طالبان در بیش از چهار سال گذشته، در کنار اعمال سایر محدودیتها و ممنوعیتها، فعالیت سینماها در کشور را نیز ممنوع کرده و ساختمان یک سینما را در کابل تخریب کردهاند. بسیاری از آثار سینمایی در آستانه نابودی کامل قرار دارند و از وضعیت آرشیف «افغان فلم» نیز در این مدت هیچ اطلاعی منتشر نشده است. این موضوع نگرانی سینماگران را درباره از بین رفتن آن توسط طالبان افزایش داده است. یافتههای گزارش نشان میدهد که طالبان از زمان تسلط بر افغانستان، رویکردی دوگانه اما هدفمند در قبال سینما در پیش گرفتهاند. این گروه ابتدا بهتدریج فلمها و سریالها را از تلویزیونهای داخلی حذف کردند و سپس درهای سالنهای سینما را بهروی مردم بستند. همزمان، با اجرای سیاستهایی سیستماتیک، حضور زنان را از فلمها بهطور کامل حذف کردند. با این حال، در همین مدت، یک جشنواره فلم نیز برگزار کردند؛ اقدامی که بیشتر جنبه نمایشی داشته است. براساس یافتههای روزنامه ۸صبح، طالبان تا کنون نُه فلم و یک سریال تولید کردهاند. در ساخت این آثار، شماری از فلمسازان ایرانی نیز با آنها همکاری داشتهاند. محتوای این فلمها، فقر را بهعنوان یک ارزش دینی و فضیلت اخلاقی به تصویر میکشد. در هیچ یک از این فلمها، زنان حضور ندارند.
طالبان اداره «افغان فلم» را که تنها نهاد رسمی تولید، حمایت و آرشیف فلم در افغانستان بود، تعطیل کردند. سینمای افغانستان که زمانی با روایتهایی از عشق، دوستی و زندهگی مردم آغاز شده بود، اکنون با تولیدات ایدئولوژیک، ستایش از بمبگذاران و حملات انتحاری، در حالیکه همزمان سانسورشده و از دسترس عموم خارج است، عملاً به پایان راه رسیده است.
این گزارش براساس تحقیقات میدانی و گفتوگو با شماری از سینماگران و کارمندان پیشین «افغان فلم» در داخل و خارج از کشور تهیه شده است. برخی از سینماگران تبعیدی نسبت به سرنوشت آرشیف «افغان فلم» ابراز نگرانی کردهاند. این آرشیف در زمان حکومت پیشین به ارگ ریاست جمهوری منتقل شده بود و اکنون بیم آن میرود که توسط طالبان از بین برود. سینماگران میگویند در صورتی که اطلاعاتی درباره محفوظبودن این آرشیف منتشر نشود، نگرانیها از نابودی کامل حافظه تصویری تاریخ افغانستان افزایش خواهد یافت.
سینماگران کشور میگویند که اهمیت «افغان فلم» تنها بهدلیل نقش آن در عرصه هنر و سینما نیست، بلکه این نهاد بخشی از تاریخ تصویری افغانستان را نیز در خود جای داده است. به گفته آنان، در این آرشیف، فلمهای مستندی از دوران جنگ جهانی، «جنگهای افغان-انگلیس»، سفرهای اماناللهخان از آغاز سلطنتش در سال ۱۹۱۹ میلادی، و همچنین فلمهای مستند و هنری مربوط به دورههای محمد ظاهر شاه و محمد داوود خان نگهداری میشود. افزون بر این، مستندهایی از آثار تاریخی و فرهنگی کشور و فلمهای مربوط به دوره حکومت حزب دموکراتیک خلق نیز در آرشیف «افغان فلم» بایگانی شدهاند.
اقدامهای گامبهگام طالبان تا حذف کامل «افغان فلم»
با سلطه طالبان بر افغانستان در ۲۴ اسد۱۴۰۰، فضای فرهنگی و هنری کشور بهطور گسترده دستخوش محدودیتهای شدید شد. این گروه از نخستین روزهای تسلط بر کابل، گامبهگام بهسوی سرکوب هنر، بهویژه سینما، حرکت کرد.
