در نهایت دیوان کیفری بینالمللی (آیسیسی) قادر به صدور حکم بازداشت رهبر طالبان و قاضیالقضات این گروه شد. درخواست برای بازداشت ملا هبتالله آخوندزاده و عبدالحکیم حقانی قبلاً از سوی کریم خان، دادستان دیوان کیفری، به اتهام ارتکاب «جنایت علیه بشریت» صادر شده بود که تازه به تصویب قاضیهای آیسیسی رسیده است. کریم خان ماهها قبل توسط وزارت خزانهداری ایالات متحده امریکا تحریم شده بود. همچنان پرونده ادعای تجاوز جنسی هم علیه او باز شده است. افزون بر آن، همین چندی قبل از کنارهگیری موقتی از سمتش خبر داد. با این اوضاع و احوال، گمان نمیشد که درخواستش به تایید قاضیهای دادگاه برسد. ظاهراً قاضیها در بررسی درخواست جدیت بیشتر به خرج دادهاند که کار به صدور حکم کشیده است.
حکم بازداشت هبتالله و حقانی در حالی صادر میشود که تازه کام طالبان با بهرسمیتشناسی رژیمشان توسط روسیه شیرین شده بود. طالبان در پی اقدام روسیه غرق این توهم شدند که گویا از بنبست عظیمی عبور کردهاند و اکنون قرار است بقیه دولتها دستهدسته به تعقیب مسکو راه بیفتند و رژیم این گروه را بهرسمیت بشناسند. حالا با اقدام دیوان کیفری بینالمللی اشتهای طالبان کور و کامشان تلخ شد.
البته هبتالله و حقانی سفرهای علنی به خارج از افغانستان نخواهند داشت که بازداشت و به دادگاه کیفری تحویل داده شوند. این در جای خود درست است؛ اما نمیتواند از اهمیت اقدام دادگاه بکاهد. کشورهایی هستند که شاید به تقلید از روسیه میخواستند رژیم طالبان را بهرسمیت بشناسند، حالا پس از صدور حکم دادگاه به احتمال زیاد به تجدید نظر در تصمیمشان رضایت دهند. البته در کوتاهمدت چنین خواهند کرد. رژیم طالبان که تا کنون از شرایط کسب مشروعیت بینالمللی برخوردار نشده و جهان هم به همین خاطر از شناسایی رسمی آن سر باز زده است، حالا که داستان حکم بازداشت هم بر حجم عیبها و نارساییهای درونیاش افزوده شده است، روند بهرسمیتشناسی میتواند دچار انقطاع (ولو موقتی) شود.
اقدام آیسیسی حتا اگر بهقصد تامین عدالت هم باشد، از جهتهای دیگر به تصمیم اخیر روسیه درباره طالبان پیوند میخورد. بعید نیست که ایالات متحده نیز وارد ماجرا شده و قاضیهای دادگاه را تحریک به صدور حکم کرده باشد. از یاد نباید برد که امریکا به یکسان از توان تطمیع و تهدید برخوردار است که برخورداریاش از حربه تهدید را در ماجرای تحریم دادستان دیوان کیفری و چهار قاضی آن (در واکنش به صدور حکم بازداشت مقامهای اسراییلی) میتوان دید. وقتی واشنگتن تهدید و تحریم میکند، قادر به تطمیع نیز است و این جای تعجب ندارد. اگر به ماجرا نگاه جدی افکنده شود، شاید که بتوان رد پای اروپاییها را هم بهخوبی دید. البته کاخ سفید در حالی دیوان کیفری بینالمللی را تحریم یا هم تطمیع میکند که عضو آن نیست.
در دفاع از احتمال دخالت امریکا و اروپا در ماجرا، چند نشانه را میتوان مطرح کرد: ۱- وزارت خارجه ایالات متحده بهرسمیتشناسی رژیم طالبان از سوی روسیه را غیرقابل قبول خوانده و مدعی شده که مسکو با «نیروهای شرور» همدست شده است. ۲- ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، نیز پس از شروع جنگ اوکراین، از سوی دیوان کیفری محکوم به بازداشت شده است که همسرنوشتشدن هبتالله با او همزمان با بهرسمیتشناسی رژیم طالبان توسط کرملین، معنادار بهنظر میخورد. ۳- جاناتان شرایر، نماینده امریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، نیز بهتازهگی به قطعنامهای درباره افغانستان (که مفادش مبتنی بر تعامل با طالبان بود) رأی منفی داد و در نقد طالبان سخنهای تندوتیزی بر زبان آورد که در نزدیک به چهار سال گذشته پیشینه ندارد. البته فقط از آدرس مقامهای امریکایی چنین است.
بهفرض که امریکا و اروپا به ماجرا ورود کرده باشند، باز هم نقششان حداکثری نیست. گامهای اولی را کریم خان برداشته بود و امریکا و اروپا احتمالاً در تسریع روند یاری رساندهاند. دولتهای غربی با دخالت در ماجرا هدفی ندارند جز اینکه روسیه تنها بماند و بقیه دولتها به تبعیت از آن، رژیم طالبان را بهرسمیت نشناسند. در اینجا، هدف دولتهای غربی نه تحقیر طالبان که تحقیر مسکو است.
اگر دادگاه کیفری بهگونه مستقلانه هم اقدام به صدور حکم کرده باشد، باز هم همزمانشدنش با اقدام تازه روسیه جالب توجه است که بیاثر کردن امتیاز اعطاشده از سوی این کشور به طالبان مهمترین هدف است؛ حتا اگر نه قصد سیاسی که فقط تامین عدالت در کار باشد. آیسیسی هم نمیخواهد رژیمی که رهبرش محکوم به جنایت علیه بشریت است، از سوی دنیا بهرسمیت شناخته شود. ازاینرو، سعی میکند با توسل به سازوکارهای قانونی وارد عرصه شود و برای طالبان (که به درخواست آن اهمیت نمیدهند) چالش بیافریند.






