شماری از افراد دارای معلولیت از بیتوجهی طالبان به وضعیتشان و سلب حقوقشان شکایت دارند. آنان میگویند نبود حمایتهای لازم، بسیاری از معلولان را برای تامین هزینههای زندهگی ناچار به دستفروشی یا تکدیگری کرده است. به گفته آنان، طالبان به افرادی که در صفوف این گروه معلول شدهاند، معاش ماهانه و خدمات درمانی ویژه ارایه میکنند، اما سایر افراد دارای معلولیت از این حمایتها محرومند و هنگام مراجعه به نهادهای مربوط، به آنان گفته میشود که مشمول دریافت کمک نیستند. در همین حال، رییس انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان هشدار میدهد که افراد دارای معلولیت در افغانستان تحت حاکمیت طالبان با نقض گسترده حقوق اساسی خود روبهرو هستند. به گفته او، نبود دسترسی موثر به خدمات صحی، آموزش فراگیر و فرصتهای شغلی، این قشر را بیش از پیش در معرض فقر، انزوا و وابستهگی قرار داده است.
احمد (مستعار)، مرد ۴۰ سالهای که در حمله انتحاری طالبان در دهمزنگ هر دو پای خود را از دست داده، میگوید اکنون سرپرستی خانوادهای ۱۲ نفره را بر عهده دارد و برای تامین هزینههای زندهگی، در یکی از خیابانهای کابل دستفروشی میکند. او میگوید: «در حمله انتحاری طالبان در دهمزنگ هر دو پایم را از دست دادم. از همان روز زندهگی برایم بسیار سخت شد. سرپرست یک خانواده ۱۲ نفره هستم و با کراچیوانی کنار سرک، مخارج زندهگی را تامین میکنم، اما درآمدم کافی نیست و گاهی برای گذران زندهگی ناچار میشوم قرض بگیرم.» او میافزاید که بسیاری از روزها خانوادهاش تنها با نان و چای روز را سپری میکنند و از نبود حمایت گلایه دارد.
این مرد میگوید: «ما به عنوان اعضای این جامعه نیازمند حمایت دولت هستیم، اما هیچ نوع حمایتی دریافت نمیکنیم. طالبان برای افرادی که در جنگ در صفوف خودشان معلول شدهاند، معاش ماهانه میپردازند و خدمات درمانی ویژه برای آنان و خانوادههایشان فراهم کردهاند، اما وقتی ما به نهادهای مربوط مراجعه میکنیم، به ما میگویند که شامل مستحقان نیستیم.»
احد (مستعار)، ۴۵ ساله، که در دوران جوانی هنگام خدمت سربازی و جنگ دچار معلولیت شده است، میگوید در دوره جمهوریت از دولت معاش دریافت میکرد و با همان درآمد هزینههای خانوادهاش را تامین میکرد. او میگوید: «پس از تسلط دوباره طالبان، معاشم را ابتدا کاهش دادند؛ بهگونهای که حتا کرایه خانهام را هم نمیتوانستم بپردازم. به همین دلیل مجبور شدم دستفروشی کنم و اکنون معاشم را بهطور کامل قطع کردهاند. خواست ما این است که به وضعیت ما رسیدهگی شود. ما برای همین وطن جنگیدیم و در همین وطن معلول شدیم.»
فریدون، یکی دیگر از افراد دارای معلولیت، با ابراز نگرانی از وضعیت معلولان در افغانستان میگوید که آنان با کمبود فرصتهای شغلی و آموزشی روبهرو هستند و بسیاری برای تامین هزینههای زندهگی ناچار به دستفروشی یا تکدیگری میشوند. او میگوید: «در افغانستان برای افراد دارای معلولیت فرصت کاری وجود ندارد. برای گذران زندهگی یا باید دستفروشی کنیم یا گدایی. صدها معلول در سطح شهر کابل گدایی میکنند.»
او همچنان بر ضرورت فراهم شدن زمینه آموزش و اشتغال برای معلولان، بهویژه جوانان، تاکید میکند و میافزاید: «زمینه کار و آموزش مناسب فراهم نیست. حداقل باید برای جوانان دارای معلولیت فرصت آموزش ایجاد شود تا در آینده به نیروی فعال جامعه تبدیل شوند، نه اینکه مانند ما در گوشه خیابان به گدایی یا دستفروشی روی بیاورند. حتا در رفتوآمد در پیادهروها و جادهها نیز با مشکلات زیادی روبهرو هستیم.»
