رییس جمهور آینده ی کشور!
عدالت و برخورد همسان با تمام شهروندان، در نظام های مردم سالار یک اصل است. این مساله بیان کننده ی این است که دولت باید با همه ی مردم، بدون درنظرگیری هیچ مساله ی دیگری چون قوم، منطقه، زبان و …، برخورد یک سان داشته باشد.
برخورد یک سان و متوازن، خصوصا در کشورهایی که از شکاف های قومی، سمتی، زبانی و مذهبی رنج برده اند و از این منظر مشکلات زیادی حتا جنگ های خونین را تجربه کرده اند، نه تنها یک وظیفه ی اساسی دولت است، که برای اعاده ی نظم و ثبات در جامعه الزامی بوده و یکی از اولویت ها می باشد.
مشکل اصلی در کشورهای درحال بحران مثل افغانستان، عدم اعتماد مردم به دولت است. عدم اعتماد مردم به دولت، زمانی بیشتر محسوس می شود که برخی مردم یا مردم برخی مناطق، احساس کنند که با آن ها برخورد مساویانه بر اساس اصول شهروندی صورت نمی گیرد. هرگاه چنین تصوری در نزد مردم به وجود بیاید، به عوض این که کارها به خوبی به پیش برود و پیشرفت را در همه عرصه ها شاهد باشیم، بی ثباتی اجتماعی و بی باوری به نظام را تجربه می کنیم.
همین برخورد نامتوازن و غیرعادلانه، یکی از مشکل های اساسی در افغانستان است. البته، این مشکل ریشه ی تاریخی دارد، اما بحث ما از زمانی است که ما دیگر پادشاه و حاکم نداریم، بلکه رییس جمهور انتخابی، قانون اساسی همه پذیر و در یک کلمه دولت مردمی داریم.
اما در همین دولت مردمی و رییس جمهور و پارلمان انتخابی، ما شاهد رویه ی تبعیض آمیز و رویکرد متعصبانه ی مسوولان امور بوده ایم.
از یک طرف بودجه ی اختصاص داده شده به ولایت ها، بدون در نظرگیری نفوس و جمعیت، به صورت باورنکردنی متفاوت می باشد. از سوی دیگر، پروژه های بازسازی نیز به صورت متوازن در همه نقاط کشور تطبیق نشده است. در برخی نقاط کشور، به دلیل جنگ و ناآرامی ها، پروژه های بازسازی با آن که بعد از افتتاح همواره توسط مخالفان تخریب شده است، به صورت نسبتا بهتری روی دست گرفته شده است. این نکته برای جلب اعتماد مردم و جلوگیری از خشونت های بیشتر، یک اقدام مناسب و به جای می باشد. اما نکته ی مهم این است که نباید به بهانه ی این سیاست، یعنی ایجاد امنیت از طریق بازسازی، مناطق امن کشور را به فراموشی سپرد.
از سوی دیگر، برخورد نامتوازن مسوولان دولتی به این هم خلاصه نمی شود. حتا در داخل یک شهر، دیده می شود که برخورد چندگانه با باشندگان شهر صورت می گیرد.
در حالی که اکثر باشندگان کابل از برق مستفید شده اند و حتا ولایت همجوار میدان وردک نیز از این نعمت بهره مند شده است، یا بخش هایی از این ولایت صاحب برق شده اند، اما قسمتی از شهر کابل همچنان در تاریکی به سر می برد. دشت برچی که یکی از ساحات نسبتا غریب نشین و پرنفوس شهر کابل است، هنوز هیچ نشانه ای که نمایی از شهر در آن دیده شود، در آن به چشم نمی خورد. نه تنها در این ساحه برقی وجود ندارد، بلکه سرک این مسیر که چند سال پیش کارش شروع شده بود، و حتا بخش کناره ها و جویچه های آن هنوز تکمیل نشده است، اما اصل سرک در حال تخریب دوباره می باشد.
حالا دلیل هرچه باشد که مطمینم دلیلی وجود ندارد، مردم این ساحه ی کابل به شدت احساس می کنند که قربانی برخوردهای تبعیض آلود مقام های مسوول می باشند.
بنابراین، از رییس جمهور آینده ی کشور تقاضا می کنم که اگر خود را رییس جمهور مملکت و نه از قوم و منطقه ی خاصی می داند، برخورد متوازن و یکسان نسبت به همه ی مردم و مناطق داشته باشد و از این طریق، درز اعتماد چندین ساله را از بین ببرد تا شاید وحدت ملی را نه در شعار بلکه در واقعیت های اجتماعی کشور مان مشاهده کنیم.







