از شخصیت استاد رهنورد زریاب در بنیاد آموزشی- پژوهشی «نارون» تجلیل به عمل آمد. در این محفل که شماری از شاعران، نویسندگان، پژوهشگران، روزنامه نگاران و سیاست مداران گردهم آمده بودند، با سخنرانی احمد ضیا مسعود، معاون پیشین ریاست جمهوری آغاز شد. او گفت جای مسرت است که از کارنامه های یک تن از فرهیختگان کشور تجلیل می شود، شخصیتی که قسمت اعظم عمر خود را برای توسعه فرهنگی صرف کرده است.
به گفته مسعود استاد زریاب افتخار فرهنگ و ادب کشور است، رهنورد زریاب شخصیت و دانشمند وطن دوست و مبارز بوده و در تمام زندگی هنری اش از موضع حق دفاع کرده است. او همچنان از تنوع فرهنگی افغانستان سخن گفت و اذعان نمود که تمامی این فرهنگ ها و زبان ها باید به رسمیت شناخته شوند و از جایگاهی که شایسته آن هاست بهره مند گردند. حسین فخری، نویسنده توانای کشور، فعالیت های رهنورد زریاب را در نیم قرن اخیر بررسی کرد. او گفت که رهنورد زریاب در این مدت بیش از صد داستان کوتاه و رمان نوشته است. شخصیت های این داستان ها سوداهای داستایوسکی وار دارند. به گفته فخری به لحاظ محتوایی در کار های زریاب فقر برجسته بوده، فقری که هم در درون انسان ها وجود داشته و هم در بیرون جامعه آن را نشان داده است.
گل پاچا بینا، شعری در رسای استاد زریاب خواند. مجیب مهرداد، گلنار و آیینه را با بوف کور صادق هدایت مقایسه نمود. او نگاه این دو نویسنده را بر پایه نقد فمینیستی و روانکاوی فروید بررسی کرد و گفت که استاد زریاب برای زنان اسطوره رهایی بخشی ساخته است که تصویر خود را در آیینه در بارگاه راجای هندی که نمادی از سنت گرایی است، می شکند. این الگو در شخصیت ربابه و پیش از او به عنوان یک راه و روش مقدس و ناگزیری که باید پی گرفته شود، ادامه می یابد، یعنی زنان باید در طول تاریخ با این تصویر مبارزه کنند. او نگاه صادق هدایت به زن را آمیخته با شک و نفرت دانست. همچنان وی حضور کهن الگو هایی را که در روانشناسی کارل گوستاو یونگ برجسته شده اند در بوف کور بررسی کرد.
افسر رهبین و کاوه جبران شعر خواندند و فاضل سانچارکی در مورد نیاز ما به فرهنگ و اندیشه صحبت کرد. او رهنورد زریاب را آیینه تمام نمای حوادث نیم قرن اخیر خواند. او همچنان گفت رهنورد زریاب با احاطه بی نظیر بر فلسفه و دین شناسی و به خصوص احاطه بر فرهنگ و اساطیر هندی در تحولات فکری نیم قرن اخیر نقش به سزایی دارد. او استاد رهنورد زریاب را یک غنیمت بزرگ فرهنگی دانست. وحید وارسته دیگر سخنران این محفل بود که صحبت هایش را با حرفی از استاد واصف باختری که رهنورد زریاب را پهلوان عرصه داستان نویسی خوانده است، آغاز کرد. او همچنان از مبارزه بی امان استاد زریاب برای زنده کردن بخشی از نشانه های فراموش شده هویتی قدر دانی کرد. در قسمت اخیر محفل، استاد رهنورد زریاب به خوانش نبشته ای پرداخت. این نبشته که با بیت «جهان یادگار است و ما رفتنی- ز مردم نماند به جز گفتنی» آغاز شد، نوعی اعتراض نامه ای بود که بر علیه وضع موجود فرهنگی و عدم توجه به فرهنگ و فرهنگیان اعلام می شد. او در بخشی از نبشته اش گفت: ما در روزگار نا به سامانی به سر می بریم. در این آشفته بازار غارت و چپاول فرهنگ را هیچ بهایی نیست. فرهنگیان به حاشیه رانده شده اند و هنرمندان در کنج تنهایی شان غصه می خورند و رنج می کشند. نهادها چه دولتی و چه غیر دولتی برای این درد جانگداز کاری نکرده اند. دولت ناتوان و ناکام سرنوشت فرهنگ و هنر را به فرهنگ بازار سپرده است تا فرهنگ بازاری و بازرگانی شود. در این وضعیت شمار ثروتمندان بیش تر می شود و شمار فقرا نیز افزونی می یابد. فرهنگیان این ها را می بینند و صدایی نمی کشند و اگر گاهی صدایی بلند می شود، این صدای یکه و بی پژواک را کسی نمی شنود. او در قسمت پایان این نبشته از تمام فرهنگیان خواست تا همدل و هم صدا و هم آواز در پرتو قانون اساسی یک نهاد فرهنگی ایجاد کنند و دلیرانه و صمیمانه بکوشند تا این وضع رقت بار دگرگون شود.






