شماری از کتابفروشان در بدخشان از کاهش چشمگیر فروش کتاب و رکود بازار نشر در این ولایت ابراز نگرانی میکنند. آنان میگویند که اکنون مشتریان تنها کتابهای مکتب و دانشگاه را خریداری میکنند. این کتابفروشان میگویند که پنج سال پیش، روزانه صدها جلد کتاب در بدخشان خرید و فروش میشد؛ اما اکنون بسیاری از کتابهای موجود در کتابفروشیها ماههاست که بدون مشتری باقی ماندهاند. به گفته آنان، مشکلات اقتصادی، افزایش بیکاری و کاهش علاقه جوانان به مطالعه از مهمترین عواملی است که بازار کتاب را در این ولایت با رکود مواجه کرده است.
نعمت (مستعار)، یکی از کتابفروشان در ولایت بدخشان، از کاهش چشمگیر فروش کتاب و کمرنگشدن فرهنگ مطالعه در این ولایت ابراز نگرانی میکند. او میگوید که در پنج سال گذشته، فروش کتاب در کتابفروشیهای فیضآباد، مرکز بدخشان، بهگونه چشمگیری کاهش یافته و تقریباً به صفر رسیده است.
نعمت میگوید: «دیگر کسی علاقهای به خرید کتاب و مطالعه ندارد. فرهنگ مطالعه در میان مردم، بهویژه جوانان و نوجوانان بدخشان، تقریباً از بین رفته است و این وضعیت واقعاً نگرانکننده است.»
این کتابفروش میافزاید: «پنج سال پیش در این ولایت روزانه صدها جلد کتاب خرید و فروش میشد و نمایشگاههای کتاب نیز بهگونه گسترده برگزار میشد؛ اما اکنون بسیاری از کتابهایی که در کتابفروشیها قرار دارند، مدتهاست بدون آنکه خریداری شوند، دستنخورده باقی ماندهاند.»
بلال (مستعار)، یکی دیگر از کتابفروشان، میگوید که این روزها مردم بیشتر کتابهای دانشگاه و مکتب را خریداری میکنند. به گفته او، کتابهایی در کتابفروشیها وجود دارد که بیش از چهار سال میشود حتا دستنخورده باقی ماندهاند.
این کتابفروش میگوید: «از پنج سال به اینسو دیگر کتاب در بدخشان بازار ندارد. بیشتر کتابفروشان چون کارشان رونق نداشت، این شغل را ترک کردند و به کارهای دیگری روی آوردند. اگر این وضعیت همینگونه ادامه پیدا کند، ما کتابفروشان نیز این کار را ترک میکنیم؛ چون ما هم فامیل داریم و مصارف زندهگی داریم.»
فیاض (مستعار)، یکی دیگر از کتابفروشان در بدخشان، میگوید که اکنون بازار فروش کتاب در این ولایت تنها در یک تا دو ماه از سال رونق دارد؛ آنهم همزمان با آغاز سال تعلیمی و تحصیلی.
او میگوید: «ما کتابهای مکتب و دانشگاه را از سایر کتابها جدا کردهایم. کتابهای ادبی، رمان، تاریخی و آثار شاعران را نیز در بخش دیگری گذاشتهایم؛ اما بسیاری از این کتابها ماههاست که دستنخورده باقی ماندهاند.»
این کتابفروش میافزاید که عوامل مختلفی در کاهش بازار کتاب نقش دارد. به گفته او، مشکلات اقتصادی، افزایش بیکاری و کاهش علاقه جوانان به مطالعه، از مهمترین دلایل کمرونقشدن بازار کتاب است. او میگوید: «مشکلات اقتصادی و وضعیت نگرانکننده افغانستان باعث شده است که مردم کمتر به خرید کتاب فکر کنند. بیکاری به اوج رسیده و این وضعیت، بهویژه جوانان را نسبت به مطالعه و کتاب بیعلاقه کرده است.»
در همین حال، جمال (مستعار)، یکی از جوانانی که خود دانشجو است، میگوید امروز بهدلیل مشکلات اقتصادی و کمرنگشدن جایگاه اهل علم، بسیاری از جوانان تحصیلکرده برای یافتن لقمهای نان راهی معادن شدهاند و در کنار دیگر کارگران برای امرار معاش کار میکنند. به گفته او، تلختر از همه، شنیدن طعنههایی چون «اینهمه درس خواندی، چه به دست آوردی؟» است؛ سخنانی که انگیزه جوانان برای تحصیل و مطالعه را کاهش میدهد.
این دانشجو میگوید: «در چنین شرایطی، نگرانی کتابفروشان از فروشنرفتن کتابها تنها یک نگرانی اقتصادی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای آینده فرهنگ و دانش در بدخشان است. کاهش فروش کتاب میتواند نشانهای از کاهش مطالعه، کمشدن علاقه به دانش و ضعیفشدن ارتباط جامعه با فرهنگ مکتوب باشد.»
این جوان بر این باور است جامعهای که در آن کتاب خوانده نشود، بهتدریج قدرت تحلیل، پرسشگری و تصمیمگیری آگاهانه خود را از دست میدهد.
جمال میافزاید: «امروز شاهدیم که جوانان تحصیلکرده برای لقمهای نان زیر آوار کوهها میشوند؛ از جمله نوحالله ناجی بیگزاد، که سطح تحصیلیاش تا مقطع ماستری میرسید. در چنین شرایطی، نهتنها توجه مردم به علم، مطالعه و تحصیل کمرنگ شده، بلکه موانع روزافزون از سوی طالبان در دانشگاهها نیز میتواند علاقه جوانان به تعلیم، تحصیل و مطالعه را بیش از پیش از بین ببرد.»
این در حالی است که شماری از شهروندان چندی پیش گفته بودند که محدودیتهای فرهنگی و اقتصادی در پنج سال گذشته، فرهنگ کتابخوانی را در کشور کمرنگ کرده است. آنان افزوده بودند که جمعآوری شماری از کتابها از سوی طالبان، محدودشدن دسترسی به برخی منابع مطالعاتی و کاهش فعالیت کتابخانهها و مراکز فرهنگی، فضای مطالعه را نسبت به سالهای پیش محدودتر ساخته است.






