صدای تیغ روی چوب در گوشهای از خانهای در کابل، بخشی از روز آریا صدیقی را پر میکند. دستان او روی چوب حرکت میکنند و خطوط و نقشهایی را شکل میدهند که چند لحظه پیش وجود نداشتند.
آریا ۲۳ سال دارد و تا صنف دوازدهم مکتب درس خوانده است. او میخواست تحصیلاتش را ادامه دهد؛ اما با بستهشدن دروازههای آموزش به روی دختران از سوی طالبان، این مسیر برایش متوقف شد.
این دختر بازمانده از آموزش میگوید که در آن زمان، برای اینکه بیکار نماند، تصمیم گرفت کاری را آغاز کند که هم به آن علاقهمند باشد و هم بتواند از آن درآمد داشته باشد. اکنون او در کارگاه خانگیاش با چهار تن دیگر کار میکند و آرزو دارد روزی کارگاه بزرگی داشته باشد که دختران بیشتری در آن کار کنند.
آریا میگوید: «وقتی دانشگاهها بسته شد، راهی برای ادامهدادن نبود. تمام راههای تحصیلی بسته بود. تنها راهی که باز بود، این بود که حداقل برای خود کاری پیدا کنم تا خود را مصروف نگه دارم.»
این دختر حدود سه سال پیش، کار روی چوب را آغاز کرد. در ابتدا هدفش تجارت نبود؛ آریا میخواست وسایلی برای خانه بسازد؛ چیزهایی که هم کاربردی باشند و هم دستساز.
آریا میگوید: «آن زمان فقط میخواستم چیزهایی بسازم که برای خودم و خانهمان استفاده شود. نخستین کاری که ساختم، با الهام از مقوله معروف مولانا، «هیچ»، بود و حس خیلی خوبی به من داد.»
علاقه آریا به کار با چوب بیشتر شد. او نزد یک استاد آموزش دید و نخستین تابلوهایش را با همکاری او ساخت. با گذشت زمان، شبکهکاری از یک سرگرمی به حرفهای تبدیل شد که اکنون بخش مهمی از زندهگی او را تشکیل میدهد.
آریا حالا در کنار شبکهکاری، در بخش کندهکاری و تزیین روی چوب نیز فعالیت دارد. او میگوید درآمد این کار برای هزینههای روزمره کافی است و بخشی از آن صرف توسعهی کار و کمک به خانواده میشود.
این دختر میافزاید: «درآمد این کار برای هزینههای روزمرهام کافی است و بخشی از آن را برای خرید ابزار و توسعهی کار مصرف میکنیم و گاهی هم به خانواده کمک میکنیم.»
اما آریا میگوید که محدودیت حضور زنان در نمایشگاههای هنری، فرصت معرفی آثار و گسترش بازار را از هنرمندان زن گرفته است. او میافزاید: «نمایشگاههای بزرگی برگزار میشود که حتا مهمانانی از خارج از کشور در آن شرکت میکنند؛ اما زنان اجازه ندارند در این نمایشگاهها اشتراک کنند.»
این بانو میگوید که با وجود علاقه مردم به هنر و صنایع دستی، مشکلات اقتصادی قدرت خرید آثار دستساز را کاهش داده است. او میافزاید: «مردم ما فعلاً هنرمندان و کارهای دستساز را دوست دارند؛ اما متاسفانه وضعیت اقتصادیشان اجازه نمیدهد برخی از کارهای دستساز را خریداری کنند.»
با این حال، بازار کار آریا به داخل افغانستان محدود نمانده و او تا کنون آثارش را به خارج از کشور نیز ارسال کرده است.
با وجود محدودیتها، آریا تصمیم ندارد کارش را کنار بگذارد. او برای پنج سال آینده رؤیای داشتن یک کارگاه بزرگ و مستقل در بیرون از خانه را دارد؛ جایی که دختران بیشتری بتوانند در آن کار کنند و از این راه درآمد داشته باشند.
او میگوید: «دوست دارم یک کارگاه بسیار خوب و بزرگ داشته باشم که دخترهای زیادی در آن کار کنند. یک کارگاه بزرگ باشد، یک دکان باشد که بتوانیم ابزارهای بسیار زیاد برای کار خود بخریم.»
آریا برای رسیدن به این هدف، از نهادها و افرادی که از هنرمندان حمایت میکنند نیز خواهان پشتیبانی عملی است. او میگوید: «تقاضای ما از حامیان هنرمندان این است که واقعاً حامی باشند. تا حالا کدام حمایت از ایشان ندیدیم.»