در نخستین اقدام، در تاریخ ۳۰ عقرب ۱۴۰۰، وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان دستورالعملی هشتمادهای صادر کرد. براساس این دستور، نمایش چهره زنان، حضور آنان در سریالها و پخش صدایشان در بسیاری از برنامههای تلویزیونی ممنوع اعلام شد. این تصمیم به خروج گسترده زنان از رسانهها انجامید.
چند هفته بعد، در ۲۹ قوس ۱۴۰۰، شهرداری طالبان در کابل اعلام کرد که روند «پاکسازی تصاویر غیرشرعی» از تابلوها، اعلانها و بلبوردهای شهری آغاز شده است. در تصاویری که از این اقدام منتشر شد، چهرههای زنان روی تابلوهای آرایشگاهها و فروشگاهها با رنگ پوشانده شده بود. در ۴ میزان ۱۴۰۲، طالبان تصمیم گرفتند ساختمان تاریخی سینمای آریوب را به کرایه بدهند. این سینما که پیشتر به پارکینگ موتر تبدیل شده بود، بهدلیل معماری منحصربهفردش یکی از نمادهای مهم سینمای افغانستان بهشمار میرفت.
چند ماه بعد، در ۳ جوزای ۱۴۰۱، منابع دانشگاه کابل گزارش دادند که طالبان شماری از مجسمههای دانشکده هنرهای زیبا را تخریب کرده و بخشهایی از این دانشکده را غیرفعال کردهاند. هنرمندان این اقدام را بهعنوان حملهای مستقیم به هنرهای تجسمی خوانده بودند.
در ۷ سنبله ۱۴۰۱، طالبان به چند سینما در کابل از جمله «آریانا» و «نما رسانه» بهصورت محدود اجازه دادند تا جشنواره فلم «دید نو» را برگزار کنند. در این جشنواره، ۳۷ فلم مستند کوتاه به نمایش درآمد که برخی از آنها تولید اداره «افغان فلم» تحت مدیریت طالبان و برخی دیگر آثار مستقل بودند.
در ادامه این روند، در ۲ حمل ۱۴۰۲، شهرداری طالبان در کابل اعلام کرد که سینمای قدیمی خیرخانه بهطور کامل تخریب خواهد شد تا بهجای آن بازار تجارتی، مسجد و بلاکهای مسکونی ساخته شود. این سینما یکی از قدیمیترین و شناختهشدهترین سالنهای سینمای پایتخت به شمار میرفت.
سرانجام، در ۲۳ ثور ۱۴۰۴، طالبان اداره «افغان فلم» را – بهعنوان تنها نهاد دولتی سینمایی کشور – بهطور رسمی منحل اعلام کردند. با این اقدام، آخرین امیدهای باقیمانده برای احیای سینمای رسمی در افغانستان از میان رفت و یکی از مهمترین نهادهای تولید، بایگانی و حمایت از سینمای کشور به تاریخ پیوست.
تناقض در رویکرد فرهنگی طالبان
طالبان در ظاهر تلاش کردهاند با اقداماتی مانند برگزاری جشنواره فلم «دید نو»، خود را حامی فرهنگ و هنر نشان دهند. اما در عمل، با انحلال نهادهای فرهنگی، تخریب سینماها، حذف کامل زنان از سینما و رسانه، و سانسور گسترده فلمها و موسیقی، چهره واقعی و محدودکننده خود را آشکار کردهاند. کارشناسان سینما میگویند این اقدامات طالبان بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و نقشی در تغییر نگرش فرهنگی این گروه ایفا نمیکند.
سلطه طالبان بر افغانستان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، افزون بر ایجاد عقبگرد عمیق در تمام بخشهای زندهگی جمعی و اقتصادی، برای سینمای کشور نیز آغازگر دورهای سیاه و تاریک بوده است. با تسلط دوباره طالبان، اکثریت هنرمندان و سینماگران کشور را ترک کردند.
طالبان در این مدت جشنوارهای را زیر نام «دید نو» برگزار کردند، اما همزمان صدور دستورات سختگیرانه درباره ممنوعیت حضور زنان در فلمها و پخش صدای آنان و نیز حذف سریالها و آثار فرهنگی از رسانهها را ادامه دادند.
