به گفته سوزانا بکر اصطلاح”ریالیزم جادویی” برای ۶۰ سال کاربرد داشته است. طوری که دیده می شود در مورد تعریف این اصطلاح توافق نظر اندکی وجود دارد، به ویژه هنگامی که “ریالیزم” خود همواره یک مصطلح بی ثبات بوده است. نوشتن به شیوه ریالیزم همواره به آن اصول روایتی ای گفته می شود که قصه در داستان ،”واقعی” یا” درست” پنداشته شده و به نحو روشن با دنیای معمولی و زندگی روزمره پیوند داشته باشد. اصطلاح “جادو” همچنان جنجال بر انگیز است، از یکسو با طرح و اندیشه های بی ضرر و خوش فرجام و از طرف دیگر تصاویر فرا واقعی و فانتزی همراه می باشد. پارادوکس ” ریالیزم جادویی” همچنان بیانگر ایده انتقادی و چالش بر انگیز است.
اصطلاح” ریالیزم جادویی” در آغاز در زمینه هنر ظاهر شد. این ترم به واسطه فرانز روه منتقد هنر در جرمنی ابداع شد و برای نشان دادن کار هنرمندان پست ایکسپرسیو نیست در نیمه ۱۹۲۰ به کار رفت. گفته می شد که این هنرمندان پدیده های معمولی را با “چشمان بهت زده” نقاشی می کنند. در این پدیده ها آنهابا نوعی باز سازی “جادویی” دنیا را بازتاب می دادند. ۱- این نقاشان مجیک ریالیست بر پدیده ها و اشیای روزمره در پیرامون شان می دیدند و تلاش می کردند تا پدیده غریب، رمزآلود، غیر طبیعی را به عنوان تصوری از واقعیت روزمره به تصویر بکشند.”۲- آنها می خواستند تا تصور و پندار متعارف شان را دگرگون بسازند. آن ها این هدف را تنها از طریق معرفی عناصر فانتزی در کارشان نشان نمی دادند بل تاکید داشتند که برای حس کردن پدیده های روزمره راه های گوناگونی وجود دارد.
از سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ انگاره ریالیزم جادویی به صورت روز افزون با قصه های امریکای لاتین پیوند خورد. به هر روی این مساله مهم است که میان ریالیزم جادویی در هنر و ریالیزم جادویی در ادبیات باید تفکیک قایل شد. زمانی فرانز روه این اصطلاح را در عرصه هنر وضع کرد تا شیوه خاص تصویر گری واقعیت روزمره را بدون انگیختن شک در مورد این واقعیت بشناسیم. ریالیزم جادویی در ادبیات” نوشتن علیه ضد و همرنگ زیبایی شناسی است”. ۳- جای که رخداد های روزمره به صورت نورمال، قابل باور و به صورت همزمان در یک سطح به عنوان فرا واقعیت آمده و غیر معمول ها و حتا حادثات فانتزی حقیقت شان هرگز زیر سوال نمی رود.
امریل کاندی در کتابش زیر عنوان ریالیزیم جادویی و فانتزی می گوید که ریالیزم جادویی با دو چشم انداز متضاد اما جداگانه و عقلانی مشخص می گردد که یکی مبتنی است بر آزادی، وضاحت و تصویر عقلانی واقعیت و دیگری بر پذیرش فرا واقعیت به عنوان جزیی از جهان روزمره. ۴- همچنان پندار محوری ریالیزم جادویی در ادبیات از تاکید آن بر حضور همزمان جادو و واقعیت ناشی می شود. زمانی که راوی یک فانتزی قوانین منطقی و عالم فزیکی را نادیده می گیرد و عملی را روایت می کند که مضحک و فرا واقعی است. راوی یک داستان ریالیزم جادویی غالب اصول واقعی قصه نویسی را می پذیرد. اما ” پدیده غیر آن را” معرفی می کند. پدیده ای که در متن واقعی نیست.
بنا بر این ریالیزم جادویی به صورت مکمل نه مربوط به ساحت رویا می شود و نه واقعیت عملی. همچنان که رخداد های فرا واقعی با جهان واقعی پیوند دارند بر زمینه واقعیت قابل تشخیص از طریق جامعه، تاریخ و ارجاعات تاریخ بنا یافته اند. حضور یک راوی واقعی و بی طرف کسی که یک لحن ثابت را در قصه حفظ کند، یکی دیگر از اساسات ریالیزم جادویی است. زمانی که خواننده نیاز به باور کردن رخداد های غیر واقعی در روایت می کند، کرکتر ها و مهمتر از همه راوی باید به تمام آنچه که روایت می کند باور داشته باشد. راوی نمی تواند آنچه را که می گوید زیر سوال ببرد یا آن را به سرگرمی تقلیل دهد.
