در گزارش امروز «از ورای دود و آتش» پدر دردمندی را با خود داریم که مدت چهل و یک روز قبل در حادثه خونین انتحاری پسر جوانش را از دست داده است و آن حادثه را چنین بیان میکند: «زندگی را هرگونه که است، باید قبول کنیم، زیرا جز این چارهای نداریم، مردم بیچاره و بینوا که زندگیشان معلوم است. ما کدام چوکی و مقامی نداشتیم که مردم دشمن ما باشند. پسرم مدتی را به خاطر یک لقمه نان حلال در مسافرت به کشور ایران رفت و بعدا دوباره برگشت. وی میخواست زندگی را در وطن ادامه بدهد. او فرد مسلمان و مومنی بود که به کسی ضررش نرسیده بود. نمیخواست کسی از وی آزرده باشد. مصروف کار و روزگارش بود، اما دست قضا آمد و او را با خود برد. این برایم مایهی افتخار است که در راه خداوند قربانی دادیم و امید دارم که پسرم در جمع شهدا باشد. حادثه برای همگان معلوم است که در روز دهم عاشورا در ساحه مرادخانی، نزدیکی نظرگاه ابوالفضل عباس، رخ داد. این حمله ناجوانمردانه را دشمنان دین اسلام انجام دادند و در آن تعداد زیادی، مانند من، به ماتم نشستند و در سوگ عزیزانشان اشک ریختند، اما از خداوند برای همهشان صبر میخواهم. در خاتمه از دولت میخواهم که در قسمت تامین امنیت شهروندانش کمی دقت به خرج بدهد و عاملان این رویداد را مورد پیگرد قانونی قرار دهد، تا از تکرار چنین حادثات جلوگیری به عمل آید و مردم در آینده، زندگی راحت در فضای صلح و امنیت داشته باشند.»
خوانندگان محترم:- جهت بهترشدن این بخش ما به نظریات، انتقادات و پیشنهادات سالم شما به دیدهی قدر مینگریم با شریکساختن چنین گزارشهای شما در نشانی ذیل منتظر میباشیم. [email protected]