این گروه در چهار سال گذشته ۹ فلم و یک سریال تولید کردهاند. در هیچکدام از این آثار، زنان حضور ندارند. محتوای این فلمها به تبلیغ ایدئولوژی طالبان، تخریب دولت پیشین، نکوهش ارزشهای دموکراتیک و ستایش حملات انتحاری و جنگ این گروه اختصاص دارد.
یافتههای گزارش از فلمهای طالبان نشان میدهد که عناوینی مانند «زندان بگرام»، «پل کمپنی»، «دیوارهای استنادی کابل»، «باغبان دولتی»، «یک روز کاری قومندان امنیه» و «نهم سنبله» تنها بخشی از فلمهایی هستند که با بودجه دولتی ساخته شدهاند. این فلمها با هدف مشروعیتبخشی به حاکمیت طالبان و برجستهسازی ناکامیهای دولت پیشین تولید شدهاند. براساس یافتههای گزارش، بیشتر این فلمها بهجای روایت هنری، ماهیتی تبلیغاتی دارند و تولیدشان عمدتاً توسط فلمسازان بیتجربه یا دانشجویان تازهکار انجام شده است.
براساس یافتههای گزارش، در مراحل ابتدایی یکی از این فلمها به کارگردانی یک زن اختصاص یافته بود، اما هنگام ورود به جشنواره، طالبان مانع حضور او شدند. هرچند بعدها اجازه مشارکت او صادر شد، سینماگران میگویند این مورد نیز بازتابدهنده نگاه حذفگرایانه این گروه نسبت به زنان در سینما است. به باور بسیاری از سینماگران، این آثار نه در سطح حرفهای، بلکه بهصورت تجربی و در غیاب نخبهگان سینمای افغانستان تولید شدهاند.
یافتههای گزارش نشان میدهد که طالبان برخی از این فلمها را با همکاری فلمسازان ایرانی تولید کردهاند. بهطور مشخص، انجمنی بهنام موسسه تولیدات صوتی وتصویری «موج» در ایران نقش مهمی در تولید و اجرای این پروژهها ایفا کرده است. سریالی که در ظاهر از سوی «نما فلم» ساخته شده، در واقع محصول هماهنگی این انجمن ایرانی بوده است. بودجه از سوی طالبان و موسسه موج تامین و اجرای پروژه نیز توسط همین نهاد انجام شده است.
سید احمد شکیب موسوی، استاد دپارتمان سینما در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل و در حال حاضر پژوهشگر مهمان در دانشگاه کلمبیا در نیویارک، درباره این فلمها میگوید: «بعد از سقوط جمهوریت، زمانی که تازه کشور را ترک کرده بودم در پاریس زندهگی میکردم، یکی از تهیه کنندهگان از موسسه صوتی و تصویری موج با من تماس گرفتند و خواستار همکاری در تولید سریالی در افغانستان شدند، اما به آنها گفتم که چون در افغانستان حضور ندارم، نمیتوانم به آنها کمک کنم. وقتی از این تهیه کننده پرسیدم که وقتی من بهعنوان یک فلمساز از کشورم افغانستان به علت عدم امنیت جانی با حضور طالبان فرار کردهام، آنها چگونه و با چه تضمین امنیتی در این برهه زمانی حساس به افغانستان آمدهاند و می خواهند سریال تولید کنند؟! اما ایشان هیچ پاسخی به سوال من ارایه نکردند و بالافاصله تماس را قطع کردند.»
این استاد دانشگاه میافزاید: «نوع روایت، ساختار داستان و سبک فلمسازی در این سریالها شباهت های انکار ناپذیری با ساختار و سبک فلمسازی در سینمای ایران دارد. این شباهتها اتفاقی نیست و نشان میدهد که پروژهای هماهنگ شده برای نمایش چهرهای به ظاهر فرهنگی از طالبان در جریان است.»
موسوی همچنین میگوید که طالبان در دوره دوم حاکمیتشان پنج سالن سینما را بسته و تنها یکی را برای برگزاری جشنواره باز گذاشتهاند. او میافزاید: «در دوره اول، طالبان فلمها و سریالها را آتش زدند، بازیگران زن را حذف کردند، موسیقی را ممنوع کردند و تنها نعت و سرودهای مذهبی را مجاز دانستند. حالا هم همان سیاست ادامه دارد، اما در لباسی متفاوت. با این حال، یک نکته وجود دارد: طالبان اینبار در حال ساختن یک تاریخ تصویری از خود هستند؛ تاریخی که با سانسور، حذف و تحریف همراه است، اما در نهایت تصویری خواهد بود که از آنها باقی میماند.»