ریالیزم جادویی در ادبیات تنها به امریکای لاتین محدود نیست. کانادا، نمایندگان درخشان این شیوه را در خود پرورده است. نویسندگانی چون رابرت کروچ و جک هودین که در این زمینه تلاش های ارزشمند تیوریک نیز انجام داده اند. در زمانی که آشنایی اندکی با ریالیزم جادویی در استرالیا وجود داشت، نمونه های از این سبک در آنجا نیز به مشاهده می رسد. داستانی به نام “کتابدار” که به وسیله ستریفین مپین نوشته شده است همین سبک است. در این داستان با کتابداری بر می خوریم که مادر کلانش ناگهان تمام کتاب های تی اس الیوت را در کتاب خانه می بلعد. در نهایت خود را در میان کاغذ های کهنه می پیچاند و داخل بسته ای به گونه پروانه در می آید. داستان ” انتقام پدر” گرانت کادویل از غیابت ناگهانی مردی از خانه اش حکایت می کند که اعضای بدنش به صورت جدا گانه کار می کنند، به طور مثال یک بازویش در حالی دیده می شود که بر دست دیگرش از درختی در پارک آویزان است. یا بالاتنه اش در حوض یک هوتل، شناور پیدا می شود. تمام اعضای بدنش هنوز زنده اند، و بدنش با جراحی به هم پیوسته است و سرش کاغذی است تا سر اصلی اش پیدا شود. در هردو مثال بالا به اضافه فانتزی بیشتر و رخداد های غیر قابل باور، جزییات واقعی فراوان اند. این جزییات برای تشخیص هرچه بیشتر جهان واقعیت داده می شوند و نه راوی و نه کرکتر ها هیچ گونه تعجبی از خود در حین بروز حوادث غیر واقعی نشان نمی دهند.
در وضعیت نویسندگی پسا استعماری، ریالیزم جادویی چه چیزی را می خواهد ارایه کند. ترم “پسا استعمار” خود به اندازه “ریالیزم جادویی” جنجال بر انگیز است. اما اگر بخواهیم به صورت عام سخن بگوییم نویسندگی پسا استعماری برمی گردد به مجموعه ای از تمرین های گفتگو برانگیز که استعمار و ایدیو لوژی استعماری را القا می کنند. بدون شک ایده هایی چون هویت، تاریخ و چشم انداز، برای نویسندگان پسا استعماری بسیار مهم اند. اما شاید دراماتیک ترین تاثیر پروسه مستعمره سازی این باشد که سرزمین های مستعمره باید دو جهان متضاد و دو ساحه منازعه بر انگیز را داشته باشند، که لیندا هوکین آنرا ثنویت” هویت دوپارچه و تاریخ دوگانه پسا استعماری خوانده است” .به طور نمونه در استرالیا، استعمار یک فضای دو گانه بسیار شدید برای مردمان بومی پدید آورده است. ” عقلانیت” و “منطق” سنت روشنفکری اروپایی با “رازآلودگی” و ” اسطوره” های مردمان بومی به هم آمیخته است. و استعمار کنندگانی که بعد ساکن می شوند نیز با چالش دوگانه گی جهان بومی و فرهنگ تازه وارد رو به رو می شوند. در بسا موارد با فضای جدید بیگانه هستند. در هردو نمونه دو جهان غیر قابل مقایسه اند اما استعمار شدگان نمی توانند از تعریف هویت شان با اصطلاحات جهان دوپارچه یا فضای دو پارچه ای که مجبور به زیستن اند پرهیز کنند.
دیده می شود که نظریات منتقد کانادایی رابرت ویلسون در مورد نمود های ویژه ریالیزم جادویی می تواند در مورد نویسندگی پسا استعماری بسیار قابل توجه باشد. به عقیده او ریالیزم جادویی چنان فضایی را می سازد که جلوه های ویژه ریالیزم متعارف با رویا مرتبط اند. در ریالیزم جادویی فضا دوگانه است و مکان های مقابل هم به صورت همزمان وجود دار ند. که ویلسون به این پدیده ” دوگانگی فضا” می گوید و ما را به داستان رابرت کروچ ارجاع می دهد، چیزی که «لافوک» در این داستان می گوید تا نقطه نظرش را به اثبات برساند. باز کردن فضا های دوگانه در ریالیزم جادویی پذیرش واقعیت را به عنوان جهانی یک بعدی با قوانین تغییر ناپذیر و ثابت به چالش می کشد. در وضعیت نویسندگی پسا استعماری ریالیزم جادویی دشواری های اصلی را نشانه می گیرد که به واسطه جابه جایی [فرهنگ ها] ساخته شده اند. و اندیشه های اروپایی را به محلات استعماری می آرود. در استرالیا متونی که به واسطه بومی ها نوشته می شوند به طور مثال «مودورو» و «سم واستن» می تواند در کنار ایده های ویلسون و فضای دوگانه او قرار گیرد. در داستان های «مدورو» سردار ارواح خواب می بیند. جهان بومی های بیجا شده و اروپایی های بیجا شده با جزییات تمام بیان می شود و به عنوان حقیقت توسط راوی ارایه می شوند. به عین شیوه روایت برای بیان اعتقادات بومیان و قدرت های خارق العاده در باورهای شان به طور مثال ناگهان می بینی که جادوگر قبیله خود را به صورت عنکبوتی در می آورد و یا به صورت سایر جانور ها، یا دیده می شود که که مسیر باد را تغییر می دهد. یا به شعبده بازی می پردازد هم چنان این جادو گر قبیله به سفر های روحانی می پردازد. تا کنترول را از موجودات مهاجمی مثل ارواح بگیرد. حضور پذیرفتنی ریالیزم جادویی در بستر متن همان گفته معروف ویلسون را تایید می کند؛ همان فضاهای دوگانه را.
منبع: http://wwwmcc.murdoch.edu.au/ReadingRoom/litserv/SPAN/۳۶/Baker.html






