در گزارش امروز «از ورای دود و آتش» خواهری را با خود داریم که برادرش را در یک حادثه انتحاری از دست داده و آن را چنین بیان میدارد: «بسیار سخت است که انسان یک عزیز خود را از دست بدهد. شما تصور کنید، که چه واقع خواهد شد. ما یک زندگی عادی و بسیار ساده داشتیم و نمیخواستیم که زندگی مجلل داشته باشیم. به خصوص که از راههای حرام و نامشروع پول بهدست بیاوریم. اما خداوند هم برای ما از راه حلال میرساند و همینکه خوشبخت بودیم این برای ما بسیار ارزش داشت. اما جنگهای پیدرپی ما را پریشان ساخت و از همان آغاز انقلاب نتیجه آن منفی بود و جز خشونت و بدبختی ثمرهای برای ما نیاورد. زمان کمونیستی، جنگهای میانگروهی و دوره سیاه طالبان گذشت و روزنه امید بهروی مردم ما گشوده شد، فکر میکردیم که با آمدن نیروهای بینالمللی دیگر دنیا گل و گلزار خواهد شد و مردم ما بهسوی یک آینده روشن گام برخواهند داشت، اما هر روز که میگذرد ناامیدتر از روز قبل میشویم و خشونتها بیشتر شده میرود. در حوادث گوناگون و ناگوار انسانها به ناحق کشته میشوند و زندگی ما هم با ترس و دلهره پیش میرود. زیرا فرزندان یا عزیزان ما که از خانه بیرون میشوند، امید نداریم که دوباره او را ببینیم، زیرا از ناامنی میترسیم. برادرم یکسال قبل زمانیکه از خانه برای کار بیرون رفت دوباره جنازه او را برایم آوردند. او در حادثه تروریستی انتحاری فروشگاه بهشهادت رسید و ما را تنها گذاشت. دولتمردان هیچ توجهی به ما ندارد و همیشه در فکر بقای کرسیهای خود میباشند که چگونه پول بیشتر بهدست بیاوردند و بقای خویش را حفظ کنند، این ملت است که در قربانی سیاستهای آنها میشوند و خساره میبینند. با آنهم از دولت خود میخواهم زیاد نه بلکه کمی هم که شده به مردم بیچاره ما کمک نماید. بهخصوص به ورثه شهدا که سخت نیازمند هستند و عزیزانشان یعنی نانآوران فامیلشان را از دست دادهاند.»
خوانندهگان محترم :- جهت بهتر شدن این بخش ما به نظریات ، انتقادات و پیشنهادات سالم شما به دیدهی قدر مینگریم با شریک ساختن چنین گزارشهای شما در نشانی ذیل منتظر میباشیم.
Info_afg@solidarity for justice.org.af