فلمسازی در تبعید: هنر مقاومت در برابر سرکوب طالبان
هرچند فلمسازان افغانستان در تبعید، ساختن فلم را «بهترین انتقام» از طالبان میدانند، اما در کشورهایی که به آنها پناه بردهاند، با چالشهای فراوانی روبهرو هستند. آنها میافزایند که محدودیتهای مالی، نبود دسترسی به امکانات فنی، مشکلات اقامت و فقدان فرصتهای حرفهای، روند تولید آثار هنریشان را دشوار کرده است. به گفته آنان، مهاجرت اجباری باعث شده ارتباطشان با مخاطب داخلی قطع شود و فضای فرهنگی کشور برایشان دور از دسترس باقی بماند؛ با این حال، تلاش دارند صدای مردم افغانستان را از طریق سینما به جهان برسانند.
احمد آریوبی، مسوول پیشن سینمای آریوب، میگوید: «نسل جوان با دیدن این فلمهای محدود و ضعیف، این برداشت را پیدا میکند که ما کشوری عقبمانده هستیم و نمیتوانیم فلم بسازیم یا در عرصه جهانی حضور داشته باشیم. فلمهای دیگر کشورها قدرت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آنها را به جهان معرفی میکنند، اما ما چنین نیستیم. وقتی نسل ما تنها این فلمها را میبیند، احساس ضعف و ناتوانی در برابر جهان به آنها دست میدهد.»
مارینا، یکی از سینماگران مقیم فرانسه، میگوید: «زندهگی در تبعید چالش بزرگی است. شاید برخی بتوانند تلاش کنند و مسیر خود را بسازند، اما برای بسیاری سخت است. من افرادی را میشناسم که استعدادهای خاصی دارند ولی در کشورهای اروپایی جایی در سینمای افغانستان ندارند. خودم بیش از ۱۰ سال است که در فرانسه زندهگی میکنم. در این مدت، در دو فلم هنری، یک مستند و یک سریال بازی کردهام، در حالی که در سال ۲۰۱۴ در افغانستان در هفت فلم بازی کرده بودم.»
این سینماگر درباره پراکندهگی و نبود اتحاد میان هنرمندان افغانستان میگوید: «واقعیت این است که ما هیچوقت نتوانستهایم یک محفل مشترک برگزار کنیم تا درباره سینمای افغانستان صحبت کنیم. ما افرادی تحصیلکرده و آگاه به سینما هستیم، اما انسجام نداریم. من در فرانسه هنرمندان زیادی را میشناسم که اگر کنار هم باشند، با کمترین امکانات میتوانند آثار قابلتوجهی بسازند. اما متاسفانه بیشتر افراد به منافع شخصی خود فکر میکنند و نه به سینمای افغانستان.»
شکیب، یکی دیگر از سینماگران افغانستان مقیم خارج، نیز درباره دشواری مهاجرت و تاثیر آن بر فعالیت هنری میگوید: «مهاجرت تجربه تلخی است و آدم نمیتواند به سادهگی از آن عبور کند. وقتی در افغانستان بودی، هنرمند و صدای مردم بودی، اما در تبعید، ماهیت کار و نگاهت تغییر میکند. این تغییر نگرش، برای من دوره سختی بود.»
طالبان در دوره نخست حاکمیت خود نوارهای فلم سینمایی را به آتش کشیدند و اکنون نیز بیشتر سالنهای سینما را بستهاند. از پنج سالن سینما در کابل، تنها یکی برای برگزاری جشنوارههای ایدئولوژیک این گروه باز گذاشته شده است.
یافتههای گزارش درباره وضعیت سینما در کشور نشان میدهد که اوضاع سینماگران و سالنهای سینما در افغانستان زیر سایه طالبان بهمراتب بحرانیتر از گذشته است. سالنهای سینما بسته شدهاند، فلمسازی بهدلیل تهدیدهای امنیتی جان افراد را به خطر میاندازد و فصل تاریکی از تاریخ سینمای کشور بار دیگر ورق خورده است. سانسور شدید، محدودیتهای ایدئولوژیک و حرام اعلام شدن سینما از سوی طالبان، عملاً هرگونه فعالیت سینمایی را ناممکن ساخته است.
