و تشنه صلح و آرامش هستیم، اما روزبهروز ناامید میشوم و میترسم که در آنروز من نباشم و روی آرامی را نبینم. زمانیکه پای نیروهای کمونیستی وارد خاک ما شد کسانیکه توان داشتند از کشور بیرون رفتند و کسانیکه ماندند، مجبور شدند قربانی بدهند و زجر بکشند. در بین این فامیلها ما هم بودیم که باید قربانی بدهیم. در زمان حکومت نجیب در یک حادثه راکتی مامایم که 65سال داشت، همراه با دخترش که تازه 22سال از عمرش را سپری کرده بود، با یک دنیا آرزو و آرمان بهشهادت رسید و فامیل ما را داغدار ساخت. هنوز دردهای آنها آرامش نیافته بود و فراموش نشده بود که نیروهای مجاهدین پیروز شدند و بعد از مدتی جنگهای میانگروهی آغاز شد. در نتیجه جنگ بین احزاب جهادی پسر مامایم که 21سال داشت در ساحه قصر دارالامان شهید شد و فامیل ما را یکبار دیگر به ماتم نشاند. در مدت بسیار کم سهتن از اعضای فامیل خویش را از دست دادم و هنوزهم این جنگ جریان دارد. نمیدانم که این جنگ برای ملت ما چه سود میآورد که همه میجنگند. من از خداوند میخواهم که هرچه زودتر آرامی را بیاورد و کسانیکه متهم یا مظنون به نقض حقوق بشری و جنایت هستند در محکمههای بیطرف علنی محکمه شوند، تا این ملت آرام شود و خانواده قربانیان هم بدانند که دولت در فکر آنهاست و از حقوقشان دفاع میکند.»
خوانندهگان محترم:- جهت بهتر شدن این بخش ما به نظریات، انتقادات و پیشنهادات سالم شما به دیدهی قدر مینگریم با شریک ساختن چنین گزارشهای شما در نشانی ذیل منتظر میباشیم.
Info_afg@solidarity for justice.org.af