گلآغا، پدر دختر هفتسالهای که نابیناست، میگوید دخترش بهدلیل کمبود امکانات و نبود حمایت، از بسیاری از حقوق ابتدایی خود محروم مانده است. او میگوید: «در تمام این سالها حتا نتوانستم برای دخترم وسایل بازی ویژه نابینایان پیدا کنم؛ چه برسد به امکانات دیگر. مراکز آموزشی مخصوص نابینایان هم بسیار دور است و امکانات کافی ندارند.» به گفته او، دور بودن مرکز آموزشی سبب شده دخترش از ادامه آموزش باز بماند.
این مرد میافزاید: «از سوی دولت هیچگونه کمک و حمایتی دریافت نکردهایم. در مورد حقوق و جایگاه افراد دارای معلولیت نیز آگاهیدهی نشده و فرهنگ درست برخورد با آنان وجود ندارد. بسیاری از مردم هنوز با افراد دارای معلولیت بهگونه تحقیرآمیز رفتار میکنند.»
در همین حال، میر عبدالواحد سادات، رییس انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان، میگوید افغانستان در کنار بحرانهای حقوقی، مشروعیت و اقتصادی، با موج گسترده فقر نیز روبهرو است و افراد دارای معلولیت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه به شمار میروند. به گفته او، مشکلات این قشر در سالهای اخیر بهمراتب عمیقتر شده است.
آقای سادات میگوید: «امروز افراد دارای معلولیت در افغانستان تحت حاکمیت طالبان با نقض جدی حقوق اساسی خود روبهرو هستند. نبود دسترسی موثر به خدمات صحی، آموزش فراگیر و فرصتهای شغلی، آنان را بیش از پیش در معرض فقر، انزوا و وابستهگی قرار داده است. این وضعیت با تعهدات بینالمللی افغانستان، از جمله کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل، که بر حق دسترسی برابر به آموزش، سلامت، اشتغال و مشارکت اجتماعی تاکید دارد، مغایرت دارد.» به گفته او، گزارشهای سازمان ملل و نهادهای بشردوستانه نیز نشان میدهد که پس از آگست ۲۰۲۱، دسترسی افراد دارای معلولیت، بهویژه زنان و کودکان، به خدمات اساسی بهشدت محدود شده است.
گل آغا میافزاید که برای بهبود این وضعیت، دستکم باید دسترسی بدون تبعیض به خدمات درمانی و توانبخشی تضمین شود، فرصتهای آموزش فراگیر و اشتغال حمایتی گسترش یابد و افراد دارای معلولیت در روند تصمیمگیریها مشارکت داده شوند. او تاکید میکند: «جامعه جهانی باید حمایتهای بشردوستانه و نظارت بر رعایت حقوق افراد دارای معلولیت در افغانستان را تقویت کند، زیرا حقوق افراد دارای معلولیت بخشی از حقوق بشر است و نباید در هیچ شرایطی نادیده گرفته شود. جامعهای که افراد دارای معلولیت را از آموزش، درمان و اشتغال محروم میکند، نهتنها حقوق آنان، بلکه آینده خود را نیز آسیب میزند. امروز مسوولیت مشترک همه ماست که صدای افراد دارای معلولیت باشیم و برای تحقق حقوق برابر آنان تلاش کنیم.»
این در حالی است که حملات انتحاری و انفجارهای طالبان طی دو دهه جنگ، همراه با مهمات منفجرنشده و بقایای چندین دهه درگیری در افغانستان، صدها تن را معلول کرده است. بسیاری از این افراد اکنون میگویند زیر حاکمیت طالبان از حداقل حمایتهای لازم نیز محروم ماندهاند
سفارت امریکا برای افغانستان نیز پیشتر اعلام کرده بود که افراد دارای معلولیت در افغانستان تحت حاکمیت طالبان با چالشهای گستردهای، از جمله دسترسی محدود به خدمات صحی، مشکلات معیشتی و تبعیض اجتماعی، روبهرو هستند.