شکیب میگوید: «در دوره اول طالبان، نوارهای فلمهای سینمایی را آتش زدند و حالا نیز سالنهای سینما را مسدود کردهاند. تنها سینمای آریانا همچنان فعال است که این وضعیت بیشتر شبیه یک شوخی سیاسی است. طالبان پس از بازگشت دوباره، پنج سالن سینما را بستند و تنها یکی را باز گذاشتند که در آن جشنوارههایی نیز برگزار شده است.»
این کارگردان فلم میافزاید: «بستن سالنهای سینما مثل این است که چشم یک جامعه را ببندی تا کمتر ببیند. شنیده بودم در دوران جنگ داخلی، سالنهای سینما بهعنوان پایگاه گروهها مورد استفاده قرار میگرفتند. در دوره اول طالبان، سالنهای سینما تخریب شدند و اکنون نیز برخی از آنها را به مساجد یا ساختمانهای دیگر تبدیل کردهاند. سالن سینما، هرچقدر هم کارکردش تغییر کند، هنوز سالن سینما است. اگر کسی یادش برود، من به یاد دارم که آنجا سینما بود.»
اکبرخان، (مستعار)، کارمند «افغانفلم»، تایید میکند که سینماگران ایرانی برای همکاری با طالبان به افغانستان آمدهاند. او میگوید: «کشورهای همسایه مانند ایران که در سطح جهانی پیشرفت دارند، تلاش میکنند صدای خود را از طریق فلمها به جهان برسانند. حتا پاکستان که کمتر به آن حساب میکردیم، پیشرفتهای قابل توجهی داشته است. اما وضعیت ما بسیار سخت است و این عقبگرد ما را صد سال به عقب میبرد و مجبوریم دوباره از صفر شروع کنیم.»
زندهگی سخت برخی از سینماگران در افغانستان
صابره سادات، بازیگر سینما، از وضعیت دشوار زندهگی خود میگوید: «پس از محدود شدن فعالیتها و از دست دادن شغل در ریاست تئاتر که در آن زمان بازیگر بودم، شرایط زندهگیام بسیار سخت شد. من نانآور خانواده بودم و این وضعیت بر روحیه و هویت هنری من تاثیر منفی گذاشت. بهخاطر فرزندانم نتوانستم افغانستان را ترک کنم، زیرا زندهگیام وابسته به آنهاست.»
بانو سادات میافزاید: «وضعیت خیلی بد است. ریاست افغانفلم فعلاً به نام سمعی و بصری تغییر کارکرد داده است و همانطور که میگویند، «چیزی که هویداست، از نامش پیداست.» سینماگران در داخل کشور با چالشهای فراوانی روبهرو هستند. به نظر من با شرایط فعلی، امیدی به زنده شدن دوباره سینما نیست.»
این بازیگر سنیما تاکید میکند: «اگر فرصتی دوباره پیش بیاید، نخستین کاری که میکنم ساختن یک فلم مستند درباره زندهگی خودم خواهد بود، حتا اگر امکاناتش را نداشته باشم تلاش خواهم کرد. در نبود فعالیت سینمایی من هیچ منبع درآمدی ندارم و با مشکلات فراوان و در کنار شوهر بیمار و فرزندان بیکارم زندهگی میکنم.»
شرایط سخت سینماگران و سانسور شدید طالبان
براساس یافتههای گزارش، طالبان با شروط سختگیرانهای به سینماگران اجازه فعالیت میدهند. اولین شرط این است که داستان فلم ابتدا در اختیار طالبان قرار گیرد و پس از اتمام فلم، دوباره بررسی شود. تنها در صورتی اجازه پخش داده میشود که فلم مطابق خواست این گروه باشد. همچنین، حضور زنان در فلمها بهطور کامل ممنوع است. با این شرایط، سینمای افغانستان عملاً بسته شده و امیدی به بازگشایی و فعالیت آزاد وجود ندارد. بسیاری از سینماگران کشور را ترک کردهاند و آنهایی که ماندهاند، در فقر و ناامیدی زندهگی میکنند.






