رییس جمهور کرزی برای چندمین بار، در یک محفل رسمی، اشک ریخت و از وضعیت کشور شکوه کرد. چند سال قبل نیز در روز جهانی حقوق بشر، رییس جمهور به خاطر ظلمهایی که بر مردم روا داشته شده بود، گریه کرد. اکنون پس از ده سال حکومت انتظار میرفت که آقای کرزی با اقتدار و اعتماد به نفس بیشتری از دستآوردهای حکومت خویش سخن بگوید و به مردم خود نوید آیندهای بهتر را بدهد. اشک رییس جمهور در این شرایط نه تنها درد مردم را دوا نمیکند، بلکه بر نگرانیهای مردم میافزاید و پیامی از آینده مبهم و تاریک را به همراه دارد.
حالا خوب بود که رییس جمهور کرزی به طور صریح «درد» خود را بازگو میکرد تا مردم میدانستند که ریشههای این اشک و درد در چیست؟ آیا این درد از ده سال ناکامی و بیکفایتی همکاران و تیم رییس جمهور در اداره کشور است؟ و یا آن که مداخلههای بیش از حد متحدین بینالمللی وی در امور داخلی افغانستان و بها ندادن به حامد کرزی به عنوان رییس جمهور منتخب افغانستان باعث این اشکها شده است؟ و یا اینکه این درد ریشه در تحقیق از برادرش در امریکا و یا حمله به قندهار بدون جلب حمایت وی دارد؟






