برخی از باشندهگان هلمند و مسوولان نهادهای دولتی زیر کنترل طالبان در این ولایت میگویند که حتا پیدا کردن زنان فارغ صنف دوازدهم برای بستهای اختصاصی زنان دشوار و در برخی موارد ناممکن است. آنان میگویند که برخی م,سسهها و نهادهای دولتی زیر کنترل طالبان، بارها بستهای شان را به اعلان میگذارند؛ اما با وجود آسانگیری در شرایط استخدام، زن فارغ صنف دوازدهم در این ولایت پیدا نمیشود تا برای این بستها درخواست بدهد.
مسوول منابع بشری یکی از موسسهها در هلمند میگوید که در برخی بستهای اختصاصیافته به زنان، مردان استخدام شدهاند. به گفته او، آنان نتوانستهاند حتا یک زن فارغ صنف دوازدهم را برای این بستها پیدا کنند و در نهایت مجبور شدهاند بهجای زنان، مردان را استخدام کنند.
این مسوول منابع بشری میافزاید که این موسسه در یک مورد دیگر، چندین بست را برای زنان به اعلان گذاشته بود؛ اما پس از دو بار اعلان، تنها موفق شد چهار زن فارغ صنف دوازدهم را پیدا کند.
او میگوید: «تمام اداراتی که به کارمندان زن نیاز دارند، بهسختی میتوانند دخترانی را پیدا کنند که تا صنف دوازدهم درس خوانده باشند. ما مدتی پیش دو بار بستهای مربوط به زنان را اعلان کردیم و شرایط آن نیز بسیار ساده بود؛ اما متاسفانه نتوانستیم دخترانی را پیدا کنیم که تا صنف دوازدهم تحصیل کرده باشند.»
در همین حال، مسوولان شماری از نهادهای دیگر در هلمند نیز اظهارات مشابهی دارند و میگویند که روزبهروز شمار زنان تحصیلکرده در این ولایت کاهش مییابد. به گفته آنان، ریاست صحت عامه، اداره احصاییه و معلومات، بانکها و برخی دیگر از نهادهای زیر کنترل طالبان که به استخدام زنان نیاز دارند، نمیتوانند زنان تحصیلکرده، حتا فارغان صنف دوازدهم، را برای بستهای مورد نظر پیدا کنند.
یک منبع در ریاست صحت عامه هلمند، زیر کنترل طالبان، میگوید که برخی موسسات خصوصی در این ولایت به دخترانی که حتا مکتب نخواندهاند، اسناد آموزشی در بخش قابلهگی دادهاند.
این منبع میگوید دخترانی که برخی موسسات خصوصی در بدل پول برای آنان اسناد تهیه کردهاند، اکنون در مراکز صحی هلمند براساس تجربه کاری مشغول وظیفهاند. به گفته این منبع، در بسیاری از مراکز صحی هلمند، زنانی در بستهای مسلکی کار میکنند که حتا توانایی نوشتن نام خود را ندارند.
این منبع میگوید: «وضعیت در هلمند بسیار خراب شده است. در بخش صحت و ادارات، بستهای مسلکی را افراد غیرمسلکی گرفتهاند. در مراکز صحی، دختران زیادی هستند که حتا نمیتوانند نام خود را بنویسند، اما به عنوان قابله کار میکنند. برخی از این دختران از مراکز خصوصی هلمند فارغ شده و اسناد قابلهگی دارند، اما توانایی نوشتن نام خود را ندارند. دلیلش این است که مکاتب بسته شدهاند و جامعه به سمت دیگری در حرکت است. در آینده نیز خواهید دید که به دلیل اجبار، افراد بیسواد در بستهای مسلکی کار خواهند کرد.»
دلمحمد، یکی از باشندهگان هلمند، میگوید که ممنوعیت آموزش دختران تنها بر زندهگی کنونی دانشآموزان تاثیر نمیگذارد، بلکه در آینده نیز باعث کمبود کادرهای مسلکی در این ولایت خواهد شد.
او میگوید که اگر به دختران اجازه ادامه تحصیل داده نشود، در سالهای آینده کمبود آموزگاران زن، کارکنان صحی، قابلهها، پرستاران و دیگر کارمندان مسلکی زن بیشتر خواهد شد. به گفته او، بسیاری از خانوادهها در هلمند خواهان تحصیل دخترانشان هستند، اما بستهبودن مکتبها این فرصت را از آنان گرفته است.
این باشنده هلمند میافزاید: «ما اکنون پیامدهای این ممنوعیت را با چشم خود میبینیم. دخترانی که باید امروز آموزگار، داکتر، قابله و دیگر کارمندان مسلکی میبودند، در خانه ماندهاند. اگر دروازههای آموزش دختران هرچه زودتر باز نشود، چند سال بعد پیدا کردن کارمندان مسلکی زن دشوارتر خواهد شد.»
در همین حال، یک دختر جوان هلمندی که پس از صنف ششم از ادامه تحصیل محروم شده است، میگوید که بستهشدن مکتب تمام برنامههایش برای آینده را از بین برده است.
حافظه، یک دانشآموز صنف دهم، میگوید زمانی که در مکتب درس میخواند، امیدوار بود تحصیلاتش را تا صنف دوازدهم و پس از آن در دانشگاه ادامه دهد، اما ممنوعیت آموزش دختران این آرزو را نیمهتمام گذاشته است.
این دانشآموز محروم از آموزش میگوید که پس از بستهشدن مکتب، بیشتر روزهایش را در خانه سپری میکند و سختترین بخش ماجرا برای او این است که با دختران همسنوسالش درباره تحصیل و آینده صحبت میکند، در حالی که خودش دیگر اجازه رفتن به مکتب را ندارد.
حافظه میگوید: «هر صبح وقتی دخترانی پایینتر از صنف ششم را میبینم که یونیفورم مکتب پوشیدهاند، دلم میخواهد من هم با آنان به مکتب بروم. چند سال است که منتظر هستیم، اما هنوز نمیدانیم چه زمانی دوباره اجازه ادامه تحصیل خواهیم داشت. من نمیخواهم تحصیلاتم را از دست بدهم؛ میخواهم دوباره به مکتب بروم و آیندهام را بسازم.»
طالبان در پنج سال گذشته دروازههای مکتبها و دانشگاهها را به روی دختران بستهاند و زنان را نیز از کار، تحصیل، حضور در اجتماع و مشارکت در عرصههای مختلف زندهگی اجتماعی منع کردهاند.






